یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت ایام غدیر و عید ولایت به منزل فرزند بزرگوار علامه امینی صاحب کتاب الغدیر رسیدیم و ایشان با بزرگواری فراوان مطالبی فرمودند که بزودی در اختیار دوستداران مرحوم علامه امینی قرار می گیرد در پایان ایشان ما را به محضر آیت الله مرتضی فرج پور ارجاع دادند و فرمودند : اگر روح مطالب امینی را جستجو می کنید به حضور آیت الله فرج پور برسید و شخصا ما را به منزل استاد بردند ایشان از شاگردان آیت الله بروجردی و عده ای از دیگر بزرگان می باشند و چند صباحی با مرحوم علامه امینی مصاحبت داشته اند  و تالیفاتی مانند  فهرست موضوعی  احقاق الحق ؛ نگاهی کوتاه به اسلام به چند زبان زنده دنیا و...را در کارنامه علمی خود به ثبت رسانده اند آنچه می خوانید حاصل این دیدار است  


 چطور شد که علامه امینی به فکر نوشتن الغدیر افتادند و این کتاب چگونه نوشته شد ؟

زمانی که مرحوم امینی در کتاب های موجود مطالعاتی انجام دادند و مظلومیت اهل بیت را بالعیان مشاهده نمودند خود را موظف به دفاع از مکتب اهل بیت دیدند و شروع به نوشتن الغدیر کردند و همانطوری که خودشان فرموده اند برای نوشتن الغدیر ده هزار کتاب را از ابتدا تا انتهی مطالعه کرده اند و با تهیه و تنظیم این کتاب حقایقی را که تاریخ بر آن پرده کشیده بود را بر ملا کردند و حدیث معروف من کنت مولاه فعلی مولاه را از روی آیات ، احادیث و ابیات شعرا و ادبای با سواد و دانشمندی که در طول چهارده قرن به این حدیث پرداخته اند را جمع آوری کردند و در این 11 مجلد چاپ شده و شروع آن با اشعار حسان بن ثابت می باشد  که حسان در محضر پیامبر بعد از حادثه غدیر از پیامبر اجازه خواسته اند و این واقعه بزرگ را به نظم کشانده است [1] و با کمال تاسف دست تحریف آن اشعار را از دیوان حسان بن ثابت حذف کرده است  اما ادبا و علمای عامه همین اشعار را از حسان بن ثابت نقل کرده اند علامه امینی در این 11 جلد اشعار مربوط به حادثه غدیر  از حسان بن ثابت تا قرن 14 را بررسی کرده اند ؛ بسیاری از علمای عامه اصرار دارند که معنی ولایت در حدیث شریف غدیر  بغیر از معنای "ولایت" است لذاست که علامه امینی شواهدی از ادبا و شعرا آورده اند که شعرا و ادبا همین معنای ولایت را می فهمیده اند و در این چهارده قرن همه شعراء و عده قلیلی از علمای عامه از مولی معنی " اولی بالتصرف  " را فهمیده اند لذا علامه امینی هم کتبی که به حدیث غدیر پرداخته  اند نام می برد و معرفی می کند و هم راویاتی که در قرن اول این حدیث را نقل کرده اند را بیان می کنند  و یکصد و ده سند از صحابه و بیش از آن از تابعین برای حدیث غدیر ارائه داده اند

گویا کتاب شریف الغدیر غیر از 11 جلدی که به طبع رسیده است مجلدات دیگری هم دارد که به طبع نرسیده است شما اطلاعی از این مطلب دارید ؟

 گویا الغدیر در حدود بیست جلد بوده است و از 9 جلد آن اطلاع دقیق ندارم

بازتاب کتاب الغدیر در جامعه اسلامی آن عصر چگونه بود ؟

از  تقریظ هایی که بر این کتاب نوشته شده است می توان این مطلب را بدست آورد در عراق و سوریه و مصر غیر از خاصه و طرفدارن اهل بیت علیهم السلام عده زیادی از اهل سنت هم تقریظ هایی به نظم و نثر بر این کتاب نوشتند حتی ملک فاروق پادشاه وقت مصر  و پادشاه اردن تقریظ هایی بر الغدیر دارند که در مقدمه های الغدیر چاپ شده است و در بین علما شیعه آیات عظام سید محسن حکیم ؛ سید هادی شیرازی ، آل یاسین ؛ علامه اردوبادی و بسیاری دیگر  بر این کتاب شریف تقریظ های نوشتند و دو تای از این چهار نفر به آیه « ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ » [2] استناد کرده است و دو نفر دیگر به آیه شریفه اشاره کرده اند «لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه‏ » [3] مرحوم صاحب الذریعه در تقریظی که به الغدیر آورده است می گوید : امینی از خدا می خواهم که از عمر من بکاهد و بر عمر شما بیفزاید تا شما این کتاب را به پایان ببرید ، مرحوم شرف الذین عاملی نویسنده المراجعات بر جلد هفتم الغدیر تقریظی دارد و می گوید : امینی شما بر جایی دست گذاشته اید که بدون آن زندگی بی معنا و پوچ می باشد و شما آن بزنگاه و نقطه حساس را احیا کرده اید لذا در بین عامه و بزرگان شیعه همه به دید مثبت به این کتاب نگاه کرده اند و علامه شرف الدین می فرمایند : امینی اگر یک قومی این کتاب را جمع می کرد قابل تقدیر  بودند تا چه رسد به اینکه شما به تنهایی این کتاب را تالیف و تدوین نموده اید .

ایشان با چه کسانی از علما ارتباط داشتند ؟

آقا زاده ایشان بیشتر از این مطلب اطلاع دارند منتهی مرحوم امینی مدتی از بزرگان تبریز استفاده کردند و در نجف از بزرگانی مانند سید محمد فیروز آبادى  و سید ابوتراب خوانسارى بهره برده اند و من در این باره اطلاع کمی دارم

روش علامه امینی در کتاب الغدیر چگونه روشی بود و مهمترین دغدغه مرحوم امینی چه بود؟

روش علامه امینی بیشتر کلامی و در رتبه دوم تاریخی است و دغدغه های ایشان اجحاف هایی بود که در طول تاریخ درباره اهل بیت علیهم  السلام و پیروان ایشان شده بود و این حق کشی ها باعث شد علامه امینی به دفاع از ابن حق کشی ها بپردازد و مقداری از آن حق کشی ها را در جلد سوم  الغدیر بیان می کند ؛ مثلا درباره حضرت زهرا در روایات شیعه و سنی آمده است که « قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرْضَى لِرِضَاکِ » [4] و امثال اینها و یکی از علمای عامه مثل ابن کثیر درباره حضرت بسیار حق کشی کرده است و گفته است اگر ادعا می کنید فاطمه از خلفا ناراضی بوه است نارضایتی یک زن چه ضرری می تواند به خلفا بزند و در این باره علامه امینی عصبانی شده و جواب داده است که شما با این حرف معیار های دینی را زیر پا می گذارید و چگونه این حرف را می زنی در حالی که پدر بزرگوارشان « وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏  » [5] این بزرگوار این مطلب را فرموده است ؛ بنابراین علامه در الغدیر حق کشی ها را اثبات کرده است و پرونده مورخین را بر ملا می کند

 اگر بخواهیم الغدیر حضور پر رنگ تری در جامعه داشته باشد چه کنیم ؟

برای این کتاب باید تلخیصات مختلفی بیان شود تلخیصی برای سال اول دانشگاه و حوزه و در مرحله بعد تلخیصی مفصل تر از آن برای سال دوم و مفصلتر از دومی برای سال سوم و همینطور پنج شش رقم تلخیص از این کتاب صورت گیرد هم به فارسی و هم به عربی برای جلوگیری از تهاجمات بر علیه شیعه این کتاب به سبک های مختلف ترجمه و در حوزه و دانشگاه تدریس شود

آیا کاری هم صورت گرفته است ؟

البته آقای محمد حسین شفیعی شاهرودی غدیر را تلخیص کردند و چاپ شده ولی این تلخیص در واقع شبیه خود الغدیر است و تنها کسانی می توانند از آن استفاده کنند که با الغدیر آشنا باشند و بدرد عموم نمی خورد و خود علامه امینی در زمانی که اجازه به ترجمه الغدیر دادند شرط می کنند الغدیر با چهار شرط باید ترجمه شود یکی اینکه قلم توانا باشد متاسفانه در ترجمه های صورت گرفته  این شروط رعایت نشده است  

شرط  های دیگر علامه امینی چه بود ؟

با کیفیت مطلوبی چاپ شود ، طول زمان نکشد ولی ترجمه 10 الی 15 سال چاپ نشد

نحوه آشنایی شما با علامه امینی چگونه بود؟

 من ایشان را دو بار زیارت کردم یک بار  در قم و بار دوم زمانی که ایشان در بیمارستان بستری بودند به عیادات ایشان رفتم و بیشتر با تالیفات ایشان مانوس بوده ام از سالهای طولانی با الغدیر مانوس بوده ام و اخیرا در شماره 105 و 106 مجله تراثنا مقاله ای از بنده چاپ شده است درباره جرح و تعدیلات که عامه عامه درباره راویان  انجام داده اند و در آنجا اثبات کرده ام این جرج و تعدیلات تعصبی می باشد و علمی نبوده است در آنجا کلماتی  از الغدیر آورده ام  که نشان می دهد الحمد الله با الغدیر مانوس بوده ام

توصیه های علامه امینی چه بود  ؟

 ایشان در ضمن تالیفاتش کتاب مختصری دارد به نام ادب الزائر در این کتاب درباره آداب زیارت مطالبی دارد که کمتر کسی به این نکته اشاره نموده است البته مرحوم شیخ عباس قمی و مرحوم شیخ محمد  طه نجف نیز به این نکته اشاره دارند و آن اینکه در حرم اهل بیت زائر صدایش را بلند نکند حتی برای خواندن زیارت و دوم اینکه شیعه دو منبع منحصر به فرد دارد و آن دعا و زیارت است و حقیقت  دعا و زیارت آنی نیست که ما انجام می دهیم بلکه زیارت معمول ما رقیقه آن حقیقت است و دعا و زیارت هر دو دانشگاه تربیت اسلامی می باشند  امام سجاد علیه السلام در دعای 42 صحیفه که در هنگام ختم قرآن می خواندند می فرمایند : اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مُجْمَلًا، وَ أَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجَائِبِهِ مُکَمَّلًا، وَ وَرَّثْتَنَا عِلْمَهُ مُفَسَّراً، وَ فَضَّلْتَنَا عَلَى مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ، وَ قَوَّیْتَنَا عَلَیْهِ لِتَرْفَعَنَا فَوْقَ مَنْ لَمْ یُطِقْ حَمْلَهُ. [6]

خدایا این قرآن را مجمل و سربسته فرستادی و نکات برجسته و عجائب آن را به پیامبر الهام کرده ای و تفسیر آن را به ما اهل بیت آموخته ای ما برای شاهد این جمله امام سجاد علیه السلام از نماز شاهد می آوریم یکی ا رکان دین نمار است  در نماز می خوانیم « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ  * صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ » [7] هدایت می خواهیم اما معنای آن را نمی دانیم نمی دانیم کدام فرقه اهل نعمت است و کدام مورد غضب ولی در زیارت جامعه این معنا روشن می شود در زیارت جامعه می خوانیم « َ هُدِیَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ » [8] این عبارت " اهدنا "  را روشن می کند و هدایتی که در نماز می خوانیم مختص به اهل بیت است  یا اگر بپرسید صراط مستقیم کجاست ؟  باز در زیارت جامعه آمده است « أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم »  علامه امینی می فرمودند : زیارات و دعا این دو معنا تنها در مکتب تشیع هست و جای دیگر  این حقایق را  سراغ  نداریم جامعه کبیرة را باید بخوانیم اما به این عنوان بخوانیم  یکی از علما موجود آیت الله سید سعید حکیم  کتابی درباره واقعه عاشورا دارد و در آنجا می فرماید : « ترکیزها فی نفوس الشیعه »  هدف از معارفی که در زیارت نامه ها آمده است این است  در روح و روان شیعه رسوخ داشته باشد چون اینها معانی می باشند که شارح قرآن هستند طبق فرمایش امام سجاد تفسیر و تبیین قرآن در ربارت نامه ها بیان شده اند و علامه امینی بر این معنا اصرار دارد و می فرماید : زیارت معارف است  ، زیارت توحید است  ،  زیارات نبوت ایست  ، زیارت امامت است ،  زیارت  معارف دین و اخلاق اسلامی است و ای کاش این فرمایشات علامه امینی اجرا بشود و زوار اهل بیت علیهم السلام بهره بیشتری ببرند

همچنین علامه امینی سفارش می کنند ، زائر در تشرف به حرم ها باید مجسمه خضوع باشد کما اینکه علامه خود مجسمه این ادب و خضوع بود و زائر اگر با صدای بلند زیارت بخواند ممکن است خدای نکرده موجب بطلان عملش گردد و استناد به آیه  « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ »[9] می کند   ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مکنید، و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‏گویید با او به صداى بلند سخن مگویید، مبادا بى‏آنکه بدانید کرده‏هایتان تباه شود.این آیه در باره پیامبر است اما بر طبق آیه مباهله ( آل عمران آبه  61) که امیر المومنین نفس پیامبر معرفی می شود این آیه شامل حال ائمه نیز میشود چرا که ایشان نفس رسول الله هستند و از این نوشته ها بر می آید که مسلمانان باید به این مطالبی که در الغدیر و عبقات و امثال اینها بیان شده است ارزش بیشتری قائل شوند و به مسائل اعتقادی بیشتر بپردارند

آیت الله نجمی که به تازگی مرحوم شدند زمانی که تازه مشغول به تالیف کتاب سیری در صحیحین شده بود و علامه امینی کار ایشان را ملاحظه کرده بودند فرموده بودند : این راه را ادامه بدهید و این از همه رشته ها ارزنده تر و مفید تر است

مطالبی بین شما علامه رد بدل شد ؟

من از جلسات چیزی حضور ذهن ندارم اما الحمد الله به کل الغدیر مسلط هستم

نحوه زندگی ایشان ؟

از آقا زاده ایشان سئوال کنید بیشتر اطلاع دارد

از آثار علامه امینی بگویید  ؟

ایشان تالیفات مختلفی دارند از جمله ثمرات الاسفار 4 ج ؛ شهدا الفضیله ؛ ادب الزائر ، سیرتنا و سنتنا و.. اما کتاب سیرتنا و سنتنا باید تبلیغ شود این کتاب شامل مباحثی بوده که در سفر ایشان به حلب مطرح شده است در آنجا علمای اهل سنت گفتند : ما هم امام حسین را دوست داریم اما این اقامه عزای امام حسین موجب اختلاف می شود و علامه امینی می فرمایند : سیرتنا و سنتنا روش و رفتار ما عین رفتار رسول الله است و از تولد حضرت تا روزی که پیامبر اسلام در حال حیات بودند هر سال در منزل یکی از همسزانشان مجلس عزا به پا می کرده است و در مولودی امام حسین ظلم هایی که بر امام حسین  وارد می شود را بیان می کردند و ما از سنت  رسول الله تخطی نکردیم و ایشان احاطه کاملی به منابع اهل سنت داشتند و ایشان در سخنرانی هایشان می فرمودند : حدود 300 روایت در کیفیت صلوات است و همه مشتمل بر آل می باشد « اللهم صل علی محمد و علی آل محمد »  اما سیره با حذف آل است و ایشان در آنجا به این سیصد روایت فقط اشاره می کند اما در ج 9 احقاق الحق این سیصد روایت آمده است  ؛ یکی از نکاتی که در الغدیر تاکید دارنداین است که این  مسائلی که در الغدیر آورده ام  از کل فرق اسلامی است و همه از کتب اهل سنت است حنفی و شافعی و .. اینها مطالب اسلامی است و مربوط به یک مذهب خاص نیست

معاشرتهای ایشان با چه کسانی بود ؟

 ایشان تلاش می کردند خود را با فرمایشات اهل بیت نزدیک بکنند و در تلاش احیای  مکتب اهل بیت بودند و با آن درجه علمی اشان برای اینکه فلان کتاب را از فلان کس امانت بگیرند به خانه افرادی می رفتند که در مراتب علمی از ایشان پایین تر بودند و  چه بسا اگر متوجه می شدند در نزد شخص دکان دار محله کتابی درباره اهل بیت موجود است به ملاقات او می رفتند و آن کتاب را رویت می کردند مرحوم امینی به کربلا و بغداد و ..  می رفتند و خواهش می کردند کتابخانه های شخصی افراد را ببینند

آیا الغدیر به خوبی شناسانده شده است ؟

 این اثر با این همه اهمیت و  ارزندگی ناشناخته مانده است اهل قلم و نوشتار و کسانی که رسانه ها در دست ایشان است باید در احیا و ترویج آن تلاش کنند ؛ میرزای بزرگ شیرازی درباره عبقات الانوار  فرموده است : بر هر مسلمان لازم است به هر کیفیتی می تواند در ترویج این کتاب و تطبیق عقاید خود با این کتاب  تلاش وافر داشته باشد اگر ایشان کتاب الغدیر را ملاحظه می کرد قطعا همین سفارش را درباره الغدیر می فرمودند ، الغدیر عبقات زنده است و در زمان مرحوم میر حامد حسین  آدرس دهی  مرسوم نبود مثلا می گوید : بخاری این مطلب را گفته است  مرحوم امینی با آدرس مطالب خود را بیان نموده است و آن مطالب و مطالبی را که حتی  در عبقات نیامده است آورده است ج 1 و مقداری از ج 2 با عبقات مشترک است  اما مطالب ج 3 تا آخر  مجلدات الغدیر منحصر به الغدیر است و در عبقات نیامده است و این امتیاز الغدیر است

وظیفه حوزه و مسئولین حوزوی و دانشگاهی در ترویج این اثر چیست ؟؟

 الغدیر پالایش تاریخ است و جعلیات را بر ملا می کند و تهمت هایی که به اهل بیت و شیعیان ایشان زده شده است را  می زداید بنابراین هر شخصی به وسع و توان خود در احیای این کتاب مسئولیت دارد در پایان جمله ای از شهید مطهری در باب عظمت کتاب الغدیر نقل می کنم مرحوم شهید مطهری در یادنامه علامه امینی فرموده اند و این کلمه مهم است: الغدیر یوحد الصفوف الاسلامی الغدیر باعث وحدت اسلامی است

با تشکر

 



[1] - الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم‏ ؛ نویسنده: جمال الدین یوسف بن حاتم شامى‏ ؛وفات: قرن هفتم‏ ؛تعداد جلد واقعى: 1 ؛زبان: عربى‏ ؛ موضوع: چهارده معصوم علیهم السلام‏ ؛ ناشر: جامعه مدرسین‏ ؛ مکان نشر: قم‏ ؛ سال چاپ: 1420 ق‏ ، ص 235

 کان آخر قوله صلّى اللّه علیه و آله فی غدیر خم [عند] مرجعه من حجّة الوداع و قد نزل جبرئیل علیه السّلام علیه صلّى اللّه علیه و آله بهذه «الآیة یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏  » و « أوحى اللّه إلیه: وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ‏ »  بعد أن قال له:« وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏ » فلمّا أخبره ربّه أنّه قد عصمه من الناس قام خطیبا فیهم، و أخذ بید أمیر المؤمنین علیه السّلام، و قال بعد کلام له فی خطبته: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه، اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه» ، فاستأذنه حسّان بن ثابت فی ذلک المقام، فأذن له فقال:

ینادیهم یوم الغدیر نبیّهم             بخمّ فاسمع للنبیّ منادیا

یقول فمن مولاکم و ولیّکم             فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا

إلهک مولانا و أنت ولیّنا             و لن تجدنّ منّا لک الیوم عاصیا

فقال له قم یا علیّ فإنّنی             رضیتک من بعدی إماما و هادیا

[2] - سوره بقره آیه 2

[3] - سوره فصلت آیه 42

[4] - بحارالأنوار ج : 30 ص : 353   ؛ اسناد این حدیث در منابع اهل سند در  الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 256 بیان شده است

[5] - سوره نجم آیه 3

[6] - دعای 42 صحیفه سجادیه (وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ عِنْدَ خَتْمِ الْقُرْآنِ)

[7] - سوره مبارکه حمد آیات 6و 7

[8] - من‏لایحضره‏الفقیه  ج   2  ص    613

[9] - سوره حجرات آیه 2


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٤ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد