یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

باورداشت ظهور یک نجات دهنده بزرگ و رفع کاستی‌ها و مشکلات جامعه بشری و برچیده شدن بساط ظلم و تبه‌کاری از میان انسان‌ها، منحصر به شرقی‌ها و یا ادیان نیست. 


رهبر معظم انقلاب: امروز به حمد اللَّه ملت ما توجهشان به مقولهٔ مهدویت و وجود مقدس حضرت مهدی (سلام‌الله‌علیه علیه) از همیشه بیشتر است. روز به روز انسان احساس می‌کند در دل جوانان، در میان آحاد مردم، شوق و عشق و ارادت و تذکر نسبت به وجود مقدس حضرت حجت (سلام‌الله‌علیه علیه) بیشتر می‌شود. این هم از برکات خود آن بزرگوار است. نگاه آن بزرگوار، نظرهٔ رحیمهٔ آن بزرگوار به ملت ما، دل‌های آن‌ها را متوجه آن حقیقت تابناک کرده است. خودِ این، نشانهٔ توجه آن بزرگوار است. این را باید قدر دانست. «دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‏ى شعبان‏27/ 05/ 1387»

باورداشت ظهور یک نجات دهنده بزرگ و رفع کاستی‌ها و مشکلات جامعه بشری و برچیده شدن بساط ظلم و تبه‌کاری از میان انسان‌ها، منحصر به شرقی‌ها و یا ادیان نیست؛ بلکه این یک اعتقاد عمومی و جهانی است که به شکل‌های مختلف، در عقاید و اندیشه‌های اقوام گوناگون دیده می‌شود. این حکایت از ریشه‌دار بودن و فراگیری اندیشه «منجى گرایى» در کلّ جهان است. البته باید خاطر نشان ساخت، این اعتقاد- چنان که در میان شیعه بسیار عمیق، عینی و راهبردی است- در بین بیشتر مکاتب و اقوام به عنوان آموزه‌ای اصیل و بنیادین مطرح نیست و به عنوان باوری فرعی و احتمالی تلقّی می‌شود. در واقع شیعه با اندیشه «مهدویت» زنده و پویا است و با آن زندگی می‌کند و نفس می‌کشد و آن را رکن اساسی، اعتقاداتش می‌داند؛ امّا در میراث مکتوب و شفاهی بیشتر ملل و ادیان، تنها اشاراتی گذرا به آن شده و مطالبی اجمالی درباره آن طرح گشته است. این اعتقاد، هنوز به عنوان باوری اثرگذار و یقینی تبدیل نشده و جایگاه استراتژیک خود را نیافته است! با این حال همین اشارات و بیانات نیز، نشانگر فراگیری و ریشه دار بودن اندیشه «ظهور رهایى بخش بزرگ» و حقانیت و درستی آن است. سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه در گفتگو با حجت الاسلام حمید رضا مظاهری سیف بنیانگذار "موسسه علمی پژوهشی بهداشت معنوی" به واکاوی عنصر مقاومت در جامعه مهدوی و راه کارهای غرب برای مبارزه با این فرهنگ پرداخته است که در ادامه تقدیم می‌گردد.

چگونه می‌توان زمینه های ظهور را فراهم نمود؟

با توجه به اینکه در عصر غیبت به سر می‌بریم مسئله مهمی که پیش روی ماست این است که چگونه می‌توانیم زمینه های ظهور را بیشتر فراهم کنیم و در جلو افتادن زمان فرج امام زمان علیه السلام تاثیر بگذاریم، این یک پرسش اساسی است که هر انسان معتقد به امام زمان و معتقد به ظهور منجی جهان خود را با آن روبرو می‌بیند؛ وقتی این سئوال را مطرح می‌کنیم که ما چه نقشی در ظهور امام زمان می‌توانیم داشته باشیم خواه ناخواه صحنه مبارزه با ظلم پیش روی ما آشکار می‌شود، بر اساس آنچه در جوامع روایی ما آمده است در آستانه ظهور، ظلم فراگیر می‌شود و جهان مملو از ظلم و جور می‌شود و با آمدن امام زمان همانگونه که سراسر دنیا از ظلم و جور سرریز شده بود، پر از عدل و داد می‌گردد؛ این ظلم پیش از ظهور جایگاهش کجاست؟! و ما چه نسبتی با آن داریم؟! و چگونه می‌تواند نقطه ای برسد که ظهور اتفاق بیافتد؟!

قاعدتا زمینه سازی ظهور به این معنا نیست که مومنین به سپاه ظالمان بپیوند تا ظلم فراگیر شود و ظهور محقق گردد، بلکه نقطه اساسی در اینجاست که ظلم همیشه در لباس تزویر آشکار می‌شود، ظلم گاهی اوقات با آن استکباری که دارد دیگران را به تسلیم و انقیاد در مقابل خودش وادار می‌کند و باعث می‌گردد که عده ای کنار آمدن با ظلم را عدالت و انصاف بپندارند و این مسئله مسئله خطرناکی است و هنر ما این است که این لباس تزویر افتاده بر پیکر ظلم را تشخیص دهیم.

چه کنیم که ظهور زودتر اتفاق بیفتد؟

کاری که باید از طرف اهل ایمان انجام شود این است که پرده تزویر را از روی ظلم کنار بزنند تا پر بودن ظلم در جهان آشکار شود، و این اقدام در باب انتظار فعال یک اقتدام اساسی و استراتژیک است و در زمینه سازی برای ظهور بسیار مهمی است. ظلم با روحیه استکبار و تدابیری که برای تثبیت خودش انجام می‌دهد شرایط را به سمتی می‌برد که افراد مظلوم و تحت ستم با او کنار می‌آیند و سازش می‌کنند و این کنار آمدن و سازش کردن را با نام‌هایی مثل انصاف و تدبیر و میانه روی و تعابیر گوناگون ستایش می‌نمایند.

 چگونه می‌شود پرده تزویر را از روی ظلم کنار زد؟

مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم و کنار نیامدن و سازش نکردن با ظلم اصلی‌ترین راه در جهت تحقق این مهم است و صد البته این مبارزه رنج‌ها و مرارت‌هایی هم در پی خواهد داشت، زمانی که ظلم فراگیر شده باشد و کسی بخواهد مقابل او بایستد طبیعتا ظلم هم ساکت نمی‌نشیند و او هم مصیبت به بار می‌آورد و باید در مقابل او ایستادگی نمود تا ظاهر شیک و دیپلماتیک ظلم عقب بشیند و خوی استکباری و پیلیدی دورنی خود را نشان دهد و رسوا شود و این امر تنها با عنصر مقاومت محقق می‌گردد، تا زمانی که ظلم با تزویر خود را مخفی کند و دیگران را هم متعاقد سازد که ظلم او را بپذیرند و با او کنار بیایند در واقع دنیا پر از ظلم و جور آشکار نشده است.

ممکن است مردم دنیا را ببینند و تصور کنند اگر در دنیا ظلم هست،عدالت هم هست، اگر بی خردی هست عقلانیت هم هست و بتوان با خردورزی با این بی خردی مواجه شد، و راه حل‌هایی هم پیدا کنند و گره های زندگی و جامعه بشری را بگشایند؟! اما با این تصورات ظهور امام زمان به تاخیر می‌افتد و دست نجات بخش غیبی از آستین غیب بیرون نخواهد آمد تا زمانی که مستضعفان و مظلومان عالم حاضر هستند با ظلم کنار بیایند و اهل سازش باشند و در مقابل تهدیدها و استکبار ورزی او متقاعد شوند، ظهوری اتفاق نخواهد افتاد، زمانی که مظلومین دنیا به نقطه ای برسند که دیگر ظلم را نپذیرند و حاضر باشند جانشان را برای نجات از ظلم بدهند، آن زمان است که دعاهای خالصانه و حقیقی برای دعوت از امام زمان سروده خواهد شد و منجی عالم بشریت ظهور خواهد یافت؛ لذا اعتدال و میانه روی و تدبیر و... رابطه و سازش با ظلم و استکبار موجب تاخیر در ظهور خواهد شد و موجب می‌شود که محور مقاومت و مقابله با استکبار ازبین برود و به سازش منجر شود و این نگاه موجب ایجاد خلق و خوی کوفی در مردم می‌گردد و ممکن است به نام خرد و تدبیر و اعتدال از ان یاد شود.

لذاست که کنار آمدن با استکبار برای مصلحت اندیشی ها و تأمین منافع کوتاه مدت و عافیت طلبانه مانع ظهور خواهد بود و این نگاه برای جامعه بشری فاجعه بار است؛ البته ممکن است سازش با استکبار منافع کوته مدتی را نیز تامین کند اما منافع بنیادین حیات بشری را به خطر می‌اندازد و تاخیری در ظهور ایجاد می‌کند.

 غرب در جهت مبارزه با فرهنگ مهدویت و مهدویت چه موضعگیری هایی نموده است؟

 در حال حاضر غرب در پی این است که بدل‌هایی را برای منجی و ظهور ارائه دهد و گشایش گره های زندگی مردم دنیا را در تعالیم این منجی های بدلی تبلیغ و ترویج می‌کند؛ مردم دنیا خسته و نا امید در پی منجی هستند و نظام سرمایه داری تدبیری را اندیشیده تا برای این موضوع گزینه هایی را در قالب عرفان های کاذب ارائه دهند، که از طرف ابرقدرت‌ها از ایشان حمایت می‌شود . لذا شاهد شعار واحد از طرف این منجی های بدلی هستیم و آن شعار واحد این است که انسان‌ها با تکیه بر قدرت و خلاقیت درونی خویش می‌توانند عصر جدیدی را بیافرینند و در واقع این نگرش بدلی و جایگزین که به اسم عرفان و معنویت در دنیا تبلیغ می‌شود می‌خواهد بگوید که دوران دین گرایی گذشته است و ادیان الهی نمی‌توانند مشکلات بشری را حل نمایند، لذا در این تفکر باید بشر به یک معنویت درونی دست پیدا کند که متکی بر خلاقیت، عشق و محبت بین انسان‌ها و ایجاد یک جهان یکپارچه هست و با استفاده از همین نیرو های انسانی و تکیه بر عشق و روابط انسانی و انسان گرایی آینده خویش را بسازد و این شعار واحدی است که در عرفان‌ها و جنبش‌های معنوی نوظهور مطرح می‌شود و به نام دین و معنویت معرفی می‌گردد و پیشنهاد واحد آن‌هاست که انسان می‌تواند با تکیه بر خلاقیت های درونی خودش فارغ از خدا و دین و تعالیم ادیان به دنیای جدیدی دست پیدا کند و عصری دیگر که در آن دین و بی عدالتی و رنج وجود ندارد، فراخواهد رسید.

این مطلب چند سالی هم در کشور خودمان به خصوص از سوی جریان انحرافی که سعی می‌کرد در دولت نیز نفوذ کند پیگیری می‌شد و سال‌ها قبل از آن هم در قالب عرفان های کاذب در کشور مطرح شده بود و در حال حاضر به خصوص از پایان سال 2012 این شعار در سراسر دنیا بسیار جدی مطرح گردید و سازمان های وابسته با استکبار مجدانه روی این مسئله کار می‌کنند و افرادی را آماده می‌کنند تا در سراسر دنیا از طریق رسانه‌ها این تفکر را منتقل کنند و آینده بر اساس خط کشی های ایشان ساخته شود.

تعریف شما از جامعه مهدوی چیست؟

عنصر اصلی جامعه مهدوی مقاومت در برابر ظلم است، و این عنصر تنها عنصری است که سایر ارزش‌ها و نمادها و هنجارهای فرهنگ مهدوی را می‌تواند نشان دهد همه ارزش‌ها در جامعه مهدوی در حول محور مقاومت شکل می‌گیرد و در این فرهنگ هم چاره ای جز مقاومت نیست البته ظلم قدرت دارد و ضربه هم می‌زند و اگر ما اجازه دهیم ظلم با ظاهری شکیل به مسیر خود ادامه دهد این جامعه دیگر جامعه مهدوی نیست بلکه یک جامعه ظلم پذیر و غیر منتظر و عافیت طلب است که اگر امام هم در بین این جامعه سر بریده شود صدایی از مردم به گوش نمی‌رسد! لذ فرهنگ مهدوی بر اساس ارزش بنیادین مجاهده و مقاومت شکل می‌گیرد که من این موضوع را مفصل در قالب مقاله ای با عنوان اخلاق مهدوی در جای دیگری بررسی کرده‌ام.

جایگاه حوزه های علمیه در نهادینه کردن فرهنگ مهدویت چگونه است؟

قاعدتا کار حوزه‌ها تنقیح کردن آموزه های دینی و نشر و ترویج این معارف است؛ حوزه در نهادینه کردن فرهنگ مهدویت باید به تبیین و تشریح جایگاه مقاومت در آموزه های دینی بپردازد اما متاسفانه این اقدام به خوبی انجام نمی‌شود؛ حوزه عادت های علمی دارد و با سر فصل‌هایی که با آنها خو گرفته است زندگی می‌کند؛ و نیاز به تغییراتی در این زمینه احساس می‌شود، تا با این تغییرات بتوان تحولی در علوم حوزوی و مباحث تبلیغی حوزه به وجود بیاوریم؛ لذا تبلیغ صرفا به گفتن احکام و مواعظ کلی اخلاق نیست بلکه باید عادت‌ها را شکست و به واقعیات ها و نیازهای جامعه پرداخت.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٤/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد