یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

العلماء باقون ما بقی الدهر

5 آذر 1383، مصادف بود با رحلت عالم ربانی آیت الحق شیخ علی سعادت پرور تهرانی از بزرگان عرفاء و شاگردان علمی سلوکی علامه کبیر سید محمد حسین طباطبایی ( ره ) سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه  تصمیم داشت که قبل از فرا رسیدن سالگرد این عارف بزرگ به محضر فرزندان ایشان برسد و مطالبی از فرزندان ایشان در اختیار دوستداران علم و حکمت قرار دهد متاسفانه مدتی این مثنوی تاخیر شد اما از باب ابنکه ذکر و یاد علمای ربانی همیشه آموزنده و فرخنده می باشد.حاصل این گفتگوی صمیمانه و خواندنی را تقدیم می کنیم.


  1. در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم بنده ابوالفضل سعادت پرور در سال 1347 در شهر قم متولد شدم و با توجه به علاقه ای که به علوم دینی داشتم به دروس حزوی و دینی مشغول شدم .

  1. شما چندمین فرزند مرحوم آیت الله سعادت پرور هستید ؟

چهارمین و آخرین فرزندایشان هستم

 

  1. توضیحاتی در مورد خاندان مرحوم پدر ارائه می دهید؟

ایشان در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گذاشتند پدر بزرگوار ایشان اهل توجه و تنبه بود، مرحوم والد می فرمودند: پدرم در مورد کسب خود می فرمود: در مغازه ابتدا هیزم، زغال و نمک می فروختم و روزی خویش را از خداوند دریافت می کردم یکبار فقط هیزم آوردم و تا شب همه فروش رفت فردا گفتم این بار زغال هم بیاورم ولی تا شب دیدم یک بار از هیزم و یک بار از زغال مانده است، از این اتفاق متنبه نشدم و بار دیگر مقداری نمک هم آوردم و کنار دو جنس دیگر برای فروش عرضه کردم. آخر وقت دیدم از هر جنس یک قسمت باقیمانده .اینبار از دیدن این ماجرا متنبه شدم و به خود گفتم خداوند اگر بخواهد می تواند روزی مرا از یک جنس هم بدهد لذا بنا گذاشتم که کار خود را با فروش نمک ادامه دهم .مادر ایشان نیز بانویی پاک سرشت از خانواده ی تهرانی بودند . 

  1. شما چند سال محضر پدر را درک کردید؟

همانطور که عرض کردم بنده متولد 1347 هستم و مرحوم والد سال 1383 به رحمت خدا رفتند ، با در نظر گرفتن دو تاریخ فوق 36 سال خدمتشان بوده ام

  1. با توجه به اشتغالات علمی و....آیا برای همسر و فرزندان وقت می گذاشتند ؟

بله ، اصولا ایشان برای تمام امورفردی و اجتماعی برنامه ریزی دقیقی داشتند و طبق  برنامه عمل می کردند. مثلا صبحانه ، نهار و شام  ایشان به گونه ای تنظیم شده بود که  همزمان با صرف غذا اخبار هم گوش می فرمودند و بعد از شام یا نهار حدود نیم یا یکساعت در خدمتشان بودیم، همچنین بعد از ظهر ها بعد از خواب روزانه نیز یک ساعت از وقتشان در اختیار خانواده بود

  1. روش برخورد ایشان در مسائل تربیتی به چه شکلی بود؟

تمام همت ایشان در امور روزانه من جمله مسائل تربیتی کسب رضایت الهی بود با توجه به آموخته های علمی و عملی آنچه را مورد رضایت خداوند تبارک و تعالی بود انجام می دادند و باخلاف آن ولو بلغ ما بلغ ، مقابله می کردند

  1. اوقات شبانه روز ایشان چگونه می گذشت؟

 همانگونه که عرض کردم تمام امور زندگی ایشان اعم از مادی و معنوی دارای برنامه ریزی و نظم خاصی بود . ایشان شب ها حد اکثر ساعت 11 شب بعد از شام و رسیدگی به امور خانواده و قرائت سور مسبحات استراحت می کردند و دوساعت مانده به اذان صبح بیدار شده و به تهجد و نماز شب می پرداختند، بعد از نماز صبح کمی استراحت می کردند ساعت 7 صبح بعد از صرف صبحانه آماده می شدند برای مباحثه ای که ساعت 9  تا 11صبح داشتند، (روزهایی که لازم بود خریدی داشته باشند بین ساعت 7 تا 9 یا 11 تا 12 انجام می دادند والا مشغول نوشتن و امور تالیفات خود می شدند)  بعد از نماز ظهر و تعقیبات مشغول مطالعه و یا تالیف بودند تا زمان صرف نهار و رسیدگی به امور خانواده ، بعد از آن یکساعتی استراحت می کردند و مجددا مشغول به مطالعه و تالیف می شدند تا دو ساعت به غروب که پاسخگوی سئوالات فردی شاگردان (یا به تعبیر ایشان رفقا) بودند و در نهایت بعد از نماز مغرب و عشاء جلسات انسی با بعضی از شاگردان خود داشتند که واقعا غفلت زدا و توجه آفرین بود  (در هفته سه یا چهار جلسه) به یاد دارم بعضی از موضوع جلسه سوال میکردند و ایشان می فرمودند: روضه ی خدا می خوانیم.

  1. جلسات اخلاق حاج آقا کجا برگزار می شد؟

تمامی جلسات در منزل شخصی ایشان برگزار می شد.  بیش از بیست سال خود و منزل خود را وقف تربیت طلاب  (به تعبیر خودشان ایتام آل محمد صلوات الله علیهم) و سالکین الی الله کرده بودند.

 

  1. شما در جلسات ایشان می رفتید؟ از حال و هوای آن جلسات بگویید ؟ محور اصلی این جلسات چه مباحثی بود ؟

خیر، حقیر توفیق حضور در آن جلسات را نداشتم . ولی آنچه در مورد قسمت دوم سوال شما باید عرض کنم اینست که جلسات به فراخور نوع افرادش که بر اساس مقدار پیشرفت ایشان در سیر بود تعیین می شد و معمولا مطالبی از احادیث، کلمات بزرگان و عرفا، شرح ادعیه و... قرائت می شد وبه مناسبت ایشان نیز صحبت هایی داشتند که در میان مطالب نکته هایی را مطرح می فرمودند و هر کس به اندازه ظرفیت خود آن نکات خاص را دریافت می کرد. 

  1. آیا شرکت در جلسات خصوصی اخلاقی ایشان شرایط خاصی داشت ؟

بله ، اصولا ایشان درس اخلاق به شکل مرسوم نداشتند و هر کس از ایشان درخواست اینگونه جلسات را داشت می فرمودند؛ الحمد لله دروس اخلاق در حوزه زیاد است و سفارش شرکت در آن جلسات را داشتند و می فرمودند هرکس اهل عمل است بیاید پیش ما و بر اساس همین مبنا جلسات ایشان برای افرادی بود که وارد این سلک شده و کمر همت را برای خودسازی بسته بودند و همانگونه که اشاره کردم جلسات به فراخور نوع افرادش که بر اساس مقدار پیشرفت ایشان در سیر و سلوک بود تعیین می شد

  1. حلقه اصلی این جلسات را چه کسانی تشکیل می دادند؟

در سوال قبل پاسخ داده شد

 

  1. آیا ایشان برای خود، وصی انتخاب کرده بودند؟

 شخص خاصی را به عنوان وصی و مرجع  معنوی معرفی نفرمودند  و اگر از ایشان درمورد دستگیری افراد بعد از خودشان سوال می شد، افرادی را معرفی می فرمودند (حدود بیست نفر) و تاکید داشتند که هرکدام به قدر توان و گذراندن مراحل می توانند مربی افراد باشند.

  1. بهترین خاطره ای که از مرحوم پدرتان دارید، چیست؟

بهترین خاطره ی بنده از ایشان که هرگز فراموش نمی کنم، توفیق همراهی ایشان در زیارت حرم حضرت معصوم سلام الله علیها، مسجد جمکران و دیدار با بستگان، دوستان و شاگردانشان در آخرین ماه عمر شریفشان یعنی ماه مبارک رمضان سال 83 بود که معمولا بعد از افطار آغاز می شد و تا آخرشب به طول می انجامید. حال عجیب و خوشی داشتند که در طول عمر هرگز چنین حالی از ایشان مشاهده نکرده بودم .

  1. زمان رحلت مرحوم آیت الله سعادت پرور ، شما کجا تشریف داشتید؟

متاسفانه زمان رحلت مرحوم والد که در نیمه شب و سحرگاه اتفاق افتاد، بنده منزل خودمان بودم واصرار ما بر ماندن نزد ایشان بی فایده بود و تاکید داشتند  پیش خانواده باشیم . ولی طبق معمول  شب قبل سفارش خرید نان را از ایشان گرفتم ، و ساعت هفت صبح که به منزلشان رفتم صدای گریه والده و همشیره را شنیدم، زمانی که به اتاقشان رفتم پیکر مطهرشان را ما بین دو اتاق دیدم که با آرامشی خاص و به تنهایی در سحرگاهان  به دیدار معبود و محبوب خود شتافته بودند.

  1. اگر ممکن است گزارشی از حالات ایشان در زمان رحلت بیان کنید ؟

همانگونه که در پاسخ به سوال قبل عرض کردم هنگام رحلت ، توفیق حضور نداشتم .

  1. ایشان چه توصیه هایی به شما و شاگردانشان داشتند؟

معمولا ایشان دو نوع توصیه به افراد داشتند توصیه های عام و توصیه های خاص ، توصیه های عام ایشان در قالب رساله ی وصایا است که توسط خودشان جمع آوری شده و در قالب کتابچه ای به نام پند نامه سعادت با تیراژ بالا به چاپ رسیده و در اختیار دوستداران قرار گرفته و توصیه های خاص که به شاگردانشان داشتند به صورت شفاهی و یا کتبی که نمونه ای از آن در کتاب رسائل عرفانی، بخش نامه ها موجود است

  1. آیا ایشان با حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب مراوده داشتند و از ایشان یاد می کردند؟

علیرغم اینکه ایشان بر اساس وظیفه شرعی خود تا آخرین لحظات زندگانی در تابستان و زمستان، گرما و سرما در منزل بی پیرایه و بی آلایش خود به بحث و مباحثه و تعلیم و تربیت اشتغال داشتند و حتی از سفرهای غیر ضرور اجتناب می کردند ولی هرگز از وظایف اجتماعی و امور مهم حکومتی غافل نبودند ایشان یکی از چهل نفر مجتهد و مدرسینی بودند که در حساس ترین ایام دفاع از مقام فقه و فقاهت و مرجعیت زعیم و رهبر مسلمین جهان حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی عنه برخاسته و با امضای طومار جامعه مدرسین ، سال یکهزار و سیصد و چهل و دو به حکومت غاصب وقت اعلام جنگ و مبارزه را سر دادند و همواره از راه و قیام و مرام حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی حمایت می کردند و با ایشان مراوده داشتند. بعد از سفری که با سفارش مقام معظم رهبری جهت درمان به سوئیس داشتند خدمت ایشان رسیده و ساعت ها به طور خصوصی دیدار داشتند. و به هر مناسبتی در جلسات عمومی و یا خصوصی از ایشان حمایت می کردند.

ایشان در مقدمه کتاب ارزشمند "سرالاسراء" در رابطه با دو استاد خود مرحوم امام و علامه طباطبائی می نویسند: "خداوند متعال در عصر ما با خلق دو حجت بالغه و نشانه هدایتگر بر مردم منت نهاد و راه رسیدن به حقیقت را به نوری ظلمت شکن روشن ساخت: یکی از آن دو حجت، بزرگمرد میدان علم و عمل، میدان دار توانای علوم عقل و نقلی، عارف بالله و محبوب خدا و اولیاء خدا، احیاگر دین و ایمان و برپادارنده ولایت و حکومت اسلامی، و نجات دهنده کشور از چنگال پادشاهان پس از قرن ها ستمگری، آیت اعظم پروردگار و حجت خدا بر اهل زمین در این زمان، حضرت امام سید روح الله موسوی خمینی (رضوان اله تعالی علیه) است. و دیگری نابغه زمان، گشاینده گره های فهم سنت وقرآن، شناگر بی بدیل دریای معارف الهی و آموزگار آنها، بزرگمرد میدان علم و عمل، میدان دار توانای علوم عقلی و نقلی، زنده کننده حوزه های علمیه، مایه فخر اهل تحقیق و معرفت، صاحب تفسیر شریف المیزان و کتابهای ارزشمند دیگر، آیت حق و دین و حجت خدا بر اهل فهم و یقین، سید محمد حسین قاضی طباطبایی تبریزی (رضوان الله تعالی علیه) است. این دو بزرگوار مصداق فرمایش حضرت علی ابن الحسین (علیهما السلام) هستند که فرمود: "خداوند – عز و جل – می دانست که در آخرالزمان ژرف اندیشان خردمندی خواهند آمد و از همین دو سوره «قل هو الله احد» و آیات اول سوره حدید «و هو علیم بذات الصدور» را نازل فرمود.

این دو انسان الهی در راه نجات بندگان خدا از نادانی و سرگشتگی و گمراهی، از پیامبران و اولیاء(علیهم السلام) پیروی کرده، مردم را با کردار و گفتارو نوشتارخود به حقیقت فطرت فرا خواندند. خداوند، ایشان را با پیامبران و اولیاء و به ویژه خاتم پیامبران و خاندان او(علیهم السلام) محشور کند و این خدمات بزرگ را، که در حقیقت در راستای هدف خلقت بشر و همه مراتب عالم هستی و ارسال پیامبران و نزول کتابهای آسمانی است، پاداشی و یژه عطا فرماید"

  1. آیت الله سعادت پرور عرفان حقیقی را در چه می دانستند؟

به طور خلاصه عرفان حقیقی از نظر ایشان تبعیت ازقرآن و شریعت محمدی ص و عمل به دستورات اهل بیت ع در رسیدن به توحید واقعی و بازگشت به فطرت پاک الهی و در یک کلمه عبد بودن است

  1. از آثار و تالیفاتی ایشان بگویید ؟ آیا آثار دیگری از ایشان در دست تنظیم هست که هنوز منتشر نشده باشد ؟

 تالیفات ایشان بالغ بر پنجاه جلد می شود که تا کنون 37 جلد از آن به چاپ رسیده و الباقی در حال آماده سازی است که انشاء الله به زودی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت . همچنین تعدادی نوار و فیلم و نیز  دست نوشته هایی در پاسخ به نامه ی شاگردانشان وجود دارد که با پیاده سازی و تنظیم ، مجموعه ی نفیسی را تشکیل خواهد داد.

لازم به ذکر است به مناسبت هشتمین سالگرد رحلت آن بزرگوار نسخه اول نرم افزار مجموعه آثار به نام گنج سعادت ، شامل کتب چاپ شده تولید و در اختیار علاقمندان قرار گرفت.

  1. اگرممکن است فرازهایی از وصیت نامه ایشان را برای ما بخوانید ؟ 

در قسمتی از وصیت نامه خود چنین آورده اند: "وصیت اولم به اولاد و بستگان و دوستان، تقوی و پرهیز از گناه و پیروی از کتاب و سنت نبوی ص می باشد، علاوه دوستی و محبت و گذشت را در میان خویش محفوظ دارند، مبادا امور دنیوی باعث جدایی و بدبینی آن ها به یک دیگرگردد، ما همگی امانت دار الهی هستیم نه مالک دنیا و ما فیها "

همچنین در بخشی از رساله وصایایشان به نام پند نامه سعادت که شامل 140 توصیه در 23 عنوان است می فرمایند:

ای عزیزان من! خود را بشناسید که شناختن خدا در خود شناسی است، هر کس به هر مقدار به خود آشنا شد به خدا آشنا شود، زیرا خداشناسی یا از طریق آفاق است یا انفس و هر دو در انسان موجود است.

ای عزیزان من! بشر محتاج به تمام عالم است. با این احتیاج اگر خدا جل و عزّ را نشناخته باشید و بخواهید رفع احتیاج خود کنید، به شرک و هزار گونه ناملایمات و صفات ناپسندیده مبتلا خواهید شد.

ای عزیزان من! در عبادات مقید باشید به کیف آن، نه کم.

ای عزیزان من! همیشه در فکر آن باشید ]که[ وظیفه خود را انجام دهید در هر لباس و با هر کس و در هر مقام، نه تملّق به کسی گوئید ونه در فکر آن که تملّق از کسی بشنوید نسبت به خود.

ای عزیزان من! اگر حاکم جمعیت هستید خود را خادم آنان بدانید، نه آقای ایشان.

ای عزیزان من! اگر مرجع تقلید مردم شدید، آن چنان کنید که سرور شما علی7 می‌کرد، اگر نمی‌توانید، بدانید لیاقت مرجعیت را ندارید، نمی‌گویم شما علی7 شوید بلکه می‌گویم مرحله نازله اعمال علی7 را نسبت به تابعینش انجام دهید.

ای عزیزان من! اگر عالم شهری شدید به وظایف خود در آن پست باید عمل کنید، به هر طریقی که مردم را احتیاج باشد.

ای عزیزان من! اگر گوینده شدید باید به جمعیت خود نگاه کنید، به اقتضای جمعیت حقائق را بگوئید، در فکر آن نباشید که منبری بروید و اکل به علم خود بکنید، باید بدانید پُستی را که اشغال کرده‌اید مسئولیتی بزرگ دارید.

ای عزیزان من! اگر طلبه هستید به فکر درس خود باشید در ضمن هم از اخلاق اسلامی بهره‌مند گردید، نه آن که تنها بخوانید، بلکه در راه عمل افتید.

ای عزیزان من! اگر تاجر و کاسبید باید به وظائف تجارت آشنا باشید و پس از آن به حقوق واجبه و مستحبه عمل نمائید.

ای عزیزان من! اگر کارگر هستید یا کارفرما، مراعات صاحب کار و زیر دستان را باید بکنید.

ای عزیزان من! در تمام این امور که گفته شد لازم به توصیه نیست، اگر در ایام جوانی به مجاهده و تزکیه اخلاق پرداخته باشید و حب جاه و هوا پرستی و پول پرستی و سایر اخلاق نا پسندیده را از خود دور کرده باشید.

ای عزیزان من! تمام مقامات و منصب‌ها که انسان دارای آن می‌شود باید بدانید که خدا به شما تفویض کرده، آنچه را که خدا راضی نیست انجام ندهید.

 

  1. از حالات ایشان در ماه مبارک رمضان و ماه محرم بگویید ؟

آماده شدن ایشان از ماه رجب و شعبان برای ورود به ماه مبارک رمضان مشهود بود به گونه ای که احساس ما نسبت به ایشان، احساس مسافری بود که به دیدار معشوق  و محبوب خود می رود. خانواده و شگردانشان را نیز سفارش به مراقبه و محاسبه بیشتر و استغفاربرای ورود به این ماه می فرمودند. در ماه مبارک رمضان نیز بخشی از کارهای روز مره و مباحثاتشان را تعطیل می کردند و مشغول به امور عبادی می شدند . با ورود به شب های قدر به خصوص شب بیست و سوم مجددا برنامه های ایشان تغییر می کرد و تقریبا تمام کارهای ایشان تعطیل می شد. بعد از افطار چند ساعتی استراحت می کردند و از ساعت 11 شب تا سحر مشغول به اعمال مخصوص به خود می شدند .نسبت به شب بیست و سوم تاکید بسیاری داشتند و می فرمودند بنده هرچه می خواهم آن شب دریافت می کنم

با دریافتی صحیح از مقام نورانیت اهل بیت عصمت و طهارت ع ارادتی عمیق به امامان معصوم به ویژه ابا عبدالله الحسین ع داشتند و در ماه محرم  سفارش و تاکید زیادی برای شرکت در مجالس روضه داشتند .خودشان هم از روز اول محرم  ابتدا در مجلس روضه ای که در مسجد امام حسن عسگری ع برگزار می شود و قدمت بیش از صد سال دارد و سپس به مجلس روضه ای که در منزل امام ره (یخچال قاضی) برگزار می شد شرکت می کردند در این گونه مجالس نیز حال خوشی داشتند که گریه ها و زمزمه های ایشان هنگام شنیدن نام مولایشان اباعبدالله و یارانش وصف ناشدنی است.

  1.  اگر مطلب پایانی هست بفرمایید؟

در پایان از باب تذکر برای خود و خوانندگان عزیز دو بیت از اشعار حفظ شیراز که مرحوم والد گاهی زمزمه می کردند تقدیم می کنم:

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند                نگاه دار   سرِ رشته   تا   نگه دارد

******

پیوند عمر بسته به مویی است هوشدار          غمخوار خویش باش غم ِ روزگار چیست

 گفتگو و تنظیم : حمید کرمی


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٩/٢۸ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد