یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

پیروی از سیره و روش عرفانی مکتب اهل بیت از مهم‌ترین عوامل تربیتی بزرگانی مانند آیت الحق میرزا علی آقا قاضی (ره) می‌باشد آیت الله میرزا محمد حسین احمدی فقیه یزدی در گفتگویی شیرین به بعض زوایای مکتب عرفانی وحیانی اهل البیت توجه داده‌اند.

سئوال 1: در ابتدا نگاهی به جایگاه عرفان در مکتب اهل البیت داشته باشید ؟


یروی از سیره و روش عرفانی مکتب اهل بیت از مهم‌ترین عوامل تربیتی بزرگانی مانند آیت الحق میرزا علی آقا قاضی (ره) می‌باشد آیت الله میرزا محمد حسین احمدی فقیه یزدی در گفتگویی شیرین به بعض زوایای مکتب عرفانی وحیانی اهل البیت توجه داده‌اند.

سئوال 1: در ابتدا نگاهی به جایگاه عرفان در مکتب اهل البیت داشته باشید ؟

از مسائلی که اشتیاق به آن مخصوصاً در بین جوانان کشور رو به افزایش است توجه به مباحث معرفتی و عرفانی است و این خود دلیل بر وجود ریشه‌های ایمانی قوی در بین جوانان شیعه می‌باشد ؛ طور طبیعی خانواده‌هایی که در مسیر اهل بیت حرکت می‌کنند بیشترین همت و توجهشان به امر عرفان بوده است چرا که اهل بیت علیهم السلام دیگران را این‌گونه تربیت کرده‌اند و همواره ایشان را به مباحث وحیانی و عرفان اصیل سوق داده‌اند و ایشان نیز این‌گونه در دامن وحی پرورش یافته‌اند و در تاریخ تشیع منعکس شده است.

 گاهی تفسیر قرآن نوشته می‌شود و تنها به حکایات، قصص و مسائل ادبی آن پرداخته می‌شود و حال آنکه باید به فراتر از آن توجه شود و به سوی حقیقت عرفان حرکت نمود؛ حقیقت عرفان ارتباط با خداست و توجه به این ارتباط معنوی نباید در حاشیه یا به صورت کم رنگی نمایانده شود بلکه باید نحوه معرفت انسان با خدا و روش ارتباط معنوی انبیاء مخصوصاً خاتم‌الانبیاء با خدا را بیشتر در مباحث قرآنی دنبال شود البته در قسمتی که مربوط به اهل سنت است توقعی نیست چرا که ایشان بیشتر به جنبه‌های حکومتی، اجرایی و احکام توجه داشته‌اند اما اهل‌البیت افراد و اصحاب خود را تربیت می‌نمودند و بیشتر به مباحث وحیانی و عرفان توجه می‌دادند لذا عالمانی که در مکتب اهل بیت تربیت شده‌اند از جمله مرحوم میرزا علی آقای قاضی عمده تربیت شدن ایشان در مکتب اهل‌البیت است و در مکتب اهل بیت مهم‌ترین مسئله، قضیه عرفان است از این جهت آشنا شدن با آن و تربیت شدن و تعلیم گرفتن از آن کار بس با عظمتی است و اصلاً مقصد از عبادت عرفان است؛ هدف از تعلیم و تعلم احکام برای رسیدن به این هدف است تا روزنه‌ای از عرفان برای انسان باز شود و با دید معرفتی و توحیدی به عالم نگاه کند و نگاه او به عالم شناخت جنبه‌های ربوبی و الهی است این مسئله به قدری مهم است که در جریان خلقت حضرت آدم اولین مسئله‌ای که مطرح می‌شود مسئله تعلیم اسماء است «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کل‌ها ثُمَّ عرضه‌ام عَلَی الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ؛ بقره؛31 »  و این داستان با عرفان و معرفت خدا شروع می‌شود عظمت معرفت و عرفان تا حدی بالاست که مایز بین انسان و ملائکه همین معرفت است چرا که؛ ملائکه بسته به ظرفیت مجردی که دارند که ظرفیت بالایی هم هست در حال عبادت حق تعالی هستند در حالی که مسئله معرفت و توجه به مقام ربوبی بالاتر از عبادت بوده است و مایز بین انسان و ملائکه در همین جاست و ملائکه با صراحت اذعان داشتند که ما اطلاعی از اسماء نداریم الا به قدری که خدا به ما اطلاع داده است [i] «قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ؛ بقره؛32 » لذا در مقام تعلیم و انتقال معارف حضرت آدم انتخاب شده است و اصل خلقت هم برای همین اساس است و همه انبیاء از آدم تا خاتم همه وجودشان برای این معرفت و عرفان است.

سئوال 2: شاخصه‌ها و ممیزه‌های عرفان اهل بیت چیست  ؟

عرفان اهل بیت که مورد صحبت است و تمایز آن باید مورد توجه قرار داد سه جنبه خاص دارد : الف وحیانی بودن : یکی از نکات تمایز عرفان اهل بیت جنبه تعلیمی و تعلمی است که متخذ از وحی است لذا اصل تعلیم آن مستقیماً از جانب حق متعال است که به وسیله وحی به پیامبر و خاندان او تعلیم داده شده است و علمایی مانند مرحوم قاضی به دنبال این حقیقت هستند که آنچه از دامن وحی است همان را دریافت کنند. ب ) توأم بودن با عبودیت : این عرفان توأم با عبودیت و عبادت محض است همان طوری که جنبه‌های معرفتی آن از جانب خداوند آمده است توفیق این عبادات و بندگی از جانب خدا برای آن‌ها حاصل شده است و دقیقاً همان که در معرفت آن‌هاست همان هم در عمل آن‌ها تجلی پیدا می‌کند و این مایز با عظمتی است ج) عصمت : تمام این برنامه‌هایی که انجام می‌گیرد توأم با عصمت خاصی است که در جای دیگر یافت نمی‌شود و عصمت از مهم‌ترین شاخصه‌های عرفان اهل بیت است و لذا چون توأم با عصمت است بی نظیر است علمای بزرگ به خصوص در سطح عالی علم که با نام مرجعیت بیشتر می‌شناسیم در سطح مراجع و کسانی که در این سیر و سلوک حرکت کرده‌اند و مقامات عالی پیدا کرده‌اند مثل مرحوم میرزا علی آقای قاضی در این مسیر حرکت کرده‌اند و عرفان ایشان عرفان متخذ از روش اهل بیت عصمت است.

سئوال 3:  اراده و عزم در پیروی از دستورات اهل بیت عصمت و تعبد از اولین مراحل سلوک عارفانه می‌باشد لطفا در این باره توضیح دهید ؟

بوعلی سینا از شخصیت‌های نمونه‌ای است که در ریاضیات و مباحث پیچیده فلسفی و هیئت و نجوم و در همه علوم زمانش سرآمد روزگار بوده است و کسی در عدل او نیامده و به این تبحر همه جانبه وی نرسیده است این شخصیت بزرگ علمی آخرین کتابی که می‌نویسد کتابی عرفانی است؛ شیخ‌الرئیس در کتاب «الاشارات و التنبیهات» از نمط نهم به بعد به مبحث مقامات العارفین می‌پردازد و انصافاً هم زیبا وارد بحث شده است و اولین مقامات عارفین را مقام اراده می‌خواند[ii] «أول درجات حرکات العارفین ما یسمونه هم الإرادة؛ و هو ما یعتری المستبصر بالیقین البرهانی، أو الساکن النفس إلی العقد الإیمانی من الرغبة فی اعتلاق العروة الوثقی فیتحرک سره إلی القدس لینال من روح الاتصال. فما دامت درجته هذه فهو مرید؛ الاشارات و التنبیهات، ص: 145 » انسان به هر چه می‌رسد از مقام اراده اوست در جریان حضرت امام و انقلاب عظیم ایشان هیچ چیز مهم‌تر از اراده ایشان نبود تصمیم گرفته بود که این‌گونه شود و ملت هم با ایشان هماهنگ شد.

مهم این است که اراده سالک با اراده خدا مرتبط شود؛ آیت الله بهاء الدینی می‌فرمود : اراده امام در دست خودش نیست بلکه اراده او فانی در اراده حق متعال است لذا اراده مانند سکویی است که موجب پرواز انسان به عوالم بالا می‌گردد و این مقام سکوی ارتباط با خداست و اصل حقیقت عرفان یعنی همین؛ این مسئله از مسائل مهمی است که بزرگان از فلسفه بعد از همه تحقیق‌های عالمانه خود به آن رسیده‌اند و برای تحقق این بخش از عرفان دست نیاز به درگاه خدا بلند می‌نموده‌اند. آیت الله شهید مرتضی مطهری (ره) می‌فرمود : حاضرم همه علومی که برای کسب آن زحمت‌های بسیاری هم کشیده‌ام بدهم و یک لحظه عرفان حقیقی که برای اولیا الهی است برای من حاصل شود و این مرحله بسیار با عظمت است؛ لذا عرفان اهل بیت شناختی است که با تعبد؛ عبادت و شب زنده داری همراه است؛ این مرحله از مراحل با برکتی است که به برکت مکتب اهل بیت افرادی در این مسیر وارد شده‌اند و تربیت شده‌اند آنچه که مرحوم قاضی در نجف داشتند همه حاصل دریافت‌های ایشان از مکتب اهل بیت بوده است و تمام و کمال خود را تسلیم این مکتب کرده بودند.

 ایشان در سایه عرفان اهل بیت به معنویتی دست یافته بودند و می‌دانستند چه کسی اهلیت سیر و سلوک معنوی دارد و چه کسی ندارد؛ به بعضی از افرادی که ایشان در خواست دستورالعمل عرفانی داشتند می‌فرمود : نمازت را اول وقت و درست بخوان؛ گاهی هم برای بعضی دعایی می‌فرمودند و تصرفاتی که در برنامه‌های اشخاص داشته‌اند اثر خود را می‌داد و  آن خواسته کاملاً محقق می‌گردید مقام فوق العاده مرحوم میرزا علی آقا قاضی حاصل ارتباط عمیق ایشان با آیات قرآن ، ادعیه و دستوراتی است در سایه تمسک به ولایت امیر المومنین و سایر ائمه بوده است  . امروز باید هر چه بیشتر به این جهت توجه کنیم و مرحوم قاضی به این جریان بسیار اهمیت می‌دادند .

سئوال 4:  آیا سیره عملی مرحوم قاضی در تربیت شاگردانش متخذ از روش اهل بیت بود ؟  

بله قطعا همنیطور بوده است در سیر منازل عرفانی عده‌ای بیشتر به فکر توجه می‌کنند و عده‌ای علاوه بر آن اهل ذکر هم می‌باشند و بالاتر از ذکر زبانی اذکار قلبیه ای هم دارند  بعض شاگردان مرحوم قاضی می‌فرمودند: زمانی که از ایشان در خواست دستورالعمل عرفانی می‌نمودیم ایشان ذکر خاصی را می‌دادند که معلوم می‌شد در ما نواقصی است و با آن ذکر نواقص بر طرف می‌شد و این همان برنامه اهل بیت است لذا گفته‌اند هر انسانی بر اساس مراتب وجودی‌اش ذکری می‌خواهد که او را ترقی می‌دهد ایشان با نگاه به رفتار و وضع زندگی افراد او را با ذکر خاص مرتبط می‌نمودند و وقتی آن ذکر گفته می‌شود فضای عالی در مقابل اشخاص باز می‌شد؛ البته کسانی هم بوده‌اند که در خواست ذکر می‌نمودند و ایشان می‌فرمودند : بیشتر به زندگی روزمره بپرداز؛ به دنبال کسب حلال و نفقه عیال باشید که می‌رسید و همان را هم که عمل می‌کردند باز هم زوایای جدیدی در زندگی ایشان باز می‌شد و توجه به این امور از مسائلی است که در مکتب اهل بیت نیز به آن توجه می‌دادند لذا هر کسی دارای رتبه‌ای است و این سیر و سلوک و روش عرفانی خود دارای مراتب تشکیکی است و هر کسی در رتبه‌ای قرار می‌گیرد و همان هم برای او مفید است اهل بیت نیز هر کس را به اندازه ظرفیت او در مسیر تقرب الهی هدایت می‌کردند.

 راه‌های عرفانی راه‌های میانبری است که به سرعت شخص را به مقصد می‌رسد و اهل بیت به این راه‌ها تذکر دادنده اند  ما استعدادهایی داریم یکی از آن‌ها استعداد عرفانی است زمانی که استعدادها فعال شود و همه جانبه حرکت کنیم با عرفان اهل بیت آشنا شده‌ایم آیت الله قاضی این جامعیت را از مکتب اهل بیت به خوبی تحصیل کرده بود؛ عبادت همراه با تفکر در معارف قرآنی و عنایت الهی همراه شده بود لذا زمانی که برای او یک صفحه‌ای از عالم وجود باز می‌شود می‌بیند خدا برای او این‌چنین مقدر کرده است و تقدیری این چنینی لیاقت خاص می‌خواهد و ایشان آن لیاقت را یافته بود و من یقین می‌دانم در قیامت درباره مرحوم قاضی خواهند گفت : «قاضی منّا اهل‌البیت» است.

سئوال 5:  از آنجایی که حضرت عالی سال‌ها در محضر علامه طباطبایی ( ره ) بوده‌اید آیا علامه از ایشان مطالبی نقل می‌نمودند ؟

زمانی که از علامه طباطبایی ( ره )  نام مرحوم قاضی را می‌شنیدم  رنگ رخساره ایشان تغییر می‌کرد و نشان می‌داد این رابطه؛ یک رابطه معنوی خاص است و هرگاه می‌خواستند مطلبی درباره مرحوم قاضی بیان کنند با حضور قلب مخصوص و توجه قلبی که از یک شخص با عظمتی یاد می‌کنند از ایشان یاد می‌کرد و ایشان دقیقاً و از همه جهات مرحوم قاضی را می‌شناختند؛ شاید اگر بخواهیم بگوییم کسی که مرحوم قاضی را به طور منحصر به فرد  شناخته است مرحوم علامه طباطبایی بود .

سئوال 6:  اگر از دیگر بزرگان مطالب دیگری درباره شخصیت معنوی مرحوم قاضی به خاطر دارید بیان نمایید ؟

اینجانب اساتید بزرگی را دیده و از محضرشان مراحلی دریافت کرده‌ام ؛ زمانی که از آن‌ها عظمت قاضی را می‌شنیدم می‌فهمیدم که خبرهایی بوده است و این مرد بسیار مرد با عظمتی بوده است . در اینجا مناسب است یادی کنم از آیت الله فکور یزدی ( ره )  که با ایشان بسیار مأنوس بودم و سال‌ها با او ارتباط داشتم ایشان از شخصیت‌هایی بودند که جمع بین حوزه علمیه قم و نجف کرده بودند و شاید اگر بگوییم جزو دعاهای مستجاب ما این بود که با ایشان آشنا شدیم مبالغه نکرده‌ام همیشه دعا می‌کردیم حق تعالی راه خوب را برای ما مهیا کند و وسیله آن را بسازد و زمانی که از حوزه یزد به قم آمدیم آشنایی با آیت الله بهاء الدینی، آیت الله بهجت و فکور یزدی راه گشای ما بود؛ قدر آیت الله فکور یزدی مجهول است؛ عارف؛ فیلسوف؛ متعبد؛ فقیه روشن ضمیر و در عبودیت و اعمال عبادی کم نظیر بودند؛ فقه و فهم فقهی ایشان فوق‌العاده بود شخصیت با عظمتی بود که در فهم فلسفه و شرح منظومه و اسفار مشار بالبنان بود به خصوص در تفسیر قرآن و روایات تبحر خاصی داشتند ایشان زمانی که یادی از مرحوم قاضی می‌شد از او به عنوان یک نمونه عارفی که در مکتب اهل بیت تربیت شده است یاد می‌نمود و ایشان هرگز مبالغه در کلام نمی‌نمودند و مبالغه را کذب می‌دانستند مرحوم فکور یزدی عرفان اهل‌البیت را خوب درک کرده بود و از شاگردان موفق و موید مکتب اهل بیت مرحوم قاضی را می‌شناخت.

از دیگر افرادی که خوب است از ایشان یادی شود آیت الله علامه سید عباس کاشانی و آیت الله کشمیری می‌باشند که مرحوم قاضی را خوب درک کرده بودند؛ وقتی مرحوم کاشانی از آقای قاضی یاد می‌نمود گویا خودش را ذوب در وجود این شخصیت بزرگوار می‌دید و علامه کاشانی یک انسان متعبد و عارف بود و برای هر مشکلی دعا و دستورالعملی می‌دادند زمانی در مجلس ایشان از ایشان پرسیدند شما چگونه مطمئن هستید که این دعا یا دستور برای حل فلان مشکل مناسب است می‌فرمودند : آنچه ما از اساتید بزرگان دریافت کرده‌ایم این بوده است و با همین روش به نتیجه می‌رسیدند و گاهی هم با صراحت می‌فرمود : مرحوم قاضی این‌گونه دستور می‌دادند؛ آیت الله قاضی اصحاب خاص معرفتی داشتند و این افرادی که امروز یاد می‌کنیم جز نادر افرادی هستند که مسائل معرفتی و عرفانی را از استادشان میرزا علی آقا دریافت کرده بودند .

از دیگر اساتیدی و بزرگانی که خوب است یادی از ایشان شود حضرت آیت الله بهجت ( ره ) است زمانی که خدمت ایشان می‌رسیدیم و درخواست توضیحی می‌کردیم می‌دیدم با یک داستان و حکایتی مخصوصاً از میرزا علی آقای قاضی مطالبی را ذکر می‌نمودند و متوجه می‌شدیم عرفان امر بسیار دقیق و ظریفی است.

سئوال 7: لطفا نتیجه گیری و جمع بندی از این گفتگو داشته باشید ؟

سیره و روشی که اهل‌البیت تنظیم فرموده‌اند  توسط اصحاب ؛ علماء و شخصیت‌هایی بزرگ دینی و عرفانی ما سینه به سینه منتقل شده است و در هر دوره‌ای کسانی که اهلیت تلقی آن مطالب را داشته‌اند دریافت کرده‌اند  و به افرادی که لیاقت دریافت آن را داشت منتقل ‌نموده اند و این سیره اهل بیت ید  به ید  به صورت دقیق منتقل شده است والان ما از این سلسله افرادی داریم همان‌گونه که همه علوم سلسله دارد مباحث عرفانی هم سلسله دارد و آیت الله قاضی نیز یکی از بزرگانی است که در این سلسله معارف وحیانی اهل بیت را به نسل بعد از خود منتقل نموده است و شاگردان بزرگی را تربیت نموده اند.



[i] - علامه طباطبایی در  ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص: 179 می فرمایند :  این سیاق بما مى‏فهماند: که ملائکه ادعاى شایستگى براى مقام خلافت کرده، و اذعان کردند به اینکه آدم این شایستگى را ندارد، و چون لازمه این مقام آنست که خلیفه اسماء را بداند، خداى تعالى از ملائکه از اسماء پرسید، و آنها اظهار بى اطلاعى کردند، و چون از آدم پرسید، و جواب داد باین وسیله لیاقت آدم براى حیازت این مقام، و عدم لیاقت فرشتگان ثابت گردید. «پاورقی از تدوین کننده می‌باشد».

[ii] - علامه سید محمد حسین تهرانی در رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الألباب، ص: 105؛ در توضیح عزم می‌فرماید : همین‌که سالک قدم در میدان مجاهده نهاد حوادثی سخت، و ناملایماتی از طرف مردم و آشنایان که صرفاً غیر از هوای نفس و خواسته‌های اجتماعی مقصدی ندارند متوجّه او می‌شود و با زبان و عمل او را سرزنش نموده و می‌خواهند از رویّه و مقصدش دور کنند، و از فی‌الجمله تنافری که بین او و آنان در برنامه زندگی پیدا شده سخت در هراس بوده و به هر وسیله می‌کوشند تا سالک تازه به راه افتاده را با تازیانه ملامت و سرزنش از راه انداخته و قدم‌های او را خرد کنند؛ و همچنین در هر منزل از منازل سفر البتّه مشکله‌ای تازه برای سالک پیش خواهد آمد که بدون صبر و عزم دفع آن‌ها محال به نظر می‌رسد. سالک باید به حول و قوّه خدا چنان عزمی داشته باشد تا در برابر همه این مشاکل ایستادگی نماید و با حربه صبر و توکّل همه آن‌ها را نابود سازد و با توجّه به عظمت مقصد از این بادهای مخوف که عائق و مانع راه خدا هستند نهراسد و به هیچ وجه به خود بیمی راه ندهد «پاورقی از تدوین کننده می‌باشد».


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٩ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد