یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بنام خدا

غلبه حضرت امام حسن‌(ع) مجتبی‌(ع) با معاویة و اصحاب او از طریق مناظرات علمی که امروزه از آن به جنگ نرم تعبیر می‌شود از بخش های خاموش زندگی امام دوم شیعیان که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد...

رویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین محمد باقر شریعتی نیا به بررسی روش و نحوه  مبارزه تبلیغاتی امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از پذیرفتن صلح و آثار حرکت علمی و فرهنگی این امام همام پرداخته است.


*به نظر شما کدام بخش از زندگی نورانی امام حسن مجتبی علیه السلام کمتر مورد توجه قرار گرفته است ؟

باب مناظرات امام حسن مجتبی علیه السلام کمتر مورد توجه قرار گرفته است ،مناظره نقش بسیار بالایی در روشنگری جامعه و اذهان عمومی دارد، بد نیست در اینجا اشاره ای به داستان جناب شیخ مرتضی آل یاسین با آلوسی مفسر معروف اهل سنت داشته باشم و قدرت فن مناظره را در این حکایت کوتاه ببینیم، مناظره ای که بیش از یک دقیقه به طول نکشید و آلوسی را محکوم نمود.

آلوسی از شیخ مرتضی آل یاسین می پرسد: به قول ام المومنین عایشه، پیامبر‌(ص)، در روز‌های پایان عمر مبارکشان به دلیل کسالت ابوبکر را فرستاد تا در مسجد نماز بخواند اگر علی‌(ع) شایسته این کار بود چرا او را نفرستاد؟! اینجا اگر شیخ آل یاسین می گفت ؛ معلوم نیست این حدیث صحیح باشد و .... شاید اینگونه نتیجه نمی گرفت از این رو ایشان در یک جمله به سخنان عمر استناد کرده و گفتند: «قال عمر ان هذا الرجل لیهجر» عمر خطاب به پیامبر‌(ص) می گوید: او هذیان می‌گوید و کارهای ایشان حجت نیست و آلوسی در همان جا رسوا شد، من کتابی در باب مناظره و آداب مناظره نوشته ام .و از فرمایشات امام مجتبی و سایر ائمه علیهم السلام استفاده کرده و قواعدی برای مناظره استخراج کرده ام ؛ مناظره آدابی دارد و این جنبه مناظراتی امام علیه السلام باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. امام حسن مجتبی علیه السلام  در مناظرات مختلفی که معاویه برای خفیف کردن ایشان تشکیل می داد حضور می یافتند و با مناظره های شجاعانه و  با سخنان قاطع معاویه و اصحاب او را  محکوم می کردند .

دلیل خرده گیری برخی از صلح امام حسن مجتبی علیه السلام چه بود ؟

اینکه عده ای به صلح امام حسن خرده می گیرند  و می گویند : امام حسین‌(ع) مرد شمشیر است و امام حسن اهل صلح بخاطر نداشتن بصیرت کافی است؛ ما اگر به تاریخ زندگی مبارزاتی امام حسن مجتبی علیه السلام توجه کنیم از همان روز اول که مردم در مسجد جمع می شوند و خطبه مفصلی در شهادت پدرشان علی بن ابیطالب‌(ع) می‌خوانند می فرماید : « لَقَدْ فَارَقَکُمْ رَجُلٌ بِالْأَمْسِ مَا سَبَقَهُ الْأَوَّلُونَ بِعِلْمٍ وَ لَا أَدْرَکَهُ الْآخِرُونَ إِنْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَیَبْعَثُهُ وَ یُعْطِیهِ الرَّایَةَ فَلَا یَنْصَرِفُ حَتَّى یُفْتَحَ لَهُ وَ مَا تَرَکَ مِنْ صَفْرَاءَ وَ لَا بَیْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنْ عَطَائِهِ کَانَ یَرْصُدُهَا لِخَادِمٍ لِأَهْلِهِ؛ عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، النص، ص: 139».

ابن عباس بعد از این خطبه به مردم می گویند : مردم با امام بیعت کنید ! و امام استراتژی خود را بیان نموده و می فرمایند: من جز جنگ با معاویه هیچ برنامه ای ندارم و یک لحظه حاضر نیستم ظالم بر این ملت حکومت کند. در ابتدا مردم موافقت می کنند و امام "حکم بن عاص" را به عنوان فرمانده جنگ در یک قسمتی تعیین می‌کنند، اما صبحگاهان او با عده ای بر اثر نامه معاویه که وی را تطمیع کرده بود به معایه ملحق می شود ، "عبید الله بن عباس" بعد از او به سمت فرمانده ای جنگ تعیین می شود و با قسم های شدید در وفاداری به حضرت اصرار دارد، اما او هم با تطمیع از امام جدا شده و با عده ای به معاویه پیوستند.

لذا با این اوضاع نابسامان و بی بصیرتی خواص و اصحاب مواجه هستیم . از طرف دیگر معاویه برای ترور امام حسن مجتبی علیه السلام افرادی را به عنوان جاسوس تعیین و نقشه ترور امام را می چیند، یک خرجین نامه برای امام حسن علیه السلام فرستاد و گفت : این نامه ها را مریدان تو برای من نوشته اند و تو با چه کسی می‌خواهی با من بجنگی؟ یارانت نوشته‌اند: اگر بخواهی حسن بن علی‌(ع) را دست  بسته به تو  تحویل می دهیم و خیانت هایی از درون لشکر امام در حال رخ دادن بود ، منافقین، لشکر امام را متشتت کرده بودند و حتی امام مورد سوء قصد قرار گرفت و مجروح شدند، مجموعا امام در مقابل عده ای از افراد خائن قرار گرفته است، اما این یک روی سکه است، به مجرد اینکه نامه سفید امضا معاویه می رسد و مردم هم که از جنگ خسته شده اند ناچار امام مجبور به پذیرفتن این صلح شد، امام این صلحنامه را پذیرفتند،  این صلحنامه 12 بند دارد که در نهایت و معاویه در نخیله آن را پاره می کند.

*نحوه مبارزه امام علیه السلام با معاویه و حکومت اموی بعد از صلح چگونه بود ؟

 امام علیه السلام بعد از صلح شروع به مبارزه تبلیغاتی علیه معاویه می کند ،  امام حسین 11 سال امامت نمودند و در طول این 11 سال از روش برادر بزرگوارشان تبعیت می نمودند ، معاویه" زیاد بن ابیه" را به استاندار معرفی می کند و چون معروف به زنا زادگی است برای دفع شبهه زنا زادگی او می گوید: او پسر پدر من است و در آن ایام امام حسن علیه السلام در مکه و منی تبلیغات گسترده ای علیه معاویه می نمایند و می فرمایند : مگر شما از پیامبر‌(ص) نشنیده اید که «الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَر، الکافی، ج‏5، ص: 491 » معاویه می گوید : زیاد ابن ابیه پسر پدر من است.

این سخنان معاویه در صورتی که زنا کرده است و شوهر داشته است و این بدعت قابل توجه را آنقدر امام بزرگ کردند که معاویه از این جریان کلافه می شود « مراجعه شود به پاورقی 1 کتاب واقعة الطف ص 211» و بعد با کشتن بزرگانی از صحابه پیامبر‌(ص) انتقام می گیرد، تا جایی که عایشه هم به فریاد می آید و به معاویه می‌گوید: من بعد از کشتن اصحاب پیامبر‌(ص) تو را مسلمان نمی دانم و کشتن صحابی پیامبر‌(ص) در آن زمان امر بزرگی بوده است .

 باز معاویه در جایی خطاب به مردم می گوید : حسن بن علی مرا پذیرفته است، چرا از من نافرمانی می کنید و حضرت بر فراز منبر در جواب این کلام معاویه می فرمایند : «  َ إِنَّ مُعَاوِیَةَ نَازَعَنِی حَقّاً هُوَ لِی فَتَرَکْتُهُ لِصَلَاحِ الْأُمَّةِ وَ حَقْنِ دِمَائِهَا وَ قَدْ بَایَعْتُمُونِی عَلَى أَنْ تُسَالِمُوا مَنْ سَالَمْتُ فَقَدْ رَأَیْتُ أَنْ أُسَالِمَهُ وَ رَأَیْتُ أَنَّ مَا حَقَنَ الدِّمَاءَ خَیْرٌ مِمَّا سَفَکَهَا وَ أَرَدْتُ صَلَاحَکُمْ وَ أَنْ یَکُونَ مَا صَنَعْتُ حُجَّةً عَلَى مَنْ کَانَ یَتَمَنَّى هَذَا الْأَمْرَ وَ إِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَکُمْ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِین، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 30‏» من بخاطر مصلحت امت و حفظ خون ایشان امرحکومت را رها کردم .

درزمان حکومت معاویه "نوفل اشجعی" با 12 هزار نفر قیام می کنند معاویه خطاب به امام حسن مجتبی‌(ع) می‌گوید: با این لشکری که داری با او  بجنگ ! حضرت خطاب به معاویه می فرماید : اگر بنای بر جنگ داشتم با تو می جنگیدم.

سرانجام با زهر جفا حضرت را به شهادت رساندند، لذا امام حسن مجتبی اولاً مبارزات تبلیغاتی فراوانی علیه معاویه داشت و دشمن ترین دشمنان معاویة امام حسن مجتبی‌(ع) بود و آن صلح نامه زمینه ساز قیام کربلا بود؛ در خصوص زندگی و ماجرا‌های امام حسن مجتبی‌(ع) مسائل تاریخی درست مطرح نشده است .

بعد از این جریانات معاویه علی الدوام برای خفیف کردن، حضرت مناظراتی را تشکیل می داد تا حضرت را محکوم کند و امام عظمت و شجاعت بسیاری در این مناظرات از خود به نمایش گذاشتند و در تمامی این مناظرات، مخالفین را محکوم می کردند، این بحث مناظرات حضرت با معاویة و اصحاب او از بخش های خاموش زندگی امام است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

مهمترین خدمات علمی و اجتماعی حضرت

مسئله روشنگری و ایجاد بصیرت در مردم با صلح و سخنرانی های متعدد و مناظراتی که انجام می دادند بصیرتی به جامعه آن روز داد و زمینه را برای قیام امام حسین‌(ع) آماده کرد و اگر صلح امام حسن و روشنگری های ایشان نبود زمینه ای هم برای قیام امام حسین علیه السلام ایجاد نمی شد، صلح امام حسن و قیام امام حسین اسلام را زنده نگه داشت .

عجیب است که امام حسین علیه السلام هم یازده سال امام است و همان روش امام حسن مجتبی‌(ع) را دنبال می نمودند و جنگ تبلیغاتی علیه دستگاه ظلم اموی داشتند . گاهی هم من تعبیر می کنم، انقلاب اسلامی ایران و قیام امام راحل علیه حکومت پهلوی در واقع یک قیام حسنی بود نه حسینی چرا که رهبر کبیر انقلاب دستور دادند اسلحه ها بیرون نیاید، اما ما با تبلیغات و روشنگری و راهپیمایی کمر این دستگاه را می شکنیم.

امام حسین علیه السلام نامه های متعددی برای معاویه می‌نوشتند: تمامی این زمینه ها را امام حسن مجتبی‌(ع) آماده کردند و اگر امام حسین در آن 11 سال قیام می کردند، قطعا قیام امام‌(ع) خنثی می شد.

امام حسین علیه السلام منتظر بودند تا معاویة بمیرد و تا معاویه بود، قیام مسلحانه ای هم نشد ؛ لذا چهره واقعی امام حسن مجتبی علیه السلام و مبارزات تبلیغاتی امام مجتبی‌(ع) بعد از صلح با معاویة کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

*درس‌های که می تواند جامعه اسلامی ما در این برهه از زمان از حیات طیبه امام مجتبی علیه السلام بگیرد چیست؟

اهل بصیرت بودن بزرگترین درسی است که پیروان این امام همام می توانند از ایشان بگیرند، ایجاد بصیرت واقعی در بین جامعه از بزرگترین آثار حرکت امام مجتبی علیه السلام در عصر خویش و آینده بوده است ، از امام علیه السلام  کلمات فراوانی به ما رسیده، حضرت در روایتی می فرمایند : « عَجَبٌ لِمَنْ یَتَفَکَّرُ فِی مَأْکُولِهِ کَیْفَ لَا یَتَفَکَّرُ فِی مَعْقُولِهِ فَیُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا یُؤْذِیهِ وَ یُودِعُ صَدْرَهُ مَا یُرْدِیهِ؛بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏1، ص: 218 » تعجب می کنم از کسی که در خوردنی ها دقت می کند، اما راجع به طعام روح، دقتی ندارد، مردم در غذای عقل و فکر تامل نمی کنند اما در غذای جسم بسیار دقت می کنند و توجه به کلمات امام حسن مجتبی علیه السلام بسیار سازنده است.

منتشر شده در : خبرگزاری حوزه


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد