یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

ضرورت ورود فقه در عرصه سینما


حجت الاسلام و المسلمین عباس جعفری از اساتید سطح عالی حوزه علمیه قم

رویکرد فقهی غیر قابل قبول در عصر فقه و سینما

در رابطه فقه و سینما و مسائل سینمایی به نظر می آید رویکرد فقهی صورت گرفته غیر قابل قبول می باشد و بطور جدی فقه ما وارد این عرصه نشده است   و از نظر فقهی نه نگاه تایید و تشویق در آن بوده است و نه نقد و مناقشه ای در آن صورت گرفته است و علی الظاهر کسانی که متصدیان مسائل فقهی هستند از سینما  و مسائل مربوط  به آن دور هستند و تا به حال بصورت خیلی جدی مسائل مربوط به سینما در فقه ما مورد بررسی قرار نگرفته است .


هنر ، شاخصه حقیقت انسان

سینما یکی از شاخه های تجلی هنر می باشد و هنر یکی از  شاخصه های انسان است اگر انسان را به ایمان و معرفت و امثال این امور می شناسیم باید متوجه این نکته هم باشیم که یکی از ویزگی های بارز انسان هنر است که با تلفیق قوایی که در اختیار دارد نشات گرفته از قوه خیال و عقل اوست و هنر برخاسته از ترکیب این قوای و حواس آدمی است چه حواس باطنی و چه حواس ظاهری بنابراین هنر یکی از شاخصه های مهم در خلقت انسان محسوب می شود و با وجود این جایگاه بلند هنر هنوز آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است لذا می بینیم که اهل فن موضوع هنر را نه از احادیث استنطاق کرده اند و نه در مباحث تفسیری چه تفسیر قرآن و چه تفسیر نهج البلاغه به آن نپرداخته اند و در این مسئله کمبود و خلا ء محسوسی مشاهده می شود که جا دارد حوزه و متصدیان مسائل دینی به آن بپردازند .

نگاه فقه به سینما و مسائل آن

اگر ما از یک نگاه بیرونی به فقه نگاه کنیم می بینیم که نگاه فقها شیعه نسبت به مسائل سینمایی عدم جواز و حرمت است و شایسته است بدون اینکه این مسئله از ابهام بیرون بیاید و مسئله یک مسئله واضحی شود بحث از حرمت و عدم جواز آن نشود اما نگاه فقه به مسائل سینمایی یک نگاه منفی می باشد

 فقه  مسائل مختلفی دارد برخی از آن مسائل فردی است و برخی مسائل اجتماعی و بعض مسائل آن مسائل تبلیغی است لذا فقه شیعه یک فقه شخصی نیست بلکه اکثر فقه ما مسائل اجتماعی و سیاسی است که متضمن همه مسائل فرهنگی است و در ضمن این مجموعه های  فراوان فقهی یکی از مجموعه های فقه ، مسائل تبلیغی است که به عنوان یک رسالت تلقی می شود و رسالتی که برای یک هنرمند است مانند رسالتی است که بر عهده یک فقیه می باشد  لذا باید فقه ما یک نگاه رسالت مابانه  به مسائل سینما و سایر هنر هایی که در عرض یا طول هنر سینما هست داشته باشد و اگر با این دید وارد این مسئله بشویم بسیاری از مسائل سینمایی یک صبغه اسلامی پیدا می کند و بسیاری از افرادی که هنر نهفته ای دارند می توانند وارد عرصه سینما شوند و آن بعد اجتماعی و تبلیغی آن را در نظر بگیرند که شاید بسیار موثرتر از وسائلی باشد که ما برای تبلیغ دین به  آن عادت کرده ایم و سینما می تواند ابزار مصادیق  تبلیغی مسائل  اسلام  باشد

محظورات فقهی سینما و راه حل های قابل بررسی

برخی از این سئوالات مانند به تصویر کشیدن احساس مادرانه در دیدار فرزند ذکور خود و امثال آن بخاطر شبهات تحریمیه میباشد و امثال این مسائل اگر از محرمات نباشد از مصادیق شبهات تحریمیه است ، شبهات تحریمه دو قسم است ، برخی از اقسام آن جزو محرمات است و در فقه از آن بحث میشود و ولی یک بخش هم داریم که جزو حرام محرم است که در اوائل مکاسب محرمه در برخی از روایات مثل روایت نقل شده از تحف العقول مصادیق "حرام محرم"  بحث شده است و فقها و محشین تفسیری بر این مطلب دارند از جمله امام و آیت الله خویی و دیگران  ولی من حیث المجموع فرقی بین حرام و حرام محرم  قائل نشده اند   و غیر از اینکه ممکن است مناقشاتی در این روایت شده باشد یک ارتکاز فقهی هم داریم و تقسیم محرمات بر دو قسم است  ؛ برخی از محرمات قابل رفع یداست و با عروض عناوین ثانویه مثل اضطرار و عسر و حرج و احتیاج قابل رفع ید است و مسئله "احتیاج "در مباحث سینمایی  بکار می آید اما برخی از محرمت سینمایی قابل رفع ید نیست و آن حرام در حرمت خودش باقی است ولو احتیاج باشد مثل حرمت زنا که در هیچ شرایطی قابل رفع ید نیست اما برخی از محرمات با عروض  عناوین ثانویه قابل رفع ید است و مورد آن یا از موارد حرام است یا از موارد شبهه تحریمیه هست و  اگر حرمت آن را جزو حرام محرم ندانیم با عروض "عناوین ثانویه" قابل "رفع ید" می باشد و می توان در این موارد یک ترخیص فی الجمله ای قائل شد و بدور از شبهات و اشکالات و تاملاتی که فقها نسبت به آن دارند ما می توانیم این اشکالات و تاملات را در نظر نگیریم یعنی بجای اینکه "احتیاط واجب" در این موارد جاری شود حکم جواز صادر بشود و این اشکالات و تاملات را از این فتوای بردایم و نسبت به محرماتی که قابل رفع ید هستند البته با توضیحی که داده شد  فتوی به جواز باشد و این یک راهکاری است که نیاز به بررسی دارد و مثلا اگر یک فیلم کذایی احتیاج به صحنه کذایی دارد قابل بررسی است که آیا "احتیاج" به عنوان عناوین ثانویه در اینجا محسوب می گردد یا خیر؟ و این نیاز به بحث و بررسی دارد و ممکن است اثبات کرد که "احتیاج" در این موارد مثل اضطرار در سائر موارد است بنابراین راه حل فقهی داریم و اینطور نیست که ما جمود کنیم و بگوییم اینها جزو موارد حرام محرم هست و هیچ قابل رفع ید نیست مضافا بر اینک در این موارد ریبه و تلذذ یا تهییج جنسی درکار نیست چون علت باعث اشکالات فقها و تاملات ایشان در جواز امکان ریبه و تلذذ یا تحریک جنسی است و اگر هیچ یک از این دو نباشد محظوری برای یک فیلم ساز ندارد

فقه ما متاسفانه مجال ورود به این عرصه را نداشته است لذا با این  رسائل و مکاسب و معقدات آن کسی فرصت فکر کردن در سایر جوانب را ندارند و حوزه ها در هر عصری می توانند نیاز های جامعه را بسنجند و بر اساس آن نیاز ها حرکت علمی کنند مضافا بر اینکه این مسائل جزو شبهات است و کسی صریحا نتوانسته است فتوی به حرمت بدهد چون مبانی حرمت از قبیل ریبه و تحریک جنسی یا اشاعه فحشا و در این امور نیست و الا اگر این امور در کار باشد کسی قائل به جواز نیست و هیچ فیلم ساز متعهدی هم بدنبال این نیست که تهییج جنسی را تجویز کند 

لزوم  بازنگری در مسائل مربوط به فقه و سینما

 باید در اذهان طلاب و متعلمین این علوم  این مسئله را جا بیندازیم که   مسائل شرعی مدون در کتب فقهی  را به دو  قسم تقسیم کرد 1- احکام شرعیه  2- احکام عقلائیه بسیاری از محرماتی که ما به عنوان حرام شرعی می شناسیم حرام شرعی نیستند بلکه جزء محظورات عقلائی هستند و اگر بین محرمات شرع و محظورات عقلائی فرق بگذاریم شاید خیلی از این مسائل حل بشود یعنی خیلی از مسائل از نظر عرف آن راوی محظور بوده است و عرف منکری بوده است و از امام پرسیده و امام هم آن را تایید کرده است و این دلیل بر این نمی شود که حتما حکم شرع نیز به حرمت باشد بلکه تایید همان حکم ارتکازی آن زمان است بر اینکه این یک محظور عقلایی است نه اینکه حرام شرعی و اگر ما بتوانیم این کبری را یعنی ؛ تفکیک بین محرمات شرع با محظورات عقلائی را از نظر کبروی اثبات کنیم و مصادیق آن را در فقه پیدا و تدوین کنیم شاید خیلی از این اشکالات و فتاوی مرتفع شود و صراحت در جواز معلوم شود و نیاز به القا این مبانی دارد

نگاه حوزه به هنر

بسیاری از فقها ما نگاه مثبتی به هنر دارند و هنر از دیدگاه اسلام در کلمات بزرگان ما مانند علامه جعفری موج می زند و متاسفانه ما از آن تفکر به مرحله تعبد تنزل پیدا کرده ایم و خیلی از مراحل تفکر را قبول نداریم و دوست نداریم از این جمعی که بسویی حرکت می کند خارج شویم مننتهی بعضی ها از این گروه خارج می شوند مانند علامه محمد تقی جعفری و ایشان در شرح مثنوی و نهج البلاغه هنر را به یک نقطه مثبتی رسانده اند و می شود این مطالب را از کتب ایشان  مجزا استخراج کنند و القا کنند هر چند خود ایشان کتاب مجزایی در این موضوع نوشته اند و هنر شاخصه انسان است مانند ایمان و شجاعت ، هنر هم یکی  از صفات اوست حتی برتری هنر بر برخی از خصال انسانی مشهود است چرا که هنر تلفیق بین حواس است یعنی در هنر انسان باید هم رعایت تعقل بکند و هم رعایت خیال و وحی تا هنری از او بروز کند این مطلب مهمی می باشد پس نقص اساسی در مبدء فکر ماست و در حال حاضر ما نمی خواهیم نگاه منفی خود را  از هنر برگردانیم و اگر این نگاه منفی برگردد و از دیدگاه اسلام به آن نگاه کنیم اسلام در بسیاری از موارد مشحون به هنر است چه در مسائل تربیتی و چه در مسائل فرهنگی و اخلاقی هنر مشحون و مشهود است و می توان منصفانه به هنر نگاه کنیم و هنر را با مصادیق خارجیه قبل از انقلاب نسنجیم مضافا براینکه فقه الان باید با فقه قبل از انقلاب فرق کند چرا که در گذشته زمینه ای برای طرح این مسائل نبوده است و الان که هم امنیت هست و طالبان آن زیاد هستند و راه هم باز است باید وارد این مسائل شد اما متاسفانه جمود اجازه ورود به این عرصه را نمی دهد و یکم نوع تحجری در حوزه ها نسبت به این مسائل حاکم است و اینکه مبدء آن چیست ؟ خود در محل خود قابل بررسی است . برخی دوست ندارند انسان از این جمود خارج شود در بسیاری از موارد کلمات مولوی در مثنوی آغشته به هنر است چه هنر گفتاری و چه هنر در تربیت و چه هنر در سلوک که همه اینها آمیخته با هنر است و علامه جعفری در شرح خود بر مثنوی بر این امور توجه می دهد در خود آیات قرآن هنر در درجه اعلی آن متجلی است و هنر قواعد مشخص و کلی دارد که اهل نظر و فن آن را به عنوان یک ابزار قبول دارند و با این ابزار در حال القاء افکار و عقائد و مذهب خویش هستند امیر المومنین در نامه 47  نهج البلاغه می فرمایند : « اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ لَا یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ » الان جوامع غربی و منحط از هنر به عنوان یک وسیله بسیار قوی استفاده می کنند لذا فیلم هایی که ایشان می سازند موفق تر هستند در القا منویات خودشان اعم از الحاد و مسائل خود و به هدف خود می رسند اما سینمای ایران اینگونه نیست مخصوصا با سستی هایی که در سینمای ایران شاهد هستیم لذا رسالتی که باید سینمای ایران به دنبال آن باشد نرسیده است بلکه فاصله او در حال زیادشدن است و شاهد آن هم فیلم و سریال های مختلف سینما و تلویزیون هست و هدفی که ایشان دنبال می کنند خود آنها جزو شاخص های منفی هستند و در فیلم ها به نکاتی پرداخته می شود که به دور از شان یک انسان است تا چه رسد به اینکه دنبال مسائل اسلامی باشد .

جمع بندی

من حیث المجموع نگاه به سینما یک نگاه منفی است لذا مشهور فتوای بر منع می دهند در خیلی از موارد به خاطر ذهنیتی است که نسبت به این مسئله داده شده است به دنبال ادله ای می گردند تا این حرمت با دلیل بر مکلف القا شود مثل اینکه گفته می شود این از مصادیق تلذذ یا ریبه هست و....امثال اینها لذا این ذهنیت حرمت را با بعض ادله و عنواین محرمی که  ارتکازی متشرعین مسلمانان و شیعه هست تطبیق می کنند و مکلف هم سریعا آن را قبول می کند و اگر مقداری این مسائل بررسی شود می شود در این تطبیقات مناقشه کرد که خیلی از مسائل سینمایی از موارد عناوین محرم نیست و اگر از عناوین محرم باشد جزو محرماتی هست که قابل رفع ید با  عروض عناوین ثانویه هست لذا آن فتوی برگرفته از آن ذهنیت است و اگر کسی با ذهنیت حرمت به سراغ این مسئله برود به دنبال ادله ای هم می گردد تا این نظریه در ذهن مخاطب غالب شود و البته این مسئله در محل خود قابل بررسی است  .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد