یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


25 شوال برابر است با شهادت  جانگداز امام صادق ( علیه السلام)  و به همین مناسبت بخش علمی فرهنگی  مرکز خبر حوزه نیوز مصاحبه ای با استاد محقق و پژوهشگر حوزه و دانشگاه حجت الاسلام و المسلمین حمید روشن بین بروجردی ترتیب داده است که متن ارائه شده گزارشی از آن مطالب می باشدکه تقدیم می گردد ؛ امید است که مطالب ارائه شده قابل استفاده برای رهجویان آن امام همام باشد.


اجمالی از زندگی علمی استاد:

با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام به حق ناطق حضرت جعفر صادق ( علیه السلام ) به محضر قلب عالم بشریت و نائب بر حق ایشان حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای ( حفظه الله ) و تمامی شیعیان و دو ستداران آن امام همام ؛ این حقیر در سال 69-1368 وارد حوزه علمیه بروجرد شده ام  که در طولب این مدت همزمان با  تحصیل به تدریس هم اشتغال داشته ام در سال 75 مشرف به حوزه علمیه قم  شده ام و تا بحال حدود 18 سال در مدارس علمیه قم و بروجرد به امر تدریس و تحقیق اشتغال داشته ام  و حدود هفت سال است که سطح عالی را تدریس می کنم و در پایگاه  اندیشوران حدود 54 کتاب و 47 مقاله از من به ثبت رسیده  است.

معرفی اجمالی امام صادق ( علیه السلام )

حضرت صادق ( علیه السلام ) در 17 ماه رییع الاول سال 83 هجری قمری  متولد شده اند و در 25 شوال سال 148 هـ . ق به شهادت رسیده اند و عمرشریف  حضرت 65 سال می باشد  و مدت امامت ایشان 34 سال بوده است  ؛ حضرت دارای 7 پسر و سه دختر می باشند

آنچه که در زندگی امام صادق بسیار مهم است دو جنبه از زندگی حضرت است که نگاهی اجمالی به این دو جنبه خواهیم داشت

الف- جنبه علمی

ب- سیاسی اجتماعی

جنبه های علمی زندگی امام صادق ( علیه السلام ) :

1-      یکی از امتیازات زندگی حضرت تاسیس دانشگاه مدینه است که یکی از ثمرات  تاسیسس این دانشگاه همان اصول اربعه [1] مائه می باشد که بعدها به صورت کتب اربعه  [2]  متجلی شد

2-      تربیت شاگردان بسیار زیادی که عدد 4000 شاگردان معروف ایشان در کتب تاریخی  ثبت  شده است و البته ایشان  شاگردان غیر معروف هم دا شته اند که یکی از شاگردان معروف حضرت جابر بن حیان است که پدر علم شیمی می باشد

3-      جنبه دیگر زندگی علمی امام ؛ نظریاتی بدیعی هست که حضرت در آن عصر داشته اند ؛ مثل بحث  عناصر اربعه که در  آن زمان فلاسفه و متفکران مقارن حضرت می گفتند ما چهار عنصر بسیط  به نام های آب ؛ آتش ؛ خاک ؛ هوا داریم و حضرت می فرمودند این عناصر بسیط نیستند بلکه خود این عناصر از عناصر دیگری تشکیل شده اند [3] ، یا نظریه حضرت در حرکت وضعی زمین  در زمانی که مراکزی در اسکندریه و بغداد معتقد بودند زمین ثابت و ساکن است همان زمان حضرت در دانشگاه مدینه می فرمودند که زمین دارای حرکت وضعی می باشد و بسیاری از موارد دیگر [4]

4-      نکته دیگر زندگی علمی حضرت احادیثی که از امام باقر و  امام صادق ( علیهما السلام ) به ما رسیده است مجموعه احادیثی این دو امام معضوم از مجموعه احادیث سایر امامان بیشتر است

5-      یکی دیگر از فعالیت های علمی امام  ؛ مبارزه با دهریون و ماتریالیست هامی باشد  ؛ افرادی مثل ابن ابو العوجاء [5] ، ابو شاکر دیصانی [6] که مبلغ این تفکر بودند  با حضرت و شاگردان حضرت مناظره می کردند و در برابر منطق محکم حضرت محکوم می شدند

6-      بعد ششم زندگی علمی امام علیه السلام  پاسخگویی به شبهاتی بود  که در زمان حضرت بخصوص در جهان اسلام مطرح بوده  که شاگردان حضرت با ادله محکم این شبهات را پاسخ می دادند

7-      نکته قابل توجه دیگر خونسردی حضرت در برابر حملات علمی دیگران در مقم بحث و مناظره می باشدکه حضرت با خونسردی تا پایان کلام شخص مستشکل را گوش می کردند وحتی  تصورمی شد که حضرت  مجذوب کلام شخص اشکال کننده شده است ولی بعد از اتمام کلام مستشکل حضرت به پاسخگویی می پرداختند.

جنبه های  سیاسی حضرت که می تواند مورد توجه قرار بگیرد  :

راجع جنبه سیاسی اجتماعی حضرت چند نکته برای ما مهم است که به صورت تیتر وار به آن اشاره می کنیم :

1-      معاصر بودن امام با ده خلیفه اموی و دو خلیفه از بنی عباس که در مجموع امام علیه السلام همزمان بوده اند با  12 تن از خلفاء و در اواخر عمر شریفشان حضرت  معاصر با عبد الله بن محمد بوده اند که بخاطر کثرت خونریزی معرف شده است به عبد الله سفاح [7] و برادر او منصور دوانیقی [8] لعنه الله علیهما و معاصر بودن حضرت با 12 خلیفه نشان می دهد که حضرت با چه اوضاع و جامعه پیچیده ای مواجه بوده و حضرت چگونه باید برنامه ریزی داشته باشند تا بتواند در چنین فضایی به  ترویج و تبیین معارف دین بپردازند  

2-      درزمان حکومت  بنی عباس که ادعای برپایی عدالت داشتند  آنقدر خفقان و اختناق فکری وجود اشت  بود که دیوار نویسی  شایع شده بود و معمولا در جوامعی که نتواند عقاید و مسائل شان را مطرح کنند بخاطر خفقان و.. مسئله دیوار نویسی رشد پیدا می کند و این نشان می دهد که چه خفقان فکری در زمان حضرت موجود بوده است

در آن زمان عده ای از مقامات دولتی سئوالات اعتقادی را ممنوع کرده بودند به طوری که شیعه برای پیشبرد فرهنگ خودش  از روش هایی مثل دست فروشی استفاده می کرد مثلا روغن فروشی سئوالات شیعیان را در کف ظرف روغنی مخفی می کرد و روی آن روغن می ریخت و بعد در قالب این امور سئوالات را مطرح می کردند و جواب می گرفتند  و شما ببینید که در عصر حضرت چه خفقانی حاکم بوده است

3-      منع مراسم عاشورا حتی در منزل امام صادق علیه السلام ، حتی در منزل حضرت اجازه نمی دادند که ایشان مراسم داشته باشند وحتی به منزل حضرت هجوم آوردند و منزل ایشان را آتش زدند و حتی چند بار حکم جلب حضرت به عراق آن زمان  صادر شده بود

4-      آنقدر انحراف در جامعه زیاد شده بود و قدرت تمییز از مردم سلب شده بود که خلفا برای توجیه اعمال ننگین  خودشان چهل نفر از پیران را جمع می کردند  تا در مجالس عمومی آن عصر این تفکر را رایج کنند  که پیامیر فرموده عذابی بر خلفا نیست و با این روش اعمال  زشت خلفا را توجیه می کردند

5-      یکی ازمسائل عصر حضرت عبارت است از انقلابیون افراطی که تازه ظهور کرده بودند  ، افرادی مثل نفس زکیه [9] ،  ابراهیم  امام [10] ، ... که حضرت  به صورت جدی قیام ایشان را تایید نمی کردند ؛  چراکه در این انقلاب ها عقاید عمومی بر خلاف شیعه جا افتاده بود مثلا خلافت ابوبکر و عمر را قبول داشتند.

 و مسئله مهم دیگر محدود نگریستن ایشان به مسئله امامت بود  که آن را به نگاه حاکمیت  و حکومت می دانستند  و مسئله  امامت را به معنای ریا ست مطرح می کردند

6-       مسئله بعدی صوفیه بود که در آن زمان رواج پیدا کرده بود و نوعی عرفان منحرف  بود که بعدها به  صورت خانقاهی در آمد .که افرادی مثل سفیان ثوری [11] از جمله ایشان بود  که به حضرت اشکال می کرد که تو چرا لباس فاخر می پوشی و...  حضرت در جواب این آیه شریفه را تلاوت می فرمودند « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْق ....‏»[12] حضرت در مقابل صوفیه آن زمان که معتقد به عزلت و گوشه نشینی بود  به کشاورزی و توسعه آن پرداختند.

7-      یکی دیگر از فعالیت های اجتماعی سیاسی حضرت مبلغی بود که حضرت اختصاص داده بودند و بواسطه آن بین شیعه حل اختلاف می شد

8-      بعد دیگر زندگی ایشان بحث کمک نکردن به ظالم و حضرت می فرمودند : من حاضر نیستم برای دستگاه حاکمه دهان مشکی ببندم با قلمی بتراشم [13] و این نشان می داد که  اطاعت از ظالم عبادت ظالم است و درس عملی بود برای اطرفیان که کمک به ظالم ننمایند

9-      یکی دیگر از جنبه های سیاسی حضرت مسئله تقیه [14] می باشد  ؛ که تقیه در آن زمان رواج پیدا کرد حتی طرد بعض اطرافیان برای حفظ جانشان از دیگر اقدامات سیاسی حضرت  می باشد .

بررسی کتاب مصباح الشریعه :

راجع این کتاب در چهار محور می توان بحث نمود

این کتاب  مخالفینی دارد که  بعضی ها تند رو و بعضی ها معتدل تر هستند  

مخالفین تند رو  :

1-      از جمله این  مخالفین مرحوم  شیخ حر عاملی ( ره ) می باشد که درپایان کتاب «هدایه الامة» می فرمایند:  کتاب مصباح الشریعه  اشکال سندی و دلالی دارد

2-      دومین شخصیت از این گروه  صاحب ریاض العلما می باشد کهاین کتاب را در زمره کتب مجهوله المولف می داند  و می گوید:  این کتاب نوشته یکی  از صوفیه است و بعد می گوید : هر کس قبول ندارد به محتوای این کتاب نظر کند .

مخالفین معتدل :

علامه مجلسی  در جلد اول بحار الانوار  در معرفی مصادر برخورد احتیاطی با کتاب دارد و این کتاب را رد قطعی نمی کنند  و عبارت « الله یعلم »  را آورده اند و این مطلب نشان می دهد که علامه مجلسی این کتاب را قبول دارد و می گوید اگر چه سند این کتاب معلوم نیست اما عمل به این کتاب جایز است  [15]

موافقین کتاب :

از جمله موافقین این کتاب شخصیت های بزرگی هستند که به بعضی از ایشان اشاره می شود

1-      حضرت امام ( ره )

2-      شهید ثانی در کتاب« کشف الریبه  عن احکام الغیبه» و کتاب «منیه المرید» و« التنبیهات» که التنبیهات همان کتاب اسرار صلاة شهید ثانی است و شهید در این کتب احادیثی  نقل کرده اند و بر ثبوت این کتاب بر حضرت صادق علیه السلام شکی ندارند   

3-      مرحوم محدث نوری که در «خاتمة مستدرک»  دلایل مخالفین را نقل و مستدلا رد می کند

4-      رضی بن  طاووس است که در کتا ب «امان الاخطا» می فرماید مسافر با خود بر می دارد کتاب مصباح الشریعه را که از حضرت صادق عیله السلام است در اینجا سید م به طور قطعی کتاب را  به حضرت نسبت داده اند .[16]

5-      مجلسی اول می فرماید : علو متن دلالت بر صحت آن دارد و حاجت به  نقل سند نیست ، در کتاب منهاج انوار المعرفه نوشته سید ابوالقاسم ذهبی شیرازی این مطلب را از مجلسی اول نقل کرده است

6-      از دیگر شخصیت های موافق  عبارت است از مرحوم فیض در «محجة البیضاء» [17]

7-      مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در اسرار الصلوة از این کتاب  نقل حدیث کرده اند

8-      استاد مرحوم سید بحر العلوم  مرحوم سید حسین  قزوینی که دز  بحث پنجم  کتاب جامع الشرایع از مصباح الشریعه نقل حدیث نموده اند

9-      ابن فهد حلی در عده الداعی

10-  شریف لاهیجی در تفسیر

11-  سید علی خان کبیر  در شرخ صحیفه  سجادیه

12-  ملامهدی نراقی در« جامع السعادات»  

و افراد بسیار دیگر هم هستند که به این کتاب توجه داشته اند

شروح مصباح

این کتاب دارای شروح فراوانی می باشد که بعض از این کتب عبارتند از :

1-      شرح ملا عبد الرزاق گیلانی که در بعض قسمت ها فقط به ترجمه اکتفاء کرده است .

2-      منهاج انوار المعرفة

3-      شرح شیخ حسن مصطفوی که شرح مختصری است  بر این کتاب و تاکید دارند نویسنده مصباح با عالم غیب ارتباط داشه است

4-      حسین انصاریان در 12 جلد

خصوصیات کتاب مصباح الشریعة

1-      این کتاب صد فصل دارد  که از امام صادق علیه السلام  احادیث مفصلی را بیان نموده است و حداکثر چیزی که می توان گفت این است که این کتاب سخنان امام صادق ( علیه السلام ) را نقل به معنی کرده است و در جای خودش - درعلم درایة  - بحث شده است که نقل به معنی اشکالی ندارد و خود ائمه هم اجازه فرموده اند ؛  خصوصا نقل به معنی برای علمایی که در این زمیه تبحر دارند اشکالی ندارد

2-       ساده و روان بودن کناب دیگر خصوصیت این کتاب است که  بدون مغلق گویی  گویی و رمز گویی  نوشته شده است

3-      منظم و مرتب بودن به صورت ابواب و فصول بدون پراگندگی

4-      هم فهم این کتاب و هم عمل به این کتاب برای مکلفین مقدور است

5-       و از خصوصیات دیگر این کتاب نورانیت آن است که حاصل ترکیب سه جنبه می باشد:

اولا-  روایات از کلام امام صادق علیه السلام است ؛ ثانیا معنویت و اخلاص نویسنده کتاب و سوم؛ مضمون عرفانی کتاب است که این سه عامل وجب نورانیت این کتاب شده است

6-      و از دیگرخصوصیات این کتاب این مطلب است که در این کتاب حتی یک نکته خلاف دین پیدا نمی شود .

شرح یک حدیث از کتاب مصباح الشریعة :

متن حدیث :

قال الصادق ع إعراب القلوب على أربعة أنواع رفع و فتح و خفض و وقف- فرفع القلب فی ذکر الله تعالى- و فتح القلب فی الرضا عن الله تعالى- و خفض القلب فی الاشتغال بغیر الله- و وقف القلب فی الغفلة عن الله تعالى- أ لا ترى أن العبد إذا ذکر الله بالتعظیم خالصا- ارتفع کل حجاب کان بینه و بین الله تعالى من قبل ذلک- فإذا انقاد القلب لمورد قضاء الله تعالى- بشرط الرضا عنه- کیف ینفتح بالسرور و الروح و الراحة- و إذا اشتغل القلب بشی‏ء من أمور الدنیا و أسبابها- کیف تجد ما ذا ذکر الله بعد ذلک- و أناب منخفضا مظلما کبیت خراب خلو- لیس فیها عمران و لا مؤنس- و إذا غفل عن ذکر الله تعالى- کیف تراه بعد ذلک موقوفا محجوبا- قد قسا و أظلم منذ فارق نور التعظیم- فعلامة الرفع ثلاثة أشیاء- وجوه الموافقة و فقد المخالفة و دوام الشوق- و علامة الفتح ثلاثة أشیاء التوکل و الصدق و الیقین- و علامة الخفض ثلاثة أشیاء العجب و الریاء و الحرص- و علامة الوقف ثلاثة أشیاء- زوال حلاوة الطاعة و عدم مرارة المعصیة- و التباس العلم الحلال و الحرام [18]

انتخاب حدیث از کتاب مصباح الشریعة  کار مشکلی است ولی من حدیثی را از این کتاب انتخاب کرده ام که امیدوارم برای همه ما آموزنده و راهگشا باشد خصوصا برای کسانی که می خواهند در رشته عرفان اسلامی تحقیقاتی داشته باشند و نظرائمه را در این موضوع بدانند

حضرت صادق ( علیه السلام ) می فرمایند إعراب القلوب على أربعة أنواع رفع و فتح و خفض و وقف عالم هستی کلمات خداوند است و تمام موجودات کلمات الله  هستند کما اینکه در 27 لقمان می فرملاید وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ [19]  می گوید و مهمترین کلمه خداوند انسان است و مهمترین مرکز انسان قلب اوست که دارای حالات مختلفی می باشد  و حضرت قلب را یک کلمه در نظر گرفته است و برای آن چهار حالت رفع و نصب و خفض و وقف شمرده اند  و مرکز تمامی این تعاریف الله می باشد  حضرت در هر چهار تعریف قلب را به الله نسبت می دهد

نکته: سر تقدم مقام خفض بر وقف

قبل از شرح حدیث باید یدانیم که از این چهار حالت کدام حالت قوی تر است و به ترتیب قوی  به ضعیف جلو برویم اولین حالت قلب حالت رفع است بعد فتح و سپس وقف  و ضعیف ترین حالت قلب حالت خفض است اما در حدیث شریف این ترتیب بهم خورده  است و خفض که ضعیف ترین حالت بوده است سوم آمده است چرا؟

 علت آن این می باشد  که حضرت ابتدا خواسته اند که  سه نوع اعراب قلب را بگویند و و بعد حالت سکون قلب  را معرفی کنند  با اینکه پست ترین حالت قلب حالت خفض است

رفع قلب

- فرفع القلب فی ذکر الله تعالى

با ذکر خالص حجاب بین مخلوق  و خالق براشته می شود و و چون با ذکر خالص حجاب برداشته می شود  لذا تعبیر رفع آمده است و البته ذکر هم بر سه نوع است ذکر لفظی ، ذکر معنوی و حقیقی

ذکر لفظی آن است که ذکر الهی را بر لب بیاورد و سبحان الله و لاا له الا الله بگوید وذکر معنوی این است که همین معنی یا معانی آن را در قلب خود بگوید ؛ بالاتر از این دو ذکر ، ذکرحقیقی است و آن این است که در تمام حالتش خداوند را فراموش نکند؛ حداقل آن این است که عالم را محضرخدا بداند در آیه 191 سوره آل عمران خداوند می فرماید الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً....[20]  این ها همواره به یاد خدا هستند و ایشان در حالت رفع هستند

علامات رفع قلب :

 برای حالت رفع قلب سه علامت ذکر شده است : وجود موافقت ، فقد مخافت و دوام شوق ؛  کسی قلب او حالت  رفع دارد که با امر الهی موافقت کند و مخالفتی با اوامر الهی نداشته باشد و سوم  دوام شوق به کمال مطلق  داشته باشد و این حالت برای انسان ها معمولی دوام ندارد

فتح القلب

 گشایش قلب در رضایت از حق است                          

و بهجة بما قضى اللّه رضا **** و ذو الرضا بما قضى ما اعترضا [21]

          

 یعنی خشنودی به آنچه که خداوند مقدر کرده است رضایت است و اگر قلب در حالت رضا باشد برای او فتح پیش می آید و فتح قلب مقدمه رفع آن است

سه علامت فتح قلب

 توکل ؛ صدق و یقین سه علامت فتح قلب است  کسی در مقام فتح فلبی  به سر می برد که توکل و صدق زبانی و عملی داشته باشد و به حالت یقین رسیده باشد .

و اگر ما به مقام رضا برسیم و اطاعت اوامر الهی را داشته باشیم و به قضای الهی راضی باشیم یک روح و راحت و سروری در قلب پیدا می شود که در عرفان از آن تعبیر به فتح می کنند .

خفض قلب

و خفض القلب فی الاشتغال بغیر الله

 پایین آمدن قلب در اشتغال به غیر خداست و اگر کسی بگوید پس ما دیگر توجه به دنیا نکنیم جواب این است که اشتغال به دنیا به صورت انغماردر آن اشکال دارد یعنی اگر ما طوری در دنیا غرق بشویم که قلب از حالت معنویت پایین بیاید دیگر عوامل معنوی در آن نفوذ نمی کند

إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ [22]

این آیه اشاره به حالت خفض دارد

 علامت خفض :

عجب و خود پسندی ؛ ریا و حرص  سه علامت خفض قلب هستند

و وقف القلب فی الغفلة عن الله تعالى

 حالت سکون قلب از حالت خفض بهتر است و غفلت از خداند تبارک و تعالی موجب قساوت قلب می شود لذا می بینیم  روضه امام حسین  علیه السلام هم خوانده می شود ولی  قلب تکان نمی خورد  و این قلب در حالت وقف قرار گرفته است .

وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی‏ نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ  [23]

! صیغه نهی ظهور در حرمت دارد و این یعنی مقام غفلت در عرفان حرام است

اگر انسان در مراحل تکاملی در حالت غفلت باشد سه علامت دارد

اول - زوال حلاوت و شیرینی اطاعت است   ؛ دوم - عدم مرارت معصیت که تلخی آن را احساس نمی کند و سوم حلال و حرام را نمی تواند درک کند و خداونند انشا االله به همه ما توفیق دهد که در مقام  خفض و و قف نباشیم و انشا الله در مقام فتح و بعد از آن در حالات رفع قرار بگیریم .

نظر استاد درباره حوزه نیوز :

پایگاه حوزه نیوز پایگاه بسیار خوبی هست و انشا الله همه همکاران این مجموعه موفق باشند و ما باسد به  به دنیا نشان بدهیم که ما برای  کل دنیا حرف داریم و حاضریم در هر جای دنیا با هر کسی مناظره و بحث داشته باشیم  .

 



-[1]  از حضرت صادق چهار هزار نفر در ابواب مختلف علوم روایاتى نقل نموده‏اند، و از فرمایشات آن جناب چهار صد کتاب تالیف گردیده که این کتب در میان شیعیان آن حضرت به «اصول اربعه مائة» معروف و مشهور است، این کتب را اصحاب او و پدرش و هم چنین اصحاب فرزندش موسى بن جعفر روایت مى‏کنند

- [2]   کتب اربعه عبارتند از کتاب ؛ من لایحضره الفقیة ، استبصار از شیخ صدوق  ، التهذیب از شیخ طوسی  ؛ کافی   از کلینی  که از مهمترین کتابهایی روایی شیعه می باشند .

[3] - توحید مفضل-ترجمه علامه مجلسى، ص: 30 مقدمه آیت الله شوشتری ( ره )

امام جعفر صادق اولین کسى است که عقیده به عناصر اربعه را که مدت یک هزار سال غیر قابل تزلزل به نظر مى‏رسید متزلزل کرد آن هم وقت گفتنش این نظریه را هنوز یک نوجوان نشده طفل به شمار مى‏آمد ولى نظریه مربوط به هوا را بعد از آن که به سن رشد رسید و به تدریس شروع کرد، بر زبان آورد.

امروز این موضوع، در نظر ما عادى جلوه مى‏کند براى آن که مى‏دانیم یک صد و دو عنصر وجود دارد. اما در قرن هفتم میلادى و اول هجرى، یک نظریه بزرگ انقلابى بود و عقول بشرى در آن قرن، نمى‏توانست بپذیرد که هوا یک عنصر بسیط نباشد. و باز مى‏گوئیم که در آن عصر و اعصار بعد، تا قرن هیجدهم میلادى اروپا، ظرفیت تحمل آن عقیده علمى انقلابى و چیزهاى دیگر را که جعفر صادق گفته و در فصول آینده ذکر خواهد شد نداشت.

تا آن که در اواخر صفحه 73 مى‏گوید: اول کسى که پى برد اوکسیژن مولد الحموضه است یعنى (تولیدکننده ترشى) است جعفر صادق بود.

تا آن که گفته: براى آن که شبهه‏اى تولید نشود مى‏گوئیم که اسم (مولد الحموضه) از دهان جعفر صادق خارج نشد ولى در محضر درس خود گفت هوا دارى چند جزء است و یکى از اجزاى هوا در بعضى از اجسام دخالت مى‏کند و آنها را تغییر مى‏دهد و از بین اجزاى هوا همان است که کمک به سوزاندن مى‏نماید و اگر کمک آن نباشد اجسامى که قابل سوختن‏اند نمى‏سوزند.

این نظریه از طرف خود جعفر صادق انبساط پیدا کرد و او باز در دروس خود گفت: آنچه در هوا کمک به سوزانیدن اجسام مى‏نماید اگر از هوا جدا شود، و به طور خالص به دست بیاید طورى از لحاظ سوزانیدن اجسام نافذ است که با آن مى‏توان آهن را سوزانید بنا بر این هزار سال قبل از پریستلى و پیش از لاووازیه جعفر صادق اوکسیژن را به خوبى وصف نمود و فقط نام اوکسیژن یا مولد الحموضه را روى آن نگذاشت.

پریستلى با آن که اوکسیژن را کشف کرد نتوانست بفهمد که آن را مى‏سوزاند. و (لاووازیه) با آن که قسمتهایى از خواص اوکسیژن را با آزمایش استنباط کرد نتوانست بفهمد که آن گاز، سوزاننده آهن است ولى جعفر صادق هزار سال قبل از او به این موضوع پى برد

[4] - توحید مفضل-ترجمه علامه مجلسى، ص: 22 مقدمه آیت الله شوشتری ( ره )

 در کتاب مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق علیه السّلام که بیست و پنج نفر از استادان دانشگاه اروپا و امریکا اصل انگلیسى آن را نوشته‏اند و ذبیح الله منصورى به این اسم آن را ترجمه کرده و در صفحه 9، 10 آن کتاب اسم آن بیست و پنج نفر را که استاد دانشگاه چه شهر و مملکتى بوده ذکر مى‏کند فقط دو نفر آنها ایرانى بوده آقاى حسین نصر استاد دانشگاه تهران، و آقاى موسى صدر مدیر مؤسسه علمى مطالعات اسلامى در صور لبنان مى‏نویسد: اول کسى که خبر به گردش زمین به دور خود داد جعفر صادق بود. آن وقت در صفحه 117 کتاب مى‏نویسد: گردش زمین به دور خود، به طور محسوس، ثابت نشد مگر بعد از آن که نوع بشر قدم به کره ماه گذاشت و از آنجا زمین را دید.

حتى در اول سالهاى فضانوردى فضانوردان، نمى‏توانستند گردش زمین را به چشم خود ببینند چون [در آن سالها فضانوردان‏] پایگاه ثابت نداشتند در سفینه‏هائى بودند که هر یک از آنها در [هر] نود دقیقه یا قدرى بیشتر اطراف زمین مى‏گردیدند و نمى‏توانستند در حالى که خود با آن سرعت اطراف زمین مى‏گردیدند به حرکت وضعى زمین پى ببرند.

اما روزى که در کره ماه قرار گرفتند و در آنجا دوربین فیلم بردارى خود را متوجه زمین کردند در عکسها دیدند که زمین آهسته، به دور خود مى‏گردد و در آن روز گردش زمین به دور خود به طور مرئى به ثبوت رسید

[5] - لغت نامه دهخدا

او باطنا از پیروان کیش مانی بود و در سال 155 هـ.ق والی کوفه او را بیب اجازت خلیفه به قتل رساند و بعض مورخین والی به همین جهت معزول گردید ، هنگامی که او را برای کشتن می بردند گفت 4000 حدیث مخالف با اوامر و نواهی شریعت اسلامی جعل کرده است و آن را نسبت به امام صادق علیه السلام داده ام و صاحب الفهرست در ضمن روسای مانویه که تظاهر باسلام کرده و در معنی مانوی بوده است  و نام او را نعمان بن ابی العوجاء می آرود

[6] - لغت نامه دهخدا

 نام یکی از مشاهیر دیصانیه است که خود را به فرقه امامیه بسته است و با او ابو محمد هشام بن حکم ( وفات 19 هـ.ق )  از متکلمین بزرگ شیعه در یک عصر می زسته است و بنا به گفت ابن الخیاط استاد ابن راوندی از زنادقه بوده است ( از خاندان نوبختی  ، عباس اقبال آشتیانی ص 26 و 90)

[7] - عبد الله بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس نخستین خلیفه عباسی است ابو مسلم خراسانی به سال 132 هـ.ق با وی بیعت کرد وی مردی سخت عقوبت وبزرگ انتقام بود بقایای اموی را بکشت و به دار زد و بسوخت تا آنجا که جز اطفال و کسانی که به اندلس گریختند کسی از آنان باقی نماند و بدان جهت او را سفاح گویند ( به نقل از الاعلام زرکلی )

[8] - عبد الله ابن محمد بن علی بن عباس مکنی به ابوجعفر و معروف به منصور وی دومین خلیفه عباسی و نخستین کس از ملوک عرب است که به علوم توجه کرد وی عارف به فقه وادب و در فلسفه و علم فلک تقدمی داشت وی پس از مرگ برادرش سفاح به سال 136 هـ.ق حکومت رسید و شهر بغداد را به سال 145 بنا کرد وی در سال 158 هـ.ق در بئر میمون مکه در گذشت  (به نقل از اعلام زرکلی)   

[9] - محمد بن عبد الله بن حسن بن علی بن ابی طالب مکنی به ابو عبد الله و ملقب به نفس زکیه ؛ از مردم مدینه و از اصحاب حضرت صادق ( علیه السلام ) بود و در عهد آن حضرت دعوی امامت کرد و به سال 145 هـ.ق کشته شد ( به نقل ریحانة الادب ج 4 ص 223 )

[10] - لغت نامه دهخدا

 ابراهیم بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس ، معروف به امام ؛ برادر عبد الله سفاح و منصور دوانیقی متولد به سال 82 هـ.ق  پدرش محمد شروع به دعوت سری کرد و سپس حق امامت را به فرزندش ابراهیم تفویض کرد ابراهیم شخصی را بنام بکیر بن ماهان برای دعوت به خراسان فرستاد و بکیر در 127 در گذشت و ابو سلمه خلال را بجای خود بدعوت بگماشت و ددر سال 128 ابو مسلم معروف رئیس دعات سری بنی عباس گشت و امر آنان در خراسان قوت گرفت ابراهیم در این مدت در قصبه حمیمیه جنوب دریاچه طبریه می زیست و چون بنی امیه از فتنه خراسان خبر یافتند ، ابراهیم امام را دستگیر کردند ( سال 129 ) و به حران برده باز داشتند تا از دنیا برفت و بقول برخی از مورخین به امر مروان دوم آخرین خلیفه اموی به صورت فجیعی کشته شد

[11] - ( 97- 161 هـ . ق ) ابو عبد الله سفیان بن سعید بن مسروق ثوری از طایفه نصر ( اعلام زرکلی ج 1 ص 375 )

[12] -  سوره  اعراف :  32

بگو: «چه کسى زینتهاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزیهاى پاکیزه را حرام کرده است؟

منبع : کافی ج6 ص 442

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ رَفَعَهُ قَالَ مَرَّ سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَرَأَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَلَیْهِ ثِیَابٌ کَثِیرَةُ الْقِیمَةِ حِسَانٌ فَقَالَ وَ اللَّهِ لآَتِیَنَّهُ وَ لَأُوَبِّخَنَّهُ فَدَنَا مِنْهُ فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَبِسَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِثْلَ هَذَا اللِّبَاسِ وَ لَا عَلِیٌّ ع وَ لَا أَحَدٌ مِنْ آبَائِکَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی زَمَانِ قَتْرٍ مُقْتِرٍ وَ کَانَ یَأْخُذُ لِقَتْرِهِ وَ اقْتِدَارِهِ وَ إِنَّ الدُّنْیَا بَعْدَ ذَلِکَ أَرْخَتْ عَزَالِیَهَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا ثُمَّ تَلَا قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ وَ نَحْنُ أَحَقُّ مَنْ أَخَذَ مِنْهَا مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ غَیْرَ أَنِّی یَا ثَوْرِیُّ مَا تَرَى عَلَیَّ مِنْ ثَوْبٍ إِنَّمَا أَلْبَسُهُ لِلنَّاسِ ثُمَّ اجْتَذَبَ یَدَ سُفْیَانَ فَجَرَّهَا إِلَیْهِ ثُمَّ رَفَعَ الثَّوْبَ الْأَعْلَى وَ أَخْرَجَ ثَوْباً تَحْتَ ذَلِکَ عَلَى جِلْدِهِ غَلِیظاً فَقَالَ هَذَا أَلْبَسُهُ لِنَفْسِی وَ مَا رَأَیْتَهُ لِلنَّاسِ ثُمَّ جَذَبَ ثَوْباً عَلَى سُفْیَانَ أَعْلَاهُ غَلِیظٌ خَشِنٌ وَ دَاخِلُ ذَلِکَ ثَوْبٌ لَیِّنٌ فَقَالَ لَبِسْتَ هَذَا الْأَعْلَى لِلنَّاسِ وَ لَبِسْتَ هَذَا لِنَفْسِکَ تَسُرُّهَا

 

 

[13] -

[14] -  آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏2، ص: 272

امام صادق (ع) فرمود: اگر گویم تارک تقیه چون تارک نماز است البته راستگو باشم، تقیه در هر چیزیست تا برسد بخون ریختن که در آن تقیه نیست (یعنى او را وادار کنند بکشتن مؤمن که نتواند براى حفظ جان خود او را بکشد و خدا نامش و الا اظهار دوستى با کافران را روا داشته در حال تقیه و فرموده (28- آل عمران) نگیرند مؤمنان کافران را بدوستى در برابر مؤمنان و هر که این کار کند بدرگاه خدا چیزى نباشد جز اینکه تقیه کنید از آنها. (7) و روایت است که پرسیده شد امام صادق (ع) از تفسیر قول خدا عز و جل (13- الحجرات) راستى گرامیتر شما نزد خدا پرهیزکار شما است فرمود: تقیه‏کن‏تر شم...

[15] - بحارالأنوار  ج   1  ص    14    الفصل الأول فی بیان الأصول و الکتب

 و کتاب مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة المنسوب إلى مولانا الصادق ع و قال السید علی بن طاوس رضی الله عنه فی کتاب أمان الأخطار و یصحب المسافر معه کتاب الإهلیلجة آآآ و یصحب معه کتاب مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة عن الصادق ع فإنه کتاب شریف لطیف فی التعریف بالتسلیک إلى الله جل جلاله و الإقبال علیه و الظفر بالأسرار التی اشتملت علیه انتهى

[16] - الامان  ص : 92

و لما احتاج الإنسان فی أسفاره إلى کتاب مروح لأسراره مثل کتاب الفرج بعد الشدة و کتاب المنامات الصادقات و کتاب البشارات بقضاء الحاجات على ید الأئمة ع بعد الممات و یصحب معه کتاب الإهلیلجة و هو کتاب مناظرة مولانا الصادق ع للهندی فی معرفة الله جل جلاله بطرق غریبة عجیبة ضروریة حتى أقر الهندی بالإلهیة و الوحدانیة و یصحب معه کتاب المفضل بن عمر الذی رواه عن الصادق ع فی معرفة وجوه الحکمة فی إنشاء العالم السفلى و إظهار أسراره فإنه عجیب فی معناه و یصحب معه کتاب مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة عن الصادق ع فإنه کتاب لطیف شریف فی التعریف بالتسلیک إلى الله جل جلاله و الإقبال علیه و الظفر بالأسرار التی اشتملت علیه فإن هذه الثلاثة کتب تکون مقدار مجلد واحد و هی کثیرة الفوائد و إن تعذرت هذه الکتب علیه فلیصحب معه من أهل العلوم الربانیة من یسر بمحادثته فی الأمور الدینیة و الدنیویة

[17] - به طور مثال مرحوم فیض در نقل حدیثی می فرمایند :

و فی مصباح الشریعة عن الصادق علیه السّلام  «قال: العلم أصل کلّ حال سنیّ و منتهى کلّ منزلة رفیعة، لذلک قال النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: «العلم فریضة على کلّ مسلم» أی علم التقوى و الیقین.« المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، جلد1، ص: 68»

[18] - مصباح الشریعة، ص: 122

[19] - سوره  لقمان :  27

وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (27)

و اگر همه درختان روى زمین قلم شود، و دریا براى آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام مى‏شود ولى کلمات خدا پایان نمى‏گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است

[20] - سوره  آل‏عمران :  191

الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد مى‏کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند؛ (و مى‏گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

[21] - شرح منظومة، ج‏5، ص: 407 ؛ ملا هادی سبزواری ، با تعلیقات علامه حسن زاده آملی

[22] - سوره محمد :  12 « خداوند کسانى را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغهایى از بهشت مى‏کند که نهرها از زیر(درختانش) جارى است؛ در حالى که کافران از متاع زودگذر دنیا بهره مى‏گیرند و همچون چهارپایان مى‏خورند، و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست!»

[23] - الأعراف :  205 ؛ ترجمه « پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن؛ و از غافلان مباش»


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/۱٠ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد