یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

 بسم الله الرحمن الرحیم

سیره اخلاقی امام رضا  علیه السلام

گفتگو با حجت الاسلام دکتر محمد الله اکبری، مدیر پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت (ع)

انسانیت و  دیانت اصل اساسی سیره اخلاقی امام علیه السلام

ما بر اساس روایات معتقد هستیم ائمه نور واحد هستند و اگر هر یک از ایشان در زمان دیگری بود همان روش و سیاستی را پیش می گرفت که دیگری به آن شیوه متمسک بوده است اما اصل اساسی که در سیره ائمه به چشم می خورد انسانیت و اسلامیت می باشد و به تعبیر دیگر امام علیه السلام به هیچ وجه دیانت خود را فدای امور دنیایی و غیره نمی کند لذا ائمه به بهانه تقیه و اضطرار حاضر نیستند دیانت یا اخلاق را زیر پا بگذارند حتی امام علیه السلام در زمانی که خلافت و ولیعهدی به نام او رقم زده شد و سکه به نام ایشان در بلاد اسلامی ضرب می شد مامون را نصیحت هم می کند و راه درست حکومت داری را نشان هم می دهد و خیر خواهی او را می کند ولی هرگز حرفی نمی زند که به  آن باور ندارد یا با اخلاق و دیانت همراه نباشد


بسم الله الرحمن الرحیم

سیره اخلاقی امام رضا  علیه السلام

گفتگو با حجت الاسلام دکتر محمد الله اکبری، مدیر پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت (ع)

انسانیت و  دیانت اصل اساسی سیره اخلاقی امام علیه السلام

ما بر اساس روایات معتقد هستیم ائمه نور واحد هستند و اگر هر یک از ایشان در زمان دیگری بود همان روش و سیاستی را پیش می گرفت که دیگری به آن شیوه متمسک بوده است اما اصل اساسی که در سیره ائمه به چشم می خورد انسانیت و اسلامیت می باشد و به تعبیر دیگر امام علیه السلام به هیچ وجه دیانت خود را فدای امور دنیایی و غیره نمی کند لذا ائمه به بهانه تقیه و اضطرار حاضر نیستند دیانت یا اخلاق را زیر پا بگذارند حتی امام علیه السلام در زمانی که خلافت و ولیعهدی به نام او رقم زده شد و سکه به نام ایشان در بلاد اسلامی ضرب می شد مامون را نصیحت هم می کند و راه درست حکومت داری را نشان هم می دهد و خیر خواهی او را می کند ولی هرگز حرفی نمی زند که به  آن باور ندارد یا با اخلاق و دیانت همراه نباشد

در رساله ذهبیه (   بحارالأنوار ج : 59 ص : 306 ) امام  علیه السلام 19 مرتبه خطاب به مامون عباسی لقب امیر المومنین را بکار می برد این با حرف شما سازگار نیست ؟

در مجموعه مقالاتی که در کنگره امام رضا علیه السلام در مشهد برگزار شد از جوانب مختلف به زندگی حضرت پرداخته اند از جمله چند مقاله در موضوع همین رساله می باشد هم از نظر سندی و هم از نظر محتوایی اما مطلبی که من می خواهم عرض کنم فراتر از این مسائل می باشد امام در زمانی که مامون سلطان می باشد و امام ولیعهد او جمله مشهوری دارند و آن جمله این است که « إِذَا کَذَبَتِ الْوُلَاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ » مامون از امام درخواست کرد که حضرت نماز باران بخواند آن هم در زمانی که حضرت ولیعهد می باشد می فرماید : « اذا کذبت الولاة حبس المطر » یعنی دست روی نکته ای  می گذارند که به سلطان مرتبط است ، در اثر عمل بد سلطان نتیجه عمل او به خودش و رعایای او بر می گردد و حضرت علت خشکسالی را بیان می کند و کذب والیان را دلیل حبس مطر می داند در حالیکه در نگاه مردم خود حضرت یک منصب سیاسی مهم دارد و به نوعی جزو ولات محسوب می شوند لذا می بینیم که حضرت با وجود این منصب باز حقایق عالم را بیان می کند و این منصب باعث نمی شود که امام یک حقیقت الهی و اصل ثابت و سنت الهی  را بیان نکنند و حدیث ادامه دارد و حضرت در ادامه می فرمایند « وَ إِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هَانَتِ الدَّوْلَةُ » اگر در دولت عدالت حاکم نباشد ظلم و جور موجب وهن حکومت می شود و پایه های آن را سست می کند لذا می بینیم که حضرت فلسفه سیاسی حکومت را در اینجا بیان می کند « وَ إِذَا حُبِسَتِ الزَّکَاةُ مَاتَتِ الْمَوَاشِی؛  وسائل‏الشیعة ج : 9 ص : 31   » و امام در این بخش جامعه را مورد خطاب قرار می دهد و در این بخش خطاب امام  با ملت است حضرت می فرمایند عمل تو نتیجه طبیعی دارد که به خود تو بر می گردد و اگر مانع زکات بشوی و حق الهی را ادا نکنی نتیجه عملت به خودت بر می گردد و در واقع اشاره ای به آیه شریفه « کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ (سوره مدثر آیه 38» دارد و این عمل تو موجب می شود که مالت را از دست بدهی و فقیر شوی

نوع احادیث امام که بدست ما رسیده است مربوط به چه عصری است ؟ عصر حضور امام در مدینه یا توس ؟

 اکثر مطالبی که از امام به ما رسیده است مربوط به  زمان حضور در خراسان است و اگر ایشان در مدینه می ماند گنجینه کلمات امام  در علوم و معارف گوناگون به این حجم به ما نمی رسید چرا که امام در فضایی قرار گرفتند که محل رجوع مردم و علمای بلاد قرار گرفتند حرف من در این بود که امام با تمام این احوال به اصول ثابت اخلاق و دیانت و انسانیت پای بند می باشند .

اینکه امام علیه السلام فرمود نتیجه کذب حاکمان خشکسالی می باشد این متوجه مردم هم می شود ؟

ما در روایات دیگری از امام علی علیه السلام  داریم  : « وَ اعْتِیَادُ الْکَذِبِ یُورِثُ الْفَقْرَ مستدرک‏الوسائل ج : 3 ص 457» اگر در جامعه دروغ رواج پیدا کند موجب فقر می شود و حضرت در روایت دیگری می فرمایند اگر قومی متقی باشند  اما صله رحم انجام ندهند خداند عدد ایشان را کم می کند و روزی ایشان را تنگ و عمر آن ها را می کاهد و باز در جای دیگری فرموده اند چه بسا قومی فاجر هستند اما یتواصلون و یتواصون به حال هم دلسوزند و جویایی حال یکدیگرند و به احوال مستمندان خودشان می رسند بخاطر همین کار خدا پاداش نیک می دهد روزی فراوان به ایشان می دهد و عمر ایشان را می  افزاید و عدد آنها را کثیر می کند «اِنَّ الْقَوْمَ لَیَکُونُونَ فَجَرَةً وَ لَا یَکُونُونَ بَرَرَةً فَیَصِلُونَ أَرْحَامَهُمْ فَتَنْمِی أَمْوَالُهُمْ وَ تَطُولُ أَعْمَارُهُمْ فَکَیْفَ إِذَا کَانُوا أَبْرَاراً بَرَرَةً ؛کافی ج : 2 ص : 155» لذا مردم در سرنوشت خویش سهیم و دخیل هستند .

لطفا به برخی دیگر از مصادیق سیره اخلاقی امام اشاره داشته باشید ؟

تواضع و خاکساری حضرت از دیگر مصادیق سیره اخلاقی امام می باشد بر حسب ظاهر و نگاه عوامانه  مردم تصور می کردند امام با ولایت عهدی و منصب ظاهری ولایت عهدی رفتار امام تغییر پیدا کند اما سیره امام تغییر نمی کند حتی زمانی که شخصی را به عنوان جاسوس بر درب منزل امام گماشته اند امام هرگز با او پرخاش نمی کند لذا رفتار امام منطبق با معیار هایی است که به آن معتقد هستند و موضع گیری امام بر اساس رفتار و عمل دیگران نیست بلکه ملاک اعتقادات شخص امام میباشد

شبهه مربوط به مخاطب قرار دادن حضرت مامون را  به لقب امیر المومنین پاسخ داده نشد ؟

این لقب از زبان سایر ائمه هم نسبت به خلیفه زمان خودشان صادر شده است و گفتن این لقب فضلی  بر مامون  اضافه نمی کند بلکه این کلمه لفظی بوده است که در جامعه رواج داشته است و این شخص به این اسم شهرت دارد بگونه ای که اسم امیر المومنین برای او علم شده است لذا اشکالی ندارد که حضرت خلیفه زمان خودش را با لقبی که برای او علم شده است مخاطب قرار دهند و اگر حضرت بخواهد با لقبی غیر از این لقب ، مامون را مخاطب قرار دهد بی ادبی گوینده را نشان بدهد نه شنونده را و اقتضای مجلس این است که امام نامی را برای مامون بکار ببرد که همگان بکار می برد  لذا مخاطب قرار دادن کسی با لقب مشهور او نشانه تایید او نیست .

سیره اخلاقی امام در مناظرات علمی با مخالفان خویش چگونه بوده است ؟

خارج نشدن از منطق صواب

مامون با تشکیل جلسات علمی قصد داشت تا به گمان باطل خود هیمنه امام را خرد کند اما ؛ «  عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد » اما مورد سئوال شما اگر به رفتار و منش امام در این جلسات توجه داشته باشیم می بینیم که حضرت در مناظرات خود هرگز از جاده ثواب خارج نمی شود و افراد مختلف را با القاب مذهبی خود آن شخص مخاطب قرار می دهند ولو مخاطب حضرت فرد درستی نباشد

مستمعی خوب

حتی می بینیم حضرت در هنگام تکلم طرف مقابل خود به خوبی به حرف او توجه می کند گویا که امام در مقابل حرف و استدلال طرف مقابل تسلیم شده اند و امام چنان مستمع خوبیا که دیگران تصور می کنند امام مغلوب شده است اما زمانی که لب به سخن می گشاید در حجم کمی از عبارات با استدلال منطقی خرد پسند طرف مقابل را منکوب می کند امام علی علیه السلام در خطبه همام ، خطبه 193 نهج البلاغه یکی از صفات متقین را  "منطق صواب" می شمارد و امام مصداق اتم «منطقهم  الصواب» می باشد لذا فرد متقی منطق صواب دارد و همین یک عبارت هزاران معنا در آن نهفته است و کسی که دارای منطق صواب است اهل کذب و تهمت و قسم دروغ و شهادت دروغ و... نمی باشد .

اجازه بدهید در خاتمه به حدیثی از امام علیه السلام تبرک بجوییم ؟

زمانی که امام در خراسان بودند یکی از اصنافی که به ملاقات امام آمدند صوفیه بودند و انتقادی نسبت به امام داشتند  گروهى از صوفیان و پشمینه پوشان به حضرت رضا علیه السلام عرض کردند: مأمون این مقام را به تو رد کرد زیرا شما شایسته‏ترین مردم به این مقام هستى اما لازم است که لباس پشمینه پوشى و لباسى که شایسته شما است ولى او مى‏خواهد شما لباس‏هاى نرم در بر کنید در صورتى که این لباسها مناسب شما نمى‏باشد امام علیه السّلام فرمود: واى بر شما مردم از امام لباس پشمینه و زهد فروشی نمی خواهند  بلکه امام باید عادل باشد و راست بگوید و به وعده‏ها وفاء کند خداوند فرمود: «مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ،» ( سوره اعراف آیه 32 )  یوسف علیه السّلام پارچه‏هاى بافته شده با طلا را در بر مى‏کرد، و بر پشتى‏هاى آل فرعون تکیه مى‏نمود (ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 601 ) و امام در پاسخ صوفیه به وظایف حاکم اشاره می کند و کلام حضرت حول این محور است که مردم از حاکمان چه انتظاری دارند ؟  باز حضرت در حدیث دیگری همین معنا را بیان می کنند : « مَنْ عَامَلَ النَّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ کَمَلَتْ مُرُوءَتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدَالَتُهُ وَ وَجَبَتْ أُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غِیبَتُهُ ؛ وسائل‏الشیعة ج : 27 ص : 396 » کسی که با مردم رفتاری دارد و برای ایشان حکومت دارد و ظلم نمی کند ؛ و با مردم تکلم می کند و دروغ نمی گوید ؛ وعده به مردم می دهد و خلف وعده نمی کند این شخص مروت او کامل و عدالتش ظاهر است و اخوت و خیر خواهی او واجب می باشد و غیبت کردن از او حرام است لذا امام سه ویژگی برای  حاکمان اسلامی می شمارند : صداقت ؛ عدالت ،  وفای به عهد و در واقع امام درس حکومت داری می دهند لذا مردم از امام و حاکم خرقه پشمینه و زهد تصنعی نمی خواهند بلکه عمل می خواهند و نیاز مردم خرقه بر تن کردن من نیست بلکه عدالت و وفای به عهد و صداقت است .

با تشکر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٤ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد