یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل نامه زیارت :حقیقت زیارت چیست؟

«وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ ، غافر 60»؛ آنچه در زمینه برنامه مناجات و دعا و توجه به پرودگار متعال مهم است حضور قلب و توجه به حق متعال است و اگر به انبیا و اولیا عظام خصوصا خاتم المرسلین و خاندان پاک و منزه و معصوم او توجه می شود در طول و در عداد رسیدن به حق متعال است و چیزی جدای از آن مسیر سلوک و سیر اصلی حضور به مقام قرب پرودگار متعال نیست. هر چه هست همان مسیر و همان طریق است و مسیر سیر و سلوکی است که خداوند متعال مهیا نموده است ، بنا بر آنچه در کلمات بزرگان دین مطرح شده است محققا تمام حرکت بسوی سیر و سلوک و رسیدن به خداوند متعال است و به گونه ای عمل شده است که تمام قوای روحی و نفسانی و طبیعی انسان در این برنامه ریزی سیرو سلوک همه بسوی خدای متعال و توسل به حقیقت ذات ربوبی پرودگار باشد و به تعبیر ی که نقل کرده اند کسانی که "ذوالابصار النافذه" در حقایق و معارف بودند غایت سیر و سلوک خود را رسیدن به جامعیت و کامل بودن قرب الهی در همه مراحل ذکر می کنند و در نهایت  هم با لسان قال و حال همواره می گویند: «مَا شَاءَ اللَّهُ کَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ،الزهد، النص، ص: 14 » و حتی در سیر و سلوک و حرکاتشان جز تعظیم و تقدیس قدرت پرودگار و دور بودن از نواقص و خضوع چیز دیگر مدّ نظرشان نبوده است و اگر هم در بعض عبارات فرمودند : « الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِن؛ صحیفة الإمام الرضا علیه السلام، ص: 65‏» دعاء سلاح مومن است و میزان سلاح مومن به  شناختن دعای و نوع دعای اوست و اینها همه برای آن است که سیر و حرکت عارفان و شخصیت های ممتاز برای درک محضر ربوبی از این مسیر حرکت کنند لذا حقیقت زیارت در عبارتی که از امام رضا علیه است نقل شده است زیارت الله است ؛ در روایت است «َأَیُّمَا مُؤْمِنٍ زَارَ مُؤْمِناً کَانَ زَائِراً لِلَّه‏؛المؤمن، ص: 61» اصل زیارت زیارت خدا و قرب و منزلت نزد حق تعالی است لذا این قرب، قرب به خداست و به هر حیثیتی هم زیارت حاصل شود در نهایت همان است که انسان می گوید :« هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ ، سوره حشر آیات 22-23» و همه چیز را به نزد پرودگار محاسبه می کنند پس در مرحله اول باید بدانیم که اصل زیارت،  زیارت حق متعال است و حقیقت زیارت، حقیقت قربیه می باشد و اصل زیارت قرب الی الله و بعد از نواقص و هر چه که ما را از قرب دور می کند است وبرنامه جز برنامه حضور قلب نیست .


اشاره ای به مهمترین آداب زیارت داشته باشید؟

الف) قرب الهی:از آداب زیارت قرب به خداست از منزل که بیرون می آییم با توسل و توکل به خدا برای گرفتن این فیض از محضر حق متعال حرکت کنیم و به عبارت بعضی از بزرگان از اساتیدمان که فراوان به زیارت ائمه علیهم السلام اهمیت می دادند می فرمودند: ما قرب آنها – معصومین علیهم السلام -  را می خواهیم تا واسطه ای برای قرب خودمان قرار دهیم یعنی توجه و توسل به ایشان واسطه ای است برای  این که قرب الهی حاصل گردد.

آیت الله اراکی می فرمودند : کسی که  می خواهد به حضرت معصومه  سلام الله علیها برود ، اول به زیارت میرزای قمی برود ، ایشان باب الرحمه حضرت معصومه است و واقعا هم مطلب ؛ مطلب درستی است؛  وقتی انسان به زیارت می رود و توسل به بزرگی می کند برای آن است که قرب و منزلت او نزد حق متعال طریقیت پیدا می کند و این طریقیت باعث می شود انسان یک امر مسبوق به قرب را وسیله قرار داده است برای خودش و از همین جهت خود را منسوب به قرب الهی می کند و نتیجه قرب الهی را برای خود مهیا می کند.

 ب)حضور قلب: از لحظه ای که قدم در مسیر زیارت بر می دارد مهم رعایت حضور قلب است ، بداند برای چه دارد این قدم را بر می دارد و از خدا بخواهد که حضور قلب کامل نصیب او شود و با معرفت کاملی به سمت مطلوب که زیارت حقیقی و زیارت حق متعال است راه یابد.

چگونه حضور قلب حاصل می گردد؟

حضور قلب با رعایت چند امر اتفاق می افتد: الف)طهارت قلب: قلبی که معاصی و گناه در آن است از معرفت الهی و تجلی الهی منقطع است ب) جلب لطف الهی: آنچه که باعث لطف عنایت حق تعالی است را باید انجام داد اگر گناهانی بوده باید توبه کرد ، اگر دیونی دارد ادا نماید و ابراء ذمه کند  ج) طلب: از اموری که انسان در کل نظام وجود و وجود خود حس می کند طلب کردن است ، حقیقت زیارت و دعا هم طلب است ، به حقیقت از خدا بخواهد ،خیلی اوقات ظاهر خود را اهل مطالبه قرار می دهیم اما باطنا اهل طلب نیستیم ؛  آیت الله بهاء الدینی می فرمود : طلبه ای بود می گفت دعا می کنم و مستجاب نمی شود به او گفتم : به حقیقت نخواسته ای !!! و اگر به حقیقت خواسته بودی لبیک از جانب خدا حاصل می شد .

زمانی لبیک می شنوی که واقعا خواسته باشی و اگر حقیقتا خواستی لبیک حاصل می شود ، خواستن از طرف خدا بود خدا تو را به درگاه خویش طلب کرده اما حقیقتا لبیک نگفته ای!  اگر لبیک واقعی گفتی طلب هم می کنی و خدا هم لبیک تو را پاسخ می گوید.

اینکه دعا و زبارت را قرآن صاعد خوانده اند مطلب درستی است و گفته اند لطف خدا در قرآن نازل است اما در قرآن صاعد بالاتر از لطف است چرا که اجابت و پذیرفتن است وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ ، غافر 60» ، چقدر آیات قرآن ظریف نقل کرده است که : « بِما غَفَرَ لی‏ رَبِّی وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُکْرَمینَ ، یس آیه 27 »  اول خداوند می آمرزد و پاک می کند و سپس از مکرمین قرار می دهد،  حق متعال انسان را کرامت داد تا عبادت نفس اماره نکند و اگر گناهی دارد خدا می آمرزد .

از کجا بدانیم زیارت و دعای ما مقبول است؟

ملاک را امام صادق علیه السلام در حدیثی فرموده اند شخصی از امام صادق علیه السلام سئوال کرد از کجا بدانیم شما ما را دوست دارید و قرب و منزلت ما نزد شما چقدر است؟  حضرت فرمود :ببین خودت چقدر احساس آن محبت و قرب و منزلت را نسبت به ما داری به همان مقدار که می فهمی در طرف ما هم همانگونه است ؛ اگر بخواهیم بدانیم جقدر نزد خدا برتری داریم باید دید خدا نزد ما چقدر منزلت دارد،در قبولی زیارت هم اینگونه هست باید ببینیم چقدر قرب و منزلت در عبادت و زیارتمان بوده بهمان میزان هم جایگاه و قبولی زیارتمان را درک می کنینم و این معیاری است برای ما، اگر می خواهی بدانی چقدر فلانی تو را دوست دارد ببین تو چقدر او را دوست داری و در باب محبت امر طرفینی است .

البته همانطور که روشن است تمام شخصیت های بزرگ و با عظمتی که هستند به میزان قرب ایشان نزد حق متعال عظمت زیارت ما هم تغییر می کند و ای بسا برای بعضی اینگونه باشد که در زیارت یکی از اولیا الله بالخصوص برای او یک ظرفیت و حقیقتی پیدا کند که نسبت به زیارت دیگر بزرگان حاصل نگردد لذا گاهی ممکن است زیارت یک امام زاده برای شخصی کارگشا باشد مثلا می گوید من نتیجه و حاجتم را از این امامزاده گرفتیم و اینجا یک ارتباط معنوی ایجاد شده مانند رادیویی که می خواهد گیرنده امواج  باشد ؛ باید طول موج متناسب با آن گیرنده داشته باشد تا ارتباط برقرار شود انسان هم در معنویات اینگونه است که انسان ممکن است به زیارت ائمه برود اما این قرب حاصل نگردد و ممکن است در زیارت امام زاده ای این قرب اتفاق بیفتد .لذا همه امام زادگان شخصیت های هستند که واسطه فیض هستند

زیارت موجب ارتقاء رتبه وجودی زائر می گردد لطفا تبیین فلسفی و عقلانی این مطلب را بازگو کنید؟

بحث  اتحاد عالم و معلوم و عاقل و معقول در مباحث فلسفی حرف عمیقی است که کلید حل این سئوال می باشد؛ ارتقاء یافتن عالم اینگونه هست که او به حدی رسیده است که وجود علمی  معلوم را درک کرده است ، لذا عالم با درک آن معلوم به درجاتی می رسد و هر چه آن معلوم درجاتش بالاتر باشد باید این انسان هم درجه اش بالاتر برود و باید خود را به درجه معلوم برساند و اگر توانست به آن درجه برساند آن اتحاد واقع می گردد .در واقع درجه عاقل بالا می رود و درجه علمی و با وجود علمی آن معلوم و آن معقول اتحاد می یابد با عاقل،  لذا می گوییم اتحاد عاقل و معقول و این رشد و کمال در زیارت ، رسیدن به آن مقام معنوی و مقام مزور است و اگر این ارتباط واقع شد حقیقت زیارت اتفاق می افتد. در غیر این صورت حقیقت زیارت محقق نشده است.لذا حقیقت زیارت آن ارتباط معنوی و آن افق صحیحی است که بین زائر و مزور ایجاد می شود .

البته آن کسانی که به تعبیر بزرگان طائر قدسی هستند و روح  خود را در حالت خاصی می بینند که پرواز کرده است و در حال زیارت این علو را می بابند و از تنگنای وجود خود به یک فضای گسترده و معنوی متصل می گردند و اگر این امر حاصل شد حقیقت زیارت را درک می کند و تجلی معنویت هم از جانب حق متعال به او می شود . زمانی که ما به مقابر ائمه می رویم این حرکت برای این است که آنجا تجلی گاه آن جلوه های حقیقی است چون مکانی برای تجلی گاه الهی است ما هم می خواهیم خود را به آن حقیقت برسانیم و اگر آنجا وجود ما هم ظرفیت آن پایگاه را داشت آن تجلی برای ما نیز  حاصل می گردد .

آیا هدف از زیارت ثواب است؟

همانطور که روایات آمده زیارت قبور ائمه ثواب دارد ، روایات زیادی  از فریقین در ثواب زیارت رسیده است و این هم یکی ار اهداف زیارت می باشد، اینکه ما به مجالس ذکر می رویم ثواب دارد و آن ثواب هم نصیب ما می گردد ، زیارت تعظیم شعائر است و خود تعظیم شعائر ثواب دارد و ما هم با زیارت در این ثواب شریک می شویم . لذا ثواب یکی از اهداف زیارت است و صرف همین قصد و توجه به حفظ  شعائر ثواب خودش را می دهند .

اگر از احوالات بزرگان درباره زیارت خاطراتی را بیاد دارید بیان کنید؟

نحوه زیارت آیت الله بهاء الدینی :

همراه آیت الله بهاء الدینی با اخوی برای زیارت خانه دل و امید همه مردم ایران به مشهد می رفتیم ،زمانی که وارد مشهد می شدیم ایشان با توجه و آداب خاصی زیارت می کردند، وقتی می رسیدند حتی گاهی به اندازه ای که مزاحم مردم بشوند و مردم را کنار بزنند مزاحم کسی نمی شدند و دیگران را نیز از این کار منع می کردند و می فرمودند توجه حضرت هست و در گوشه ای از حرم می نشستند و سلام با اخلاصی می دادند و هر چه باید دریافت می کردند دریافت می کردند و می فرموند: برگردیم.

زیارت حقیقی آن است که انسان این ارتباط را دریافت کند، حالات روحی ایشان نشان می داد زمانی که حضور قلب به حد قابل قبول برای ایشان اتفاق افتاد توقف بیش از آن را به خود اجازه نمی دادند و گاهی می فرمود : بیش از این مزاحم حضرن نمی شویم .

نحوه زیارت سید سند میرزا حسین صدر الساداتی:

یکی از علماء یزد عالم ربانی و سید سند میرزا حسین صدر الساداتی جد مادری ما هستند و ایشان انسانی مستجاب الدعوه بودند و در سن 90 سال به بالا از دنیا رفتند ایشان می گفتند: این همه دعا در مفاتیح و... آمده است و باید کسی اینها را بخواند و ما را تشویق می کردند این دعاها را بخوانیم و اثرات این دعاها را مکرر برای ما بازگو می کردند ، در سفری که در محضر ایشان به مشهد رفتیم مکرر این مطلب خدمت ایشان گفته می شد که شما دعا زیاد می خوانید از منزل که خارج می شدند تا برگردند مشغول دعا هستید؛ ایشان می فرمود دستور رسیده است که این دعا ها خوانده شود و شاید اگر یکی از این دستورات را عمل کنیم به آن نتایجی که وعده داده شده برسیم و این مطلب هم مطلب درستی است.اگر کسی جمع بین هر دو کند و حضور قلب واقعی و آن دستوری که برای رسیدن به هدف هست هر دو را دریافت کنیم موجب می شود به هدف دست بیابیم.

نحوه زیارت علامه طباطبایی:

مناسب است از استاد بزرگوارمان علامه طباطبایی هم یادی کنم ، ایشان وقتی به مشهد مقدس می آمد و در نماز آیت الله میلانی شرکت می کردند وقتی محضر ایشان می رسیدیم ایشان هم مثل سایر مردم زیارت می کردند و مکرر دیدیم که همان زیارت عادی که مردم می خوانند برا ایشان می خواند و اینکه به شکل خاصی زیارت کنند نبود ، بلکه مثل همه مردم عادی زیارت می خواندند و با همین توجه زیارت می کردند و گاه مدتها در گوشه ای می نشستند در حالت فکر و عالم ذکر بودند و توسل به آن حضرت داشتند ، یعنی در ضمن زیارت ، ذکر هم دارند اما ذکر نفسانی نه لفظی به ذکر لفظی به همان زیارت کوتاه اکتفا می کردند همچنین ، در حرم حضرت معصومه بیشتر حالت تذکر و ذکر بود زیارت با تذکر و تفکر و گاهی طلاب که طلب نصیحتی می فرمودند: محاسبه و مراقبه است.لذا توصیه می کردند اهل محاسبه و مراقبه باشید و با این دو بال انسان خود را به مقام حقیقی زیارت می رساندتا اثر زیارت در وجود انسان ظاهر شود .

چگونه از زیارات نتیجه بیشتر ببریم؟

برای اینکه نتیجه بیشتری از زیارت ببریم یکی از راه ها ، دعای جمعی است ؛  هر کسی برای دیگری دعا کند اگر همه یکدیگر را دعا کنند اثرات بیشتری می یابند و به استجابتهم نزدیک تر است . خدا متعال اجتماع و به هم بستگی مومنین را بسیار دوست دارد لذا زمانی که از خدا چیزی می خواهیم با هم به صورت جمعی به محضر ربوبی برویم،و  اگر صلحا و علمایی و شخصیت های هستند و مشغول دعا هستند از او طلب دعا کنیم و التماس دعا داشته باشیم و این از دستورات دین است ؛آیت الله بهاء الدینی می فرمود ما با ارواح مومنین سر و کار داریم و همراه با ارواح مومنین دعا می کردند شاید دعای چهل مومن که در نماز شب یاد کنیم یعنی از روح ایشان هم استمداد می گیریم و حالت جمعی که عرض شد به این نحو  حاصل بشود لذا اگر کسی می خواهد به زیارت برود با خانواده برود و با توجه جمعی به زیارت برود تا اثر بیشتری نصیب او می گردد.

با تشکر


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٢/۱٦ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد