یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی کوتاه به زندگی علمی استاد حسین روحانی نژاد :

استاد حسین روحانی نژاد تحصیلات علوم دینیه در حوزه علمیه بیرجند را در سال 1352 هـ . ش شروع می کند و  بعد از مدتی به حوزه علمیه قم مهاجرت کرده و بیش از سی سال به خوشه چینی از خرمن معارف بزرگان مشغول می شوند ؛ از اساتید ایشان در مقدمات وسطح می توان به ؛ آیت الله وجدانی فخر و باکویی ؛ آیت الله ستوده و اعتمادی و آیت الله  وحید خراسانی اشاره کرد ؛ از سال 1365 تا سال 1371 با مرکز تحقیقات سپاه همکاری داشته و برخی از  کتاب های درسی و غیر درسی آنجا را تدوین می کند ایشان حدود یک سال و نیم با بنیاد معارف بعثت در تحقیق و سامان دهی معجم احادیث امام مهدی علیه السلام  همکاری داشته اند و از سال 1367 تا سال 1371 فوق لیسانس الهیات را دانشگاه قم گذارنده و مدت پنج سال در  دانشگاه های تبریز به تدریس مشغول بوده اند ؛ بعد از این مدت به قم برگشته و در سال 1377 به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پیوسته است و از سال 1380 به عضویت گروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درآمده و آثار و تالیفاتی داشته اند از جمله کتاب ولایت و عرفان در 415 ص ؛ کتاب مواجید عرفانی در 450 ص ( این کتاب به عنوان کتاب سال حوزه انتخاب گردیده ) و کتاب ها پرستش ، توکل ؛ بحر خروشان در احوالات سید علی قاضی طباطبایی از جمله آثار ایشان می باشد .


اجمالی از زندگی و حیات طیبه ملا مهدی نراقی  

ملا مهدی نراقی در سال 1128 در نراق کاشان در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد پدر ایشان ابوذر نراقی  پاکار نراق بود و کسی بود که به تحصیل دار و مامور  گرد آوری مالیات کمک می رساند و ایشان از افراد مورد اعتماد مردم نراق بودند ؛ محمد مهدی نراقی از همان دوران کودکی علاقه وافری به تحصیل علم داشت و به حوزه علمیه کاشان راه یافت و مدتی از محضر شخصیت های علمی حوزه کاشان بهره گرفت ؛ وی مدتی از محضر مرحوم محمد جعفر بیگدلی استفاده کرد و مقدمات سطح و خارج فقه و اصول را در کاشان به پایان رسانید ، در آن زمان حوزه علمیه اصفهان برترین حوزه علمیه ایران بود لذا ایشان در سال 1143  در 16 سالگی رهسپار حوزه اصفهان می شوند ؛ در حوزه اصفهان حدود سی سال به بحث و درس اشتغال داشته اند و از مهمترین اساتید  ایشان مولی اسماعیل خواجوی م1173 هـ ق می باشد و مرحوم خواجویی شخصیت کم نظیری در فلسفه و دیگر علوم اسلامی آن روزگار بود ؛ استاد دیگر ایشان شخصیت عارف مسلکی است به نام محمدبن محمد زمان کاشانی و استاد دیگر ایشان شیخ محمد هرندی است  مرحوم نراقی از محضر آغا میرزا نصیر اصفهانی هم استفاده کامل برده اند.

علافه شدید به تحصیل کمالات و علم

 ایشان علاقه شدیدی به درس داشتند تا جایی که معروف است ؛ نامه های که از کاشان و از نراق برای ایشان می آمد ، نامه ها را نمی خواندند و خوف از این داشتند که یا به مراسم شادی دعوت بشود و یا به مراسم حزن و اندوه و از درس و بحث باز بمانند و حتی وقتی پدر ایشان در حادثه ای به قتل رسید و به ایشان نامه نوشتند بر اساس همان عادتی که داشت نامه را نخواند از طریق دیگری به استاد او خواجویی اطلاع دادند که پدر او به قتل رسیده است و از او بخواهید به نراق بیاید ؛ وقتی که مرحوم نراقی به محفل درس وارد شدند و استاد را محزون دید علت خوف و اندوه را پرسید ایشان فرمودند که برای پدرتان مشلی پیش آمده است و کسالتی دارد که باید به نراق بروید و ایشان به استاد فرمودند که  خداوند پدرم را شفا بدهد شما درس را بفزرمائید و هر چه استاد اصرار می کرد درس را تعطیل کنیم شنا باسید به نراق برگردید ایشان می گفت شما در س ررا بفرمائید و نهایتا مرحوم خواجویی حادثه قتل را به ایشان اطلاع بدهد عرض کرد استاد خداوند پدرم را رحمت کند شما درس را بفرمائید و نهایتا اساد گفت :من تکلیف می کنم که به محلتان بروید و ایشان به نراقرفتند

جامعیت مرحوم نراقی :

یکی دیگر از صفات مرحوم نراقی  جامع الاطرف بودن ایشان است  ؛ هم در معقول و هم در منقول و هم در حساب و هندسه و نجوم و در همه علوم زمان خود در حد اعلایی قرار دارند مرحوم نراقی در اصفهان به تحصیل و تدریس اکتفا نکرد بلکه برای اینکه بتواند با کتاب های دیگر ملل و نحل آشنا بشود زبان عبری را از یهودیان اصفهان فرا گرفت و نزد علمان یهودی این زبان را آموخت و بعد از آن وارد بحث و مباحثه با ایشان شد و مطالب را از منابع دست اول ایشان می گرفت و با ایشان بحث و گفتگو می کرد .

رونق حوزه نراق

ملا مهدی بعد از سی سال کار و تلاش علمی در حوزه اصفهان به کاشان به برگشتند و مدتی در شهر کاشان ماندند و در نهایت کاشان را به قصد نجف و کربلا ترک نمودند و در نجف از محضر بزرگانی مثل شیخ یوسف بحرانی ؛ شیخ محمد فتونی و علامه مجدد وحید بهبهانی استفاده کردند و بعد از اینکه سالها در نجف به تدریس و تدرس پرداختند به کاشان برگشتند و به برکت وجود شریف ایشان حوزه کاشان رونق گرفت و طالبان علم برای تحصیل علوم و معارف از بلاد مختلف به کاشان می رفتند و زعامت حوزه را بعهده گرفتند .

تربیت شاگرد

 از محضر ایشان بزرگان زیادی استفاده کرده اند ؛ از جمله ایشان سید محمد باقر شفتی و حاج محمد کلباسی ؛ فرزند فرزانه او مولی احمد نراقی صاحب کتاب معراج السعاده را می توان نام برد .

عزت نفس

 مرحوم نراقی دارای اخلاق و فضائل فراوانی بود که یکی از آنها عزت نفس است چه اینکه زمانی که در فقر شدید به سر می برد و دست او از مادیات خالی بود ؛ هرگز در برابر اغنیا و مرفهین سر تعظیم فرود نیاورد و فقر خود را بر ملا نکرد و خود او در جامع السعادات تاکید می کند که انسان باید فقر و تنگدستی خود را در برابر اغنیا برزو ندهد و عزت نفس خود را لکه دار نکند . [1]

صبر و استقامت

خصلت دیگر بارز او صبر و استقامت است و صبر  استقامت ایشان  کم نظیر و بی نظیر بود او با آنکه فقیر و تهی دست بود و نمی توانست شمعی برای مطالعه تهیه بکند گاه روغن چراغی فراهم می کرد و از روشنایی وضو خانه استفاده می کرد و اگر  صدای پای کسی می آمد وانمود می کرد که مثلا برای تجدید و وضوآمده است و تا نیمه های شب به مطالعه می پرداختند. [2]

 مبارزه با انحرافات فکری و اعتقادی

 از ویژگی های دیگر ایشان مبارزه با انحراف فکری و اعتقادی و اخلاقی است یکی از ابتلائات جامعه آن روزگار ابتلای به تفکراخباریگری است کسانی که اجتهاد را حرام می دانستند و مدعی بوذند که باید ظاهر اخبار را گرفت اجتهاد را سرکوب و نقد قرار می دادند ایشان به تبعیت از استاد خویش آیت الله  وحید بهبهانی به مبازه با اخباری گری پرداخته است . [3]

مبارزه با صوفیان

 و از ابتلائات دیگر جامعه آن روز راه و روش صوفیان ست که در آن روزگار  کر و فر فراوانی داشتند و مرحوم نراقی تفکرات غلط ایشان را مود نقد قرار می دهند

روح لطیف و ذوق سرشار

ایشان روح لطیف و ذوق سر شاری دارند و عرفان اهل بیتی را می پذیرد و دیوانی دارد به نام «طائر قدسی»

آثار و تالیفات

 این عالم ربانی تالیفات گرانبهایی در رشته های گوناگون دارد و بخش از آثار او فقهی می باشد ومهمترین کتابهای فقهی او کتاب معتمد الشیعه است و در اصول فقه هم کتاب هایی دارد و در ارتباط با حکمت و الهیات و در ریاضیات هم تالیافات فاخری دارند [4]

جامع السعادات ؛  حلقه چهارم در علم اخلاق اسلامی

در علم اخلاق کتابی که از او به یادگار مانده است ؛ اخلاق اسلامی در بستر زمان دارای ادوار مختلفی بوده است به طوری که طرح مباحث اخلاقی مدتی به صورت نفلی بود و نظام عقلی منسجمی نداشت و بعد مرحله دیگری پیش آمد و اخلاق عقلی فلسفی به میدان آمد و کسانی با توجه به سیستم عقلی کتاب نوشتند ؛ البته این کار با شروع نهضت ترجمه و با ترجمه کتاب های ارسطو و افلاطون و دیگران اتفاق افتاد و کتاب «السعادة و الاسعاد» نخستین کتابی است که به سبک عقلی و فلسفی نوشته شدو البته چندان اقبالی پیدا نکرد و کسی که کتاب او نساب قبول را یافت جناب  ابن مسکویه می باشد که طهارة الاعراق را نوشت و این کتاب بسیار ارزشمند است و در حوزه احلاق عقلی رکوردار است و بعد از آن هم اخلاق ناصری نوشته شد و بعد از مدتی اخلاق عرفانی و صوفیاته توسط غزالی نوشته شد کتاب احیا العلوم او کتابی است که با سیستم عرفانی نوشته شده است و این کتاب نقص هایی دارد از جمله دربرداشتن روایات و کرامات و حکایات ضعیف است و در آن از مکتب اهل بیت استفاده نشده است ؛ لذا مرحوم ملا محسن فیض کاشانی کتاب « المحجة البیضا فی احیاء الاحیاء »را نوشت و با استفاد از چهار چوب کتاب غزالی آن را نگاشت ولی آن را پیراست و عقاید امامیه را در آن قرار دارد و احیا را احیا کرد و در این بستر گام چهارمی توسط نراقی برداشته شد و ایشان کتابی نوشت به نام جامع السعادات که همه مکاتب اخلاقی را در برادارد و هم دارای سیستم فلسفی است و هم  از آیات  روایات بهره فراوان برده و هم از عقل و حکمت استفاده برده و هم از عرفان ناب جا به جا استفاده کرده است و موعظه های نغزی در آن وجود دارد بنابراین کتاب جامع السعادات حلقه چهارم از کتاب های اخلاق اسلامی است که کاملترین است و می توان آن را اخلاق تلفیقی نامید و اخلاق ایشان تلفیقی است از سیستم عقلانی ارسطویی و آیات و روایات اهل بیت و  در بر دارنده اخلاق عرفانی است و واجد همه خصلت های سیستم های پیشین  علم اخلاق است ؛ مرحوم نراقی کتاب های فراوانی دارد که در حوزه اخلاق می گنجد مانند جامع المواعظ و معراج السعادة نخستین ترجمه کتاب جامع السعادات  است که توسط قرزند ایشان نوشته شد و این کتاب ترجمه گزیده ای است به زبان فارسی از کتاب پدر

رحلت

ایشان بعد از سالها خدمت و ارشاد مردم و جامعه در 18 شعبان سال 1209 در سن هشتاد و یک سالگی در شهر کاشان به دیار باقی شتافت و تشییع عظیمی به عمل آمد و پیکر پاک او را به نجف منتقل کردند و در کنار مرقد علوی به خاک سپرده شد و این مختصری از فضائل اخلاقی او بود  و دهانی به پهنای فلک می خواهد که درباره عظمت ایشان صحبت بکند . [5]

 معرفی کتاب جامع السعادات

 کتاب جامع السعادات مبنای رساله کارشناسی ارشد من بود با عنوان فلسفه اخلاق نراقی و مقایسه آن با اخلاق خواجه نصیر الدین طوسی در اخلاق ناصری وجهه همت من بوده و گوشه ای از آن را تقدیم می کنم .

محوریت معرفت نفس

در نظام  اخلاق  نراقی شناخت طبیعت نفس انسان محور بحث قرار دارد و به عبارت دیگر نظام اخلاقی نراقی ازتباط تنگاتنگی با انسان شناسی دارد او طیع انسان را برای درک مسائل اخلاقی می کاود و مورد بحث و بررسی قرار می دهد و از نظر نراقی انسان موجودی است دو بعدی و یک بعد او به نام بدن یا جنبه علن و بیرونی و آشکار انسان است و جنبه دیگر انسان روح و سر اوست و هر یک از این دو بخش عواملی همسو سازگار و عواملی ناهمسو و ناسازگار دارد و منافیات بدن انسان را به مرض مبتلا می کند ؛ روح آدمی هم همینگونه است و عواملی باعث مریضی روح انسان میشود بنابر این همانطوری که در ارتباط با طب البدن باید کوشید تا اعتدال بر وجود و مزاج انسان حاکم باشد در طب الروح هم باید اعتدال حاکم باشد .

و روش این دو مثل هم بوده و عوامل سلامت را به ملائمات تعبیر می کردند و عوامل مخل سلامت را با عنوان منافیات یاد شده است و این یکی از نکته هایی است که در کتاب نراقی وجود دارد بدن انسان مادی و فانی است اما روح او مجرد و باقی است و با از بین رفتن بدن روح از بین نمی رود و ملکات و فضائل اخلاقی که انسان کسب می کند با همان ملکات و فضائل اخلاقی انسان به عالم دیگر منتقل میشود و انسان با همان ملاکات به عالم قیامت ظاهر می شو د و در حقیقت قیامت « یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » [6] است که چهره باطنی انسان ظاهر میشود .

 روح انسان که اصالت دارد مجرد است اما نه مجرد تام  بلکه مجردی است که برای عمل و برای تکمیل و تکامل به ماده نیازمند است و به چشم و اعضا و جوارح احتیاج دارد به این اعضا و اندام نیازمند است تا بتواند فعلی انجام بدهد ، بنابراین معرفت نفس محور اساسی مباحث نراقی است و تمام کوشش او این مطلب است که توسط اخلاق میان مباحث نفس انسجام  و هماهنگی پدید بیاورد و ایشان برای تجرد و بقای نفس شش دلیل آورده است تا اثبات کند نفس مجرد است و مادی نیست که در این خلاصه به آن نمی پردازیم .

 نکته دیگر : انسان دارای دو قوه نظری و عملی است و باید انسان هر دو قوه را به کمال برساند که اگر اولی را به کمل رساند دارای حکمت نظری است و اگر دومی را به کمال رساند دارای حکمت عملی است بهرحال بحث های فراوانی درباره این دو قوه دارد و کسانی که بر قله حکمت قرار دارند کسانی اند که از هر دو حکمت برخوردارند و در اوج حکمت نظری و عملی قرار دارند اما قوه عملی هنگامی که به کمال می رسد که دو کار انجام دهیم یکی تخلیه و دیگری تحلیه ؛ تخلیه از عوامل ناهسو و رذائل اخلاقی و تحلیه به مکارم و فضائل اخلاقی ؛  یعنی زمانی که روح را از عوامل و بیماری های روحی و رذال اخلاقی پیراستیم با ید او را با عوامل همسو و ملایمات ببیارائیم و انسان متخلق به اخلاق الهی بشود و تا جایی که امکان دارد صفات حق را در خودش پیاده کند و کسی که واجد هر دو قوه باشد و در هر دو قوه به کماال برسد جهانی است کوچک مطابق جهان بزرگ و انسان کامل است از منظر نراقی تعبیر او این است « و من حصل له الکمالان صار بانفراده عالما صغیرا مشابها للعالم الکبیر » [7] و چنین انسانی انسان کامل است و قلب او به انوار شهود متلالا می باشد .

توجه به اعتدال از دیگر خصوصیات اخلاق نراقی

 نکته دیگر در اخلاق نراقی ؛ برای دست یابی به کمال باید را ه اعتدال را پیش گرفت لذا فضائل اخلاقی  اجناس و انواعی دارند و می توان آن را به صورت درختی ترسیم کرد و فضائل حاصل اعتدال قوای هستند  در حقیقت مادر فضائل اخلاقی چهار فضیلت است ؛ حکمت ؛  عفت ؛ شجاعت و عدالت که حکمت حاصل اعتدال در قوه عاقله است و اعتدال در قوه شهویه عفت است و در غضبیه شجاعت است و محصول اعتدال در این سه قوه عدالت اخلاقی است ؛ مرحوم نراقی معتقد است که حد وسطها در مکتب اهلبیت  به اثبات رسیده و  به احادیثی استناد می کند مثل «خیر الامور اوسطها» [8]  یا بیان امیر بیان علی بن ابیطالب علیه السلام  « الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّةُ » [9] پس مشی معتدلانه مورد توجه ایشان است

 تجسم اعمال

 نکته دیگر : ملاکات  اخلاقی چهره ای ملکوتی دارند و آنچه در نزد بعضی به عنوان تجسم اعمال مطرح است ایشان به نحو دیگری مطرح می کنند . بین اعمال و کیفر سنخیت است و به عبارت دیگر نتیجه حاصل ملکوت عمل خودمان هست ؛  مثلا کسی در این دنیا متکبر است در قیامت به صورت مورچه ظاهر می شود و همه این ها موالید نفس انسان هستند؛ امام راحل در چهل حدیث توجیه عرفانی و حکمی دارند و می فرمایند بین جزا و عمل سنخیت وجود دارد .

بهر حال ایشان آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است علامه حسن زاده آملی تعبیرات جالبی درباره مرحوم نراقی داشتند که او را در جامعیت و اتقان علمی مردی ذوفنون می دانستند ایشان در حوزه علم و عمل سر آمد بوده اند ایشان سفری به نجف می کنند و آشنایی با سید بحر العالم دارد و ؛ شخصی کتاب جامع السعادت را برای ایشان ارسال می کند و ایشان کتاب را تحسین می کند و برای آزمایش این مرد سید بحر العلوم او را تحویل نمی گیرد و سه چهار بار این قصه اتفاق می افتد و تغییری در اخلاق و منش مرحوم نراقی نمی بینند او ایشان را متخلق به اخلاقی می بیند که خود نگاشته است.



[1] - ر.ک : مقدمه هاى ((جامع السعادات )) و ((اللمعه الالهیه )).

[2] - روضات الجنات ، میرزا محمد باقر خوانسارى ، ج 1، ص 625.

[3] - اعیان الشیعه ، ج 10، ص 167.

[4] - از این عالم توانمند تالیفات گرانبهایى در رشته هاى گوناگون به یادگار مانده که هر کدام آنها از اهمیت ویژه اى برخوردار است . فهرست اجمالى آن به شرح زیر است :

الف - فقه : 

1. لوامع الاحکام

2. معتمد الشیعه

3. انیس النجار

4. انیس الحجاج

5. المناسک المکیه

6. صلاه الجمعه

7. تحفه رضویه

ب - اصول فقه : 

1. تجرید الاصول

2. جامعه الاصول

3. رساله الاجماع

4. انیس المجتهدین

ج - فلسفه و حکمت : 

1. جامع الافکار و فاقد الانظار

2. اللمعه الالهیه فى الحکمه المتعالیه

3. شرح الالهیات من کتاب الشفاء

4. قره العیون فى الوجود و الماهیه

5. لمعات العرشیه

6. الکلمات الوجیزه

7. انیس الحکماء

8. انیس الموحدین

ح - ریاضیات و هیئت : 

1. توضیح الاشکال (هندسه اقلیدسى )

2. رساله تحریر اکرثاذر سینوس

3. رساله عقود انامل

4. المستقصى (هیئت )

5. المحصل (هیئت )

6. معراج السماء (هیئت )

س - اخلاق : 

1. جامع السعادات

2. جامع المواعظ

ش - متفرقات : 

1. محرق القلوب (مقتل )

2. مشکلات العلوم (کشکول )

3. نخبه البیان (تشبیه ، استعاره و محسنات بدیعه )

4. طائر قدسى (دیوان اشعار)

5. حواشى و تعلیقات بر آثار علماى پیشین

بیشتر این کتابهاى گران سنگ به صورت نسخه هاى خطى در کتابخانه هاى مختلف نگهدارى مى شود و تنها حدود 10 مورد از آن به مرحله چاپ و نشر رسیده  و بعضى از آنها نیز مانند ((انیس التجار)) چندین بار چاپ شده و از سوى مراجع بزرگ همچون آیات عظام سید محمد کاظم طباطبایى یزدى ، سید اسماعیل صدر و شیخ عبدالکریم حائرى یزدى حاشیه هایى بر آن زده شده است

[5] - ریحانه الادب ، محمد على مدرس ، ج 6، ص 163 و شرح الالهیات ، مقدمه از حسن نراقى .

[6] -  طارق :  9 ؛ در آن روز که اسرار نهان(انسان) آشکار میشود

[7] - جامع السعادات    ج‏1 ص  40    فصل(فی بیان تلذذ النفس و تألمها)

 و من حصل له الکمالان صار بانفراده عالما صغیرا مشابها للعالم الکبیر، و هو الإنسان التام الکامل الذی تلألأ قلبه بأنوار الشهود و به تتم دائرة الوجود.

[8] - کافی(طبع قدیم )، ج‏6، ص: 541

[9] - کافی(طبع قدیم )، ج‏8 ؛ ص  68 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱٠/٦ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد