یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews
  
حضرت زهرا(س) واسطه و وسیله‌ای بین خدا و بندگان اوست و محل نزول فیوضات الهی بر جهان آفرینش،‌ میلاد آن کوثر فرصتی است تا تاملی کوتاه در برخی ویژگی‌های معرفتی آن حضرت بنمائیم. 

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر تحریری در گفتگو با سرویس علمی و فرهنگی خبرگزاری حوزه برخی ویژگی‌های معرفتی حضرت زهرا‌(س) را تشریح کرد.


* شخصیت حضرت فاطمه زهرا دارای چه ابعادی است؟

« وَ إِنَّمَا سمیَت‌ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ معرفت‌ها»، تفسیر فرات الکوفی؛ ص581  در روایات فاطمه زهرا (س) را از آن جهت فاطمه نامیده‌اند که خلق از معرفت آن حضرت ناتوان است و شناخت آن حضرت آنگونه که هست در طاقت بشری نیست ، شخصیتی که در فضیلت بزرگ او همین بس که سوره کوثر درشان او نازل شده است و خدای متعال در مقابل اعطایش به پیامبر بر او منت می‌نهد و خیر کثیر نامیده می‌شود و این خیر؛ محدودیت ندارد .

در همین راستا ملاحظه می‌کنیم، حقیقت امامت از این جایگاه نشأت می‌گیرد و در واقع مقام امامت نتیجه خلقت همه عوالم است که به واسطه این؛ بزرگان در عالم تجلی یافت ، شخصیت حضرت زهرای مرضیه در سه بعد قابل بررسی و تحقیق است :

اول بعد خلقتی آن حضرت قبل از این عالم، دوم بعد خلقت در عالم دنیا و سوم مقامات معنوی که آن حضرت در این عالم بدست آورده یا دارا بوده است . اگر مباحث را بر این  سه محور استوار کنیم، معارف بسیار عمیقی از این بانوی بزرگوار دریافت می‌شود، البته به قدر فهم ما و با توجه به روایات درباره آن سخن می‌گوییم.

 درباره خلقت آن حضرت قبل از این عالم؛ مسئله تقدم رتبی خلقت ایشان بر خلقت دنیا مطرح می‌شود که در لسان روایات از آن به خلقت نوری تعبیر شده است . روایات مختلفی از ائمه درباره خلقت نوری حضرت زهرا(س) و ائمه معصومین‌(ع) رسیده است .

 چرا از این مرحله از خلقت تعبیر به نور شده است ؟

در برخی از روایات آمده است که این مرتبه خلقت را خداوند از نور خودش منشعب کرده است و در تعبیرات قرآن و روایات در تشریح مرتبه وجودی، موجودی عالی به کار می‌رود تا هم علو وجودی آن را بیان ‌کند و هم مشخص کند که خلقت‌های دیگر به برکت آن نور وجود یافته‌اند. از این رو از آن تعبیر به نور می‌کند ؛ نور، خود تلالو دارد و اطراف خود را  منور می‌کند و سبب شناختن اطراف می‌شود. و این تعبیر به نحو کنایی و تمثلی بیان شده است و اول به ذات اقدس الهی " نور " اطلاق شده است و سپس به اشیای دیگری که چنین خاصیتی دارند « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی‌ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضی‌ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی‌ نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ به کل شَیْ‌ءٍ علی‌ام  ، آیه 35 سوره نور » لذا شاید از این جهت به خلقت نوری تعبیر کرده‌اند که از چنان مرتبه بالایی برخوردار است، جنبه وساطت برای خلقت‌های عوالم پایین‌تر را دارد .

* آیا جنبه وساطت خلقت عوالم دیگر مختص مقام خاتمیت نیست ؟

این جایگاه از خلقت را باید از جهتی جدای از جایگاه خلقت‌های دیگر و جایگاه عناوین دیگر بررسی کنیم، خدای متعال به طور کلی خواسته است نظام آفرینش به واسطه وسائط شکل بگیرد . گاهی از این وسائط در قرآن به ملائکه تعبیر می‌شود، اما این وسائط، محدود به ملائکه نمی‌شود، گاهی در قرآن کریم خود ملائکه را به وسایطی مجهز می‌داند از آن وسیله به روح تعبیر می‌کند « تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ؛ سوره قدر آیه 4 » ملائکه و روح نازل می‌کنیم، معلوم می‌شود «روح» حقیقتی است بالاتر از ملائکه و ملائکه به واسطه آن، کمالات وجودی را به موجودات دیگر افاضه می‌کنند و در نظام طولی آفرینش همه امور به خدا بر می‌گردد لذا طبق بعضی آیات دیگر، موجودات قبل از این عالم در عالم خزائن الهی می‌باشند « وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ به قدر مَعْلُومٍ ؛ سوره حجر آیه 21 » و این بحث ، بحث عمیقی است که بیان می‌کند خزائن موجودات قبل از موجودات نزد خدا تحقق دارد و موجودات از آن خزائن بر اساس مشیت الهی به این عالم تنزل کرده‌اند از این رو اگر در روایت بحث از خلقت نوری می‌شود این  مسئله منشا برهانی دارد و در مباحث عقلی مطرح می‌شود که نظام آفرینش بر اساس وسائط محقق می‌شود ؛ در روایات ما ائمه معصومین و فاطمه زهراء نزدیک‌ترین وسائط به ذات اقدس الهی هستند و ملائکه هم به واسطه این بزرگواران کمالاتشان را دارند در روایاتی آمده است؛ «عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ قُلْتُ لِمَوْلَانَا الصَّادِقِ ع مَا کُنْتُمْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ قَالَ کُنَّا أَنْوَاراً نُسَبِّحُ اللَّهَ تَعَالَى وَ نُقَدِّسُهُ حَتَّى خَلَقَ اللَّهُ الْمَلَائِکَةَ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَبِّحُوا فَقَالَتْ أَیْ رَبَّنَا لَا عِلْمَ لَنَا فَقَالَ لَنَا سَبِّحُوا فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَةُ بِتَسْبِیحِنَا أَلَا إِنَّا خُلِقْنَا أَنْوَاراً وَ خُلِقَتْ شِیعَتُنَا مِنْ شُعَاعِ ذَلِکَ النُّورِ فَلِذَلِکَ سُمِّیَتْ شِیعَةً فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ الْتَحَقَتِ السُّفْلَى بِالْعُلیَا ثُمَّ قَرَّبَ مَا بَیْنَ إِصْبَعَیْهِ»، ( بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏26، ص: 351) خداوند متعال ما رادر آن عالم آفرید و ما تسبیح می‌کردیم و ملائکه به واسطه ما خدا را تسبیح و تقدیس می‌کردند. از عوالم بالا به تعبیرات مختلفی یاد می‌شود گاهی به عرش و گاهی به «غامض علم الهی» و امثال این تعبیرات که بیانگر مرتبه بالایی از هستی است لذا این روایت بیانگر این است که صدیقه کبری همراه پدر و همسر و فرزندان معصوم خود در یک مرتبه دیگر از خلقت وجود داشته‌اند البته بحث از اینکه کثرت در عالم مجردات چگونه فرض می‌شود بحث سنگین دیگری است و هر عالمی احکام مناسب با خود را دارد .

نسبت به صدیقه کبری تعابیر عرشی بسیاری وجود دارد که درباره معصومین دیگر این تعابیر نیامده است مانند : « یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَة ؛ مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‌2، ص: 711 البته در زیارت جامعه نسبت به سایر ائمه آمده است « خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بعرشه مُحْدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَیْنَا بِکُم ؛من لا یحضره الفقیه، ج‌2، ص: 613‌ » اما به طور خاص این جایگاه  ویژه حضرت زهرا است و نشان می‌دهد که این حقیقت یک حقیقت مخفی در عوالم هستی است که به نوعی باید اولیاء الهی به این حقیقت مخفی اعتقاد پیدا کنند، گویا فاطمه رمز عالم هستی است و خداوند خواسته است که این حقایق از طریق پیامبر در او جلوه کند لذا به آن حضرت توجه داده شده است .

این مباحث مربوط به قبل از این عالم است البته آن عالم، تَمثُلی دارد که گاهی بعضی‌با آن تمثلات ارتباط برقرار می‌کنند آن عالم، مباحث مربوط به عالم گسترده‌ای است ک قالب شکلی ندارد، اما برای عده‌ای به صورت قالب شکلی نمایان می‌شود، مثلا  در داستان حضرت آدم و حوا وقتی که خلق شدند و به بهشت رفتند به عرش پرودگار توجه کردند و انواری دیدند و سئوال کردند مگر قبل از ما  کسی را  آفریده‌ای ؟ خداوند متعال در جواب فرمود: ایشان انواری هستند که قبل از تو آفریدم . این رؤیت برای آدم و حوا به صورت «تمثل» ظاهر می‌شود، مانند تمثلی که جبرئیل برای مریم کرد «  فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا ، مریم ، 17  » آن‌ها در آن عوالم، حقایق غیبی دارند که گاهی تمثلی پیدا می‌کنند و این خود بحث سنگین و مهمی است .

نحوه خلقت در این عالم :

 دسته ای از روایات، نحوه انعقاد نطفه حضرت را اینگونه بیان می‌کنند که آن خلقت نوری در میوه بهشتی نمایان شد و پیامبر آن میوه بهشتی را خوردند و به نطفه آن حضرت مبدل شد  و این خود بحث سنگینی است که خارج از فهم ماست ؛ چگونه آن امر غیر مادی مبدل به امر مادی شد ؟!

بنابر این نتیجه می‌گیریم، صدیقه کبری هم از نظر مرتبه خلقت، خلقت خاصی دارند و هم از نظر خلقت مادی، خلقت خاصی دارند.

*  برخی از کمالات حضرت زهراء ( سلام الله علیها ) در عالم مادی را بیان کنید ؟

کمالات علمی آن حضرت

آن حضرت کمالات گوناگونی را در این عالم دار بوده‌اند که شاخصه‌اش کمالات علمی است، به مرتبه‌ای از آگاهی به حقایق رسیدند که به علی(ع) می‌گویند : آیا می‌خواهی علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن را به تو بگویم. حسین بن عبد الوهاب در کتاب عیون المعجزات به نقل از سلمان روایت نموده است:عمّار بن یاسر به من گفت: آیا می‌خواهی چیز عجیبی را برای تو نقل کنم؟گفتم: نقل کن عمار! گفت: من شاهد بودم که روزی علی بن ابی طالب (ع) وارد خانه شد، هنگامی که‌ چشمان فاطمه بر او افتاد، گفت: نزدیک بیا تا به تو بگویم در جهان هستی چه بوده، چه هست، و تا روز قیامت چه خواهد شد.

عمّار گفت: در این حال دیدم که علی بازگشت، پس من هم به دنبال او بازگشتم تا اینکه به حضور پیامبر رسید، پس پیامبر به او گفت: ای ابو الحسن! نزدیکتر بیا، پس علی نزدیکتر رفت و در کنار او نشست و پیامبر به وی فرمود: حال تو می‌گویی یا من بگویم؟ علی فرمود: شما بگویید بهتر است. پس رسول خدا فرمود: مثل اینکه فاطمه به تو چنین و چنان گفته است و تو نزد من آمده‌ای تا در باره آن جویا شوی. علی پرسید: آیا نور فاطمه از نور من است؟

پیامبر فرمود: آیا تردید داری؟ البته که چنین است. و علی سجده شکر نموده و از حضور پیامبر(ص) خارج گردید و من نیز با او خارج شدم. پس از آن علی به خانه‌اش رفت و من نیز با او  وارد خانه شدم و فاطمه‌(س) به او گفت: مثل اینکه نزد پدرم رفته بودی تا آنچه را که به تو گفته بودم برایش نقل کنی؟ علی گفت: چنین است ای فاطمه! فاطمه گفت: ای ابو الحسن! بدان که خدای تعالی نور مرا- در عالم ذرّ- خلق کرد و او بلا فاصله مشغول تسبیح خداوند گردید، سپس آن نور را به صورت درختی نورانی در بهشت درآورد، هنگامی که پدرم در واقعه معراج داخل بهشت گردید خداوند تعالی به او وحی نمود تا از میوه‌های این درخت برگرفته و بخورد، و پدرم چنین کرد و بدین وسیله خداوند مرا در صلب پدرم قرار داد و سپس در بطن مادرم خدیجه دختر خویلد، و من از وی متولّد شدم، پس من از آن نورم، بدان که نسبت به هر آنچه بوده، هست و خواهد بود عالم و آگاه هستم، ای ابو الحسن! مگر نه آن است که مؤمن به وسیله نور خدا می‌بیند و نظاره می‌کند. (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‌43، ص: 8 ) .

فاطمه شخصیتی است که به تمام معنا تحت ولایت الهی و پیامبر است، یعنی از جهت معنوی همان جایگاه بلند معنوی را دارد که پیامبر دارد، اما مقام رسالت و نبوت و امامت را ندارد، اما آن حقیقت را دارد لذا در روایت نقل شده است «  وَ هِیَ الصِّدِّیقَةُ الْکُبْرَی وَ عَلَی معرفت‌ها دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَی ؛ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‌43، ص: 105» و او صدّیقه کبری است و بر محور معرفت او تاریخ شکل گرفت، انبیا گذشته اگر بخواهند به آن مقامی که شایسته ایشان است برسند باید معرفت به مقام نورانیت زهرای اطهر  داشته باشند.

* جایگاه عبادی :

حضرت در مقام عبادت به گونه ای است که آنگاه که در مقام عبادت قرار می‌گرفتند، آثار نورانیت عبادت ایشان به ملائکه هم سرایت داده می‌شد و خدا به عبادت آن حضرت بر ملائکه مباهات می‌کند

* ایثار :

 از جهت ایثار در امور مادی، در نهایت قله‌های ایثار قرار داشتند، تا جایی که چند روز گرسنه بودند و برای رسیدگی به ایتام، امور ضرری خود را انفاق می‌کردند و درشان ایشان سوره "هل اتی" نازل شد .

 ولایت مداری :

 یکی از شاخص‌های حضرت، مقام دفاع از ولایت و امامت است، یعنی آنچه را که خدای متعال از دین حق آورده است از طریق پدر و فرزندانش و با تمام وجود از آن دفاع می‌کند، هم ولایت را پذیرفته است و  هم از آن دفاع می‌کند، خدای متعال آن حضرت را از نور خودش آفرید، قبل از خلقت آدم و حقیقت خلقت نوری این است که حتی این بزرگوران در آن مرتبه از وجود واسطه خلقت نوری ملائکه هم هستند « ثُمَ‌ عَرَضْتُ‌ وَلَایَتَهُمْ‌ عَلَی الْمَلَائِکَةِ فَمَنْ قبل‌ها کَانَ عِنْدِی مِنَ الْمُقَرَّبِین‌ ؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‌1، ص: 58 » ؛  من ولایت ایشان را بر ملائکه و سایر خلقم عرضه داشتم .

* آیا بین مقام نورانیت و خلقت نوری تفاوتی است ؟

مقام نورانیت غیر از خلقت نوری است ؛  خلقت نوری اشاره به مرتبه هستی ایشان دارد، اما مقام نورانیت دلالت می‌کند به آن درجه قربی که این وجودات مقدس نسبت به خدا دارند و به واسطه درجه قربی که دارند  حقیقت وساطت را برای غیر خود ایفا می‌کنند، مقام نورانیت تقریبا آن جایگاهی است که با خلقت نوری همراه است و از جهت افاضه چیزی جدا از خلقت نوری آن‌ها نیست؛ منتهی به گونه‌ای غیر از آن است  و از مقام نورانیت به دارا بودن مقام اسما که آن‌ها مقام اسما الهی را دارند تعبیر می‌شود. مقام اسما مقام وساطت در افاضه به موجودات از خدای متعال در عوالم هستی است.

* آیا  مراد از نور در روایات تجلی عالم ولایت است کما اینکه مرحوم درود آبادی همدانی در شرح زیارات جامعه کبیره مقام نورانیت را مقام تجلی عالم ولایت خوانده است  ؟

 از این نور، تعبیرات مختلفی می‌شود گاهی از آن نور به عالم اسما تعبیر می‌شود و گاهی  از آن به تجلی مقام و لایت الهی تعبیر می‌شود در حقیقت ولایت این خاندان ظهور ولایت الهی است که از این معنا به مقام نورانیت تعبیر شده است و امیر المومنین در آن حدیث معروف به سلمان و ابوذر فرمود : « إن معرفتی‌ بالنورانیة معرفة اللّه، و معرفة اللّه معرفتی، و هو الدین الخالص‌؛ مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علیه السلام، ص: 255» یعنی در واقع ذات اقدس الهی با آن مرتبه غیب الغیوبی و بی حدی اولین تجلی اسمی که دارد تجلی مقام نورانیت است و با این تجلی اسمی مراتب هستی آفرینش پیدا می‌کند .

* آیا نحوه این تجلی قابل ادراک است ؟

 نه! اما مثال‌هایی برای تقریب به ذهن می‌توان زد، مثل اینکه انسان در ذهن خود صورتی را می‌آفریند و این صورتی که در خود ایجاد می‌کند، یک معنایی را برای او ایجاد می‌کند و این معنا حقیقتی در حیطه نفس و خارج از حیطه نفس نیست، منتهی تحت حیطه نفس است و به نوعی می‌توان گفت : این "معنا" تجلی نفس است در خودش و نفس در خود حقیقتی را تجلی می‌دهد که این تجلی بیرون از خودش نیست و ظهوری از خودش است و عین خودش هم نیست  و نمودی از وجودش می‌باشد .

* اسامی مختلف ائمه معصومین(ع) خصوصا فاطمه زهرا‌(س) بیانگر چه حقیقتی هستند ؟

 اسامی نه گانه حضرت بیانگر کمالات وجودی آن حضرت است و هر یک از این کمالات با یک اسمی عنوان می‌شود و بعضی از این کمالات در قیامت ظهور پیدا می‌کند، معنای فاطمه به نوعی در قیامت تحقق پیدا می‌کند که خدا شیعیان ایشان را از ورود به جهنم ممنوع کرده است « سمت ابْنَتِی فَاطِمَةَ- لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّار ؛صحیفة الإمام الرضا علیه السلام، ص: 45 » این کمال، با این اسم ظهور می‌یابد القاب و اسامی دیگر آن حضرت مانند "مبارکه" و "زهرا" و "بتول" هر یک کمالاتی جسمانی یا روحانی آن حضرت را بیان می‌کند .

 لطفا بطور مختصر به مقام شفاعت کبری اشاره کنید

خدای متعال مقامی به آن حضرت داده است و آن مقام وساطت آن حضرت برای رسیدن هر موجودی به کمال خاص خودش می‌باشد. این مقام را می‌گویند مقام شفاعت کبری و این مقام در قیامت مربوط به نبی خاتم است که از طریق پیامیر ظهور پیدا می کند و به طور خاص برای شیعیانش تجلی می‌کند و شیعیانش را آتش ابدی نجات می‌دهد  .

گفتگو و تنظیم : حمید کرمی 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/۸ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد