یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

بخشی از راز های رفتار علوی را چراغ راه خودمان بدانیم

در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین  محمد رضا بهاری عضو هیئت علمی گروه اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بخشی از رازهای دوست یابی در اندیشه امیر المومنین اشاره ای شده است امید است که این تعالیم آسمانی را چراغ راه هدایت خویش قرار دهیم 

تذکر : چون فرصت ویرایش دقیق نبود به ویرایش مختصری اکتفا کردم که امیدوارم ببخشید


آینن دوست یابی در نهج البلاغه شامل دو عنوان می شود یکی دوست  یابی عام ( راز های مردم داری در نهج البلاغه ) دوست یابی خاص اما پیش از ورود به این دو عنوان راجع به  اهمیت دوستیابی در نهج البلاغه دو فراز را عرض می کنم امیر المومنین در حکمت 12: وَ قَالَ ع أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ  ناتوانترین کسی است که در دوستیابی ناتوان باشود و ناتوان تر از او کسی است که دو... و بیان حضرت روشن است سی که نتواند ارتباط برقرار کند اعم از ارتباط سطحی و روابط با مردم اشد یا به دست آوردن به دوستان خاص باشد از ناتوان ترین های مردم است و این مهاذت دوست یابی بر هر شخصی اهمیت فوق العاده ای دارد

مطلب دیگر حکمت 142  التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْل دوست یابی نیمی از عقل است و این مطلب اهمیت دوستیابی را نشان می دهد و اگگر ما به دنبال درجات بالا از بینش و عقل باشین خود دوستیابی نصف را را به ما نشان می دهد همین که با یک انسان دانشمندی ما دوست شویم نصف راه را طی کرده ایم و با اساتید هر رشته ای اگر دوست شویم نصف راه را رفته ایم یااگر بخواهیم به خود مهارت دوست یابی خودش یک هنر است و کار عقلانی میباشد و از دو منظر می شود به این فرزا نگاه کرد هم نشان  از عقل آن شخص دارد که عاقلانه رفتار می کند که مهارت دوست یابی را دارد و هم اگر این مهارت را بدست آورد و با دانایان دوست شد با این دوست یابی نیمی از راه را طی کرده است

در نهج البلاغه دارد که خ 10 وَ قَالَ ع خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ مردم چنان در آمیزید که اگر مردید و... امر به مخالطه با مردم دارد مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِی أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْنزدیکی و همراهی با مردم ایمن از گزند آنها می باشد این ها نشان می دهد که حضرت نگاه به رابطه با مردم دارد که در فراز های بعدی شگرذ های آن را عرض می کنم باز حضرت می فرماید که وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْق با اهل ورع و صدق بپیوند یعنی دو گونه دوست یابی هست که الصق و یک گون آن خالط هست که بین این دو تعبیر اختلاف فراوانی است تفاوت است بین مخالطه و الصاق الصاق یعنی مانند ایشان شود ولی "خالطوا"  به معنای این است که بین ایشان باش ولی از انها نباش و کن فی الناس و لم تکن من هم و به نوعی مخالطه دوست یابی عام است و الصاق دوست یابی خاص است

دوست یابی عام رازهای مردم داری در نهج البلاغه برای ورود به این بحث ابتدا به فرزاهایی که مربوط به اصلاح درو هست شروع می کنیم در ابتدا به اصلاح نیت شروع می شود که اگر می خواهی با مردم رابطه خوی داشته باشی اول باید نیتمان را در رابطه با مردم اصلاح کنیم حضرت با اسیب شناسی این مطلب را بیان می کنند که إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَى دِینِ اللَّهِ مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ فَلَا تَوَازَرُونَ وَ لَا تَنَاصَحُونَ وَ لَا تَبَاذَلُونَ وَ لَا تَوَادُّونای مسلمانان شما براداران دینی هستید و نیت اصلی شما و وجه مشترک شمتا در براداری دین خدا است ما فرق بینکم بن شما امری جدایی نیفکنده إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ و آن ناد بدی کخه در وجود شماست و بخاطر این نیت های بد و بدی های درون نتیجه می شود که به دیدار م نی روید و هم دیگر نمی روید اساس آت به اصلاح نیت برمی گردد و آن رائل درونی مان را از بین ببریم و باید بر اساس دین الهی با مردم ارتباط داشته باشیم و اما آن پیلیدی هایی که ما باید پاک کنیم که آن پید ها در ارتباط مستقیم با مردم هست چه اموری اند رفع رذائل مربوطه

 برطرف کردن کینه نسبت به مردم

أَطْلِقْ عَنِ النَّاسِ عُقْدَةَ کُلِّ حِقْدٍ وَ اقْطَعْ عَنْکَ سَبَبَ کُلِّ وِتْر گره هر کینه را که از مردم داری بگشا  و از ابتدا حسن نیت نسبت به مردم داشته باش و کینه ایشان را از دل بیرون کن و اگر می خواهی که دیگران نسبت به تو کینه نداشته باشند کینه کسی را که از تو کینه دارد از دلت بیرون کن تا کینه آن شخص هم از دلت بیرون رود

وَ قَالَ ع احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ شر و کینه را از صدر غیر خودت بیرون کن با بیرون کردن از دل خودت

20 بحث دفع کینه

 عجب و خود شگفتی :

 عامل بسیار قوی در ارتباط با دیگران است وَ قَالَ ع لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْب هیچ تنهایی ترسناکتر از خود پسندی نیست عجب خود پسندی عامل ترسناتذین تنهایی است در فراز دیگر نامه 53 نهج البلاغه آمده است :

إِیَّاکَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِک بترس از خود پسندی ، خودپسندی و ستایش دیگران را  را دوست داشتن باعث می شود تا اعمال نیکوکاران را نابود کند با توجه به این مسئله برهیز از عجب نفس لازم است . اما چگونه این مانع را رفع کنیم

 درمان :

وَ ضَعْ فَخْرَکَ وَ احْطُطْ کِبْرَکَ وَ اذْکُرْ قَبْرَکَ فَإِنَّ عَلَیْهِ مَمَرَّکَ بزرگی فروختن را فروگزار و یاد مرگ خود پسندی را از بین می برد ، هر چه باشی تو را داخل گور می گذارند ، یاد مزگ عجب را درمان می کند لذا شایسته است که گاه گاهی بر سر قبور برویم و تذکری باشد

 حسد :

وَ قَالَ ع حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ  بودن حسادت در دوستی از نادرست بودن آن دوستی است اگر به دوستت حسادت می کنی نشان می دهد که در دوستی خالص نیستی

راه حل درمان :

دیو چو بیرون رود فرشته در آید و اگر رذائل را دور کردیم فرشته میاید و اگر بخواهد فرشته بیایید آن هم بسادگی نمی آید بلکه باید اصول دوست یابی را هم وارد دل کنیم .

 تحصیل اصول دوست یابی

انصاف :

 اصل مهم دوست یابی انصاف است

وَ بِالنَّصَفَةِ یَکْثُرُ الْمُوَاصِلُون  با انصاف دادن دوستان خیلی یاد می شوند و با دیگران باانصاف باشد چگونه بادگران با انصاف باشیم

راه حل :

یَا بُنَیَّ اجْعَلْ نَفْسَکَ مِیزَاناً فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ غَیْرِکَ فَأَحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا وَ لَا تَظْلِمْ کَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ کَمَا تُحِبُّ أَنْ یُحْسَنَ إِلَیْکَ وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِکَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیْرِکَ وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِکَ وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ یُقَالَ لَک این نصیحت ها ا زبهترین نصیحت های پدری به فرزندش است اگر می خواهی انصاف بدهی خود را بین دیگران و خویش ترازوی قرار ده ... هر چه برای خود دوست داری برای دیگران هم دوست داشته باش و ظلم نکن همان طوری که دوست داری به تو ظلم نشود و  به دیگران نیکی کن کما اینکه دوست داری به تو نیکی شود هرچه را بدت می آید نسبت به خودت نسبت به دیگران انجام نده و راضی شو برای خودت آنچه را که راضی هستی برای خودت چیزی را که نمی دانی نگو گرچه گفتنی هات کم باشد و چیزی را که دوست نداری درباره تو گفته شود درباره دیگران نگو . راز مردمداری انصاف است کسانی که در رابطه با مردم موفق اند اهل انصاف اند.

نوع دوستی :

أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْق با مردم مهربانی و رحمت نما  مبادا هرگز چونان حیوان شکاری ضرر زننده باشی که خوردنشان را غنیمت شماری چون مردم یا برادران تو هستند یا مثل تو انسان انند و با ایشان با محبت رفنار کن

محبت کردن :

قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ قلبهای مردم وحشی هستند هر که آنها را به خود روی داد اقبال می کنند قلب های مردم مانند کبوتر وحشی است و به محض حرکت بسوی ایشان می رمند . اکر کسی هنر گرفتن داشته باشد به او اقبال می کنند لذا این هنر را باید بدست آورد .

در اصلاح رفتار

 رفتارمان را هم باید اصلاح کنیم

پرهیز از پرخاشگری و بردباری را جایگزین کنیم

بردباری :

وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِی أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِی النَّاسِ حَمِیدا کسی که بردبار بود و در امورش افراط نکرد به نیک نامی زندگی می کند ما دوست داریم که شخصیت مقبولی داشته باشیم و در بین مردم باشیم و در عین حال رنگ نگیریم ، در پیش فرض مخالطه باید مقبولیت داشت و این مقبولیت با بردباری ایجاد  می شود و کسی که دنبال مقابله است مقبولیت پیدا نمی کند کسی که مقبولیت می خواهد باید بسیار حلیم و صبور باشد

الشَّیْخُ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ نقل می کند : عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ بردباری از شاخص های بزرگ اخلاق است "و بالحلم تکثر الانصار"  با بردیاری در برابر بی خردان یاران بسیار پیدا میشوند

ما وقتی مردم را می بینیم رفتارهایی دارند که باعث رنجش ما می باشد اما  بردباری زمینه ساز ایجاد ارتباط است نکته بسیار مهم در بحث حلم در فراز 184 نهج‏البلاغة مورد توجه قرار گرفته است .  یَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ وَ الْقَوْلَ بِالْعَمَل یعنی اوصاف مومنین است که بردباری را با دانش همراه می کنند و رفتار را با کردار و یعنی بردباری صرف فایده ندارد بلکه بردباری با دانش چون بردباری بدون بینش نقطه قوت نیست و از قضا اسکنجبین صفرا فزود

 راه دست یابی به حلم :

إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ  اگر بردبار نیستی خود را به بردباری بزن چون کم است کسانی که خود را مثل طائفه ای می کنند و از ایشان نمیشوند و اگر شکل آنها بودند حلیم میشوند ظاهر سازی بکن که خودش اثر مثبت دارد

نرم خویی :

حلم در برابر رفتار بد دیگران است  و نرم خویی تو چگون با دیگران برخورد می کنئ

وَ مَنْ تَلِنْ حَاشِیَتُهُ یَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةَ  خ 23 کسی که با اطرفیان طریق نرم خویی را برگزید  از دیگران نرمی می بیند آیا جزا خوبی غیر خوبی است و همین امر باعث دوستی است. در اینجا هم نرم خو باش اما در خ 184 می فرماید که این قید دارد وَ حَزْماً فِی لِین یعنی از وی هوشیار و به قولی اگر نرم خوی بی بینش باشد دیگران سوار می شوند و هنر نرم خوی هوشیار باید باشد

سازگاری :

وَ قَالَ ع مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِی أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْ 401 هماهنگی در اخلاق و رسوم مردم ایمنی از دشمنی و کینه های مرد م است و باید برخی ازآداب رسوم را باید شما هم قول کنی و این به معنی رنگ گرفتن نیست بلکه برای دوری از گزند ایشان است . 

خوشرویی :

یکی از عرصه های رفتاری است وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّة  گشاده رویی دام دوست یابی است مثل رویه سول الله و علی که هیشه چشمه متبسم داشتند که از شادابی و نشاط بر می خیرد داشته باشد می توانذ قلب را جلب کند "البشاشه حبال الموده" افرادی که در جتوب شرق آسیا طور هستند که چهره شان متبسم به نظر می آید و همان حالت باعث شده که مردم دنیا نگاه شان به آنها مثبت شود

بخشندگی

خشک و خالی کسی با انسات دوست نمی شود علی "وَ قَالَ ع الْکَرَمُ أَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ"  و یخشنذگی محبت آورتر از خویشاونذی است اگر می واهی از برادری هم رابطه ات قوی تر شود با هدیه دادن ایک کار را من و ابه هدیه دادن هم شرلیطی دارد که هنر هدیه دادن هم همهم است

 جذابیت در معاشرت ها :

معاشرت جذابی داشته باشیم وَ قَالَ ع إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ  ۀانگکاه که به شما احترام گذاشتند به بهتر از ان جواب بده و اگر ستی با مهر بسویت دراز شد شما با مهری بیشمار به آن جواب بده و در عین حال اجر فراوان برای کسی است که در نیکی پیش گرفته است

اصلاح گفتار :

 در نوع حرف زدن با دیگران چگونه صحبت کنیم که تاثیر گذار باشد

1. خوش زبانی و ملاطفت در سخن

خ 184 البته این خطبه درباره صفات مومنین است ،لَیِّناً قَوْلُه  گفتارش نرم است و دتنوه لین و رحمه و بدان مکه ندیک شود از روی رحمت و نرمی و عظوفت است

2.تکریم شخصت ظرف مقابل

وَ وَاصِلْ فِی حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِمْ وَ تَعْدِیدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ کَثْرَةَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاکِل من در گفتارم طوری برخورد نکم که من کاملا به شخصیت طرف مقابل احترام می گذارند و این باعث ایجاد رابطه می شود امیدشان را برآورده و واصل و ستودنشان را به نیکی پیوسته دار اگر نقطه خوبی دارد به او بگو و آن رنج هایی را که می کشند به زبان آر و بگو من متوجه رنج و تلاشت هستم و هدر نیست چرا بگویی :؟ چون این ذکر باعث میشود دلیر را بر انگیزد و ترسان را به کوشش مایل کند

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ ] [ ٩:۱٥ ‎ق.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه