یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه در گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا بهاری عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی سیره سیره امام علی علیه السلام در ماه مبارک رمضان را به بحث نشسته است. 

با توجه به منابع تاریخی نمی­توان تصویر روشنی از سیره امام علی علیه السلام در ماه مبارک رمضان بدست آورد آنچه از سیره امام علی در اخبار رسیده بخش اندکی از سیرۀ این امام همام است.


خطبه حضرت هنگام ورود به ماه مبارک رمضان

امام باقر علیه‏السلام به نقل از پدرانش علیهم‏السلام روایت می‌کند: حضرت على علیه‏السلام در اوّلین روز ماه رمضان در مسجد کوفه خطبه خواند. پس خدا را به بهترین ستایش و برترین و رساترین ثنا ستود و بر پیامبرش محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درود فرستاد. سپس فرمود:   

«اى مردم! این ماه، ماهى است که خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، مانند برترى ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهى است که درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى آتش در آن بسته مى‏گردند. و ماهى است که در آن ندا شنیده مى‏شود و دعا مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد .   

ماهى است که در آن، شبى وجود دارد که فرشتگان از آسمان فرود آمده، بر مردان و زنان روزه‏دار، به اذن پروردگارشان تا طلوع سپیده سلام مى‏دهند و آن شب، "شب قدر" است . دو هزار سال پیش از آن که آدم علیه‏السلام آفریده شود، ولایت من در آن شب، مقدّر شد. روزه گرفتن آن، برتر از روزه‏دارى هزار ماه است و عمل در آن، برتر از عمل در هزار ماه است .   

اى مردم! خورشید ماه رمضان بر مردان و زنان روزه‏دار، با رحمت مى‏تابد و ماه آن با رحمت بر آنان نورافشانى مى‏کند و هیچ روز و شبى از این ماه نیست، مگر آن که پروردگار متعال، بر سر این امّت، نیکى مى‏افشاند. پس هر کس از ریزش نعمت الهى ذرّه‏اى بهره‏مند گردد، در روز دیدارش با خدا، نزد خداوند، گرامى خواهد بود و هیچ بنده‏اى نزد خدا گرامى نگردد، مگر آن که خداوند، بهشت را جایگاه او قرار مى‏دهد .   

بندگان خدا! این ماه شما، همچون دیگر ماه‏ها نیست. روزهایش برترین روزهاست و شب‏هایش برترین شب‏ها و ساعاتش برترین ساعات است. آن، ماهى است که شیطان‏ها در آن در بند و زندانى‏اند؛ ماهى که خداوند در آن، روزى‏ها و اجل‏ها را مى‏افزاید و میهمانان خانه‏اش را مى‏نویسد؛ ماهى که اهل ایمان با آمرزش و رضاى الهى، با شادى و نعمت‏هاى الهى، و با خشنودى فرمانرواى دادگر و توانا، پذیرفته مى‏شوند.  

اى روزه‏دار! در کار خویش نیک بنگر، که در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستى . بنگر که در شب و روزت چگونه‏اى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى خدا حفظ مى‏کنى. بنگر تا مبادا شب در خواب باشى و روز در غفلت؛ پس این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد؛ پس آنگاه که روزه‏داران پاداش‏هاى خود را مى‏گیرند، تو از زیانکاران باشى و آنگاه که به کرامت فرمانرواى خویش نایل مى‏شوند، از محرومان گردى و آنگاه که به همسایگى با پروردگارشان سعادتمند مى‏شوند، تو از طردشدگان باشى!   

اى روزه‏دار! اگر از درگاه صاحبت رانده شوى، به کدام درگاه روى خواهى آورد؟ و اگر پروردگارت محروم سازد، کیست که روزى‏ات دهد؟ و اگر تو را خوار شمرد، کیست که اکرامت کند؟ و اگر ذلیلت ساخت، کیست که عزّتت بخشد؟ و اگر تو را واگذاشت، کیست که یارى‏ات کند؟ و اگر تو را در جمع بندگانش نپذیرفت، بندگى‏ات را به آستان چه کس خواهى برد؟ و اگر از خطایت در نگذشت، براى آمرزش گناهانت به که امید خواهى بست؟ و اگر حقّ خویش را از تو طلبید، حجّت تو چه خواهد بود؟   

اى روزه‏دار! در شب و روزت با تلاوت کتاب خدا، به او تقرّب بجوى، که همانا کتاب خدا، شفیعى است که روز قیامت، شفاعتش براى قرآن‏خوانان پذیرفته است و با خواندن آیات آن، از درجه‏هاى بهشت بالا مى‏روند.   

مژده اى روزه‏دار! تو در ماهى هستى که روزه‏دارى‏ات در آن، واجب، نَفَس کشیدنت در آن، تسبیح، خُفتنت در آن، عبادت، طاعتت در آن، پذیرفته، گناهانت در آن، آمرزیده، صداهایت در آن، شنیده ‏شده، و مناجات در آن، مورد ترحّم است. از حبیبم پیامبر خدا شنیدم که مى‏فرمود:   

"خداوند متعال را در هنگام افطار هر شب ماه رمضان، آزادشدگانى از آتش است که شمار آنان را کسى جز خداوند نمى‏داند. شمار آنان، نزد او در علم غیب است. پس چون آخرین شب این ماه شود، خداوند به شمار همه کسانى که در تمام این ماه آزاد کرده، آزاد خواهد نمود."   

 مردى از قبیله هَمْدان برخاست و گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه حبیب تو درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم که برادر و پسر عمویم، پیامبر خدا، مى‏فرمود: "هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و خود را در این ماه از حرام‏ها نگه دارد، وارد بهشت مى‏شود.»    

آن مرد هَمْدانى گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه برادر و پسر عمویت درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم که دوستم پیامبر خدا مى‏فرمود: "هر کس از روى ایمان و به خاطر اجر الهى، [ماه] رمضان را روزه بدارد، وارد بهشت مى‏شود."»   

مرد هَمْدانى گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه دوستت درباره این ماه فرمود، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم که سَرور اوّلین و آخرین، پیامبر خدا مى‏فرمود: "هر کس [ماه] رمضان را روزه بدارد و در شب‏هاى آن حرام نخورد، وارد بهشت مى‏شود."»    

مرد هَمْدانى گفت: اى امیر مؤمنان! از آنچه سرور اوّلین و آخرین با تو درباره این ماه گفت، بیشتر بگو .   

فرمود: «باشد! شنیدم که برترینِ پیامبران و فرستادگان و فرشتگان مقرّب مى‏فرمود: "همانا سَرور اوصیا، در سَرور ماه‏ها کشته مى‏شود."    

گفتم: اى پیامبر خدا! سرور ماه‏ها، کدام است و سرور اوصیا کیست؟   

فرمود: "امّا سرور ماه‏ها، ماه رمضان است و امّا سرور اوصیا، تویى، اى على!"    

گفتم: اى پیامبر خدا! آیا چنین خواهد شد؟   

فرمود: "آرى، به پروردگارم سوگند! همانا نگون‏بخت‏ترینِ امّت من، برادرِ پى‏کننده ناقه ثمود، برمى‏خیزد و ضربتى بر فرق سرت مى‏زند که محاسنت از خون آن، رنگین مى‏شود."»    

پس مردم شروع به گریه و شیون کردند. و حضرت على علیه‏السلام خطبه‏اش را به پایان برد و فرود آمد.[1]    

 برخی احادیث حضرت پیرامون ماه مبارک

روزه ماه مبارک در نظر حضرت علی(ع)

حضرت علی علیه السلام در مورد فضیلت ماه مبارک رمضان می­فرماید:

اللّه اللّه فی صیام شهر رمضان فانّه جنّة من النار[2]

خدا، خدا، در روزه ماه رمضان زیرا که سپرى است در برابر آتش دوزخ.

نحوۀ ادای کلمۀ « رمضان» در کلام حضرت امیر

حضرت در مورد ادای نام ماه مبارک چنین گوشزد می­نمایند که:

نگویید رمضان؛ زیرا نمی دانید رمضان چیست؛ و اگر کسی گفت، باید برای کفاره آن، صدقه دهد و روزه بگیرد. بلکه همانطوری که خداوند متعال فرموده است بگویید: ماه رمضان.[3]

کیفیت روزه از زبان حضرت علی(ع)

امام على علیه السلام فرمود:

الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏کند. [4]

حضرت در مورد برترین روزه می­فرمایند:

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.[5]

ایشان در مورد روزه بى ارزش می­فرمایند:

کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.[6]

حکمت روزه از نگاه امام علی(ع)

حضرت در مورد حکمت روزه آن را آزمون اخلاص معرفی می­نماید:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.[7]

دعای حضرت در شب اول ماه مبارک

امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرماید: آنگاه که هلال (ماه رمضان) را دیدی بایست و بگو بار پروردگارا خیر و خوبی در این ماه را از تو می خواهم و همچنین فتح و پیروزی (بر شیطان) و نورانیت، و یاری (بر روزه داری) و برکت و طهارت، و روزی این ماه را از تو می طلبم، و از تو خیر آنچه در این ماه هست و بعد از ماه مسئلت می نمایم، و به تو پناه می آورم از شر و بدی آنچه در این ماه می باشد، و آنچه بعد از آن است، بار پروردگارا این ماه را با امن و امان و ایمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و برکت و تقوی و توفیق یافتن به آنچه تو دوست می داری و راضی می گردی بر ما وارد گردان (که همه اوصاف شایسته را در این ماه داشته باشیم).[8]

 نمازهای مستحبی

نمازهای مخصوصی برای هر شب ماه مبارک رمضان از حضرت علی (ع) روایت شده و ثوابهای زیادی برای هر شبی ذکر فرموده اند. این نمازهای مستحبی تمام  دو رکعت خوانده میشود و نشسته هم جایز است بخواند، لکن ایستاده بهتراست.

تلاوت قرآن

امام علی علیه السلام در خطبه اول ماه مبارک در مورد تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان فرمودند:

اى روزه‏دار! در شب و روزت با تلاوت کتاب خدا، به او تقرّب بجوى، که همانا کتاب خدا، شفیعى است که روز قیامت، شفاعتش براى قرآن‏خوانان پذیرفته است و با خواندن آیات آن، از درجه‏هاى بهشت بالا مى‏روند. [9]    

احیاء شب­ها

حضرت علی علیه السلام در خطبه ماه مبارک خود در مورد احیاء شبهای ماه مبارک چنین فرمودند:

اى روزه‏دار! در کار خویش نیک بنگر، که در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستى . بنگر که در شب و روزت چگونه‏اى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى خدا حفظ مى‏کنى. بنگر تا مبادا شب در خواب باشى و روز در غفلت؛ پس این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد؛ پس آنگاه که روزه‏داران پاداش‏هاى خود را مى‏گیرند، تو از زیانکاران باشى و آنگاه که به کرامت فرمانرواى خویش نایل مى‏شوند، از محرومان گردى و آنگاه که به همسایگى با پروردگارشان سعادتمند مى‏شوند، تو از طردشدگان باشى! [10]    

عُروة بن زبیر می گوید:

با گروهی در مسجد رسول خدا نشسته بودیم که سخن از بدر و بیعت رضوان به میان آمد.

ابودرداء گفت:« آیا می خواهید کسی را نام ببرم که ثروتش از همگان کمتر، ولی تقوا و تلاشش در عبادت خدا بیش از همه است؟ »

گفتند:«آری. بگو.»

گفت:« امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب »

در این هنگام تمام افراد حاضر در مجلس با ناراحتی از ابودرداء رو گرداندند. ابودرداء گفت:« ای مردم، من آنچه را دیدم می گویم، و هر یک از شما آنچه را که دیده است بگوید. من، خودم علی ابن ابی طالب را در لابه لای درختان نخل دیدم که نیمه‌های شب با صدایی حزن آلود چنین مناجات می کرد:« خدای من، چه بسیار گناهانی که تو به دلیل شکیبایی‌ات، آنها را مایه انتقام از من قرار ندادی، و چه بسیار رسوایی‌هایی که تو از سر بزرگواری، آنها را آشکار نساختی. خدایا، اگر عمرم را مدتی طولانی در معصیت تو گذراندم و در نامه‌ی اعمالم گناهانم بزرگ است، جز آمرزش تو آرزوی دیگری ندارم و جز رضایتت به چیز دیگری امیدوار نیستم.»

 صدای علی بن ابی اطالب مرا به خود مشغول ساخت. من دنبال صدا رفتم و به علی بن ابی طالب رسیدم. بدون حرکت در گوشه ای ایستادم و دیدم علی در دل تاریک شب چند رکعت نماز گزارد. آن گاه به دعا و گریه و مناجات مشغول شد و در ضمن مناجات هایش چنین گفت:« خدای من، به عفو تو می اندیشم و گناهانم بر من سبک می‌شود؛ و گاه مؤاخذه و مجازات هول‌انگیز تو را یاد می کنم و گناهانم بر من بزرگ و سخت می‌گردد.

آه، اگر تو در نامه‌ی اعمالم گناهی را بخوانی که من فراموش کرده ام، و تو آن را ثبت کرده‌ای. آن گاه فرمان دهی که او را بگیرید. پس وای بر اسیری که خاندانش نتواند او را رهایی بخشد و قبیله‌اش سودی برایش نداشته باشد. آه از آتشی که جگرها و کلیه‌ها را می سوزاند...»

پس آن قدر گریست که بدون حرکت افتاد. من پیش خودم گفتم از شدت شب‌زنده داری، خوابش برده، و گفتم او را برای نماز صبح بیدار می کنم. جلو رفتم و او را تکان دادم، ولی تکانی نخورد.

گفتم:« انالله و انا الیه راجعون. علی بن ابی طالب مُرد!»

با شتاب به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به همسرش دادم. حضرت زهرا سلام الله علیها ماجرا را پرسید و من تعریف کردم.

او فرمود:«ای ابودرداء، به خدا سوگند این حالتی است که از ترس خدا به علی دست می‌‌دهد.»

صبح که شد مردم به صورت علی آب زدند و علی به هوش آمد. برخاست و مرا دید که می‌گریم. فرمود:« چرا گریه می کنی؟»

گفتم:« به خاطر کاری که تو با خودت می‌کنی.»

فرمود:« ای ابودرداء، چه می‌گویی اگر مرا ببینی که برای حساب فرا خوانده‌اند، فرشتگان عذاب مرا گرفته‌اند و در پیشگاه خداوند جبار ایستاده‌ام، در حالی که دوستانم رهایم ساخته‌اند. در این هنگام تو بیشتر از اکنون به من رحم می‌کنی و برایم دل می‌سوزانی.»

به خدا سوگند، این صحنه را در زندگی هیچ یک از اصحاب رسول خدا ندیدم.[11]

دعای آن حضرت در هنگام افطار

خدایا! برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار می کنیم. پس این روزه را از ما بپذیر که به راستی تو شنوا و دانا هستی.

خدایا! ای پروردگار روشنی سترگ و ای پروردگار جایگاه بلند! تویی معبود هرکس که در آسمان ها است و معبود هر کس که در زمین است و جز تو معبودی در میان آن ها نیست و تویی قاهر و مسلط بر هر که در آسمان ها و هر که در زمین است... .

از تو می خواهم که در کار من آسانی و گشایشی مقرّر فرمایی و مرا بر دین محمد و خاندان محمد و بر سنّت محمد و خاندان محمد که درود بر او و آنان باد، پا برجا و ثابت قدم بداری و عمل و کردار مرا در فراز جایگاه پذیرفته قرار دهی.

زیرا که من به تو ایمان دارم و بر تو توکل می کنم و به درگاه تو زاری می نمایم.

می دانم که بازگشتم به سوی تو است و هرآنچه خیر و خوبی است از تو می خواهم که همه را برای من و پدر و مادر و خاندان و فرزندانم گردآوری و هرآنچه بدی است همه را از ما بازگردانی.

ای خدا! تویی مهر پیشه و نعمت بخش، پدید آرنده ی آسمان ها و زمین، عطا فرمایی خیر و خوبی را به هر که خواهی و بگردانی آن را از هر که خواهی. پس به مهر و رحمت خویش بر من منّت بنه ای مهربان ترین مهربانان.[12]

استغفار در این ماه

از امام علی بن ابی طالب (ع) روایت شده است : علیکم فی شهر رمضان بالاستغفار والدعاء ، اما الدعاء فیدفع عنکم البلاء ، واما الاستغفار فیمحو ذنوبکم.[13]

بر شماست که در ماه رمضان طلب بخشش و دعا کنید اما دعا بلا را از شما دور می­کند و استغفار گناهان شما را از بین می­برد.

افطار خوردن

امام علی(ع) فرمود: مستحب است با شیر افطار کند. افطار کردن به آب و نبات و حلوا و آب نیمِ گرم، به هر کدام که باشد نیز خوب است که رسول خدا(ص) با اینها افطار می کردند.

افطاری دادن

امام علی علیه السلام در شبهای مبارک رمضان و شبهای قدر به مردم اطعام می کرد و آنها را موعظه می نمود؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «کانَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طالِبٍ علیه السلام یَعُشُّ النّاسَ فی شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا یَتَعَشّی مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ... وَ قالَ فی خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاکَ اَمْرِکُمُ الدّینُ وَ عِصْمَتَکُمُ التَّقْوی وَ زینَتَکُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِکُمُ الْحِلْمُ؛[14] همیشه علی بن ابی طالب علیه االسلام شام[و افطاریِ تهیّه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان می داد، ولی خود از آن [گوشت] استفاده نمی کرد. پس هنگامی که [از خوردن شام] فارغ می شدند، برای آنها خطبه می خواند و آنها را موعظه می نمود... و در خطبه اش فرمود: بدانید ملاک امر [و کارهای] شما دین است و نگه دارنده شما تقوا، و زینت شما ادب، و دژهای [نگه دارنده] آبروی شما حلم است.»

اعتکاف

امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «فَلَمْ یَزَلْ یَعْتَکِفُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّی تَوَفّاهُ اللّهُ؛ پس [پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ] همیشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتکاف بود تا آن وقت که خداوند او را گرفت.»

 

گزارشی از آخرین شب قدر

علی علیه السلام در رمضان آخر عمر خویش حال عجیبی داشت و هر شبی را در یک جا میهمان بود. غذا کم میل می فرمود و... .

ابن حجر چنین می گوید: «هنگامی که رمضان[آخر عمر حضرت] فرا رسید، هر شب در منزل یکی از بستگان افطار می کرد؛ شبی در منزل حسن علیه السلام ، شبی در منزل حسین علیه السلام و شبی نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زینب [، و بیش از سه لقمه غذا نمی خورد، «وَ یَقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِیَ اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و می فرمود: دوست دارم خدا را [با شکم] گرسنه ملاقات کنم.»[15]

گرسنه ملاقات کنم.

در آن شب حضرت سوره یس می خواند و مرتب به آسمان نگاه می کرد و می فرمود: «امشب، همان شبی است که به من وعده دیدار داده شده است.»[16]

علی علیه السلام هیجان عجیبی داشت. خود می گوید: هر کاری کردم، راز مطلب را نفهمیدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَکْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَی اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛[17] خیلی تلاش کردم که سرّ و باطن این امر را به دست بیاورم، ولی خدا اِبا کرد، جز اینکه آن را پنهان کرد.»

آن گاه رهسپار مسجد شد. چند رکعت نماز گذارد. سپس بالای مأذنه رفت تا اذان بگوید.

وقتی از بالای مأذنه پایین می آمد، می فرمود:

«خَلُّوا سَبیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ  فِی اللّهِ لا یَعْبُدُ غَیْرَ الْواحِدِ 

یعنی باز کنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را که [افتخارش این است که] غیر از [خدای] واحد را نپرستیده است.»

آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت که شمشیر زهراگین فرقش را شکافت. در این حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ...هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛[18] به نام خدا و به یاری خدا و بر دین رسول خدا. قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم... این [شهادت[ چیزی بود که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»

شب وصل است و خوش قرآن ناطق         نیایش می کند تا صبح صادق 

سر شب تا سحر او ناله کرده                  به یک شب طی رهی صد ساله کرده 

لبانش می خورد آهسته بر هم                 که گویا عرش و فرش گردیده در هم 

 



[1] کتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 176

[2] بهج‏الصباغة      ج 11         صفحه‏ى 66     

[3] الاقبال بالاعمال الحسنه (سید بن طاووس)، ج1، ص 28.

[4] بحار ج 93 ص 249

[5] غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80

[6] نهج البلاغه، حکمت 145

[7] نهج البلاغه، حکمت 252

[8] الکافی     4     76    باب ما یقال فی مستقبل شهر رمضان ... «إِبْرَاهِیمَ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا رَأَیْتَ الْهِلَالَ فَلَا تَبْرَحْ وَ قُلِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیْرَ هَذَا الشَّهْرِ وَ فَتْحَهُ وَ نُورَهُ وَ نَصْرَهُ وَ بَرَکَتَهُ وَ طَهُورَهُ وَ رِزْقَهُ وَ أَسْأَلُکَ خَیْرَ مَا فِیهِ وَ خَیْرَ مَا بَعْدَهُ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ مَا فِیهِ وَ شَرِّ مَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ أَدْخِلْهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْبَرَکَةِ وَ التَّوْفِیقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى »

[9] کتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 176

[10] کتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 176

[11] بحارالانوار، ‌ج 41، ص 11، حدیث 1 ------ امالی صدوق

[12] مفاتیح الجنان.

[14] سفینة البحار، ج 1، ص 703.

[15] انوار البهیّة، شیخ عباس قمی، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.

[16] همان، ص 80.

[17] منتهی الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.

[18] نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 379؛ زندگانی امیرالمؤمنین، ج 2، ص 321؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 49.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٩/۱٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد