یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


استاد میرزا احمد اسدی از شاگردان نزدیک آیت الله انصاری شیرازی و مدرس عالی عرفان و فلسفه حوزه علمیه قم

الحق و الانصاف این عمل و این نوع کارها ستودنی است چرا که تاریخ و عبرت های تاریخ را بیان می کند و این کار شما در جهت معرفی ایشان بسیار ارزشمند است و فقط نفس معرفی نیست و بلکه در پرتو معرفی این افراد می توان به اسرار موفقیت این افراد نزدیک و متوجه شد که سلوک الی الله چه لوازم و شرایطی دارد


از نحوه آشنایی خود  با آیت الله انصاری شیرازی بگویید ؟

درباره آیت الله انصاری شیرازی می توان از زوایای مختلف حرف زد ، ایشان شخصیت کم نظیر یا  به معنایی بی نظیر در خصوصیات خاص خودشان هستند  زمانی که وارد حوزه علمیه قم شدم و مقدمات و سطح را مثل طلبه های معمولی درس و بحث می کردیم  آقای حسنی بود که پستچی بودند و عصر های جمعه نامه های مربوط به فیضیه را می آوردند  و انسان طلبه دوستی بودند  در حدود سال 1355-56   بود عصرها طلبه ها جمع می شدند و نامه ها را به طلاب می دادند و انسان با تقوایی بود و همه آقایان حوزوی آن ایام  ایشان را می شناسند ، بعد از باز نشستگی بنگاهی داشتند و این رابطه انس بین ایشان و طلاب ادامه داشت زمانی دنبال منزل می گشتم و خدمت ایشان رفته بودم و به مناسبتی نام آیت الله انصاری شیرازی برده شد و ایشان کلمه ای گفت و همان یک کلمه  مبدء میل ما به آیت الله انصاری شیرازی گردید  ایشان فرمودند : آیت الله انصاری شیرازی سلمان زمان ما هستند و این کلمه برای من خیلی جالب بود.

درس هایی که در محضر ایشان خوانده اید ؟

  در همان سالها ایشان شرح منظومه ای شروع کردند که بعد از ظهر ها در حسینه ارگ قریب چهار سال برگزار می شد البته بعد از اینکه کرات و مراتی شاید حدود هفت هشت دوره تدریس کرده بودند و نمط ششم  شرح اشارات را  هم در محضر ایشان بودم و نمط ششم بین انماط شرح اشارات ویژگی های خاص خودش را دارد و افرادی که در این درس شرکت می کردند افراد انگشت شمار و معدودی بودند و این شد که به ایشان نزدیک و نزدیک تر شدیم  شرح منظومه ایشان بسیار عمیق و ممتع و غوری بود و بعد از این کتاب پیشنهاد شد کتاب عرفانی شروع شود و عده زیادی آمدند و ایشان تشخیص دادند شاید اینگونه عمومی صلاح نباشد و نامه ای نوشتند و به من دادند که در حضور دوستان بخوانید و عذر ما را بیاورید و بعضی دوستان در خفا به محضر ایشان رفتند  و شرح فصوص قیصری به صورت خصوصی تدریس شد حدود چهار الی پنج سال این درس طول کشید و بعد ازاتمام درس کتاب ایشان را می گرفتم و مطالب ایشان را یادداشت می کردم لذا تمام حواشی ایشان بر شرح قیصری را دارم استاد می فرمودند :  قسمتی از کتاب را محضر آقای سید محمد حسن الهی  طباطبایی خواندیم شاید چند سالی ثلث اول کتاب را نزد آقای الهی خوانده بودند بخصوص که تمهید را هم نزد علامه طباطبایی خوانده بودند ،  علامه پنجشنبه ها  و جمعه ها یک ساعت به غروب تدریس تمهید القواعد داشتند ، بعد از اتمام فصوص الحکم ، تمهید القواعد را هم  در حدود یکسال نزد  آیت الله انصاری شیرازی خواندیم البته بر اساس ترتیب منطقی تمهید مقدم بر فصوص است و این جلسات جلسات بسیار پرباری بود بعد از آن پیشنهاد شد مصباح الانس را شروع کنیم و این کتاب دریایی است که معلوم نیست به انتهای آن رسید و بحمد الله حدود هشت سال تدریس این کتاب ادامه یافت و به انتها رسید سختی های این کتاب شرح و حاشیه نداشتن آن است و فقط حاشیه های حکیم اشکوری بر این کتاب در دسترس بود که شاید نیمی از آن خوانا نبود و گاهی در روز نیم صفحه خوانده نمی شد

 این جلسات ضبط نمی شد ؟

 ایشان اجازه ضبط نمی دادند و حتی یکی از دوستان که سفر رفته بود و دستگاه ضبط داده بود تا در غیاب ایشان درس ها ضبط شود تا از درس عقب نماند ایشان فرمودند که عذر ما را بخواهید با توجه به اینکه معقول و فوق معقول در جو آن روز حوزه مسئله دار بود و برخی دید خوشی نسبت به این مسائل نداشتند لذا ایشان صلاح می دیدند که اینگونه مباحث مطرح نشود .

در دروس اسفار ایشان م شرکت می کردید ؟

 هم زمان با مصباح الانس ؛ عصرها اسفار می فرمودند اما توفیق شرکت دراسفار را نداشتم چون خوانده بودم و وقت هم مناسب برنامه های من نبود و البته بحث معاد اسفار  را به صورت خصوصی در محضر ایشان خواندیم شاید دو سال تدریس این کتاب ادامه یافت ، بعلاوه اینکه در چهار پنج سال اخیر روز های چهارشنبه مباحث معاد بحار را در منزلشان  تدریس می نمودند .

آیا گلشن راز و ابیات حافظ را نیز شرح می دادند ؟

در درس ها گاهی باب گلشن راز و حافظ باز میشد و لطائفی بیان می نمودند . برکات فراوانی از جانب ایشان به ما رسید  شخص خودم تا زمانی که دروس متدوال حوزه را می خواندم خودم را یک طلبه معمولی احساس می کردم اما خدا شاهد است که دو نفر نگرش و فکر مرا به طلبگی تغییر دادند و نگاه مرا به طلبگی نگاه عاشقانه کردند  یکی از این  دو بزرگوار  آیت الله انصاری شیرازی بود که طلبگی را  از او یاد گرفتیم و زندگی من طور دیگری شد ؛ صفا و اخلاصی که ازایشان آموخته بودیم در همه ابعاد زندگی ما پر رنگ شده بود . برکات وجودی ایشان از جهات مختلف بود بسیار است و اگر کسی با ایشان ادنی ارتباطی داشت زندگی ایشان تغییر می کرد .

درباره بعد فقهی ایشان مطالبی بیان نمایید ؟

ایشان سالها رسائل و مکاسب محرمه را تدریس فرموده بودند و برخی از بزرگان و صاحب مناصب امروز کشور از شاگردان ایشان بوده اند ،  ایشان در فقه و اصول مدتی شاگرد سید نور الدین هاشمی  بودند که امام خمینی شیراز بودند و بعد که به قم می آیند سطح و کفایه را در محضر آیت الله سلطانی تلمذ نمودند و در دروس فقه و اصول امام نیز شرکت می کردند و ایشان می فرمود : می خواستم در درس خارج فقه و اصول شرکت کنم و مرحوم علامه طباطبایی به من فرمودند : به درس آقای خمینی و آقای داماد بروید ایشان به درس فقه و اصول امام می رفتند و یادداشتهایی هم دارند و  حتی ایشان فرمود:  بعد ار تبعید آیت الله خمینی چون ممحض در درسهای امام بودیم صلاح نبود در درسدیگران شرکت کنیم بخاطر وفاداری به امام  و اگر به درسهایی دیگر می رفتیم شاید یک نحوه اعراض از امام تلقی می شد و لذا درس دیگران نرفتیم الیته قبل از  این قضایا اصول آقای اراکی هم شرکت می کردند  اطلاعات من درباره جایگاه  فقهی و اصولی ایشان در همین حد است و کتاب صلاة مسافر را در محضر آیت الله بروجردی خوانده بودند .

چرا آیت الله انصاری شیرازی با وجود صاحب نظر بودن در مباحث فلسفی و عرفانی  نظر خود را مسائل مختلف علمی ابراز نمی کردند و در درس های عممی تنها به تقریر مباحث اکتفا می نمودند ؟ آیا در جلسات خصوصی هم اینگونه بود ؟

 البته لا شک در اینکه ایشان صاحب نظر بودند  و این مطلب شاید چند جهت داشته باشد الف )  افراد زیرک با همان نقل اقوال متوجه نظر ایشان میشدند ب )  عنوان کردن نظر خویش آثاری دارد و گویا انسان خود را در مقابل بزرگان قرار داده است و  ممکن بود در نظر دیگران نوعی وهن آن بزرگان  تلقی می شد ج ) خیلی ها همین آراء را هم خوب نمی فهمیدند تا چه رسد که  قولی مزیدی براین اقوال گفته می شد اما در جلسات خصوصی نظرات خود را می فرمودند .

حالت وجد و سرور عارفانه ایشان در کدام دروس بیشتر مشهود بود ؟

ایشان ذاتا ذوق عرفانی غالبی داشتند و دارند و شاید در تقریر حرف های عرفانی تا تقریر حرف های فلسفی موفق تر بودند البته ایشان در تقریر مباحث فلسفی هم بسیار موفق بودند و خیلی خوب تقریر می نمودند اما در تقریر مباحث  عرفانی موفق تر بودند گویا ایشان در مباحث عرفانی آرام تر و منطقی تر و مدلل تر مباحث را  مطرح می نمودند ایشان چشیده بودند و سخن می گفتند و تار و پود وجودشان با این مباحث بیشتر سنخیت داشت . و از همین جهت عرفانی به علامه طباطبایی بیشتر عشق می ورزیدند و می فرمودند علامه طباطبایی یک لایه دقیق و لطیف عرفانی مخفی داشتند که هر کسی به آن راه پیدا نمی کرد .

خاطره ای از این حالات عرفانی و جلسات انسی که در محضر ایشان بودید برای ما بگویید ؟

 حضرت استادجلسه ای در منزل ما بودند  و به من فرمودند : کتاب گلشن راز در منزل دارید و کتاب را به محضر ایشان آوردم و ایشان شعری از شیخ محمد شبستری خواندند و چنان عارفانه و عالمانه توضیح می دادند و جلسه را منقلب کرده بودند که وصف ناشدنی است  از بد روزگار یکی از افرادی که معروف به فلسفه و مباحث عقلی نیز بود ناگهانی ئارد محلس شدند  و  ایشان بلافاصله کتاب را زیر پتو مخفی کردند ایشان بسیار کتوم بودند و مکرر به ما می فرمودند : یکی ازاسباب موفقیت علامه طباطبایی سلوک ایشان بود و اگر اینگونه نبود نمی توانست موفق شود. علامه با برادرش  هر پنجشنبه به روضه آیت الله گلپایگانی تشریف می بردند بااینکه این آقایان نظر خوشی به این مطالب نداشتند و اگر اینگونه سلوک نمی کردند نمی توانستند این مطالب را در حوزه ها تدریس کنند و شاگردانی را تربیت کنند ؛ آیت الله جوادی هم همینگونه است و سیاست ایشان به این جهت شبیه است اما آیت الله انصاری شیرازی  دراین زمینه شدیدتر هستند برخی آقایان این ملاحظات را نمی کنند و برخی حرف هایی که نباید زده شود و هر کسی نمی فهمد و نمی پذیرد می زنند  مشکلاتی ایجاد میشود . آیت الله انصاری شیرازی از قول علامه طباطبایی نقل می کردند که  برخی از  بدبینی هایی که نسبت به عرفاست از خود ایشان است و می فرمودند :  نباید جو را علیه خودشان بشورانند و اگر به دیده انصاف نگاه کنیم خدمتی که علامه به حوزه و علوم اسلامی کرد کمتر کسی داشت و همه این خدمات بر اساس همان سلوک ایشان بود .  ای کاش این سلوک را برخی دوستان رعایت کنند .

از روابط آیت الله انصاری شیرازی با برادر علامه سید محمد حسن الهی بگویید ؟

فقط همین که قسمتی ازشرح فصوص را به توصیه علامه به محضر برادر علامه رسیدند و خواندند را اطلاع دارم .

بزرگترین کرامت کتمان کرامت است آیا کرامتی از ایشان سراغ دارید ؟

 شواهدی داریم که در پشت پرده خبرهایی است ایشان اوائل با مرحوم  آیت الله بهجت بسیار مانوس بودند و مدتی در درس فقه آیت الله بهجت شرکت می کردند و آیت الله بهجت به ایشان نظر داشتند و انس به گونه ای بود که اوائل اگر آیت الله بهجت مسافرت می رفتند ایشان را به عنوان  امام جماعت منسوب می کردند ،  قرائن و شواهد و اماراتی دراقوال و رفتارشان دیده می شد که دال بر کرامات ایشان داشت و این مطالب جزو اسرار است و گفتنی نیست .

از آثار علمی ایشان بگویید ؟

ایشان حواشی فراوانی بر کتب علمی مختلف دارند کتابی را نخوانده و تدریس نکرده الااینکه حواشی بر آن کتاب دارند ، حواشی ممتعی بر مصباح الانس و فصوص الحکم دارند و حتی شرح منظومه  ایشان که دوره های پبش تدریس کرده بودند آنقدر حواشی داشت و پر شده بود که شرح منظومه دیگری خریده بودند  البته از  ایشان مقالاتی در مجله "معارف جعفری" منتشر شده است .

 در یک جمله ایشان را معرفی کنید ؟

 ایشان یک آخوند معتقد تمام عیار  به تمام اصول و فروع اسلام می دانم . آیت الله انصاری شیرازی می فرمودند : زمانی که همسر علامه  رحلت کرد علامه مقداری پول به من دادند که برو حرم این پول را بده به شخصی که روضه بخواند و این مطلب بزرگ است که حکیمی با آن عظمت اینقدر به این اعتقادات پایبند باشد و به واو واو این کتاب ها معتقد بودند و آیت الله انصاری با عشق به تمام فروع و اصول اسلام نگاه می کرد. اگر کسی با آیت الله انصاری شیرازی محشور می شد معتقد بار می آمد . لذا ایشان یک آخوند ملای معتقد و معتقد پرورند .

مطلب پایانی ؟

 تشکر می کنم که بنده را به عنوان کمترین شاگردان ایشان انتخاب کردید و هر چه می توانید این شخصیت ها را معرفی کنید که معرفی حوزه و شاگردان مکتب اهل بیت است .

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد