یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بی هوی و هوس


سید علی طباطبایی :

عده ای قبل از ارائه مطلب علمی می خواهندخود را ارائه دهند و آیت الله انصاری شیرازی اینگونه نبودند و جلسات ایشان برای ما درس اخلاق بود ؛ ما به سفارش آیت الله جوادی  آملی و اصرار ایشان به درس های آقای انصاری مشرف شدیم صرف حشر و نشر باایشان درس اخلاق بود


در مشهد خدمت ایشان رسیدم و گفتم التماس دعا ! ایشان چنان گریه کرد که من پشیمان شدم فرمودند : من که هستم که به من می گویید التماس دعا این یعنی خالی از هوی و هوس بودن ، حتی راه رفتن ایشان برای انسان درس اخلاق است نتیجه درس و  بحث ایشان این است که انسان نباید برای خود حساب و کتابی جدا باز کند دیدیم افرادی که کمی اصطلاحات آموختنئد و تفرعن وجودشان را گرفت  و از خود بتی ساختند و  شئوناتی برای خود قائل شدند اما آیت الله انصاری شیرازی اینگونه نبودند ایشان طائفه و  سلسله ای بودند  که به قول مولوی :

رگ رگست این آب شیرین و آب شور****در خلایق می‌رود تا نفخ صور

وقتی خدمت آیت الله انصاری می رسند و درباره علامه حسن زاده آملی سئوال می کنند ایشان می فرمایند: فهم و تدریس فصوص الحکم محیی الدین کار قلندرهاست و آیت الله حسن زاده آملی باید درس بگویید بااینکه خود ایشان مدرس فصوص و دروس عقلانی بودند و این حکایت همان کلام مولوی است که فرمود:

جان گرگان و سگان هر یک جداست ****متحد جانهای شیران خداست

زمانی من از نماز آیت الله جوادی آملی بیرون آمدم و با واقعه ای مواجه شدم که تنم لرزید ظاهرا  آقای انصاری شیرازی با آیت الله جوادی کاری داشتند و محافظ های ایشان نابخردانه جلوی ایشان را گرفته بودند و چه بود ، من با خود گفتم اگر آیت الله جوادی آملی این صحنه را ببیند سکته می کند این خالی از هوی بودن است و این برای ما درس اخلاق بود .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد