یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

مبارزه تنها برای رضای خدا

 

آیت الله انصاری شیرازی کیسه ای برای انقلاب ندوخته بودند و تنها برای رضای خدا مبارزه می کردند ایشان سر آمد انقلابیون بودند و بعد از انقلاب ایشان دید مثبتی به آقای منتظری نداشتند و بعد از این جریانات بود که آیت الله انصاری شیرازی توسط دوستان ایشان فراموش شدند با اینکه ایشان سر آمد مبارزان بودند .



آشنایی با استاد

نام شریف ایشان را در سال 53 به بعد در لیست اساتید تبعید شده از قم به  دلیل امضای مرجعیت حضرت امام شنیده بودم  و بعد از دوران تبعید ایشان به قم بر گشتند و اول درسی که شروع کردند منظومه سبزواردی بود و تا پایان منظومه خدمت ایشان بودم و بعد بدلیل گرایشاتی که به عرفان نظری داشتم دنبال فردی بودم که چند بعدی باشد هم ابعاد فلسفی و هم عرفانی در ایشان نمودار باشد و در نهایت گمشده خویش در وجود آیت الله انصاری حکیم یافتیم .

حل غوامض کلمات ابن عربی

 ایشان می فرمودند : ابن ترکه شیعه هستند  نزدیک ترین فرد به زمان این عربی است و منظور از عرفان نظری این بود که مبانی تصوف و حرفهایی که در نزد صوفیه به صورت ذوق و بدون استدلال و دلیل عقلی مطرح شده بود ایشان به صورت استدلال عقلی عنوان کرده است ، به قول استاد عبارات محی الدین را کمتر کسی می تواند بیان و ترجمه کند حالت عرفان نظری محیی الدین از نظر قلم و بیان مثل شفای بوعلی است  لذا در درس ها اشعار ابن عربی که بسیار سنگین بود  استاد با زحمت آماده می کردند و برای ما می خواندند کیفیت بیان و استخدام الفاظ ابن عربی  به شکل خاصی هستند و استاد چون ذوق ادبی داشتند و در ادبیات کتاب هم دقت فراوان داشتند غوامض کلام ابن عربی را بخوبی شرح می کردند

 درس عمومی ایشان ملاحظه عمومی می کردند و سیاست نمی گفت اما در درس خصوصی اگر میل داشتند مطلبی را درد دل کند می گفتند ما مرید آیت الله انصاری شیرازی بودیم و می خواستیم از ایشان استفاده کنیم ، عمومی و خصوصی برای ما مهم نبود .

 توجه به مقام امیر المومنین

 گاهی ایشان متوجه مقام امیر المونین می شد و از خود بی خود می شدند و از اینکه برخی می گویند: "تشیع تسنن وحدتان مبارک " رنج می بردند  و ایشان می گفتند :  شیعه و سنی می توانند با هم رفیق شوند اما مکتب شیعه و مکتب اهل سنت محال است  وحدت پیدا کنند  ایشان از این جریان رنج می برند و می فرمودند این جریان خطر دارد و نباید به بهانه وحدت اصولمان را از دست بدهیم .

حسرت استاد بر شرح ناتمام علامه طباطبایی بر بحار

ایشان می فرمودند :علامه در اواخر عمر  فقط روایات بحار را می دیدند و از خسارت مهمی که بر شیعه وارد شد این بود که سفهایی حمله به علامه کردند و مانع شرح علامه بر بحار شدند و می فرمودند : اگر علامه شرح بحار را تکمیل می کردند غوامض روایات  را شرح می کردند و از ایشان بهر ه های فراوان می بردیم  .

 تعریف استاد از عرفان

من خدمت ایشان عرض کردم به کسی که فقه نداند می گویند : متفقه و به کسی که فلسفه نداند می گویند متفلسف اما در عرفان همه را متاله می گویند لذا رسیدن  به غایت عرفان امکان ندارد و ایشان می فرمودند : مرگ بر فلسفه ای  که منهای اهل بیت باشد و نظر من هم این است و اگر قرار است وارد عرفان شویم نباید از دروازه محیی الدین وارد شویم  ، خراباتی حرکت نکنیم و مناجاتی سلوک کنیم  لذا عرفان آن است که در صحیفه سجادیه است و مناجات خمسه عشر است  البته استاد ما آیت الله جوادی  آملی محی الدین را شیعه می دانست اما در حال تقیه ؛ علامه طباطبایی  عطار و مولوی را شیعه می دانست اما در تقیه ؛  آیت الله نصاری هم به محیی الدین سو ظن نداشت دیدگاه استاد ما نسبت به عرفان این بود و عرفان اهل بیتی را مقدم می داشتند

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد