یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

آنان که می گویند باید به دین نیاکان خود عمل کنیم باید به  این سوال جواب دهند مگر مردمان هزار و چهار صد سال پیش که اسلام را پذیرفتند نیاکان آنان نبودند ؟ آنچه می خوانید واکاوی آیین زرتشت می باشد در گفتگویی با استاد حوزه و دانشگاه حجت الاسلام رسول رضوی


عده ای معتقدند که ما به دین نیاکانمان عمل می کنیم و و نیازی به دین عرب ها نداریم اگر ممکن است این مسئله را توضیح دهید ؟

عده‌ای از ایران پرست ها و باستان پرست ها معتقدند ما نیازی به دین عرب‌ها نداریم و آریایی هستیم و دین بزرگی به نام دین زرتشت داریم ! در این استدلال چند مغالطه هست ! چرا که دین  اسلام دین عرب‌ها نیست بلکه دینی جهانی است و قابلیتش را هم نشان داده است و توانسته است ملیت‌های مختلف را زیر پرچم خود جمع کند و بزرگ‌ترین دانشمندان این دین غیر عرب و موالیان بوده‌اند یعنی یا ایرانی بوده‌اند و یا از  شمال افریقا  یا آناتومی و اروپایی هستند و اکثر بزرگان دین از موالیان بوده‌اند بحث ما بر این قسمت متمرکز است اگر ایشان می‌گویند : زرتشت دین نیاکان ماست ؟! اولین سوال این است که اگر این دین دین خوبی بود چرا نیاکان ما آن را رها کردند ؟! و شما به کدام یک از عملکرد نیاکانتان می‌خواهید عمل کنید ؟ نیاکان شما که با آغوش باز اسلام را پذیرفتند و در عرض چند سال سرزمین بزرگی مثل ایران اسلام آورد و اسلام ایشان هم با جنگ نبود بجز دو جنگ بزرگ که حکومت سامانی در برابر مسلمان داشتند و زمانی که لایه حکومتی شکسته شد هیچ مقاومتی از جانب ایرانیان در مقابل اسلام واقع نشد پس اگر می‌خواهیم به دین نیاکان عمل کنیم چرا این رفتار نیاکان را که دین اسلام را پذیرفتند رها می‌کنید ؟!

ثانیاً : شما هیچ دلیلی ندارید که هخامنشیان زرتشتی بوده‌اند ؟ اگر همه کتیبه‌های هخامنشیان را بررسی کنید هیچ جایی از آن نامی از زرتشت نیست و اگر ما شاهد قبور پادشاهان هخامنشی هستیم خود دلیل این مدعای ماست چرا که در آیین زرتشت کسی را دفن نمی‌کنند پس معلوم می‌شود هخامنشیان زرتشتی نبوده‌اند ؛ اما از قبور پادشاهان ساسانی یک قبر  پیدا نمی‌کنید چون ساسانیان زرتشتی بوده‌اند شما یک آتشکده درست و حسابی در دوره هخامنشیان یافت نمی‌کنید و اصلاً هخامنشیان زرتشتی نبوده‌اند .

دلیل آن حمایت‌هایی است که از یهودیان می‌کردند در حالی اگر در کتب تاریخ و اسناد تاریخی مراجعه کنید که هیچ رابطه‌ای بین زرتشت و ادیان ابراهیمی پیدا نمی‌کنید اما حمایت‌های کوروش و خشایار شاه و.. از یهودیان خود دلیل بر این مطلب است

بر فرض همه این‌ها قبول و ما می‌خواهیم به آیین نیاکان عمل کنیم عمل کردن به یک آیین عبارتی است از این که احکام و عقاید یک آیین را بدانیم تا بتوانیم به آن عمل کنیم  هر دینی که می‌خواهد هدایت جامعه را به عهده بگیرد باید در سه زمینه هست و نیست ؛ باید و نباید و شایسته و ناشایست‌ها را به ما ارائه دهد و بتواند یک جهان بینی ارائه کند که از کجا آمده‌ام و به کجا می‌روم و آغاز و انجام شناسی  را برای ما تبیین کند و بتواند بگوید چه باید کرد و چه باید نکرد و مشتمل بر علم اعتقاد و احکام و اخلاق باشد و اگر از ایشان سوال کنیم می‌گویند : پندار نیک ؛ گفتار نیک و کردار نیک برای این سه سوال شما این جواب را می‌دهند شعار ؛ شعار خوبی است و همه ادیان و مذاهب این ادعا را دارند و اگر ما بخواهیم به رفتار و گفتار و پندار نیکی که شما ادعا می‌کنید برنامه‌ای داشته باشیم چه برنامه‌ای ارائه می‌دهید ؟!

نگاه هستی شناسانه دین زرتشت چگونه تصویری از هستی به ما ارائه می دهد؟

از پندار نیک شروع می‌کنیم تا ببینیم چه تصویری از جهان هستی به ما نشان می‌دهد جهان بینی و جهان شناسی که اوستای موجود در اختیار ما می‌گذارد چیست ؟

نگاهی به اوستا:

 اوستای موجود تنها منبع دینی است که می‌شود ادعا کرد که مال زرتشت است و اگر این را قبول کنند می‌شود گفت که اوستا- دهخدا در لغت نامه آورده است : اوستا دارای 21 نسک و پنج قسمت است.یسنا دارای 72 فصل که 17 فصل آن گاتها را تشکیل می دهد و یسپرد و؛ وندیداد ؛یشتها -   کتابی است که ایشان قبول دارند و ما می‌خواهیم به آن عمل کنیم و اگر قبول نکنند دیگر چیزی ندارند و حرفی برای گفتن ندارند و اگر اوستا را نپذیرند نمی‌توانند ادعایی داشته باشند و اگر قبول کردند باید بگویند ما برنامه‌ای برای گفتن نداریم البته ممکن است بگویند ما «گات‌ها»را قبول می‌کنیم اما بقیه بخش‌هایش افزودنی است ؛ گات‌ها مجموعه شعرهایی است که هیچ حرفی برای هدایت انسان ندارند که از سیصد بند تشکیل شده  است! ما از ایشان سوال می‌کنیم  آیا می‌شود برنامه زندگی را از آن استخراج کرد ؟! زرتشتی می‌گفت در گات‌ها احکام  هم هست و نمونه‌ای آورد و گفت : « مست کننده نخورید»  یک حکم فقط در «گات‌ها» وجود دارد و به آن هم عمل نمی‌کنند و شراب مقدس دارند ؛ اگر می‌خواهیم به دین نیاکان عمل کنیم بیایید به سراغ همین کتاب برویم جهان بینی که از اوستا به دست می‌آوریم عبارت از این امور است آنچه که هست آن است که از نیاکان به ما رسیده است حال اوستا نوشته مغ ها باشد یا زرتشت ، ارثی است  که از نیاکان به ما رسیده همین کتاب است

الف- تعدد خدایان:

ایشان ادعا می‌کنند ما موحد هستیم اما وقتی کتب ایشان را مطالعه می‌کنید با خدایان و ایزد بانوها اهورا مزدا ؛ امشاسپندان ها روبرو می‌شوید و یک تصویر گنگی به ما ارائه می‌دهند که دوگانگی در آن موج می‌زند و خودشان هم دوگانگی را قبول می‌کنند که آیین ما آیین جنگ بین خیر و شر است . آیا جنگ بین شر و خیر یک مبدأ واحدی دارد که بر هر دو تسلط دارد  یا خیر ؟اگر بگویند هر دو مبدأ مستقل  هستند قائل به ثنوی‌ات هستید هر چند در زبان قبول نکنید ؛ وقتی به کتب‌هایشان مراجعه می‌کنیم نوعی تکثر در خدایان را شاهد هستیم  «امشاسپندان» هفت‌گانه‌ای که جاودانه و بی مرگ هستند و ما می‌دانیم جاودانگی و ابدی بودن از صفت واجب الوجود است و ایشان برای امشاسبندان بهمن و اردیبهشت و شهریور ؛ سپندارمذ ؛ خرداد و امرداد (ص 926 ) نسبت جاودانگی می‌دهند حال اگر از امشاسبندان که دور اهورا مزدا را گرفته‌اند به پایین‌تر برویم  ایزد بانوهای ایشان هستند که آن‌ها را به نوعی می‌پرستند و عبادت برای آن‌ها بجا می‌آورند تا دل ایشان را بدست آورند و مجموعه‌ای از خدایان و ایزدان در طرف خیر هستند و در طرف شر دیوهای فراوانی وجود دارند که زیر مجموعه اهریمن هستند و بیماری‌ها و شرور از ایشان بر می‌خیزد دیو زمستان و دیو پیری و دیو بیماری و... که وارد بحث  آن نمی‌شویم

گاهی استدلال می‌کنند که این‌ها هم مانند فرشتگان هستند اما در اسلام فرشتگان زیر مجموعه قدرت الهی هستند و آفریدگان خدا هستند که هر یک وظیفه‌ای از سوی خدا دارند و کوچک‌ترین استقلالی ندارند و در تقابل با هم نیستند اما در آیین زرتشت  در تقابل یکدیگرند و استقلال دارند و جاویدان و بی مرگ هستند و این به معنی استقلال است و در طول قدرت الهی نیستند و حتی گاهی خدا نیازمند ایشان است و خدا را کنار گذاشته‌اند و به نوعی قول به تفویض را قبول دارند که خدا مانند صنعتگری است که جهان را ساخته است و رفته است و بود و نبود معمار در وجود بنا اثری ندارد حال که خدا رفته اهورا مزدا و امشاسبندان و اهریمن و ایزد بانوها این چرخ را می‌چرخانند

ب-  تجسیم :

 در بسیار از قسمت‌ها اوستا می‌توان بحث تجسیم را پیدا کرد من دو قسمت از یسنا و یشتها را می‌خوانم که چهره انسان گونه‌ای از خدا مطرح می‌کند در یسنا گویند «خورشید چشم یزدان اهورا است» - یسنا  - 1/1/2+11/6.36-  یا در یشتها می‌گوید : « اهورا مزدا را سری است مانند سر شاهین » - یشتها 1/39 و 40 -  و تصویری روشنی از خدا ارائه نمی‌کنند و گاهی دچار تعدد و تکثر در خدا می‌شوند و گاهی ادعای وحدت می‌کنند و گاهی دچار تجسیم و تشبیه و تفویض می‌شوند و این ابهام و تصویر گنگ که از خدا ارائه می‌کنند باعث می‌شود سایر احکامشان هم تحت تأثیر قرار بگیرند و شفافیتشان را از دست بدهند پس ما نمی‌توانیم از اوستای موجود یک پندار نیکی پیدا کنیم

 کردار نیک :

ما می‌خواهیم کردار نیک انجام بدهیم به ما نشان بدهید عمل نیک چیست ؟

الف- نژاد پرستی

ما تاریخ و متون زرتشتی را مطالعه می‌کنیم می‌بینیم که تاریخ نشان می‌دهد که زرتشتیان نژاد پرست بوده‌اند ؛ شما در طول تاریخ پیدا نمی‌کنید که یک غیر آریایی زرتشتی شده باشد در حالی که همه ادیان اگر نسخه‌ای برای نجات بشر می‌پیچند می‌گوید از من تبعیت کنید و فقط چند دین وجود دارند که ادعای نژادی دارند ؛ اول - یهودیان امروز نه یهودیان قدیمی که می‌گویند فقط باید از بنی اسرائیل باشید تا بتوانید به شریعت موسی عمل کنی دوم – زرتشتی‌ها ایشان هم  می‌گویند : فقط آریایی می‌تواند زرتشتی بشود و در طول تاریخ یک غیر آریایی زرتشتی نشده است و در دولت ساسانی که در یک دوره آن مرزهای کشور تا دریای مدیترانه گسترش یافت اما برای نمونه یک مورد پیدا نمی‌کنید که یک غیر آریایی زرتشتی شده باشد اما آلان به خاطر اینکه در محدوده فشارهای اجتماعی قرار گرفته‌اند روی این موضوع فعلاً پافشاری ندارند و نمونه بارز آن پارسیان هند است که 600 الی 700سال است که در هند ساکن هستند و نشنیده‌ایم که یک غیر فارس وارد این جمع شود و زرتشتی شده باشد  هندی که مرکز ادیان مختلف است و نمی‌پذیرد یک هندی وارد آیین ایشان شود  و در زمانی که زرتشتیان برای کمک به حکومت یمن به یمن رفته بودند و در آنجا معروف بودند به « ابناء » به معنی « فرزندان » و چندین نسل در آنجا مانده بودند اما یک عرب زرتشتی نشده است

وقتی از خودشان آمار می‌پرسید کسانی که مطلع هستند می‌گویند زرتشتی زاده این قدر است و کسانی که از آیین‌هایی دیگر زرتشتی شده‌اند را قبول نمی‌کنند هر جند که بعض بازی‌های سیاسی و اجتماعی باعث شده است که بعض امور را نادیده بگیرند

آیا تفکر زرتشت حالت نژاد پرستی داشت یا زرتشتی‌ها ؟

شما یک مثال پیدا کنید  که زرتشتی گری را تبلیغ کرده باشند ما می‌بینیم که حکومت تا دریای مدیترانه پیشرفت کرده بود و در اعراب بودند و قبل از آمدن اسلام اعراب مسیحی زیاد داشتیم اما یک عرب زرتشتی پیدا نمی‌کنید

شاید فرصت تبلیغ نداشتند ؟

بین‌النهرین در دست ساسانیان بود  چرا یک غیر آریایی‌ها در آنجا زرتشتی نشد؟ ساسانیان حدود  400 و اندی حکومت کردند و نتوانستند و فرصت نداشتند ؟! اعراب در کنار گوش موبد موبدان و تشکیلات زرتشتی بودند چرا یک نفر از ایشان زرتشتی نشد !؟

اما ترویج آن در بین پادشاهان رایج بوده است پس چگونه می‌گویید ترویج نداشتند ؟

این هم نقد دیگری بر ایشان است چرا که این آیین از پادشاهان شروع کرده است و به زور در بین مردم رواج بیافته است و هیچ‌گاه از بین مردم به بالا نرفته است و قبول مردمی نداشته تا پادشاه هم مجبور به قبول شود پادشاه قبول کرده و مردم را مجبور به قبول کرده است .

دلیل دیگر نژاد پرستی

دلیل دوم این نژاد پرستی جامعه طبقاتی است و شاهد از خود  هم اوستا داریم  و جامعه آریایی ایران به چندین طبقه تقسیم می‌شود معروف‌ترین این طبقات که در اوستا به آن اشاره شده ؛ عبارتند از   ؛ طبقه موبدان « آسرونان ؛ آتربان » ؛ طبقه ارتشتاران ( نظامی‌ها  )  و  طبقه « واستریوشان »  ( کشاورزان ) و بعضی چهار طبقه کرده‌اند طبقه صنعت گران و کارگران و بازرگانان . هر طبقه به چند طبقه تقسیم می‌شود و از یک طبقه نمی‌توان به طبقه دیگر رفت  و این خود دلیل دیگری بر نژاد پرستی آیین نیاکان است .

اگر ممکن است مثال‌هایی بزنید ؟

 مثلاً اجرای مراسم دینی مختص موبدان است ؛ سواد آموزی مختص طبق موبدان و دبیران است از طبقه کشاورزان هیچ کسی را نداریم که سواد بیاموزد و این امر مسلمی است لذا خبری از کتابخانه‌های بزرگ در زمان سامانیان نیست .

ب-  ایجاد واسطه میان خدا و خلق :

یکی از اموری که در اوستا می ببینیم این امر است مثلاً اگر شما در اسلام گناهی کرده باشید می‌توانید توبه کنید و خدا گناهتان را می‌بخشد و نیازمند به واسطه برای قبولی اعمال ندارد اما در بعض دیان واسطه‌ای است به نام کاهن وجود دارد و اگر هزار بار تویه کنیم فایده‌ای ندارد ؛ در زرتشت هم موبدان واسطه هستند و مراسمات خاصی است که فقط موبدان می‌توانند آن را انجام دهند مثلاً در امر توبه و بخشش در وندیداد آمده است : اگر موبد موبدان پادفره گناهکار را ببخشد اهوره مزدا هم او را خواهد بخشید ( وندیداد فر5 بند 25 و 26 ) پس بین خلق و خدا واسطه‌ای قرار می‌دهند

ممکن است این شبهه درباره روحانیت هم مطرح شود و  بگویند :روحانیت هم نقش واسطه دارد ؟

 ما در اسلام چیزی به نام واسطه نداریم کار روحانیت راهنمایی دینی است و اعمال را یاد می‌دهد ولی هیچ کاری به انجام آن ندارد و شخص می‌تواند مستقلاً اعمالش را انجام دهد اما در مسیحیت باید شخص به نزد کشیش برود و گناهش را ببخشد و اجرای مراسمات هم منوط به حضور آن کاهن است اما در اسلام چنین چیزی نداریم اما در آیین زرتشت در زمان ساسانیان فقط موبدان می‌توانند این کار را انجام دهند در اسلام همه می‌توانند عالم شوند اما در زرتشت باید موبد زاده عالم شود

احکام زرتشتی ؟

الف- بی ارزش بودن پیکر انسان

آنان برای جسد مرده ارزشی قائل نبودند و آن را نجس و در تسخیر دیوها می‌دانند و برای اینکه مرده زمین را نجس نکند آن را دفن نمی‌کنند و آن را در دخمه می‌گذارند تا خوراک حیوانت شود و معتقدند

پیکر مرده باید در دخمه بماند تا باران بر آن ببارد و باز مانده‌های چرکین را فروشوید و پرندگان مردار را بخورند ( وندیداد فر 5 بند 14 )

حتی پوشاندن جنازه را هم امری قبیح می‌دانند ( هر کس پارچه‌ای را بر روی مرده بیندازد جرم بزرگ را مرتکب شده است (وندیداد فر5 بند 61 و فر 6 بند 44 تا 46 )

اما در قرن سوم رساله‌ای به نام اشوهیشتا دفن را جایز می‌دانند ؟

آلان زرتشتیان ایران دفن می‌کنند اما در پاکستان و هند هنوز مرده را در دخمه قرار می‌دهند ؛ بحث ما در آیین نیاکان است و زرتشتیان آن دوران است

ب- عدم شناخت طبیعت جسمانی انسان

شما اگر وندیداد را بخوانید می‌بینید که ایشان شناخت دقیقی از سیستم بدن انسان نداشتند و از نظر زیست شناسی کم‌ترین اطلاعات را داشتند و احکامی دارند که خود ایشان هم دوست ندارند دیگران از آن مطلع شوند  مثلاً برای پاک شدن زنی که بچه‌اش سقط شده چنین حکم می‌کند : « زنی که کودک سقط کرده باید سی گام از آتش و آب و مردم اشون و... دور باشد و در درون چینه‌ای و نخستین خوراکی او سه یا شش یا نه جام گمیز یا نیرنگ آمیخته با خاکستر است تا زهدان او شسته شود و سه شبانه روز نباید آب بنوشد ( امروزه چهار روز )

گمیز چیست ؟

به ادرار گاو نر گمیز می‌گویند آن هم آمیخته با خاکستر ! تا سیزده روز هم باید در چینه بماند ( وندیداد فر 5 بند 45 – 57 ) و معلوم نمی‌کند زهدان چه ربطی به دستگاه گوارش دارد.

ج- نبود معیار دقیق برای پاکی و ناپاکی :

معیار دقیقی برای پاکی و نا پاکی در دین ایشان وجود ندارد و نجاسات و مطهرات برای ایشان روشن نیست مثلاً کس که در میان عده‌ای خفته است همه افرادی که در اطراف او خفته‌اند بدون هیچ اتصالی و ارتباطی نجس می‌شوند و حالا که نجس شده است احکام سختی هم دارد و می‌گویند چون دیو در بدن او رسوخ کرده است پس آن‌ها هم از طریق این دیو ناپاک شده‌اند و هر کس از سه قدمی به مرده‌ای نزدیک شود ناپاک می‌شود و مراسم دیو زدایی هم بسیار سخت است

ممکن است به خاطر ترس از بیماری‌ها بوده است ؟

 اگر به خاطر بیماری است پس چرا اگر دو نفر با هم نزدیک مرده شوند مریضی سرایت نمی‌کند پس به خاطر مریضی نیست اگر کسی به تنهایی مرده‌ای را به دخمه ببرد گناهش اصلاً آمرزش ندارد او را در چینی می‌گذارند دور از مردم و بدترین آب و بدترین غذا را به او می‌دهند تا بماند و به سن پیری برسد و وقتی به سن پیری رسید پوست  او را می‌کنند و گردنش را می‌شکنند و.. آیا برای اینکه این طرف مریض نشود جزائش این است که او را بکشند بر فرض که مریض هم شده باشد باید او را در قرنطینه بگذارند و بعد که خوب شد رهایش کنند

یکی از زرتشتیان می‌گفت به این خاطر مرده را دفن نمی‌کردند که در مناطق سردسیری که آریائیان زندگی می‌کردند امکان کندن و حفر نبود و من در جواب گفتم شما اگر تاریخ آریائیان را بخوانید اتفاقاً مرده‌های خود را دفن می‌کردند و بعد از اینکه وارد فلات ایران شدند و بعد از دوره ساسانیان این امر اتفاق افتاد و امکان دفن بود ولی دفن نمی‌کردند ؛ این‌ها ادعاهایی هست که می‌کنند

د-  عدم تناسب بین گناه و مجازات

کشتن سگ آبی :

 گاهی برای گناهی کفاره‌ای می‌گویند که با هیچ عقل سلیمی جور در نمی‌آید مانند مجازات کشتن سگ آبی ؟ باید بیست هزار ضربه شلاق بخورد بیست هزار بسته هیزم برای آتش اهورا مزدا ببرد و ده هزار نوشیدنی باید تاوان بدهد ؛ ده هزار مار ؛ ده هزار گربه ؛ ده هزار سنگ پشت ؛ ده هزار قورباغه ؛ ده هزار مور دانه کش ؛ ده هزار مور گزنده  ؛ده هزار کرم خاکی ؛ ده هزار مگس و... باید بکشد و باید دختر دوشیزه مرد نادیده‌ای از خواهران  یا از دختران خود که از مرز 15 سالگی گذشته‌اند و گوشواره‌هایی در گوش‌ها داشته به تاوان روان سگ آبی به اشون مردی بدهد حالا این دختر چرا باید تاوان داده شود ( وندیداد فر 14 بند 1 تا 18 )

 اشون مرد کیست ؟

 مرد متقی که موبدان مراد است

مجازات مرده را به تنهایی به  دخمه بردن :

اگر کسی به تنهایی مرده‌ای را به دخمه ببرد گناهش اصلاً آمرزش ندارد او را در چینی می‌گذارند دور از مردم و بدترین آب و بدترین غذا را به او می‌دهند تا بماند و به سن پیری برسد و وقتی به سن پیری رسید پوست  او را می‌کنند و گردنش را می‌شکنند ( وندیداد فر 3 بند 20 ) یا  مجازات کسی که تعمداً مرده‌ای را لمس کند مرگ ارزان است که شرح آن طولانی است

نکته :

 بعضی می‌گویند وندیداد را با اوستا یکی نکنید در حالی که هماهنگی‌هایی بین اوستا و وندیداد پیدا می‌شود و خود زرتشتی‌ها در طول تاریخ به آن عمل می‌کرده‌اند و حال اگر کسی پیدا شده و ادعای روشن‌فکری می‌کند و به  آن عمل نمی‌کند مطلب دیگری است  ولی در طول تاریخ به آن عمل می‌شده  است در « یشتها » برخی از احکام « وندیداد »  آمده است

ساکت بودن آیین زرتشت نسبت به مسائل جدید:

فرض کنیم که شما برنامه‌ای برای جامعه دارید اما برای مسائل جدید چه حرفی برای گفتن دارید ؟ آیا از همین اوستا شما می‌توانید مسائل مهم تجاری و اقتصادی مانند نظام بانک داری ؛ بورس ؛ بیمه  را استخراج کنید ؟ در زمینه سیاست حکومتی که اوستا معرفی می‌کند چه حکومتی است ؟ دموکراسی ؛ پادشاهی و... ؟  هیچ جوابی ندارد  برای امور اجتماعی چه برنامه‌ای دارید ؟

بعضی می‌گویند به عقل جمعی عمل می‌کنیم ؛  می‌گوییم پس چه ربطی به نیاکان داشت شما ادعا کردید که نیاکان شیوه نیاکان شما  که برنامه‌ای ندارید پس چرا سنگ نیاکان را بر سینه می‌زنید ؟! پس در کردار نیک هم حرفی برای گفتن نداشتند

نداشتن نظام اخلاقی

مسائل اخلاقی از  «اوستا» قابل استخراج نیست و نکته‌ای اخلاقی ندارد اگر نوعی عبادت است برای شادی ایزدان و بدست آوردن دل خدایان مراسمی انجام می‌دادند  و نوعی رشوه است به ایزدان نه برای  انجام تکلیف و رابطه عبد و معبود را نمی‌توان یافت لذا دعا هم جایگاه خود را ندارد دعا نمی‌کنند تا تقرب و هدایت یابند بلکه نیایش‌هایشان نوعی جشن گرفتن برای ایزدان است

و در اوستا جز اینکه دروغ گویی کار پلیدی است پیدا نمی‌شود و جز این نیست در حالی که اخلاق مجموعه مسائل متعددی است که باید بیان شود

 بعضی شبهه می کنند که دین اسلام و شیعه دین گریه و عزاداری است و دین زرتشت دین شادی و زندگی ؟

در زرتشت کسی که از خویشان می‌میرد نزدیکان او وارد دوره «اپمان» می‌شوند و در قرنطینه می‌مانند و به نوعی حالت عزاداری به معنی تنها و در انزوا بودن هست ( هرگاه پدر و مادر کسی بمیرد تا کی باید پسر برای پدر و دختر برای مادر در «اپمان» باشد ؟ تا کی برای نیکوکار و تا کی برای گنهکار ؟ اهورا مزدا گفت برای نیکوکار سی روز و برای گناهکار شصت روز باید در اپمان باشد ) حالا اگر پدر بزرگ یا پسر خاله و پسر دایی و هم همین‌طور و در باره بقیه همین حکم است اگر این‌گونه شد در طول سال باید شش ماه در اپمان باقی بماند

اینکه عده‌ای از ایران در تولد مسیح به دیدار او رفتند آیا زرتشتی بودند ؟

ما  سه دین مسیح و یهود و مجوس داریم اما همه این‌ها تحریف شده‌اند دین مسیحیت را پولس منحرف کرد و در ایران هم آیینی به نام مجوس بوده است که دین الهی بوده و بعدها تحریف شده است  و یکی از تحریف کنندگان همین زرتشت است زرتشت تغییراتی در آیین مجوس ایجاد کرده است و ساسانیان تمام قرائت‌های دیگر از آیین مجوس را از بین بردند و فقط قرائت زردشت را باقی گذاشتند

 آیا مجوس نام پیامبری بوده است ؟

 بنا بر قولی نام پیامبر ایشان جاماسب  - با وزیر گشتاسب اشتباه نشود - بوده است و در احادیث ما هم به آن اشاره شده است و من در مقاله‌ای ادله‌اش را ذکر کرده‌ام با عنوان « باز کاوی تاریخچه و آیین زرتشت ؛ رسول رضوی»  و مجوس از ادیان الهی است و با ادیان الهی ارتباط داشته‌اند  اما یک نمونه پیدا نمی‌کنید که آیین زرتشت با ادیان ابراهیمی ارتباط داشته به اسد و آنچه در کتاب مقدس آمده است که مانند رابطه کوروش و اردشیر و خشایار شاه سوم با یهودیان یا رفتن عده‌ای برای دیدن مسیح همه از مجوسیان بوده‌اند قبل از ساسانیان و همه فرقه‌های مجوس توسط ساسانیان از بین رفت و فقط زرتشت را نگه داشتند و آلان ما فکر می‌کنیم مجوست همان زرتشتی است در حالی که زرتشتی یک شاخه از مجوست است

پس زرتشت پیامبر نبوده است ؟

هیچ دلیلی بر پیامبر بودن زرتشت اقامه نشده است و در احادیث و آیات ما هم روایتی نداریم و حتی  در روایات پیامبری او نفی شده است

 با تشکر  

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٩/۱۸ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد