یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

شناخت روش تربیتی مرحوم قاضی و جایگاه معرفت النفس در این روش از مطالب مهمی است که آیت الله تحریری در این گفتگو به بعض ابعاد آن پرداخته‌اند .


سئوال 1: چگونه می‌توانیم روش تربیتی مرحوم قاضی را کشف کنیم ؟

بحث درباره شخصیتی مانند مرحوم قاضی از عهده امثال بنده بر نمی‌آید و کمتر از آن هستم که درباره شخصیت این مرد بزرگ سخن بگویم

آنچه که از مرحوم قاضی به ما رسیده است عمدتاً کلمات گوناگونی از شاگردان و مصاحبان ایشان است  و اگر بخواهیم مطالبی درباره شخصیت ، سیره و روش تربیتی ایشان بگوییم  شنیده‌هایی است  که شاگردان ایشان نقل کرده‌اند البته در کتابی که توسط موسسه شمس الشموس درباره ایشان منتشر مطالبی خوب و حرف‌هایی زده شد که در جای خود مفید است اما چون محور کلام ما  سیره تربیتی مرحوم قاضی است باید سیره تربیتی ایشان را از کسانی که آن سیره را تعقیب می‌کردند و تربیت ایشان بر اساس سیره تربیتی آقای قاضی بوده است  بدست آورد چرا که از  مرحوم قاضی کتابی بدست ما نرسیده است و عمدتاً می‌خواستند مجهول باشند.

البته شرح مختصری بر دعای سمات از ایشان بدست ما رسیده است اما اینکه مانند مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مباحثی را مطرح کرده باشند نیست ؛ مرحوم میرزا جواد آقا از نظر عصری قبل از ایشان است و از شاگردان  مرحوم حسین قلی همدانی بوده‌اند ؛  مرحوم قاضی محضر آیت الحق میرزا حسین قلی همدانی را درک نکرد اما محضر عده زیادی از شاگردان ایشان را درک کردند و به نوعی تحت تربیت سید احمد کربلایی قرار گرفتند و سید احمد کربلایی از شاگردان خاص آخوند بوده‌اند .

سئوال 2:  آیا سیره تربیتی مرحوم قاضی روش نویی بوده است یا همان سیره اساتید خود را دنبال می‌کردند و این روش تربیتی بر چه اصولی استوار است ؟

ظاهراً سیره تربیتی ایشان؛ همان سیره اساتیدشان است البته این سخن به معنی این نیست که ابداعی نداشته‌اند به هر حال همواره سبک و سیاق این‌گونه بوده است که وقتی بزرگی و عظمت شخصی بر  دیگران و اهل سلوک  محرز می‌شده است تحت تربیت آن بزرگ قرار می‌گرفتند اگر ما بخواهیم با نگاهی تحلیل گرایانه به این موضوع توجه کنیم باید متوجه باشیم که هر چه این تحلیل به سبک عملی نزدیکتر باشد به واقعیت نزدیک‌تر است لذا این تحلیل را بر اساس سبک عملی که از علامه طباطبایی به ما رسیده است ارائه می‌کنیم ؛  آن مقداری که می‌توان فهمید در میان شاگردان مرحوم قاضی تنها علامه طباطبایی بود که مسیر سیر را تا آخر جلو رفتند البته از بعض شاگردان ایشان مطالبی مطرح شده است اما مشخص نیست که دقیقاً همان خط مشی تربیتی مرحوم قاضی را دنبال کرده باشند این روش تربیتی بر دو اساس تکیه دارد الف ) هدف ب) راه و روش عملی ؛ هدف عمدتاً برای همه اهل معرفت رسیدن به توحید و شهود توحیدی و قرار گرفتن  در مشاهدات عوالم توحیدی است که آن هم  عمدتاً به واسطه تهذیب نفس و صفای خاص قلب میسر است و از آن به شهود قلبی تعبیر می‌شود ؛ این شهود قلبی و کشف حقایق توحیدی گاهی با عنایت خاص الهی برای عده‌ای رخ می‌دهد که در اصطلاح به  طریق جذبی از آن یاد می‌شود و این نوع شهود و در بین اهل معرفت کمتر اتفاق می‌افتد مانند مرحوم میرزا محمد جواد  انصاری همدانی که از این طریق به مشاهدات توحیدی و شهود قلبی دست یافتند – آیت الله  سید محمد حسین طهرانی در ص 52 روح مجرد از زبان آیت الله انصاری همدانی نقل می کند :من که به قم براى تحصیل مشرّف شدم، بنایم مبارزه با اهل عرفان بود، و با یک نفر از معروفین همدان که مدّعى این مطالب بود سخت درافتاده بودم. چون به قم رفتم مدّتى براى تسخیر ارواح و تسخیر جنّیان ریاضت کشیدم، ولى خداوند مرحمت فرمود و مرا در میان راهِ گمراهى نجات داد، و به سوى حقّ و حقیقت و عرفان الهى رهنمائى فرمود. این خواست خدا بود که بر این بنده ضعیف منّت نهاد. و اضافه فرمودند: هر کس با جنّیان سر و کار داشته باشد، گرچه با مسلمانان آنها باشد، بالاخره کافر از دنیا خواهد رفت.

میفرمودند: پس از آنکه خداوند مرا نمایانید که آن روش غلط است و راه حقّ، عشق به خدا و عبودیّت اوست، من دست تنها ماندم. هیچ چاره‏اى نمیدانستم. صبحها به کوهها و بیابانها میرفتم تا غروب آفتاب تنها و تنها. مدّت چهل و پنجاه روز بدین منوال متحیّر و سرگردان بودم، تا اضطرار به حدّ نهایت رسید و خواب و خوراک را از من ربود؛ در اینحال بود که بارقه رحمت بر دلم خورد و نسیم زلال از عالم ربوبى مرا نوازش داد، تا توانستم راه را پیدا کنم.تازه این ابتداى پیدا نمودن راه بود که باب مکاشفات بر ایشان باز شد، و بالاخره به مقصد رسیده و داراى توحید ذاتى الهى شدند. ولى با چه خون دلها و مشکلات که فقط رفقا و ارادتمندان همدانى ایشان میدانند؛ تازه ایشان در عنفوان رشد و کمال روحى و تازه به ثمر نشستن درخت‏ تجرّد تامّ و توحید کامل یعنى در سنّ 59 سالگى رحلت نمودند ، که تحقیقاً اگر در سلوک خود به استاد کاملى میرسیدند، تمام این مشکلات را از جلوى راه ایشان بر میداشت، و مرگشان را مانند سائر بزرگان مانند مرحوم آخوند ملّا حسینقلى همدانى و حاج شیخ محمّد بهارى همدانى و آقا حاج میرزا على آقا قاضى از هفتاد به بالا و هشتاد میرسانید-  جهت دوم ) با روش تربیتی مشخصی سالک سیری داشته باشد و عوالم توحیدی تدریجاً بروی او باز شود که در اصطلاح از آن به روش تربیتی تعبیر می‌شود  و روش مرحوم قاضی در سیر اهل سلوک به سوی حقایق توحیدی از همین قسم بوده است .

سئوال 3 :  عمده استفاده مرحوم  قاضی از کدام یک از اساتید ایشان بوده است ؟

از زندگی مرحوم قاضی استفاده می‌شود که ایشان به غیر از مرحوم سید احمد کربلایی با بزرگان دیگری نیز  مرتبط بوده‌اند مثلاً ایشان مدتی تحت تربیت مرحوم والدشان آیت الله سید حسین قاضی طباطبایی بوده‌اند و او از شاگردان میرزای بزرگ شیرازی می باشند و خود مرحوم میرزای شیرازی نیز روش تربیتی خاص خودشان را داشته‌اند و مرحوم سید حسین قاضی زیر نظر میرزای بزرگ بوده‌اند لذا مرحوم قاضی مدتی از پدر استفاده می‌کردند و بعد هم با بزرگان دیگری ارتباط داشتند تا اینکه  کشف درب‌های توحیدی  بعد از چهل سال ریاضت برای ایشان محقق شد و  مشخص هم نیست که این اتفاق در برخورد با سید احمد کربلایی  رخ داده باشد ؛ اما  از ظاهر زندگی ایشان این مطلب بدست می‌آید که ملاقات ایشان با سید احمد کربلایی بعد از برخورد با دیگر بزرگان بوده است  از این جهت راه و روش این بزرگان راه معرفت نفس است – علامه طهرانی در کتاب مهر تابان ص 28 به بعد در این باره می فرماید : مرحوم قاضى رِضوانُ اللهِ عَلَیه خود در امور معرفت، شاگرد پدرشان مرحوم آیة الحقّ آقاى سیّد حسین قاضى که از معاریف شاگردان مرحوم مُجدّد آیة الله حاج میرزا محمّد حسن شیرازى رحمةُ اللهِ علیه بوده‏اند، مى‏باشند و ایشان شاگرد مرحوم آیة الحقّ امام قلى نخجوانى و ایشان شاگرد مرحوم آیة الحقّ آقا سیّد قریش قزوینى هستند. گویند: چون مرحوم آقا سیّد حسین قاضى از سامَرّاء از محضر مرحوم مجدّد عازم مراجعت به آذربایجان، مَسقط الرّأس خود بوده‏اند، در ضمن خداحافظى مرحوم مجدّد به ایشان یک جمله نصیحت مى‏کند؛ و آن اینکه: در شبانه روز یک ساعت را براى خود بگذار!مرحوم آقا سیّد حسین در تبریز چنان متوغّل امور الهیّه مى‏گردد که در سال بعد چون چند نفر از تجّار تبریز بسامرّاء مشرّف شده و شرفیاب حضور مرحوم میرزا شدند، مرحوم میرزا از احوال آقا سیّد حسین قاضى استفسار میکنند؛ آنان در جواب میگویند: یکساعتى که شما نصیحت فرموده‏اید تمام اوقات ایشان را گرفته؛ و در شب و روز ایشان با خداى خود مراوده دارند.ولى چون مرحوم قاضى بنجف آمدند، در تحت تربیت مرحوم آیة الحقّ آقاى سیّد أحمد کربلائى طهرانى قرار گرفتند و با مراقبت ایشان طىّ طریق مى‏نموده‏اند. مرحوم قاضى، نیز سالیان متمادى ملازم و همصحبت مرحوم عابد زاهد ناسک، وحید عصره حاج سیّد مرتضى کشمیرى رضوانُ اللهِ علیه بوده‏اند؛ البتّه نه بعنوان شاگردى، بلکه بعنوان ملازمت و استفاده از حالات؛ و تماشاى احوال و واردات. و البتّه در مسلک عرفانیّه بین این دو بزرگوار تباینى بعید وجود داشته است. امّا طریقه تربیت آیة الحقّ آقاى سیّد أحمد کربلائى طبق رویّه استادشان مرحوم آخوند ملّا حسینقلى همدانى، معرفت نفس بوده و براى وصول به این مرام، مراقبه را از اهمّ امور مى‏شمرده‏اند. و آخوند، شاگرد آیة الحقّ و فقیه عالیقدر مرحوم آقا سیّد على شوشترى است که ایشان استاد شیخ مرتضى‏ أنصارى در اخلاق و شاگرد ایشان در فقه بوده‏اند. - که با مراقبات خاص انسان و کشیک نفس و با انجام این دستورات تمرکز خاصی برای سالک ایجاد می‌شود که  مقدمه‌ای برای کشف عوالم قدسی می‌باشد و اجمال آن را مرحوم ملکی تبریزی در نامه‌ای که به آیت الله کمپانی نوشته‌اند آمده است  و برنامه برنامه بسیار سنگینی است و دستورات ریاضتی خاصی می‌دهند که عمل کردن به این نامه باید زیر نظر استاد باشد - مرحوم عارف کامل حاج میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى (ره) .. در مکتوبى که به مرحوم آیة الله حاج شیخ محمّد حسین کمپانى اصفهانى مى‏نویسد چنین مى‏نویسند: و اما فکر براى مبتدى، مى‏فرمودند (یعنى استاد ایشان مرحوم آخوند ملّا حسینقلى همدانى رضوان الله علیه) در مرگ فکر بکن. تا آن وقتى که از حالش مى‏فهمیدند که از مداومت این مراتب گیج شده و فى الجمله استعدادى پیدا کرده، آن وقت به عالم خیالش ملتفت مى‏کردند یا آنکه خود ملتفت مى‏شد. چند روزى همه روز و شب فکر در این مى‏کند که بفهمد که هر چه خیال مى‏کند و مى‏بیند خودش است و از خودش خارج نیست. و اگر این را ملکه مى‏کرد، آن وقت مى‏فرمودند که باید فکر را تغییر داد، و همه صورتها و موهومات را محو کرد، و فکر در عدم کرد.و اگر انسان این را ملکه نماید لابد تجلّى سلطان معرفت خواهد شد ... یعنى به تجلّى حقیقت خود، به نورانیّت، و بى صورت و حدّ با کمال بهاء فائز آید. و اگر در حال جَذبه ببیند بهتر است بعد از آنکه راه ترقّیات عوالم عالیه را پیدا کرده ... هر قدر سیر بکند اثرش را حاضر خواهد یافت. و به جهت ترتیب این عوالم که باید انسان از این عوالم طبیعت اوّل ترقى به عالم مثال نماید، بعد به عالم ارواح و انوار حقیقیّه. البته براهین علمیّه را خودتان احضر هستید ... عجب است ... که تصریحى به این مراتب در سجده دعاى شب نیمه شعبان که اوان وصول مراسله است شده است ... مى‏فرماید: سَجَد لَکَ سَوادى و خیالى و بَیاضى.اصل معرفت آن وقت است که هر سه فانى بشود که حقیقت سجده عبارت از فناء است که عِندَ الفَناءِ عَنِ النَّفسِ بمَراتِبهَا یَحْصُلُ الْبَقَاءِ باللهِ ... رَزَقَنَا اللهُ وَ جَمیعَ اخوانِنَا بمُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهرین. انتهى موضع الحاجة ... ؛  «رساله سیرو سلوک منسوب به بحر العلوم، ص:  73 » -  اجمالاً استفاده می‌شود که این مسیر از نظر روشی بر دو   برنامه و بر دو  امر تکیه دارد بال فکر و بال ذکر و خود ذکر و فکر نیز مراتبی دارد و علامه طباطبایی محوریت ذکر و فکر را مراقبه می‌دانستند -   علامه طهرانی در ص 114 رساله لب اللباب که حاصل درس های عرفانی علامه طباطبایی است در همین معنا می فرمایند : باید دانست که مراقبه از اهمّ شرائط سلوک است، و مشایخ عظام را در آن تأکیداتى است، و بسیارى آن را از لوازم حتمیّه سیر و سلوک شمرده‏اند، چه آن به منزله حجر اساسى است، و ذکر و فکر و سایر شرائط بر آن حجر بنا نهاده مى‏شود، لذا تا مراقبه صورت نگیرد ذکر و فکر بدون اثر خواهد بود. مراقبه حکم پرهیز از غذاى نامناسب براى مریض را دارد، و ذکر و فکر حکم دارو، و تا وقتى که مریض مزاج خود را پاک ننماید و از آنچه مناسب او نیست پرهیز نکند دارو بى‏اثر خواهد بود، و چه بسا گاهى اثر معکوس مى‏دهد، لذا بزرگان و اساتید عظام این راه، سالک بدون مراقبه را از ذکر و فکر منع مى‏کنند و ذکر و فکر را بر حسب درجات سالک انتخاب مى‏نمایند- .

با بررسی روش‌های شاگردان ایشان بدست می‌آوریم که  جناب قاضی عده‌ای از شاگردان خود را با ذکر و عده‌ای را با فکر تربیت می‌کردند مرحوم  علامه هم این‌گونه بودند و هم روش ذکر لفظی داشتند و هم دستور فکری داشتند و دستورات معرفت نفسی می‌دادند و اجمالی از آن را در رساله الولایه بیان کرده‌اند .

از  بعض نوشته جات ایشان بدست می‌آید که عمده دستورالعمل علامه بر مسئله مراقبه تکیه می‌کند و خود مراقبه مراتبی دارد الف : مرتبه ظاهر ) و آن تعبد به ظاهر شرع است ب: مرتبه باطن ) که شکل باطنی و درونی دارد و آن توجه اخلاصی می‌باشد و با انجام این مسائل و دستورات برای شخص حالاتی رخ می‌دهد و با توجه به  این حالات استاد او را حرکت می‌دهد و به او دستورات فکری می‌دهد و اولین دستور فکری فکر کردن به مرگ است و این دستور در فرمایشات مرحوم حسین قلی همدانی نیز وجود دارد خلاصه انسان با این روش تربیتی باید آن موانع درونی خود را کنار بزند و  با عمل به این دستورات و اتکا مستمر به خدا و توسل خاص به اهل بیت این مسیر را طی کند .

سئوال 4:  روش و مکتب تربیتی به چه معناست آیا مکتب و روشی مقابل مکتب اهل بیت است ؟

 البته خود این مسیر برگرفته از دستورات شرع است و سر سوزنی دوری از شرع مساوی با سقوط انسان است منتهی خصوصیت این روش این است که دستورات شرع مقدس که به صورت مختلف آمده است ایشان به صورت خاصی نظامند و مدونش کرده‌اند و ما از آن تعبیر به روش تربیتی می‌کنیم و اگر گفته می‌شود مرحوم قاضی یا دیگران مکتب تربیتی دارند به خاطر این است که ایشان شخصیت آگاه به معارف دین و ملتزم به دستورات شرع مقدس می‌باشند  باید توجه شود که این شخصیت ذره ای از روش قرآن و اهل بیت تخطی نکرده اند و اگر گفته می‌شود مکتب تربیتی قاضی به این معنا نیست که مکتبی مقابل مکتب اهل بیت است بلکه همان طوری که در مسائل علوم عالمان دینی بحثی را روشمند می‌کنند و این مطالب در بیانات اهل بیت  بوده است منتهی نظام مند گشته‌اند کما اینکه این مسئله در سایر علوم مانند  فقه و اصول و .. می بینیم و این نظام مند شدن در مقابل دستورات اهل بیت نیست در مباحث تربیتی نیز  این‌گونه است منتهی روش‌های  تربیتی بنا بر اختلاف اهداف مختلف است شخصی می‌گوید دنبال حلال و حرام باشید و همین مقدار کافی است و بعضی می‌گویند : ما از تعالیم اهل بیت استفاده می‌کنیم که انسان می‌تواند به دقایقی که اهل بیت در وادی توحید رسیده‌اند برسد و این امر راه و روش دقیق و پختگی لازمی می‌طلبد و در این روش باید شخص  سالک در معارف دینی از جهت علمی تلاش کند و خود این مرد بزرگ فقیه و مفسر بوده است و نوع شاگردان ایشان نیز از فقها و اهل کلام و فلسفه و بوده‌اند و روش معرفت نفس روش سنگینی است و شخص از راه خودش به کشف حقایق توحیدی دست میابد ما در قرآن و سنت  ترغیب به شناخت خود داریم یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ به ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (105) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، به خودتان بپردازید . هر گاه شما هدایت یافتید ، آن کس که گمراه شده است به شما زیانی نمی‌رساند . بازگشت همه شما به سوی خداست . پس شما را از آنچه انجام می‌دادید ، آگاه خواهد کرد .﴿المائدة، 105﴾

علامه طباطبایی مفصلاً ترین بحث تفسیری را در ذیل این آیه دارند ( مراجعه شود به المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏6، ص: 162 ) و مطالب مربوط به معرفت النفس را در ذیل این آیه و مقداری هم در رساله الولایه بیان کرده اند . که در حقیقت مبانی علمی  مرحوم قاضی  و اساتیدشان را برای ما بازگو کرده‌اند .

علامه  طباطبایی کسانی را که ملازم ایشان بودند و می‌خواستند مسیر این بزرگان را بروند با روش معرفت النفس آشنا می‌کردند با مرحوم علامه افراد مختلفی ارتباط داشتند و عده خاصی از شاگردان ایشان با دستور معرفت النفسی آقای قاضی آشنا می‌شدند  و از جمله این شاگردان آیت الله سعادت پرور بودند که ایشان ارتباط مستمری با علامه طباطبایی داشتند و 25 سال در محضر علامه بودند و مباحث مختلفی از ایشان سوال می نمودند که مقداری از آن در شرح گلشن راز  و مقداری در شرح حافظ و مقدار اصلی سوال و جواب‌ها به زودی  منتشر می‌شود .

آن مقداری که آشنایی دارم در میان شاگردان علامه تنها آیت الله سعادت پرور بود که این روش را دنبال کردند و به نوعی با سفارش علامه عده‌ای را در این مسیر تربیت کردند .

سئوال 5:  آیت الله سعادت پرور و آیت الله بهجت درباره مرحوم قاضی چه دیدگاهی داشتند ؟

 آیت الله سعادت پرور با اینکه با بزرگانی معاصر بودند اما تنها شاگردی علامه کردند و معتقد به این راه و روش بودند ایشان قاضی را درک نکردند و در خدمت آیت الله برهان در تهران درس می‌خواندند و مرحوم برهان از شاگردان آیت الله قاضی بودند  در یکی از مسافرت‌ها آقای قاضی یک مشت نقل به آقای برهان می‌دهد و ایشان به شاگردان می‌دهد و مرحوم سعات پرور به نقل آقای قاضی رسیدند ؛ عظمت آقای قاضی همه را خاضع کرده است ؛ آیت الله بهجت در این رابطه کم سخن می‌گفتند و کتوم بودند بعضی جملات نقل شده است اما بنده مطلبی درباره قاضی از ایشان نشنیده‌ام.

با تشکر 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٢٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد