یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه در راستای تبیین شعار کاربردی عاشورا و بیان هدف سیدالشهدا از قیام عاشورا گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی‌آملی انجام داده است که ما حصل آن در ذیل تقدیم می‌شود.



ایام سوگ حسینی سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام را به شما و همه پیروان حضرتش تسلیت عرض می کنم .حادثه و رخدادی که بزرگ‌ترین حادثه و رخداد شگفت انگیز تاریخ اسلام بعد از رسالت نبی اکرم بوده است و به همراه خود حوادث فراوانی  را به دنبال داشته است و در هر دوره‌ای نیز به گونه خاصی درخشیده است اکنون که از انقلاب شکوهنده ایران حدود 33 سال می‌گذرد کاملاً به یاد داریم که این انقلاب مبتنی بر شعارهای ارزشمند نهضت کربلای حسینی شکل گرفت و بر پا شد و در مقابل دشمن ایستاد و اگر این شعارها نبود معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار ایران عزیز و ملت سربلند این سرزمین رقم می خورد ، همچنین در ایام دفاع مقدس باز شعارهای محرم بود که این حماسه را برای ملت ایران آفرید و بانگ پیروزی خون بر شمشیر را سر داد و به فتح  نهایی رساند لذاست که می بینیم کربلا و پیام های آن در هر دوره ای درخشش خاص خود را دارد و ما باید در هر دوره درخششی از تلالو حماسه کربلا را افتباس کنیم و الهام بگیریم تا بوسیله آن بتوانیم زندگی و نظام سیاسی ، فردی و اجتماعی خود را سامان دهیم .

 * درخشش شعارهای عاشورا و حماسه حسینی در عصر بیداری جامعه اسلامی

 امروزه که خاورمیانه بیدار شده است و بر اساس آگاهی و شناختی که  جامعه اسلامی عموما  و منطقه خاور میانه خصوصا پیدا کرده و در مقابل استبداد قد علم کرده است نیاز به درخشش و تلالوء دیگری از ابا عبد الله الحسین احساس می شود و شایسته است مبلغان دینی شعاری شایسته و مناسب با محرم سالار شهیدان و متناسب با جامعه امروز جهانی و جریان عظیم بیداری اسلامی را به گوش همگان برسانند امروز همگان منتظر یک سخن حق و منطق حق هستند .

 * اساس و نهاد انسان بر خدا محوری و توحید است

در مقدمه باید بدانیم همه انسانها فطرتا بر اساس توحید و عبودیت نسبت به حق تعالی آفریده شده اند و این فطرت توحیدی اختصاص به جامع دینی ندارد  بلکه انسان ذاتا  دارای فطرت الهی و دینی است فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ ، روم آیه 30 » - ترجمه : پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست؛ این است آیین استوار؛ ولى اکثر مردم نمى‏دانند! – از آنجایی که انسان بر اساس فطرت الهی آفریده شده است و  دین چیزی جز فطرت نیست و فطرت نیز چیزی جز دین نیست لذا انبیا الهی دینی آورده اند که مطابق فطرت دینی بشر می باشد و در هماهنگی کامل با فطرت آدمی است و این چنین رهاوردی موجب رشد و شکوفایی انسان است ، فطرت خدا جوی انسان او را به سمت دین سوق می دهد و دین  کتاب هدایتی است که آدمی را در مسیر فطری او هدایت و رهنمود می کند و سعادت انسان  را در دنیا و عقبی به ارمغان می آورد ؛ سعادت و حرکت در مسیر فطرت الهی بشریت یکی از بزرگترین اهداف انبیاء الهی بوده و هست .

اما در خصوص دین اسلام که به کمال رسیده است و دین کامل ، بلکه بالاتر از آن دینی است که  مرضی خدا شده است « الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً ؛ مائده آیه 3»  هماهنگی فطرت و دین را به وضوح می یابیم لذا کلمه انسان می تواند بر اساس نهاد و فطرت اولیه خود و کتابی که هماهنگ  با این نهاد است زندگی آزادانه و  رها از هر گونه هوی و هوس ؛ خیال و وهم باطل و جهل و جهالت داشته باشد  چنانکه قرآن کریم در  معرفی نبی اکرم می فرماید : « الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏ ؛ اعراف آیه 157‏ »  - ترجمه : همانها که از فرستاده(خدا)، پیامبر«امّى» پیروى مى‏کنند؛ پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‏یابند؛ آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منکر باز می‌دارد؛ أشیاء پاکیزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاکیها را تحریم مى کند؛ و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس کسانى که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نورى که با او نازل شده پیروى نمودند، آنان رستگارانند.  – پیامبری را بزرگ بشمارید که آمده است تا شما را آزاد کند و سنگینی ها را از روی دوش  شما بردارد و ابن غل و زنجیر  را از شما بازکند .

 * آزادی انسان و نجات او در گرو دین الهی  است

 دین برای آزاد سازی انسان و نجات او از بند جهل و  شهوت و غضب و تمامی اموری  است که انسان را به نوعی بر زمین می زند و مایه خفت و ذلت آدمی است ، انسانی که دنیا زده است و به مال و جاه فکر می کند زمین گیر است « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلیلٌ ، سوره توبه آیه 38  »  - ترجمه : اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چرا هنگامى که به شما گفته مى‏شود: «به سوى جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینى مى‏کنید(و سستى به خرج مى‏دهید)؟! آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده‏اید؟! با اینکه متاع زندگى دنیا، در برابر آخرت، جز اندکى نیست‏ -   لذاست که تبعیت هوی و هوس به صورت امراض مزمنی در انسان جلوه می کند و او را از سیر باز می دارد لذا دین آمده است که انسان را از این غل و زنجیرها رها کند و جان آدمی را در ملکوت این عالم سیر دهد که هدف غایی دین آزادی انسان از موانع سیر او و نجات وی از جهل و جهالت  است ؛ از این رو در زیارت نامه پیامبر اکرم می خوانیم « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اسْتَنْقَذَنَا بِکَ مِنَ الشِّرْکِ وَ الضَّلَالَة ؛کافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 551 » ستایش مر خدایی راست که به برکت وجود تو ما را از شرک و ضلالت نجات داد  . لذا هدف غایی دین آزادی انسان از جهل و جهالت است و شرک و جهل سنگینی هستند و که مانع پرواز آدمی در ملکوت عالم هستند و دین این موانع را رفع می کند .

 * اسارت دین بعد از رحلت نبی مکرم اسلام

رسول اکرم اصل آزادی انسان را با دین تامین کرد و جامعه عصر خود و حجاز را از کفر و ضلالت نجات داد و دین موجب آزادی و رهایی انسان به سمت حقیقت و توحید شد متاسفانه بعد از رحلت  رسول اکرم دین به اسارت نا اهلان در آمد و به تبع آن جامعه دینی نیز اسیر شد، دشمنان اسلام  فکر می کردند  جامعه ای که از شرک و مظاهر مختلف شرک رهایی یافته است دوباره  به دامان آن باز نخواهد گشت لذا این جامعه را در همان فضای دین نگهداشتند  اما دین را به اسارات گرفتند ، وقتی دین اسیر شد جامعه دینی هم اسیر می شود .

 امیر بیان علی بن ابیطالب در نامه خود به جناب مالک اشتر می نویسد : « ً فَإِنَّ هَذَا الدِّینَ قَدْ کَانَ أَسِیراً فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ یُعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیَا ، نامه 53 نهج البلاغه ، صبحی صالح » دین در دست اشراری  که از حق و حقیقت دورند و به سمت باطل گرایش دارند به اسارت رفته است. و وقتی دین به اسارت گرفته شد محل تاخت و تاز آنها شد و هر نوع دنیا طلبی  ای را که خواستند انجام  بدهند به نام دین انجام دادند ؛ اگر در عصر علی بن ابیطالب وضعیت جامعه مسلمین به جایی رسید که نسبت به دین اینگونه اندیشیدند برای این بود که دیگران توحید ، ولایت و امامت و وحی را هر طور که خواستند تفسیر کردند  و دنیا مداری را در دین دیدند و طبعا این دین از جایگاه اصلی خودش خارج شده است دینی می تواند جامعه را نجات دهد که منزه از این تاخت و تازها باشد و دین اگر بدست حاکمان جبار قرار بگیرد هر طور که بخواهند با او رفتار می کنند .

 * قیام حسین بن علی و آزادی دین

علی بن ابیطالب در زمانی به حکومت رسید که دین اسیر بود و حرکت او در جهت آزادی دین صورت می گرفت همین حالت – اسارت دین - در زمان ابا عبد الله به مراتب بدتر  و سخت تر از زمان علی بن ابطالب  اتفاق افتاد ؛ زمانی که امام علیه السلام مشاهده کردند که کجی ها و ناراستی ها در دین کاملا راسخ و دین وارونه شده است حضرت در جهت آزادی دین حرکت عاشورایی خود را آغاز نمودند و زمانی که در مدینه از او برای حکومت نامشروع اموی بیعت خواستند فرمودند : « َ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ،اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، النص، ص: 24 » ، همه ما از خداییم و به سوى او بازمى‏گردیم، اگر با یزید بیعت کنم باید آخرین وداع را از اسلام بنمایم (و از اسلام جدا گردم) زیرا اسلام به رهبرى مانند یزید گرفتار شده . و اگر شخصی مانند یزید به حکومت رسید با دین همان می کند که علی بن ابیطالب فرمود : « یُعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیَا ، نامه 53 نهج البلاغه ، صبحی صالح » و هر هوی و هوسی که بخواهد در دین اعمال می کند  لذا از همان آغاز شعار و دثار حرکت خویش را آزادی دین و نجات انسانها معرفی کرد .

 * آزادی دین و نجات انسانها مهمترین پیام عاشورا

زبان حال و قال ابا عبد الله الحسین آزادی دین از اسارت اشرار است اگر دین آزاد شد این دین هم مولد جامعه آزاد است و آزادی دین در گرو پیراستن آن از بدعتها و انحرافات است لذا شعار اصلی محرم آزادی انسان ها در پرتو دینی آزاد از انحرافات است ما می توانیم در زیارت اربعین نیز این شعار را ببینیم آنجا که می فرماید : « وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة،تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص: 113 » اگر بخواهیم هدف و مقصد نهایی نهضت ابا عبد الله را برشماریم  حضرت جان و خون خود را ریخت  تا انسانها را از بند جهالت برهاند  لذا شعار محرم آزادی دین و نجات انسانهاست این شعار اصلی ترین و بنیانی ترین شعار نهصضت عاشورا است و سایر شعار ها در جهت حمایت و تقویت این شعار اصلی است  اگر حضرت فرمود: « وَ هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة،مثیر الأحزان، ص: 55 » ما هرگز اهل ذلت نیستیم این قسم از شعار ها شعارهای کاربردی اند نه راهبردی شعار راهبردی نشان از عمق یک نگاه که  در یک قیام دارد اما شعارهای کاربردی در مقاطع عمل به میدان می آید اینکه امام علیه السلام می فرماید : « َ وَ اللَّهِ لَا أُعْطِی بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِید، مثیر الأحزان، ص: 51 » من هرگز دست ذلت نمی دهم و مانند بردگان فرار نمی  کنم برای این است که هدف حضرت آزادی دین  و جامعه انسانی از جهل و ضلالت و کفر و الحاد  است . آزادی حقیقی رها شدن  انسان از این امور و وارد شدن در دایره شهود و توحید  است .

 * تلاش در آشکار کردن شاه بیت شعار نهضت حسینی

حضرت شعار اصلی نهضت مقدس خویش را در سخنان خویش بیان نموده است و این شعار نباید گم شود اگر ما سخنان و رفتار حسینی را مورد رصد قرار دهیم یافتن عمق شعارهای حضرت قابل امکان است اما گاهی ما دچار امور حاشیه ای می شویم و این حواشی ما را از متن و آن شعار اصلی نهضت عاشورا باز می دارد حضرت حقیقت دین را نجات آدمی از ظلمات جهل و ضلالت می داند و دین برای عزت انسان و جامعه آمده است تا انسان ها به اوصاف شایسته برسند  این دینی است که انبیا الهی برای او تلاش کرد و حضرت برای احیا چنین دینی قیام نمود ، گاهی شعار محرم  در زیر خروارها اشک و آه و سنج و شیپور مخفی می ماند و این نباید باشد . مخفی شدن این شعار خود یکی از مصائب است . آیا مکتب حسینی با صرف اشک و آه  معرفی می شود ؟!

 * مودت عاطفی حجاب مودت عقلی

مودت که از بهترین شعارهای ماست سه مرحله دارد الف )  مودت عاطفی ب) مودت عقلی ج ) مودت قلبی . امرزه مودت عاطفی حجاب مودت عقلی شده است ما باید محبت و دوستی نسبت به سید الشهدا داشته باشیم اما اینها تمهیداتی اند که باید ما را به مودت عقلی برساند و مودت عقلی یعنی منشا این دوستی عقل است و ما با شناخت برای حسین بن علی اشک می ریزیم چرا که حسین عقل کل و فهم مطلق و شعور مطلق بود و بالاتر از همه او عشق مطلق بود و ما برای اینکه عشق را به شهادت رسانده اند عزا داریم ، محبت عاطفی که مبنای آن احساس و عاطفه باشد نمی تواند موجب کمال و تعالی آدمی شود لذا گفته اند اگر می خواهید زیارت و اشک و عزا بگیرید با معرفت همراه باشد لذاست که گاهی می بینیم  محبت عاطفی حجاب محبت عقلانی شده است لذاست که نباید در زیر اشک و ناله ها جان مایه و شعار اصلی نهضت عاشورا کمه همان آزادی دین و نجات بشریت از جهل و گمرای است مخفی بماند ممکن است لذا رسانه ها محرم را به وضوح نشان می دهند اما برای جامعه جهانی قابل قبول نیست بلکه شکفت انگیز است که مصیتی 1400 سال قبل اتفاق افتاده و حال عده ای شک می ریزند لذا محبتی که به ما توصیه شده است باید همراه با معرفت باشد و اگر اینگونه نبود حجاب است .

 کسانی که دنیای خود را در محبت عاطفی می بینند به مرحله عقل نرسیده اند تا جامعه را به مرحله عقل برساند، کسانی که ذکر و فکر ایشان خواندن اشعاری است که صرف عاطفه و احساس را بیان می کند و شعارهای نهضت حسینی در آن مخفی است درون این آه و ناله ها نار و نور نبست و در این اشک منطق و شعور نیست و چنین عزاداری قطعا جامعه ساز نیست هر چند صرف این آه و ناله ها نیز مطلوبیت دارد اما مهم بهره معرفتی است .

* معرفت،  ثمره و میوه  عزاداری حسین بن علی

الان میلیونها نفر برای حسین گریه می کنند اما هیچ بهره معرفتی از این نهضت ندارند عاطفه ای که مبدا و اغار و انجامش تنها آه باشد این ناری است بدون نور ،آتش گریه باید نورانیت معرفت را به دنبال داشته باشد  هر نوع آه و سروده ای که نور معرفت را به ارمغان ندارد اگر توانستیم از این گفتاها و گریه ها و... برای جامعه و خود نوری به دست آورید البته همه اینها کمال است ، مگر درباره قرآن نداریم که : «ربّ تالى القرآن والقرآن یلعنه‏، جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 48» از قرآن لطیف تر که نداریم  اما عده ای به ظاهر قرآن چسبیده اند و باطن و حقیقت قرآن را رها کرده اند  این جماعت مورد لهن قرآن قرار می گیرند درباره اهل بیت هم اینگونه  است اگر در این حسین حسین گفتن ها  روحی و نوری نباشد کمالی برای انسان نخواهد داشت ، لذا مبلغان ما و  متولیان فرهنگی بدانند که تمام دین را آگاهی و معرفتی همراه  با ارادت معرفی کنند  .

 * سخن  پایانی

شعار حضرت اختصاص به جهان تشیع و اسلامی ندارد بلکه سخن از آزادی دین و نجات بشریت است ما امروز باید برای جامعه جهانی حرف داشته باشیم امروز جامعه جهانی تشنه شنیدن سخنان علی بن الحسین و زینب کبری  هستند .

منتشر شده : خبرگزاری حوزه


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۸/٢۸ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد