یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

زیارت، دیدار با روح‏هاى پاک و الگوهاى کمال و آیینه‏هاى حق نماست. زائر، خود را در برابر وجودهاى والا و پیشوایان معصومى دیده، با اعتراف به نقص خود و کمال آن اولیاى الهى، به فضایل آنان اشاره می‌کند، و درودهاى خود را نثارشان مى‏نماید، و پیوند خویش را با آنان و با راه و تعالیم و فرهنگشان ابراز مى‏دارد. از این رو، نخستین شرط زیارت، «ادب» است، و ادب هم در سایه معرفت و محبّت پدید مى‏آید.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید علی طباطبایی در این گفتگو با بیانات ارزشمند خود به بیان معنای حقیقی زیارت و دستوراتی کاربردی در هر چه بیشتر بهره بردن زائر از این سفر معنوی پرداخته‌اند.


مطلب اول: یکی از بااهمیت‌ترین آداب زیارت در مشاهد مشرفه ذوات قدسی معصومین علیهم السلام حضور در محضر قدس آن‌هاست که زائر باید این حضور را در حرم حفظ کند؛ ماندن در حرم موضوعیت ندارد که چقدر در حرم بماند بلکه آنچه موضوعیت دارد حضور اوست؛ یک زائر باادب زائری است که آن مقدار در حرم هست که حضور داشته باشد.

به محض اینکه حضورش کم رنگ شد و فکرش دارد پراکنده می‌شود از حرم بیرون بیاید؛ در حرم حضور در محضر را باید حفظ کند؛ در حرم باید با حضور باشد. این یک نکته کاربردی و عملی است.

 نکته دوم- موقع تشرف به حرم باید طوری به خود آمادگی تشرف بدهد که احساس کند غیر از او و غیر از آن امام معصوم کسی در حرم نیست. و این مهم نیازمند کار کردن معرفتی و طهارت درون دارد که وقتی وارد حرم می‌شود نه جمعیت و نه آیینه و طلا او را مشغول کند بلکه با این دید وارد حرم شود که خودش هست و در محضر امام می‌باشد.

نکته سوم- مسئله اذن ورود به حرم برای عموم مردم یک امر مقدس اعتباری است، و یک امر لفظی است که اذن ورود می‌خواهد و به اصطلاح می‌خواهد با این الفاظ بدون اجازه وارد حرم نشد و در عرف مردم اگر شخصی بدون خواندن اذن ورود وارد حرم شود او را انسان بی‌ادبی می‌دانند، اما برای اولیاء الهی مسئله اذن ورود یک امر تکوینی و قلبی است.

بیان مطلب:

اولیاء الهی در پرتو آن نورانیت باطنی و معرفت شهودی هنگامی که به مشاهد مشرفه وارد می‌شوند با یک جریان عظیم مغناطیس از نور و ملکوت مواجه می‌شوند، نه در مقام تخیل و توهم بلکه در مقام شهود و حضور به یک جریان عظیم مغناطیس از نور و ملکوت مواجه می‌شوند که نزدیک شدن به حرم برای ایشان کار آسانی نیست به طوری که هر چه به حرم نزدیک می‌شوند این جریان عظیم مغناطیس ملکوت آن‌ها را در یک فشار بیشتری قرار می‌دهد کانه توانایی جلو رفتن ندارند، لذا یک اذن ورود خاص برای ایشان لازم است؛ اذن ورود اولیا به صرف خواندن الفاظی محقق نمی‌گردد بلکه اذن ورود ایشان تکوینی است بگونه ای که ایشان باید یک انس خاصی پیدا کنند که بتوانند وارد حرم بشوند؛ بعض اولیاء الهی بگونه ای هستند که اگر بخواهند بدون اذن تکوینی وارد حرم شوند قالب تهی می‌کنند.

این از باب آن است که قرآن کریم در آیه 23 سوره زمر فرمود: «َ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِکْرِ اللَّه‏» این‌ها در ابتداء " َ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُهم" هستند و لرزه بر اندام دارند یعنی بر اثر آن عظموت و آن هیمان معنوی طوری است که بدن و اندام ایشان به لرزه در می‌آید ایشان اذن ورودی می‌خواهند که کم‌کم آرام می‌شوند و اذن ورود اولیاء الهی این گونه است.

 ابتدا آن عظموت لرزه بر اندام این زائر می‌اندازد و آهسته‌آهسته انسی می‌گیرد و آن تجلی اسماء جلالی تبدیل به تجلی اسماء جمالی می‌گردد و این زائر سالک در دفعات بعدی تشرف آرام می‌گیرد و زمزمه درونی او این است که:

کوی تو بزم دل شیدای من****منزل من مسکن من جای من

عشق تو مکنون ضمیر من است****خاک سرای تو سریر من است

کوی غمت وادی سینای من ***** روشنی دیده بینای من

مطلب چهارم: اینکه در مشاهد مشارفه می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَمَا أَعْتَقِدُهَا فِی حَضْرَتِهِ وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفَاءَکَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ أَحْیَاءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ یَرَوْنَ مَقَامِی وَ یَسْمَعُونَ کَلَامِی وَ یَرُدُّونَ سَلَامِی،البلد الأمین و الدرع الحصین، ص: 276» این مطالب حقیقت است و مجاز نیست؛ یَرَوْنَ مَقَامِی یعنی تو مقام مرا می بینی و می دانی چکاره ام؛ در عین حالی که من هرکاره هستم و تو میدانی کلام و صدای مرا می‌شنوی؛ و جواب مرا سلام می‌دهی منتهی باید مقدمات علمی و معرفتی آن حل شود یک زائر سالک اگر معرفت علمی او حل شد او به این حقیقت پی می‌برد.

آنچه که در این اذن ورود می‌خوانیم باید آن معرفت علمی حل شود و از طرفی دیگر آیا بنا براین است که تا آخر عمر هرگاه که به یکی از این مشاهد شریفه وارد می‌شویم آیا همیشه باید بگوییم " یَرَوْنَ مَقَامِی وَ یَسْمَعُونَ کَلَامِی وَ یَرُدُّونَ سَلَامِی"؟! بالأخره آیا روزی باید برسد که ما هم از گوش جانمان جواب امام را بشنویم یا نه؟! به همین مقدار قانع باشیم که او کلام ما را جواب می‌دهد با اینکه باید به مقامی برسیم که کلام امام را بشنویم؟ بودند و هستند اولیاء الهی که سلام امام را می‌شنوند منتهی شنیدن؛ شنیدن برزخی است.

مطلب پنجم: انسان باید سعی کند که مؤدبانه زیارت کند و ادب مناسب هر یک از این ذوات قدسی را هم باید از خود این ذوات قدسی مسألت کند به پیشگاه ایشان عرض کند من می‌خواهم شما را مؤدبانه زیارت کنم اما آن را هم می‌خواهم از خود شما مسألت کنم ادب مناسب آستان قدس شما چیزی است که این را هم خودتان باید بدهید

نکته آخر: یک زائر مؤدب در هر یک از مشاهد مشرفه که مشرف می‌شود باید به این نکته توجه کند و سعی کند که اول بار که حرم مشرف می‌شود به نیابت امام زمان علیه‌السلام مشرف شود چون هر کار نیابت بردار را انسان می‌تواند نسبت به ولیعصر و امام زمان داشته باشد؛ چخ نیک است که انسان اول بار که وارد حرم می‌شود به نیابت حضرت زیارت کند و اگر این نیابت توجه داشت در اذن ورود بسیار راحت تر می‌تواند وارد شو


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٩ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد