یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

  گذری بر تاریخ معاصر امام رضا(ع)

میلاد این امام همام و این حقیقت گرام، مطلع شهدآفرینی کام دلدادگان ایشان و عرصة عرضة ارادت عاشقان آستان حضرت دوست و موقف مهرآیینان مشهد شهود است که با حضور انس خویش در خلوت حرم، رسم راز و نیاز با نیکان و پاکان گیتی را در زیباترین و بشکوه ترین شمایلش بر قاب هستی و لوح جان حک می کنند و ماندگار می شوند.

حرم امام رضا-علیه السلام- به فرموده خمینی کبیر، مرکزیت ایران است و مرقد بهشت آسا و گل افشان و درانگیزش، ملجأ و مأوای مردمان، که از اقصی نقاط ایران و جهان، خود را به آستان ملک پاسپان او می رسانند و جان و دل خویش را در چشمه معطر و آب مصفای حضور و ظهور او به امید و نذر و عشق و وصال، شستشو می دهند و قوتی آسمانی و نیرویی ماورایی برای ادامه مسیر زندگی شان برمی گیرند.

امامی رئوف و مهرآیین، که براستی و درستی عالم آل محمد(ص) نامیده شد و نور چشم پیروان اسلام ناب محمدی.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه به مناسبت میلاد گهربار امام رئوف و مهربانی گفت و گویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا علم الهدی مدیر مدرسه آل الرسول لاحیاء التراث انجام داده است که تقدیم می شود.


نگاهی به مشکلات امام رضا علیه السلام در عصر عباسیان

حضرت علی بن موسی الرضا هشتمین حجت الهی است که وجود نازنین ایشان در کشور ایران سبب خیر و عافیت شده است و به برکت وجود ایشان بهترین زمان و مکان‌ها برای ما فراهم شده است .

امام علیه السلام مدت دو سال و اندی در مرو سکونت داشتند اما این مقدار بخش  اندکی از دروان امامت حضرت است و بیشتر عمر آن حضرت در مدینه گذشت ، دورانی که امکان دسترسی به معارف اهل بیت(ع) به کلی از میان رفته بود و امام کاظم علیه السلام  با وضع اسفبار و غیر قابل توصیفی در کنج زندان‌های مخوف هارون الرشید به شهادت رسیدند و به دستور هارون  افرادی در مدینه مامور قلع و قمع سادات بنی فاطمه شدند و در این حالت، تمامی فرزندان امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السلام را  آواره بیابان‌ها و شهرها و قرای ایران شدند به همین سبب شرایط سختی پیش آمد و عملا حجت خدا امام علی بن موسی الرضا(ع)  در محاصره بسیار سختی در مدینه قرار داشتند.

 اما این مقدار مشکلات برای اهل بیت درد آور نبود بلکه مشکل و درد اصلی این بود  که عده‌ای از آقا زادگان و فرزندان امام صادق(ع) و فرزندان موسی بن جعفر(ع) داعیه امامت و جانشینی پدر را داشتند و همین سبب شد که نسبت به  شخصیت امام جهات دیگری برجسته شود  و وجود نازنین آن حضرت به عنوان عالم آل محمد معرفی شدند در حالی که علوم آل محمد انحصار در شخصیتی مثل امام هشتم ندارد و بسیاری از روایات ما از ائمه دیگر به ما رسیده است اما دوران امام سجاد و امام باقر و امام صادق و موسی بن جعفر علیهم السلام  به تربیت شاگردانی پرداخته شد  بود که در عصر علی بن موسی الرضا شخصیت آن‌ها جایگاه خود را نشان داد و وجود امام هشتم علیه السلام شاگردان پدران و اجداد خود را یکی پس از دیگری برای تعلیم و تعلم معارف اهل بیت(ع) آماده کردند ، وجود تفکرات و عقاید باطل انحرافی ، شرایطی را برای پاسخ به این هجمه‌های عقیدتی و فرهنگی فراهم آورد و آن حضرت در این فرصت به تبیین مباحث عقیدتی خالص شیعی پرداختند.

مشکلات امام علیه السلام به تحریک دولت بنی العباس در چند  طبقه قابل بررسی است نخست سادات حسنی و فرزندان پاک شجره طیبه حسن بن علی علیه السلام که در میان ایشان علما و عباد و زهاد و مجاهدین بودند و متاسفانه برخی از ایشان با دولت بنی العباس همکاری نمودند و سبب منازعات فراوانی بین سادات بنی الحسن و سادات بنی الحسین شدند اولاد امام حسن(ع) داعیه امامت داشتند اما مردم آن‌ها را به امامت  نمی‌پذیرفتند و نیز دسته‌ای از افراد بودند که با داشتن تبار مقدس امامت، بدون اینکه لیاقت علمی داشته باشند خود را امام و حجت خدا خواندند ، وقتی امام هفتم موسی الکاظم از دنیا رحلت فرمود فرزندش عبد الله افطح داعیه امامت داشت و گزاره‌های تاریخی نشان می‌دهد که بنی العباس در این  تشتت و افتراق و دشمنی میان فرزندان اهل بیت(ع) بی تاثیر نبوده است و اصل موضوع اختلاف بر سر «خمس» بود چرا که خمس باید بر مبنای صحیح در اختیار حجت خدا و امام هر عصری باشد اما برادران و برادر زادگان امام داعیه مالکیت و میراث خواری خمس را داشتند تا جایی که بعض برادارن حضرت ، امام را نزد قاضی سنی بردند و محاکمه کردند که میراث ما را به ما نمی‌دهد و مراد ایشان از این حق خمس بود ؛ امام علیه السلام پاسخ دادند که خمس در اختیار ذوی القربی و حق ایشان  است و ملک نیست و چون حق است باید در اختیار ذی حق باشد و ذی حق یعنی  امام قرار داشته باشد و این اموال بین فرزندان فاطمه نسل در نسل بر حسب نیاز تقسیم گردید ؛  بنابراین چون گستره امامت  امامان معصوم به شهرها و استان‌ها و مناطق دور دست تقسیم شده بود به گونه‌ای که از طرف امام در بسیاری از قسمت‌های ایران ، عراق ، آذربایجان ، مصر و شامات نمایندگانی معین شده بودند که از طرف حضرت؛ اموال را جمع می‌کردند و برای امام می فرستادند .

 گروهی از نمایندگان امام کاظم(ع) از بنی ساباط هستند مثل عمار ساباطی ، علی بن ابی حمزه بطائنی که داعیه «وقف» داشتند و می‌گفتند  ما امامت را تا موسی بن جعفر قبول کردیم اما چون ایشان به شخص دیگری توصیه نکرده است لذاما هم قائل به امامت علی بن موسی الرضا نیستیم لذا گروهی متشکل از شیعیان متخلف و کسانی که می‌خواستند به نفع خود اموال را مصادره کنند توانستند امام علی بن وسی الرضا را به عنوان فردی که داعیه امامت دارد و حجت خدا نیست معرفی کنند و اموال امانی را بین خود تقسیم کنند لذا امام گرفتار طائفه بنی الحسن و برادران و شیعیانی بود که می‌خواستند در زمان امام علیه السلام مدیریت شیعیان را به دست بگیرند ، نصوصی در کتاب‌های معتبره ما وارد شده است که سند آن‌ها کاملا مورد توجه و اعتبار است و ما می‌خواهیم آن اسناد و روایات را به قدر نیاز اشاره کنیم.

نصوصی در تصریح به امامت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

نصوص متعددی به امامت علی بن موسی الرضا تصریح می‌کند مانند روایت « عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی إِبْرَاهِیمَ ع جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی قَدْ کَبِرَ سِنِّی فَخُذْ بِیَدِی مِنَ النَّارِ قَالَ فَأَشَارَ إِلَی ابْنِهِ أَبِی الْحَسَنِ ع فَقَالَ هَذَا صَاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی.؛ کافی (ط - الإسلامیة)، ج1، ص: 312 » راوی می‌گوید به محضر امام کاظم علیه السلام رسیدم و عرض کردم من در دوران کهولت به سر می‌برم بعد از شما به چه کسی پناه ببرم حضرت اشاره به علی بن موسی الرضا کرد و فرمود : بعد از من صاحب و امام شما ایشان است .

معجزات و کرامات امام علیه السلام :

 معجزات و غرائب و اتفاقاتی که در دوران امام هشتم واقع شده است فراوان است ، حضرت سعی داشتند  چیزی پوشیده نماند چرا که دوران ایشان  دوران تقیه نبود لذا  امام علیه السلام رسما شروع به بیان اموری کردند که برای مردم مفید و نتیجه بخش باشد ؛ از جمله حالات زیبایی که امام علی بن موسی الرضا به عنوان صله رحم برای جمع کردن خانواده متفرقی که دشمن از اجتماع آن‌ها پیشگیری می‌کرد از جمله سر پرستی 19 خواهر بزرگوار ایشان است  که مشهورترین ایشان فاطمه معصومه سلام الله علیها است و هزینه زندگی و اداره زندگی ایشان بر عهده امام بود .

الف : حکایت ریّان بن صلت

 «  وَ حَدَّثَنِی الرَّیَّانُ بْنُ الصَّلْتِ قَالَ:: کُنْتُ به باب الرِّضَا عَلَیْهِ السَّلَامُ بخراسان، فَقُلْتُ لِمُعَمَّرٍ: إِنْ رأیت أَنْ تَسْأَلَ سَیِّدِی أَنْ یَکْسُوَنِی ثَوْباً مِنْ ثِیَابِهِ، وَ یَهَبَ لِی مِنَ الدَّرَاهِمِ الَّتِی ضُرِبَتْ بِاسْمِهِ.فَأَخْبَرَنِی مُعَمَّرٌ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَیْهِ السَّلَامُ مِنْ فَوْرِهِ ذَلِکَ، قَالَ: فَابْتَدَأَنِی أَبُو الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقَالَ: «یَا مُعَمَّرُ، أَ لَا یُرِیدُ الرَّیَّانُ أَنْ نَکْسُوَهُ مِنْ ثِیَابِنَا أَوْ نَهَبَ لَهُ مِنْ دَرَاهِمِنَا؟».قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: سُبْحَانَ اللَّهِ، هَذَا کَانَ قَوْلَهُ لِی السَّاعَةَ بِالْبَابِ.قَالَ: فَضَحِکَ، ثُمَّ قَالَ: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ مُوَفَّقٌ، قُلْ لَهُ فَلْیَجِئنِی».فَأَدْخَلَنِی عَلَیْهِ، فَسَلَّمْتُ فَرَدَّ عَلَیَّ السَّلَامَ، وَ دَعَا لِی بِثَوْبَیْنِ مِنْ ثِیَابِهِ فَدَفَعَهُمَا إِلَیَّ، فَلَمَّا قُمْتُ وَضَعَ فِی یَدَیِ ثَلَاثِینَ دِرْهَما ؛ بحار ج 49 ص 29 »

ریان نقل می‌کند که در خراسان به درب منزل امام علی بن موسی الرضا رفتم و به ملازم آقا عرض کردم اگر آقایم را دیدی به ایشان پیام مرا برسان و لباس از لباس‌های ایشان و درهم‌های نقره‌ای را  که به اسم آقا ضرب خوردند برای من از ایشان بگیر ، معمر می‌گوید وارد منزل شدم و امام بلافاصله فرمودند : ای معمر آیا ریان از تو درخواست لباس و درهم کرده است ؟  ریان می‌گوید : من به تعجب در آمدم و حضرت لبخندی زد و فرمود : به ریان بگو داخل شود و امام به من لباس و دراهمی بخشیدند .

حکایتی غریب از مامون عباسی

... جِئْتُهُ یَوْماً فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ آبَاءَکَ مُوسَی وَ جَعْفَراً وَ مُحَمَّداً وَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع کَانَ عِنْدَهُمْ عِلْمُ مَا کَانَ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنْتَ وَصِیُّ الْقَوْمِ وَ وَارِثُهُمْ وَ عِنْدَکَ عِلْمُهُمْ وَ قَدْ بَدَتْ لِی إِلَیْکَ حَاجَةٌ قَالَ هَاتِهَا فَقُلْتُ هَذِهِ الزَّاهِرِیَّةُ حظتی وَ لَا أُقَدِّمُ علی‌ها أَحَداً مِنْ جَوَارِیَّ وَ قَدْ حَمَلَتْ غَیْرَ مَرَّةٍ وَ أَسْقَطَتْ وَ هِیَ الْآنَ حَامِلٌ فَدُلَّنِی عَلَی مَا تَتَعَالَجُ بِهِ فَتَسْلَمُ فَقَالَ لَا تَخَفْ مِنْ إِسْقَاطِهَا فَإِنَّهَا تَسْلَمُ وَ تَلِدُ غُلَاماً أَشْبَهَ النَّاسِ بِأُمِّهِ وَ تَکُونُ لَهُ خِنْصِرٌ زَائِدَةٌ فِی یَدِهِ الْیُمْنَی لَیْسَتْ بِالْمُدَلَّاةِ وَ فِی رِجْلِهِ الْیُسْرَی خِنْصِرٌ زَائِدَةٌ لَیْسَتْ بِالْمُدَلَّاةِ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ فَوَلَدَتِ الزَّاهِرِیَّةُ غُلَاماً أَشْبَهَ النَّاسِ بِأُمِّهِ فِی یَدِهِ الْیُمْنَی خِنْصِرٌ زَائِدَةٌ لَیْسَتْ بِالْمُدَلَّاةِ وَ فِی رِجْلِهِ الْیُسْرَی خِنْصِرٌ زَائِدَةٌ لَیْسَتْ بِالْمُدَلَّاةِ عَلَی مَا کَانَ وَصَفَهُ لِیَ الرِّضَا ع فَمَنْ یَلُومُنِی عَلَی نَصْبِی إِیَّاهُ عَلَماً وَ الْحَدِیثُ فِیهِ زِیَادَةٌ حَذَفْنَاهَا وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.  بحار ج 49 ص 29 »

دیگر از کرامات امام علیه السلام در جریان در خواست مامون از امام است این جریان را مامون برای عبد الله ابن محمد هاشمی نقل می‌کند ، مامون می‌گوید روزی وارد بر امام علیه السلام شدم و عرضه داشتم پدر شما موسی بن جعفر(ع) و پدرانش همه صاحبان علوم بودند، علم به اخبار آینده و گذشته داشتند و شما وصی و جانشین ایشان هستید . من حاجتی از شما دارم ، سپس مامون گفت : این خانم همسر من است و از من باردار می‌شود و فرزندش سقط می‌شود مرا به امری راهنمایی کن تا معالجه شود ، امام فرمود : نترس این بار فرزند تو سقط نمی‌شود و برای تو فرزندی به دنیا می‌آورد که شبیه مادرش هست و سپس امام علائم جسمی آن را بیان نمود و زمانی که نوزاد متولد شد همانگونه بود که امام فرمود. 

مناظرات عالم آل محمد

مناظرات آن حضرت با جاثلیق یهودی و پیروان ادیان مختلف در دوران شکوفایی اسلام در ایران اسلامی از دیگر نقاط عطف عصر امام علیه السلام  می‌باشد  که قابل بررسی است این مناظرات در احتجاج طبرسی و دیگر مجامع روایی ما موجود است . 

[ ۱۳٩۱/٧/٦ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه