یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه به مناسبت پانزدهم ماه مبارک رمضان سالروز میلاد سبط امام‌حسن مجتبی(ع) گفت‌و گویی با حجت‌الاسلام عبدالله حاج صادقی جانشین نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه انجام داده است که تقدیم می‌شود.


تاثیر زمان و مکان در جهت گیری های مختلف اجتماعی امامان

با بزرگترین پیوند عالم انسانیت و اسلام که پیوند عصاره تقوی امیر المومنین علیه السلام  و محور آفرینش حضرت زهرا سلام الله علیها در نیمه ماه مبارک رمضان اولین ثمره این پیوند آسمانی به بار نشست و سبط اکبر رسول اعظم اسلام دیده به جهان گشود.

 یکی از این اقدامات بزرگی که در حفظ اسلام بسیار تعیین کننده بوده است صلح امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد.

 گرچه از این حرکت استراتژیک امام  به عنوان صلح  یاد می شود اما باید اذعان کرد امام علیه السلام با قبول این صلح بزرگترین جنگ نرم اسلام را بنحو  زیبایی مدیریت و هدایت کردند و دراین جنگ دشمن خطرناکی که با ترفند تهاجم و فتنه های بزرگی که در صدد براندازی اسلام به میدان  آمده بود شکست خورد .

*شکست فتنه از سوی امام حسین‌(ع)

امام با اقدام شایسته خود جلوی این اقدام را گرفتند و این فتنه را شکست دادند تا جایی که بعدها خود معاویه و مشاور حیله گر او عمرو عاص، اعتراف کردند که امام حسن با قبول این صلح نامه چه پیروزی بزرگی بدست آورده است و نگذاشت نقشه های طولانی مدت معاویه برای آسیب رسانی به اسلام به نتیجه برسد و این اوج درایت و زیرکی آن حضرت بود.

 لذا شایسته است اقدام امام به عنوان کسی که درد جامعه و داروی حیات بخش آن را به خوبی می دانست مورد توجه قرار بگیرد ،  سفارش می کنم همه دین پژوهان به این نکته توجه کنند که اقدام  امام حسن علیه السلام  در مقابل دشمن خطرناکی که با چهره اسلامی و نقاب صحابی و کاتب وحی بودن آمده بود تا اسلام را نابود کنند را مورد بحث و بررسی قرار دهند و دقت شود که امام چگونه این فتنه بزرگ را شکست دادند.

امام علیه السلام با حسن تدبیر خود از  همان راهی که می خواستند به اسلام ضربه بزنند استفاده کرد و ضربه محکمی به ایشان زد « وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ ، آل عمران 56 »براستی از نظر تحلیلی و عظمت هرگز نباید صلح امام حسن مجتبی علیه السلام را کمتر از عاشورا دانست در مقابل یزید باید عاشورا برپا می شد،  اما در مقابل معاویه حتما باید روش دیگری پیموده می شد .

*مطلوبیت اصل صلح

اسلام اصل را بر حق و عدالت و تامین حقوق همه انسانها می داند و اصالت را به جنگ نمی دهد ، اسلام دین صلح است اما دین سازش نیست. اسلام صلح را اصل اولیه خود قرار داد شعار خود را مهربانی با خلق قرار داد:« َ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْق‏ نامه 53 نهج البلاغه »  با همه مردم، با مهربانى و احترام و انسانیت رفتار کن، زیرا که آنان دو گروهند: یا برادر اسلامى تواند، یا برابر انسانى تو.

اسلام عزیز اصل را بر این قرار می دهد که نزاع های خویش را  بر اساس منطق رفع کند حتی به اهل کتاب می فرماید : « قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ...؛ آل عمران 64 »  بگو: «اى اهل کتاب، بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم، و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد.....» بیاید روی اصول مشترکمان یعنی توحید و خداشناسی تکیه کنیم و صلح را به عنوان یک اصل مسلم می داند، اما هرگز صلح از روی رعب و سازش را نمی پذیرد ، اگر صلح در خدمت هدایت انسانها و در خدمت دین خدا و بشریت باشد مطلوب است، اما صلح به معنای سازش و ذلت هرگز مطلوب اسلام نیست .

 حتی جنگ هم اینگونه است ؛ در نگاه اول جنگ از نظر اسلام امری منفور است و مورد قبول نیست و تا ناچار نشوند نباید تن به آن داد و به فرموده شهید مطهری : « در این جهت اختلافى میان محققین نیست که ماهیت جهاد دفاع است؛ یعنى در این جهت کسى تردید ندارد که جهاد و هر نوع قتالى و جنگى به عنوان تجاوز یعنى به عنوان جذب کردن مال و ثروت آن طرف و یا سایر نیروهاى آن طرف به خود و به عبارت دیگر جنگ براى استخدام نیروهاى اقتصادى یا انسانى یک قومى به هیچ وجه از نظر اسلام روا نیست. از نظر اسلام این گونه جنگها نوعى ظلم است. جهاد فقط به عنوان دفاع و در واقع مبارزه با یک نوع تجاوز مى‏تواند مشروع باشد.

مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏20، ص: 240 » لذا اسلام جهاد و جنگ را فقط در عرصه  دفاع مطرح می کند و حتی جهاد ابتدایی نوعی دفاع از انسانیت و هدایت است پس اسلام برای جنگ مطلوبیت قائل نیست اما در صلح چرا!

*تفاوت اصل صلح در اسلام با دیگر مکاتب

اصل صلح در اسلام با صلحی که در دیگر مکاتب یا مسیحیت گفته می شود متفاوت است، آنها صلح را مطلقا قبول دارند حتی صلحی که از روی ضعف و پذیرش سلطه غیر باشد را می پذیرند تا جایی که مسیحیت که اساسش بر تسلیم و تمکین است، قرنها از اسلام انتقاد مى‏کرد که اسلام چه دینى است! در دین که نباید شمشیر و جهاد باشد، دین باید دم از صلح و صفا بزند، دین باید بگوید اگر به طرف راست صورتت سیلى زدند طرف چپ صورتت را پیش بیاور. ولى اسلام هرگز چنین منطقى ندارد.

صلح به معنای راهکاری برای هدایت انسانها و گرفتن فرصت از دشمن می‌باشد و اگر اینگونه شد مطلوب است. صلح در فرهنگ اسلامی مطلق نیست، بلکه صلحی مورد تایید اسلام است که در خدمت بشریت است اگر امام راحل نیز با قبول قطعنامه 598 صلحنامه را پذیرفت برای حفظ دین بود و این جهت گیری ها است که صلح را ارزشمند می کند لذا صلح مطلوب است اما نه صلح مطلق بلکه صلحی که در جهت هدایت بشر باشد.

باز ما حضرت رسول‌‌(ص) را مى‏بینیم که در همان دوره مدینه هم در یک مواقعى با مشرکین یا با یهود و نصارى‏ مى‏جنگد و در یک مواقع دیگر حتى با مشرکین قرارداد صلح مى‏بندد، همچنانکه در حدیبیه با همین مشرکین مکه که «الَدُّ الخصام» پیغمبر بودند و از همه دشمنهاى پیغمبر سرسخت‏تر بودند، علیرغم تمایل تقریباً عموم اصحابش قرارداد صلح امضا کردند و در بعض تعبیرات خدای متعال از این صلح با عنوان فتح المبین  یاد می کند و این صلح مقدمه فتح مکه آن هم بدون جنگ و خونریری شد و در پرتو آن مقدمات ظهور پیامبر‌(ص) در مدینه حاصل شد و این صلح شرافتمندانه و از روی قدرت است امام حسن مجتبی علیه السلام  صلح نکرد تا جان خود و خانواده و شیعیان را حفط کند گرچه در سایه این صلح جان شیعیان نیز حفظ شد بلکه صلح امام برای حفظ دین خداست  که برای دین خدا هر چه هزینه شود جا دارد.

لذا صلح در فرهنگ اسلامی مطلوب است ؛ انقلاب اسلامی ایران که تولد جدید اسلام است نیز هرگز منادی جنگ نبوده است، بلکه طرفدار مظلوم است، اما هرگز تمایل به جنگ نداشته است و در هشت سال دفاع مقدس هم اینگونه بوده است اما زمانی که دشمن به غلط کردن افتاده بود و در عرصه جنگ سخت راه به جایی نتوانست ببرد به گونه ای برنامه ریزی کرد که انقلاب اسلامی را یک جریان جنگ طلب معرفی کند و یک بسیج همگانی علیه انقلاب به راه انداخت و فکر می کرد ایران اسلامی این قطعنامه را نمی پذیرد اما امام قطعنامه 598 را به عنوان صلح قلمداد کردند و نظام  اسلامی از  موضع قدرت آن را می پذیرفت، لذا  مطلوبیت صلح و جنگ تابع شرایط است.

گفتگو و تنظیم : حمید کرمی


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/۳٠ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد