یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

21 اسفند مصادف است با رحلت علامه بزرگ صاحب الغدیر عبدالحسین امینی نجفی رحمت الله علیه می باشد در بین دوستان صمیمی علامه امینی مرحوم حاج حسین شاکری سالها در ملازمت علامه بوده اند و حاصل این مصاحبت تاثیر شگرف علامه امینی بر ایشان بود او که تاجری خوش نام و پاک طینت بود در سایه مصاحبت با عالمانی چون علامه امینی و آیت الله حکیم خود در زمره مولفین کتاب های ارزشمندی قرار گرفت که یکی از این آثار کتاب 25 سال در محضر علامه امینی می باشد ؛ مرحوم حاج حسین شاکری تبریزی الاصل می باشند و حاصل عمر شریف ایشان موقوفات و بیش از 90 جلد کتاب تاریخی و اعتقادی می باشد  ایشان قبل از چهار سال پیش در قم به رحمت خدا رفتند و پس از رحلت به عراق منتقل شدند به مناسبت ایام رحلت علامه امینی  گفتگویی شیرین با جناب آقای عارف شاکری فرزند مرحوم حاج حسین شاکری  ترتیب داده شد و در این جلسه صمیمی برخی از خاطرات درباره علامه امینی و پدر ایشان بازگویی شد.


ضمن تشکر از حضرت عالی که وقتی را در اختیار ما قرار دادید در ابتدا معرفی کوتاهی از حود داشته باشید؟         

من عارف پسر حاج حسین پسر حاج محمد شاکری هستم ، جد من حاج محمد حکّاک شاکری اصالتا اهل تبریز بودند و به پیشه حکاکی بروی سنگ ها اشتغال داشتند و علاوه بر حکاکی کارهای هنری نیز  انجام می دادند  بگونه ای که یکی از آثار ایشان حک کردن سوره اخلاص  بروی گندم بوده است و  هنوز در موزه علی بن ابیطالب نجف اشرف این اثر نگهداری می شود ، ایشان انسان بسیار زاهد و مورد اعتماد و ثقه نزد مراجع وقت بوده اند و علاقه ما به خاندان علامه امینی از پدر بزرگم نشات می گیرد، بعد از وفات پدر بزرگم ، پدرم مانند شاگردی در محضر علامه امینی بودند .

پدرم محل توجه و عنایت سه تن از علمای بزرگ نجف یعنی علامه امینی و شیخ محمد رضا مظفر و آیت الله حکیم بودند . و او تحت نظر این سه استاد بزرگ تربیت شد ، ایشان مقدمات علوم حوزوی را نجف خواندند و سپس در داشنگاه بغداد به درس حقوق مشغول شدند اما به دلیل حوادث سیاسی آن ایام عراق مجبور به ترک تحصیل شدند .

و دو برادر بزرگ ایشان هم کارخانه تولید کفش تاسیس کردند  که  این شرکت،  دومین شرکت کفش در عراق شد ، ایشان در کنار تجارت و داد ستد در بازار به لطف خدا  کارهای خیر فراوانی انجام می دادند و مانند پدر مرحوم شان مورد وثوق علماء و مراجع وقت بودند و کارهای بزرگی هم انجام دادند .

اگر امکان دارد به برخی از کارهای خیر ایشان اشاره ای داشته باشید؟

برخی از کارهای ایشان تاسیس دانشگاه بزرگی در فقه است که  با آیت الله سید محمد حسین حکیم و دکتر محمد مکیه اولین دانشگاه کوفه را بنا نهادند و در کنار آن هم مسجدی تاسیس کردند به نام مسجد شاکری ، پدرم در تاسیس مساجد عشق وافری داشت و مساجد متعددی تاسیس نمودند ، از دیگر کارهای ایشان اهداء درب طلای حرم امام حسین علیه السلام در باب القبله می باشد که هنوز هم در حرم حسینی موجود است .

در بین سالهای  1982 تا 1992 از آنجایی که پدرم در خط دین و مذهب حرکت می کردند بعثی ها  ایشان را مورد اذیت خود قرار می دادند و ناچار ایشان از  عراق فراری شدند و من و برادرم نیز زندانی شدیم .و کل املاک ما هم مصادره شد و برای من حکم اعدام صادر شد و بعد از آن به حبس ابد تخفیف یافت و ده سال در زندان صدام بودم و بعدها توسط سازمان بین الملل از زندان صدام آزاد شدم .پدرم بعد از فرار به کویت رفتند و از آنجا به ایران آمدند و در ایران به کارهای خیر و ادامه تحصیل  می پرادزند و در کنار کارهای خود شروع به تالیف کتاب هایی می کنند و به توفیق خدا موفق به تالیف 90 عنوان کتاب می شوند.

 ایشان در این ایام در کجای ایران ساکن بودند؟

ایشان در قم بیست متری دکتر جهان بینی زندگی می کردند و  مرقد ایشان  هم در نجف اشرف در مسجدی است که  خودشان بنا نموده بودند و چهل سال قبل  مرقد خویش را در ان مسجد آماده نموده بودند.

رحلت ایشان کی واقع شد؟آیا شما از کارهی خیر ایشان مطلع بودید؟

در  5 ربیع الاول چهار سال پیش بود که ایشان به رحمت خدا رفتند؛ ایشان از کارهای خوب خود نمی گفت پس از رحلت ایشان بسیاری از کارهای خیر ایشان توسط دیگران برای ما بیان شد ، بزرگترین مسجد بغداد که بر اثر فوت بانی آن نیمه کاره مانده بود توسط مرحوم پدرم و به اشارت آیت الله خویی ساخته شد و ایشان گفته بود این مسجد را کسی نمی تواند بسازد جز آقای شاکری .در کنار این مسجد دو مسجد قدیمی بود که آن دو را هم ایشان بازسازی کردند و ساختند .مسجد طریحی در نجف از آثار خیر ایشان است ، تعمیر مسجد براثا و ساخت مناره حرم موسی بن جعفر نیز از دیگر  آثار خیر پدرم بوده است و .... بعد از وفات علامه امینی ایشان رئیس و تولیت کتابخانه امیر المومنین علامه امینی را بعهده گرفتند و زمانی که به قم آمدند به امر آیت الله مرعشی نجفی از متولیان این کتابخانه بودند .

آیا آثار تالیفی پدر منتشر می شوند؟

بله این آثار منتشر می شوند اما من آثار پدرم را نمی فروشم بلکه  به تمام کتابخانه های دنیا اهدا می کنم ، از انجایی که ایشان 25 سال با علامه زندگی کردند کتابی به عنوان 25 سال با علامه امینی نوشتند که کتاب بسیار ارزشمندی است.

آیا خود شما نیز به محضر علامه امینی رسیده اید و ایشان را زیارت کرده اید؟ اگر خاطره ای از آن ایام به خاطر دارید برای ما نقل کنید؟

من به زیارت دو مرقد که می روم  بسیار متاثر می شوم یکی مرقد علامه امینی و دیگر مرقد  شیخ احمد وائلی خطیب ، خودم علامه امینی را زیارت کرده ام ، در کتابخانه امیر المومنین نجف اتاق کوچکی بود به نام اتاق مخطوطات ، من کودک بودم و همراه با پدرم به آنجا رفته بودم، پدرم از علامه امینی بسیار تجلیل می کردند؛ علامه امینی انسان عاقل و زاهدی بودند و رفتار ایشان مانند رفتار انبیاء علیهم السلام بود.

به حرم نرسیده امیر المومنین حاجت امینی را روا کرد؟!

یکی از خاطراتی که در باره علامه امینی می خواهم نقل کنم این است که  علامه امینی روزی  در کوچه سوق الحویش در نجف عبور می کردند ؛ سیدی که به پیشه قصابی اشتغال داشت به علامه گفت با شما کاری دارم وقتی که ایشان به منزل رسیدند بیاد آورد که سید با او کار دارد و برگشتند به نزد قصاب ؛ سید به علامه عرض کرد و گفت من بسیار تنگدستم و چهار دختر علویه دارم که لباس ندارند حتی برای نماز یک چادر دارند، علامه بسیار ناراحت شدند و دست سید را گرفت به سمت حرم امیر المومنین حرکت کردند و در راه رسیدن به حرم بودند  که شخصی به علامه امینی پولی داد و گفت یکی از شیوخ عراق 100 دینار برای شما فرستاده است و 100 دینار در آن ایام مبلغ زیادی بود ایشان آن صد دیار را به سید داد و هنوز به حرم امیر المومنین نرسیده بودند حاجت ایشان روا شد ایشان یک چنین مرد بزرگی بودند .

آیا علامه امینی با مرحوم سید علی قاضی نیز ارتباط داشتند ؟ آیا خاطره ای هم از این ارتباط به یاد دارید؟

بله ؛ علامه امینی با مرحوم قاضی ارتباط داشتند علامه امینی می گوید : در شب 4 شنبه ای  در  راه مسجد سهله و کوفه دیدم مار بزرگی در بین راه است و من در کنار سید علی قاضی آن مطلب را دیدم و ترسیدم ، مرحوم  قاضی متوجه مار شدند و گفتند " مت باذن الله " به اذن خدا  بمیر ؛ علامه می گوید : دیدم که  مار منجمد شد و این از کرامات سید علی قاضی است من اعمال مسجد را زودتر از سید علی  قاضی به اتمام رساندم و مخفیانه به محلی که مار خشک شده بود رفتم و بعد از آن سید علی گفت : عجب بعض مردم این امور را باور نمی کنند !

وقتی که علامه امینی رحلت کرد حضرت عالی چند سال داشتید؟

وقتی علامه امینی وفات کرد من 8 سال داشتم .

 خاطره دیگر :

 وقتی علامه امینی به تالیف الغدیر شروع کرد نگارش و تهیه مصادر کتاب نیاز به مسافرت داشت ، در دمشق کتابخانه ای به نام کتابخانه ظاهریه وجود داشت که  امینی شنیده بود در انجا مصادر با ارزشی از اهل سنت وجود دارد پدرم می گوید: به کتابخانه ظاهریه رفتم و دیدم  علامه امینی بسیار خسته است و وقتی مرا دیدند گریه کردند و گفتند من از خدا می خواستم کسی را برای کمک به بفرستد که شما آمدید . ایشان  در عرض 10 روز بیش از 1500 برگه با خط خود نوشته بود آن زمان استنساخ مانند الان نبود و مشکل بود و از کتاب ها فیلم می گرفتند ، علامه بسیار خسته شده بود پدرم به علامه گفته بود : من همه مخارج فیلم های این مخطوطات اهل سنت را تهیه می کنم و آن زمان ایشان خواست دستگاهی برای تهیه فیلم از کتاب ها را خریداری کند اما  اداره اوقاف عراق به خطر مسائل شیعی به پدرم این اجازه را نداد . در وصیت نامه کتابخانه امینی نباید هیچ کتابی از کتابخانه خارج شود .پدرم تولیت کتابخانه را نیز به عهده داشتند .

به نظر شما  کار بزرگ علامه امینی چه چیزی بود؟

علامه امینی در حالتی به عراق آمد که غریب بود ، عربی خوب حرف نمی زند و ایشان دو کار بسیار بزرگ انجام داد اول) کتابخانه عظیمی درست کرد و  نسخه های خطی ارزشمندی را در آن کتابخانه جمع آوری کردند  ؛ قریب به 5 هزار مخطوط از قرن دوم و سوم هجری در این کتابخانه موجود می باشد دوم)  کتاب الغدیر را نوشت و کسی مثل الغدیر ننوشت ، و بر اساس مصادر و مسانید اهل سنت ثابت کرد که غدیر بوده هست .

از خاطراتی که پدر درباره علامه امینی برای شما نقل می کردند بگویید؟

"الغدیر غدیره "

پدرم از قول یکی از علماء خوزستان نقل می کردند که :در عالم رویا دیدم که صحرای قیامت است و هر کس به نفس خویش مشغول است و همگی تشنه بودند و در این بین دیدم که عده ای از مردم برای رسیدن به آب زلال و گواریی سبقت می گیرند و مرد نورانی و جلیل القدر بر این حوض آب اشراف دارد و به بعضی اجازه نوشیدن از این آب می دهد و به بعضی اجازه نمی دهد متوجه شدم که ایشان امیر المومنین هستند پس پیش رفتم و سلام عرض کردم و اجازه خواستم که از این آب بنوشم ، حضرت اجازه دادند و قدحی از این آب گوارا نوشیدم  در این بین دیدم که علامه امینی تشریف می آورند پس امام به استقبال او رفتند و از جایگاه خود به پایین آمدند و با دست خود لیوان پر از آبی به علامه امینی نوشاندند ، من در دل خود نسبت به علامه حسادت کردم و از این رفتار علوی متعجب شدم و عرض کردم یا امیر المومنین من هم مانند امینی عمری در تعظیم و ترویج شعائر مذهب زحمت کشیده ام و در نشر معارف شما کوشا بوده ام اما چرا اینگونه بین ما تفاوت می گذارید ؟ حضرت فرمودند : " الغدیر غدیره".

زیارت صورت فاطمه زهراء در عالم رویا

خود علامه امینی برای پدرم نقل کردند که  در عالم خواب دیدم که در حرم امیر المومنین هستم و پیامبر و امیر المومنین و حسن و حسین علیهم السلام در آنجا هستند و  خانومی هم  آنجاست که چادر بر سر دارد و به من اشاره کردند  و پشت جایگاه رفتم ، وقتی به آنجا رسیدم روی برگرداند و نقاب برداشت و چهره ایشان را دیدم و از خواب بیدار شدم .

آیا هزینه نشر الغدیر توسط پدر شما پرداخته شد ؟

 من این را نمی گویم ، به نظر من تجار شیعه این کار را کردند  و این مطلب مطلب  مهمی است مهم نیست که  پدرم یا شخص دیگری اینکار را کرده باشد بلکه فرهنگ تجار شیعه برای من مهم است و این فرهنگ الان روز به روز کم رنگ تر  می شود ، من چندین جلسه با  تجار بزرگ برگزار کرده ام تا تحمل این مسئولیت را داشته باشند ؛ ارتباط بین بازار و حوزه رابطه ای است محکم و سابقه دار و وظیفه تجار بزرگ و بازار است که در نشر معارف دین نقش خوبش را ایفاء کنند منتهی در سالهای اخیر این رابطه کم رنگ شده است و من در پی احیاء این سنت نیک فراموش شده هستم .

بازاریان و ثروتمندان خیر نباید تنها به دنبال کمک به فقرا باشند بلکه مهم تر از آن حفظ دین است،  به عنوان مثال الان پول فراوانی برای ساخت ضریح امام حسین علیه السلام خرج شده است به نظر من رفع نیاز فرهنگی جامعه و نشر فرهنگ تشیع مهمتر از این خرج هاست ،  الان در چندین کشور و روستاها شیعیان از مذهب و دین شان بی اطلاع هستند ،  چقدر شیعه در اروپا و افریقا هستند که نیاز به اطلاعات اولیه دینی خود دارند و از این جهت در فقر فرهنگی می باشند،  من بعد از 4 ماه اقامت در آفریقا و بورکینافاسو برگشته ام ایشان در حدود  14 میلیون نفر جمعیت دارند که 70 در صد مسلمان و 4 درصد شیعه شده اند و تشیع ایشان هم به برکت توجه امام خمینی و مفاخر ایران بوده است . مردم قدر امام را نمی دانند ، چندین طلبه به بورکینافاسو "Burkina Faso " آمدند و مردم آنجا فهمیدند تشیع یعنی چه و الان میل به تشیع در آنجا زیاد شده است منتهی انتشار معارف شیعه نیازمند هزینه هست و بازار باید این هزینه را تحمل کند. پدرم قبل از فوت در این کشور  زمینی خریدند برای ساختن مسجد و به انجام نرسید انشا الله می خواهم این مسجد را به اتمام برسانم  و الحمدلله ساختمان مسجد در حال اتمام است باید به فکر تشیع بود  و این فرهنگ مهم است ، الان من هیچ سریال ایرانی نگاه نمی کنم و واقعا جای گله از صدا و سیماست و بابد از ایشان سئوال کرد چند سریال ساخته است که به مردم فرهنگ شیعه را بیاموزد ؟ مشکل من فرهنگ است و مردم فقط دنبال اقتصاد رفتند و الان باید فرهنگ پشتیبان این مکتب باشد این کشور عظیم میلیون ها شهید داد برای دینش و باید این فرهنگ را به مردم برسانم .من الان شاهد جنگ جهانی علیه دینم هستم و نمی توانم بی تفاوت بمانم .

از بقیه مجلدات الغدیر چه خبر آیا منتشر می شوند؟

در خاطرات پدرم ج 12 و 13 و 14 الغدیر منتشر نشده و مطالبی در این مجلدات هست که انتشار آن صلاح نیست ؛شیخ محمد رضا اقرار کردند این سه جلد هست و در عراق در مکانی مخفیانه گذاشته اند و الان صلاح نیست چاپ شود به جهت حفظ اسلام .

آیا برای آثار موجود و مخطوطات کتابخانه علامه امینی در زمینه  انتشار و تصحیح و تحقیق کاری صورت گرفته است؟

شیخ احمد امینی در حدود چهار ماه در  آنجا بودند و کارهای خوبی انجام شده است ، از معجرات الهی کتابخانه از زمان صدام تا الان سالم مانده است و حتی بعد از صدام و در جنگ های داخلی اخطار دادند که کتابخانه را منهدم می کنند  و بعد خودشان متوقف کردند ، کتاب های مخطوطات همه سالم مانده اند و البته نیاز است به تاسیس بخش تخصصی نگهداری کتاب،  الان  به دنبال تاسیس این بخش هستیم ، در مرحله دوم می خواهیم کتابخانه را در فضای مجازی و اینترنتی در معرض دید همگان قرار دهیم قبلا مردم به کتابخانه ها می آمدند،  اما الان می خواهیم این کتابخانه را به جهانیان برسانیم ، و در حال حاضر چند دفتر در حال تشکیل است ، یکی در قم  به کمک سید علی قاضی و  حسین  امینی پسر شیخ احمد  و سید موسوی و شاید تا چند ماه دیگر این سایت جهانی افتتاح شود، یک دفتر در تهران و یک دفتر هم در انگلستان  و گزارش ها در سایت بروز رسانی می گردد ،  زمانی مسئول مخطوطات جهانی یونسکو به کتابخانه امیر المومنین نجف  آمدند و زمانی که این مخطوطات را دیدند  بهتشان زد و گفت : من 15 سال است مسئول مخطوطات خاور میانه ام و در این مدت مثل این گنج ندیده ام ،  اما در معرض خطر است و هزینه ترمیم و نگهداری این کتابها بسیار زیاد است و انشا الله من در عرض دو ماه مرکز تخصصی نگهداری و ترمیم کتابخانه را  تاسیس خواهم کرد.

علامه این کتابها را چگونه جمع آوری کردند؟

آیت الله مرعشی با نماز و روزه استیجاری کتاب های کتابخانه خود را جمع آوری کرد و علامه به توفیق خدا جمع آوری کرد ؛ بیشتر این کتابها را از ایران جمع کردند ، یکی از مخطوطات قرآنی است به دست خط امیر المومنین است و البته صحت این انتساب جای تحقیق دارد .

 کدام خصوصیت علامه برای پدرتان جذابیت بیشتری داشت؟

از هر جهت  ایشان خصوصیات برجسته اخلاقی داشتند، ایشان برای پیشبرد تشیع بسیار دلسوز بودند و در راه حق از احدی نمی هراسید  مرحوم پدرم بسیار متاثر از علامه امینی بودند  کما اینکه من هم بسیار از آیت الله سید محمد سعید حکیم متاثرم و هشت سال با ایشان در زندان بعث بوده ام.

آیا خاطرات خود از پدر و آیت الله حکیم را مکتوب کرده اید؟

بله این خاطرات را مکتوب کرده ام ، این خاطرات در شش مجلد آماده شده است.

از آخرین روزهای حیات طیبه علامه امینی در نگاه خاطرات پدرتان بگویید؟

علامه امینی است در ایام اخر عمرشان مریض شده بودند و برای مداوا  ایشان را به  تهران آورده بودند آیت الله امینی می خواست به نجف برگردد و بستگان مخالفت می کردند ، پدرم مانند فرزندی برای علامه امینی و آقای حکیم  بود کسی به او اجازه برگشت به نجف نمی دهد و علامه اصرار داشت به نجف برگردند و اختلاف ظاهر شد ، علامه امینی گفتند: من هر چه حاج حسین شاکری بگوید قبول می کنم شیخ محمد رضا فرزند ایشان با پدرم تماس می گیرند و پدرم می گوید : من فردا به تهران می آیم وقتی یکدیگر را دیدند هر دو گریه فراوانی کردند  و پدرم سه  روز در تهران نزد علامه باقی ماندند و در آن سه روز من دیدم شیخ محمد رضا برای امینی ج 12 و 13 الغدیر را می خواند و حالشان خیلی خوب شد و دکتر ها تعجب کرده بودند که حاج حسین چه کرد که امینی خوب شد؟!  و پدرم به علامه گفتند: شما در ابنجا راحت هستید و فامیل شما هم اینجا هستند ، در نجف چه کسی مراعات و مواظب شما را می کند و امکاناتی در نجف ندارید و من صلاح نمی دانم به نجف بیایید و در تهران بمانید ، شیخ امینی در  تهران ماند و فوت کرد و  بعد از رحلت به نجف متتقل کردند .

در ایام وفات علامه  امینی پدرم در زندان بعثی ها بودند و نتوانست برای  تشییع بیاید،  آقای امینی چهل روز بعد از آیت الله سید محسن حکیم از دنیا رفت ، به محض رحلت آیت الله حکیم بعثی ها پدرم را بازداشت می کنند چون ایشان  از یاران امام حکیم بود و وقتی ایشان وفات کرد  روز بعد او را می گیرند .و سه ماه در زندان بودند . آنقدر امینی به حکیم علاقه و محبت داشتند و این علاقه دو طرفه بود  که قابل حد و حصر نیست و زمانی که به  علامه خبر دادند که آقای حکیم رحلت کرد آنقدر گریه کردند که باور کردنی نبود .

 ارتباط علامه با امام خمینی چگونه بود؟

علامه رفتار و فکرشان در مسئله ولایت فقیه و حکومت  دینی با امام متفاوت بود و نظر دیگری داشتند برای توضیح بحث باید بدانیم که ما  دو  نوع مرجعیت دارم برخی حسنی هستند و برخی حسینی اند،  امثال امام خمینی و  شهید باقر صدر رفتار حسینی دارند ، هدف بعض مراجع حفظ حوزه و تشیع است و لذا رفتار حسنی را پیشرو قرار دادند؛  دشمنان می خواهند بین مراجع اختلاف بیاندارند و مثلا بگویند :آیت الله  خویی با امام مخالف بود و آیت الله خویی از امام راضی نیستند و از اینگونه سخنان  و حال آنکه اینگونه نیست ،   رفتار امام خویی حسنی است و رفتار امام  خمینی حسینی و من نیار به هر دو فرهنگ دارم و این دو فرهنگ مکمل هم هستند ، رفتار علامه امینی و اکثر علماء  در آن زمان  حسنی بود آنها می خواستند در سایه این حرکت حسنی  تشیع بماند ، چرا  امام حسن صلح کرد ؟ چون شیعیان در عصر ایشان بیشتر از 500 نفر نبودند  و اگر جنگ با معاویه اتفاق می افتاد  کسی نمی ماند ، لذا نجنگید نگهداری دین مهمترین امور است ؛ لذا رفتار امینی صوری نبود بلکه می خواست عقاید مردم و ساختار اعتقادی مردم را درست کند ؛ بیشتر مراجع ما همه یک دست بودند و هر یک در این گلستان زیبا رائحه خاص خودش را دارد  و نباید تفرقه ایجاد کرد و الان در نجف چهار مرجع بزرگ دینی آیات عظام سیستانی ، حکیم ، بشیر نجفی ، فیاض هر یک گلی است .و برکاتی دارند .خانواده حکیم رفتار حسنی دارند امام علاقه صمیمانه ای نسبت به امام خمینی داشتند که باور نکردنی نست ایشان مسائلی از کمالات امام نقل می کردند که باور نکردنی نیست .

 کتاب مرحوم پدرتان با عنوان ربع قرن با علامه امینی بعد از رحلت علامه نوشته شد؟

 بله ؛13 سال  بعد از وفات  علامه نوشته شد

در حال حاضر آیا تمامی تالیفات پدر محفوظ است ؟

 بله الان  می خواهم در کنار مسجد شاکری؛  کتابخانه ایشان را هم تجدید بنا کنم  ؛و مجموعه آثار ایشان را به  مرکز تحقیقات کامپیوتری نور هم داده ام که به صورت نرم افزاری کار کنند . من کتابهای پدر را چاپ به سراسر جهان هدیه می فرستم .

 کتاب های پدر بیشتر در چه موضوعاتی می باشند؟

 ناریخی و عقاید تشیع .

از تحصیلات خودتان بگویید ؟

 در سال 1979 میلادی در آمریکا در رشته مهندسی آب و فاضلاب مشغول تحصیل شدم در آن ایام تازه آقای علی اکبر ولایتی از همین دانشگاه فارغ التحصیل شده بودند و بعد بخاطر جنگ داخلی در لبنان به انگلستان رفتم و در منچستر به ادامه تحصیل پرداختم در سال 1981 که اوضاع  عراق را دیدم دانستم که جهاد برای من مهمتر از درس است و درس را رها کردم و به عراق رفتم و در عراق به اسارت در آمدم  ؛ از زندان که آزاد شدم مطالعات  زبادی دارم و در درس های حوزه هم به عنوان مستمع آزاد شرکت می کردم البته  پدرم آرزو داشت که یکی از فرزندانش طلبه شود .

با تشکر

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ ] [ ۸:٤٧ ‎ق.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه