یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی زمینه های شکل گیری شخصیت مرحوم قاضی در بیان آیت الله نجم الدین طبسی از مطالبی است که در این گفتگو به آن پرداخته شده است .

مرز بندی عرفان صادق و کاذب

باید بین عرفان صادق و کاذب مرز بندی کنیم مکتب‌های عرفانی که سر از تبرئه یزید و شمر در می‌آورد عرفان نیست و خرفان است آیا  یزید یکی از وسائل قرب الی الله است ؟! اگر اینگونه بود باید شیطان را هم تبرئه کنیم این‌ها همان القائات شیاطین است و ما باید شخصیت هایی مانند سید علی آقای قاضی را معرفی کنیم و مردم را با ایشان آشنا کنیم تا گرفتار چنین عرفان هایی نشویم من در این بحث اشاره ای به زمینه های رشد و شکل گیری شخصیت عارف کامل مرحوم سید علی قاضی طباطبایی خواهم داشت .


الف ) مجاورت حرم امیر المومنین علیه السلام

یکی از ویژگی‌های مجاورت با ائمه معصومین بالاخص امیر المومنین روحی فداه این است که اگر کسی زمینه و لیاقت رشد و تعالی و رسیدن به معنویات را داشته باشد مجاورت حضرت او را به آن مقامات می‌رساند و این مسئله یک امر طبیعی است ، کسی که مسکن او کنار عطر فروش باشد بوی عطر می‌دهد و کسی که مسکن او کنار زغال فروش است رنگ و روی زغالی می‌گیرد مجاورت با امیر المومنین این خصوصیت را دارد که افراد لایق را به مقامات عالیه می‌رساند و در نجف اشرف کسانی بوده‌اند که مصداق این روایت قدسی شده‌اند  «  عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء یکون أجعلک مهما تشاء یکون؛الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة (کلیات حدیث قدسى)، ص: 709» در روایت قدسى از قول خداوند بلند مرتبه آمده که مى‏فرماید: بنده‏ام، به من اطاعت کن تا تو را مانند خود سازم. همان طورى که من زنده هستم و نمى‏میرم تو هم همیشه زنده باشى. همان طورى که من غنى هستم فقیر نمى‏شوم تو هم همیشه غنى باشى. همان طورى که من هر چه را اراده کنم مى‏شود تو را هم همین طور سازم.و در سایه قرب نوافل به مقامی می‌رسد که حق تعالی چشم و گوش و بصر او می‌شود « إن العبد یتقرب إلى بالنوافل حتى أحبه فإذا أحببته کنت سمعه و بصره و لسانه و یده و رجله فبی یسمع و بی یبصر، و بی ینطق، و بی یبطش، و بی یمشی ؛ اصول کافى، ج 4، ص 53،« کتاب الایمان و الکفر»،« باب من اذى المسلمین و احتقرهم»، حدیث 7.»  بنده‏اى از بندگان من به من نزدیک نمى‏شود به چیزى( عملى) که نزد من محبوب‌تر باشد از آنچه بر او واجب کرده‏ام. و همانا بنده به وسیله نافله به من نزدیک مى‏شود تا آنجا که او را دوست بدارم؛ پس چون دوستش داشتم، در آن هنگام گوش او هستم که بدان مى‏شنود و چشمش که بدان مى‏بیند و زبانش که با آن سخن مى‏گوید و دستش که با آن مى‏گیرد. اگر مرا بخواند جوابش مى‏دهم و اگر از من( چیزى) بخواهد عطایش کنم و « إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَنْظُرُ به نور اللَّه‏ ؛  بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ج‏1، ص: 80»  مومن با نور خدا می‌بیند و نور خدا راهگشای اوست و راه را روشن می‌کند و اهل باطن می‌شود . مرحوم قاضی به حق یکی از مصادیق این روایات و کلمان نورانی می‌باشند.

ب ) نسل شریف و پاکیزه

ایشان در خاندان بزرگی متولد شد که از نسل امام حسن مجتبی علیه السلام  می‌باشند و از اجداد معروف ایشان مرحوم سید کمال است که در قرن ششم در شهر زواره از توابع اصفهان بوده‌اند و از نسل این بزرگوار شخصیت‌های بزرگی مانند آیت الله العظمی بروجردی ؛ آیت الله مدرس ؛ آیت لله قمی ، آیت الله سید حسین قاضی طباطبایی والد مرحوم قاضی و سید علی آقا قاضی طباطبایی می باشد .

پدر مرحوم قاضی اهل معناست و سال‌ها مجاور حرم عسکریین علیهم السلام بوده اند  و از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی می باشند  و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.

 یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. » زمینه اگر بود مثل سید علی قاضی تربیت می‌شود .

ج ) اساتید بزرگ

زمانی که ایشان وارد نجف می‌شود به حرم  امیرالمومنین مشرف می شود و از حضرت درخواست می کند  : « راهی جلوی پای من بگذار که رضایت خدا در آن باشد»  « وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ ؛ توبه 72 » ایشان بالاتر ین درخواست را از باب الله می‌کند و رضایت خدا را می‌طلبد و در این راه جدیت کردند و اساتید خوبی نصیب ایشان گردید  اساتیدی که هر یک از ایشان سرقفلی دارد لذا مرحوم قاضى مى‏فرموده است: چنانچه کسى که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد براى پیدا کردن استاد این راه اگر نصف عمر خود را در جستجو و تفحّص بگذراند تا پیدا نماید ارزش دارد.و مى‏فرموده است: کسى که به استاد رسید نصف راه را طى کرده است «                         رساله سیرو سلوک منسوب به بحر العلوم، ص: 196 » .

‏ایشان از اساتید بزرگواری مانند آخوند سید محمد کاظم خراسانی، سید محمد کاظم یزدی ؛ سید حسین قاضی طباطبایی ( پدر مرحوم قاضی ) ،   میرزا موسی تبریزی صاحب کتاب اوثق الوسائل از  شاگردان  شیخ انصاری ،  میرزا فتح الله شریعت اصفهانی که  ایشان در نهضت شیعبان عراق ضد استعمار انگلستان نقش بسزایی داشتند  ؛ مرحوم  شیخ محمد حسن مامقانی پدر شیخ عبد الله مامقانی صاحب تنقیح المقال ،  مرحوم سید احمد کربلایی ، آیت الله شیخ محمد بهاری ..... دیگر بزرگان استفاده های فراوانی برده اند و اگر مرحوم قاضی طباطبایی به  معنویات و مقاماتی رسیده است به برکت چند امر است الف )  زمینه خانوادگی خوب ب)  اتصال به باب مدینه علم رسول الله ج) استفاده از اساتید بزرگ .

برخی از توفیقات مرحوم سید علی قاضی :

الف ) تربیت شاگردان ممتاز

مرحوم سید علی آقای قاضی توفیق تربیت شاگردان ممتازی را یافت  افرادی مانند آیت الله شیخ  محمد تقی آملی که توفیق دیدار حضرت صاحب الامر نصیب ایشان گردید و ایشان از دوستان صمیمی پدرم بودند و قضایای زیادی درباره ایشان نقل شده است از جمله آن قضایا؛ جریان دیدار ایشان با مرحوم سید احمد کربلایی است ، مرحوم آملی  قصد گرفتن دو استخاره داشت اول برای ترک نجف  ؛ دوم هجرت به  تهران!  لذا به خدمت مرحوم سید احمد کربلایی می‌رسد و قبل از استخاره از ایشان می پرسد چگونه میتوان به مقامات عرفانی رسید؟!  مرحوم کربلایی می فرماید : اگر کسی بر سه کارمداومت نمایددرهایی از معارف به روی او باز می شود : « در  نجف باشد و روزی یکبار بر حضرت سلام کند ،  هفته‌ای یکبار به زیارت وادی السلام برود ؛ حداقل ماهی یکبار به زیارت سید الشهداء برود» مرحوم آملی عرض می کند لابد شما دوام بر این امور داشته اید و حقایقی را دریافت نموده اید اگر ممکن است مطلبی بفرمایید ! ایشان می فرمایند : صبح از کنار مزار مومنین عبور می کردم از  قبری صدایی بلند شد  و به من گفت : فاتحه ات را بخوان به منزل برو چون آقای آملی می آید و دو استخاره می‌خواهد یکی برای ترک نجف و دیگری برای هجرت به تهران؛ این آقای سید احمد کربلایی یکی از اساتید مرحوم قاضی است و آیت الحق  قاضی طباطبایی افرادی مثل  شیخ محمد تقی آملی را تربیت کرده است و از دیگران تربیت شدگان مکتب عرفانی مرحوم قاضی آیت الله سید یوسف حکیم می باشد که از نزدیک ایشان را دیده بودم بسیار زاهد و اهل معنا بودند حتی مرجعیت بعد از پدر به سمت او رفت و ایشان نپذیرفت و به آیت الله خویی ارجاع دادند امام راحل بعد از شهادت عده ای از خاندان حکیم در پیام تسلیتی فرمود :  سید یوسف حکیم کسی بود که نگاه به او انسان را به  یاد آخرت می‌انداخت [i] ، سید محمد همدانی صاحب تفسیر انوار درخشان و ......همه از شاگردان مکتب قاضی بودند .

سفارشات مرحوم قاضی  :

ولایت مداری

 از خصوصیات خاص آیت الله قاضی ولایت مدار بودن ایشان است  و عجیب به این مسئله اعتقاد داشتند  قبل از ایام  غدیر خود را آماده ی جشن غدیر می نمود و در مجلس  ایشان  خطبه غدیر خوانده می شد  ایشان به وضع ظاهری خود دقیق می‌رسید و شیرینی و میوه می‌گرفت با اینکه بی بضاعت بود بطوری که در هنگام  وضع حمل خانواده اش پول قابله نداشت با این وجود در غدیر فامیل و دوستان را دعوت می‌کند و خطبه غدیر رامی خواند ؛ غدیر یعنی جوهره تشیع این بزرگوار نسبت به غدیر بسیار حساس بود

تاکید بر عزاداری سید الشهداء

مسئله عزاداری ابا عبد الله از اموری است که مرحوم قاضی نسبت به آن توجه ویژه می دهند  دشمن می خواهد شیعه را از عزاداری سید الشهداء دور کند و به فرموده امام هر چه داریم از محرم و صفر است لذاست که مرحوم قاضی به این مسئله توجه خاص می دهد و این نکات از وصیت نامه و سیره عملی ایشان قابل کشف است .

وصیت نامه

وصیتنامه علما بابد مورد اهتمام قرار بگیرد باید این وصایا جمع آوری شود ، وصیت نامه جناب قاضی نیز سرشار از نکات مهم و تکان دهنده است.

عمده آنها نماز است. نماز را بازارى نکنید، اوّل وقت بجا بیاورید و با خضوع و خشوع؛ اگر نماز را تحفّظ کردید همه چیزتان محفوظ مى‏ماند. و تسبیحه صدّیقه کبرى سلام الله علیها، و آیة الکرسى در تعقیب نماز ترک نشود.

آن اهمّ واجبات است. و در مستحبّات ترک تعزیه‏دارى و زیارت حضرت سیّدالشّهداء مسامحه ننمائید.

و روضه هفتگى ولو دو سه نفر باشد اسباب گشایش امور است. و اگر از اوّل عمر تا آخرش در خدمت آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما بجا بیاورید هرگز حقّ آن بزرگوار اداء نمى‏شود. و اگر هفتگى ممکن نشد دهه اوّل محرم ترک نشود.

دیگر آنکه اگر این حرفها آهن سرد کوبیدن است ولى بر بنده لازم است بگویم: اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن، وترک خدعه و حیله، و تقدّم در سلام و نیکوئى کردن با هر برّ و فاجر مگر در جائى که خدا نهى کرده. اینها را که عرض کردم و امثال اینها را مواظبت نمائید.الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید.

گفتگو تنظیم : حمید کرمی

منتشر شده در : پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله سید علی قاضی(ره)



[i] - الگو بودن مردم ایران براى ملت عراق‏ - امروز در مقابل شما چه درندگانى واقع شده‏اند! وقتى انسان مى‏بیند که شهید آقاى صدر  آن عالم فاضل را و همچنین همشیره ایشان‏  را با چه وضعى شهید کردند، و بعد هم با بیت مرحوم آقاى حکیم که آن قدر خدمت کردند و با آقاى آقا یوسف حکیم‏ - آقاى سید یوسف‏ حکیم‏، فرزند ارشد آقاى سید محسن حکیم (از مراجع عظام تقلید)، که رژیم بعثى عراق بیش از ده تن از فرزندان و بستگان نزدیک ایشان را به شهادت رسانید-  که وقتى انسان ایشان را مى‏دید، به یاد قیامت مى‏افتاد، آن گونه رفتار نمودند و نود نفر از بیت مرحوم حکیم را گرفتند، شدیداً متأثر شده و مى‏فهمد که اینها چه سبع‏هایى هستند. من مى‏دانم که مردم عراق از این جهت منزجر هستند. آخر کدام انسانى است که این فشارها را ببیند و متأثر نشود. « صحیفه امام، ج‏18، ص: 136 »


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۸/۱۱ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد