یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

بنام خدا

یکی از ترفندهای دشمن؛ ایجاد روحیه نا امیدی و دلسردی از نظام جمهوری اسلامی در بین مردم است. این احساس در بلند مدت آثار منفی خویش را آشکار می کند، دلسردی از نظام اقبال عمومی مردم را کاهش می دهد و اساس این نظام که مردم سالاری دینی است در معرض خطر قرار می گیرد. دشمن همواره این خصیصه را مورد توجه قرار داده است و با شایعه پراکنی و ایجاد روحیه یأس در بین احاد مردم، در پی دست یافتن به اهداف مورد اشاره می باشد.


عوامل تضعیف روحیه

شناخت عوامل تضعیف روحیه مومنین و راهکارهای دشمن در دمیدن روحیه یاس و نا امیدی از مهمترین ابزارهای مقابله با دشمن است. برخی از عوامل تضعیف روحیه که دشمن به آن دامن می زند عبارتند از:

الف: جنگ روانی واقسام آن

یکی از عوامل بسیار مؤثر در تضعیف روحیه، جنگ روانی است. هر کدام از طرفین درگیر که بهتر بتواند از این عامل استفاده کند، روحیه طرف مقابل را تضعیف کرده و او را مجبور به شکست می کند.

هر چند تمام ابعاد جنگ فرآیندی روان شناختی است، زیرا اهداف جنگ بر مبنای ایجاد میل تسلیم شدن در نیروها قرار گرفته است، لیکن منظوراز «جنگ روانی» اغلب کوشش ها و فعالیت هایی است که به طور مستقیم بر عقاید طرف مقابل مؤثر می باشد و بدین منظور از واژه هایی همچون بحث، تلقین، تنویر افکار، سردرگم کردن افراد و نیز از وسایل ارتباط مستقیم استفاده می گردد. وسایل به کار گرفته شده در این تلاش «تبلیغات» نامیده می شود.

هدف اولیه و اصلی تبلیغات در جنگ، ایجاد گسترش جوّ روانی در بین مردم، سربازان و شهروندان دشمن است، به گونه ای که با حدّاقل هزینه، نیروی انسانی، زمان و امکانات مادی موجب شکست نیروهای دشمن شود. هدف اصلی، نابود کردن روحیه و خواسته های جنگ طلبانه نیروهای دشمن است، به گونه ای که ادامه جنگ برای آنها به عنوان بلایی سخت و بزرگتر از شکست تلقی شود.(روان شناسی نظامی، سید حسن سلیمی، ص 110)

امروزه با برنامه ریزی همه جانبه و اجرای صحیح آن می توان روحیه اغلب ساکنان یک سرزمین را تضعیف کرده و در نهایت خواسته های خود را بر آن ملت تحمیل کرد، مانند کاری که هیتلر در مقدمه جنگ دوم جهانی انجام داد. او توانست با ایجاد یک جنگ روانی تبلیغاتی، دولت اتریش را بدون هیچ گونه جنگ عملی ساقط و در نهایت آن کشور را با عنوان اتحاد(انشلوس) ضمیمه خاک آلمان کند.

1- انتشار اخبار وحشت زا

اخباری که عموم مردم از شنیدنش دچار وحشت و اضطراب می شوند، اخبار وحشت زا نامیده می شود، مانند خبر سقوط مناطق حساس و کلیدی، خبر جنایات وحشیانه ای که دشمن مرتکب شده از قبیل بمباران شیمیایی، میکروبی، اتمی و... . دشمن اخبار وحشت زا را از طریق وسایل ارتباط جمعی خود یا عوامل نفوذی در صفوف نیروهای خودی یا از طریق هوا به صورت تراکت توسط هواپیما در مناطق عملیاتی، پخش می کند، این اخبار ممکن است کذب محض باشد و هدف آن مشوش کردن اذهان نیروهای خودی در مدتی کوتاه و برای انجام مقاصدی خاص باشد، و نیز ممکن است تا حدودی صحت داشته باشد اما توسط دشمن بزرگ شده و مهم جلوه داده شود.

2- بمباران شهرها

شایعه هایی مانند بمباران شهرها یکی از شیوه های جنگ روانی است که در آن از ابزار ویران کننده استفاده می شود. این کار، گاهی موجب می شود که افراد ترسو جهت دستیابی به آرامش مرتکب اعمالی شوند که موجب تفرقه در داخل کشور و در نتیجه تضعیف دولت مرکزی شود که باز سودش به جیب دشمن خواهد رفت.

3- القای شبهه

بزرگ ترین و مؤثرترین عاملی که یک رزمنده را در صحنه نبرد وادار به مقاومت و پیشروی می کند، عقیده و ایمان او به معیارهایی است که برای آن می جنگد. اگر بتوان از طریقی در ایمان و عقیده او شبهه و خللی وارد کرد براحتی می توان روحیه اش را تضعیف کرده و حتی او را از ادامه نبرد بازداشت.

بارزترین نمونه این کار، همان حیله و خدعه ای است که معاویه در جنگ صفین در مقابل سپاه حضرت علی(ع) به کار گرفت. او با بالابردن قرآنها بر سر نیزه ها توانست ایمان سپاهیان آن حضرت را آن چنان نسبت به برحق بودن جبهه خود تضعیف کند که نه تنها از جنگ دست کشیدند، بلکه تن به سازش دادند.

امروزه برای القای شبهه از پخش اخبار یأس آور استفاده می کنند. اخبار به گونه ای به خورد نیروی رزمی داده می شود که شبهه خودبخود برای رزمنده حاصل می گردد و در واقع، رزمنده بدون اینکه بتواند آن را به دشمن نسبت بدهد، تحلیلی از اوضاع تلقی می کند.

شیوه های وقوع جنگ روانی مختلف است. بعضی از طریق عوامل نفوذی یا رسانه های داخلی و خارجی و بعضی از طریق انجام عملی مانند بمباران و بعضی با پخش تراکت های مصور یا مکتوب در مناطق عملیاتی صورت می گیرد. اقسام دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد که آوردن آنها در این خلاصه نمی گنجد.

ب: تفرقه

اختلاف و جدایی یکی از عوامل مؤثر سستی و ضعف روحی است. تفرقه ممکن است در جنگ روانی دشمن یا انگیزه های نفسانی یا قومی یا بوسیله هر دو یا به علل دیگری ایجاد شود که به هر صورت اثر مخربی در انسجام نیروها به جای می گذارد.

جدایی منافقان از لشکر اسلام پیش از جنگ احد در میان سپاه اسلام تردید و دودلی ایجاد کرد، چنان که در طرف مقابل نیز تدبیر و شگردهای نعیم بن مسعود موجب تفرقه بین احزاب و ضعف روحیه و سرانجام شکست آن گردید.

ضرورت امید بخشی در جامعه امروز

با توجه به اوضاع اجتماعی کنونی جامعه و نزدیک شدن ایام انتخابات و مسئله تحریم جای توجه به این بحث بیشتر جلوه می کند. این موضوعی است که مکرر در کلمات بزرگان و اندیشمندان عرصه های سیاسی و اجتماعی نسبت به آن یادآوری شده است.

در ادامه نمونه هایی از کلمات مقام معظم رهبری و همچنین استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری، ارائه می شود. در این فرمایشات بحث های مختلفی پیرامون موضوع امید بخشی، تبیین مفاهیم امید و یأس، آثار سازنده امید به آینده و ضرورت پرهیز از اشاعه روح یاس و نا امیدی در جامعه مورد اهتمام قرار گرفته است

امید به آینده در کلام مقام معظم رهبری

1. اگر انسان امیدواری نداشته باشد، زود خسته می شود. اینجاست که یکی از شاه بیت های تبلیغات دشمنان نظام و دشمنان جمهوری اسلامی لو می رود. همه اش سعی می کنند مردم را از نظام نومید کنند؛ از آینده نومید کنند.

2. امروز هم وقتی به خودمان نگاه می کنیم، من سر تا پا امیدم. من با جزئیات مسائل کشور آشنایم و ضعف ها و کاستی ها و ضعف مدیریت ها و ضعف تصمیم گیری ها را می شناسم؛ اما در مقابل آن آنقدر نقاط قوت و رویش زا وجود دارد که احساس می کنم ما در بسیاری از موارد فقط یک «بسم اللّه» و یک حرکت لازم داریم.

3. امید به پیروزی در همه شرایط است؛ به شرط آنکه جهاد فی سبیل اللّه باشد. کسی که مشغول مجاهدت است، حق ندارد ناامید شود؛ چون یقیناً پیروزی در انتظار اوست.

4. وقتی یک ملتی از این تعداد جوان و از این نسبت سنی در مجموعه خود برخوردار است، باید امیدوار باشد. نسل نو، نسل تازه نفس و نسل امیدوار به آینده.

5. توجه کنید که کیفیت بیان را یأس انگیز نکنید؛ یعنی مراقب باشید که فضا یأس آلود نشود.

6. آینده ی بسیار روشنی پیش روی ماست، که به سمت آن در حرکتیم؛ آینده یی که ملت ایران خواهد توانست به برکت اسلام و نظام اسلامی، هم عدالت اجتماعی و رفاه مادّی داشته باشد، و هم به استقلال کامل دست یابد.

7. مسئله مدیران این است که یک نظام اگر بخواهد منطقی بودن و جدّی بودن خود را نسبت به هدف هایش نشان دهد، باید همه جانبه فکر کند؛ یعنی نمی توان از گذشته چشم پوشید، به امیدی که می خواهیم به آینده چشم بدوزیم.

8. باید منتظر فرج نهایی بود، هم باید منتظر فرج در همه ی مراحل زندگی فردی و اجتماعی بود.

اجازه ندهید یأس بر دل شما حاکم بشود، انتظار فرج داشته باشید و بدانید که این فرج، محقق خواهد شد؛ مشروط بر این که شما انتظارتان، انتظار واقعی باشد، عمل باشد، تلاش باشد، انگیزه باشد، حرکت باشد.

امید به آینده در کلام استاد شهید مطهری

1. ارتباط با زمان گذشته و امید به آینده، مظهر انسانیت انسان و امتیاز وی از سایر موجودات و حیوانات است.

2. دین نیامده برای محدود کردن امید، بلکه آمده برای توسعه امید و آرزو.

3. آن کس که امید خود را باخت در حقیقت حرارت و روشنایی و نیرویی محرک و بالاخره حیات خود را باخته است.

4. دین که جلوی طول امل را می گیرد، نه این است که جلوی مطلق آمال را می گیرد؛ بلکه جلوی شاخه های زائد را می گیرد، نظیر این است که درخت را هرس می کنند؛ همان طوری که احتیاج به باغبان یکی از جهت همین هرس کردن است. باغبان هم ریشه را تقویت می کند و پای درخت را نرم می کند، به موقع آب می دهد و کود می دهد، در عین حال هرس می کند و نباید چنین پنداشت که [بین] این دو عمل تناقض است.

5. در تفکر اسلامی چند عنصر اساسی وجود دارد که برای هر ایدئولوژی زنده و امیدبخشی وجود این چند عنصر ضروری است. الف: شورانگیزی و تحرک بخشی و هیجان آوری. نه صرفاً هیجان احساسی کور بلکه مبتنی بر ارائه هدف مشخص و عملی و ارائه راه وصول به آن منطبق بر غرایز واقعی بشر. این شورانگیزی، هم در جنبه های مادی دعوت اسلامی هست و هم در جنبه روحانی و ماوراء مادی او. ب: اینکه واقع بینانه است نه خیالبافانه، چه درباره جهان و چه درباره انسان و چه درباره خدا و رحمت و غضب خدا. ج: سادگی و همه کس فهمی و روشنی. د: وسعت نظر و سعه مشرب، چه در آنچه مربوط به غیر مسلمانان است که یکی از علل تشکیل تمدن اسلامی تسامح با اهل مذاهب دیگر است و چه از نظر خود مسلمانان و اختلافات عقاید و سلایق، که امروز بر عکس نوعی تنگ نظری عجیب حکمفرماست که همه، همه را تخطئه و تکفیر و تفسیق می کنند، رحمت خدا را محدود می کنند، هی قید و شرط بر اسلام می افزایند.

6. تفکرهای محدود که منجر به تخطئه ها و تکفیر و تفسیق ها می شود، بزرگترین اثرش تفرق و تشتت نیروهاست. از مظاهر وسعت تفکر اسلامی توجه به عامل زمان و مکان، اعتراف به ضرورت و اصالت عقل و وحدت ملل اسلامی می باشد.

7. کمک های غیبی گاهی به صورت فراهم شدن شرایط موفقیت است و گاهی به صورت الهامات و هدایت ها و روشنی ها و روشن بینی ها، ولی باید دانست که این گونه الطاف غیبی، گزاف و رایگان نیست؛ چنین نیست که انسان در خانه اش بنشیند، دست روی دست بگذارد و منتظر باشد دستی از غیب برون آید و کاری بکند. خیر چنین انتظاراتی برخلاف ناموس آفرینش است.

8. یاری الهی که مدد غیبی است، مشروط است به یاری قبلی خدا یعنی به اینکه خدمت و عمل و مجاهدتی در راه خیر عموم صورت بگیرد و مخصوصاً در راه خدا باشد یعنی لله و فی الله باشد؛ یعنی هم عمل و مجاهدت و کوشش شرط است و هم اخلاص و حسن نیت.

9. پیامبران عظیم الشأن مانند ابراهیم و موسی و عیسی و محمد(ص) که ظهور کرده اند، در شرایطی بوده که جامعه بشریت سخت نیازمند به وجود آن ها بوده است؛ آن ها مانند یک دست غیبی از آستین بیرون آمده اند و بشریت را نجات داده اند؛ مانند بارانی بوده اند که در بیابانی بر تشنه ای ببارد؛ مصداق قول خدا بوه اند. «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» خداوند به واسطه وجود آن ها بر بیچارگان و مظلومان منت نهاد و آن ها را برای نجات این خوار شمرده شدگان مبعوث فرمود. این موارد، امداد غیبی اجتماعی است.

10. از نظر منطق دین، از نظر «الذین یؤمنون بالغیب»، از نظر منطق خبرهایی که از طریق دین گرفته ایم نه از روی اصول ظاهر، می گوییم خیالمان از این جهت که بشریت به کلی نیست و نابود بشود راحت است. هر چه در گذشته بوده است مقدمه ای بوده برای آنچه که در آینده پیش می آید. ما آینده ای پیش رو داریم که در آن به تعبیر اسلام عقل ها کامل می شود.

11. این، معنی «الذین یؤمنون بالغیب»، ایمان به نهان و ایمان به مددهای غیبی و نهایی است، منتها مددها برای شخص به مقیاس شخصی، برای اجتماع کوچک به مقیاس اجتماعی و برای جهان بشریت به مقیاس جهانی است. حکومت واحد جهانی، سراسر عدالت، سراسر امنیت، سراسر برکت، سراسر رفاه، سراسر آسایش، سراسر خوبی و سراسر ترقی خواهد بود.

12. از آنجا که اندیشه و جهان بینی اسلامی در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، انسانی، فلسفی بر پایه ها، اصول، عقاید و آموزه های روشن و اصیلی استوار و مبتنی است، بنابراین، آینده ای امیدبخش، حکیمانه و روشن برای انسان ترسیم و نوید می نماید که این مبانی و اصولی عبارتند از ضروری و فطری نبودن جنگ و نزاع بین انسان ها، دوام و بقای بشریت و زندگی مقرون به محبت و تعاون، حکومت علی الإطلاق عقل و حکمت بر انسان به دلیل تربیت صحیح انسان، تقسیم عادلانه ثروت و برقراری عدل کامل اجتماعی، تسلط بر ماده و طبیعت و عمران دنیا و... .

13. در انتظار ظهور دو عنصر وجود دارد: یکی امید، دیگری آرزو. اما امید به معنی این است که روحتان در برابر تهاجم سیاه باطل شکست نخورد، پیروزی های ظاهری آنان را به چیزی نشمرید، آن ها را امری موقت بشمارید، تسلیم آن ها نشوید، زیرا یأس تسلیم می آورد. اما آرزو به معنی این است که ظهور در عین جنبه های خارق العاده ای که دارد، کار خود را انفرادی انجام نمی دهد، با کمک یک عده یاران انجام می دهد: یاران شایسته و همفکر. لازمه آرزو، آمادگی است.

15. انتظار، وظیفه است اما وظیفه، انتظار نیست، یعنی ما موظفیم که منتظر و امیدوار به آینده باشیم ولی وظیفه ما صرفاً این نیست که منتظر باشیم، انتظار مثبت همان است که توأم با آمادگی است.

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه