یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

زمانی اخلاق و ارزش‌ها و اصول و قواعد حاکم بر انسان‌ها می‌تواند پایدار بماند که ریشه در دین حق الهی داشته باشد و این حضرت أباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) است که آمده دینی را احیا کند که همه این ارزش‌های انسانی و اصول و قواعد اخلاقی را به همراه دارد و این گفتمان امروز روزگار ماست.

حجة‌الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری حوزه، به واکاوی حقیقت نهضت حسینی و چگونگی عرضه جهانی این قیام با ادبیات عصر حاضر پرداخته است. افق‌حوزه، این گفت‌وگو را تقدیم خوانندگان ارجمند می‌کند.


* فوق زمان و مکان بودن نهضت اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام)

نهضت حضرت أباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) نه تاریخی است که در یک مقطع زمانی خاص بگنجد و اختصاص به زمان و تاریخ دیگر نداشته باشد و نه قابل انحصار در یک جغرافیا و اقلیم محدود است.

ایشان فراتر از زمان و مکان و متعلق به همه انسانیت است و با این نهضت و قیامشان بشریت را از بند اسارت و درماندگی آزاد کردند. از این رو باید این باور را داشته باشیم که هرچه از تاریخ نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) بیشتر می‌گذرد و حقیقت آن بیشتر آشکار می‌گردد، اثربخشی آن و فواید و منافعش برای بشر روشن‌تر می‌شود و آینده جهان در پرتو شمس نهضت أباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) روشن خواهد شد و حقیقت کلام نبی مکرم اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) که فرمودند: «إن‌الحسین مصباح‌الهدى و سفینة‌النجاة و‌العروة‌الوثقى‏»؛ مثیرالأحزان/ص/4؛ زمانی عالم‌گیر خواهد شد و جهان متوجه این کلام معجزه‌آسای رسول گرامی‌ اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در حق فرزند گرامی‌شان، حضرت حسین بن علی(علیهما‌السلام) خواهد شد. اگر بشر با یک آمادگی مناسب معرفتی و ارادتی، به ساحت این نهضت نزدیک بشود و ابعاد و زوایای این نهضت را بشناسد تلقی بهتری نسبت به این نهضت خواهد یافت و می‌تواند در راستای جهانی‌شدن این نهضت تلاش و کوشش نماید.

 

* حضرت اباعبدالله(علیه‌السلام) متعلق به جامعه بشریت هستند

نباید نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) را در یک مکتب و یک آیین و یک مذهب منحصر کرد.

حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) متعلق به جهان بشریت هستند و حرکت و نهضت آن‌حضرت به هیچ گروه و مکتبی وابسته نیست؛ گرچه هر گروه و مکتب و آیینی به ‌اندازه سهم معرفتی خودش از این نهضت برخوردار و بهره‌مند است. بنابراین هیچ محدودیتی برای آن نباید در نظر گرفت و به‌گونه‌ای باید این نهضت را معرفی کرد که همه به این نهضت رو بیاورند و همه شیفته آن بشوند. حقیقت نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) این ظرفیت را دارد و ایشان برای آزادسازی همه حقایق آسمانی و الهی آمده‌اند. اگر ما آن‌حضرت را وارث نوح نبی و ابراهیم خلیل و موسی کلیم و عیسی روح‌الله(علیهم‌السلام) می‌دانیم، اگر ایشان را وارث رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، حضرت علی و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین می‌دانیم، یعنی همه آن‌چه این بزرگواران آورده‌اند، حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) آن‌ها را در نهضتشان خلاصه کرده و همه این مواریث را در مجموعه این قیام الهی و آسمانی گردآوری کرده‌اند.

 

* آثار و فواید ساری و جاری این نهضت

چون این نهضت فراتر از زمان و مکان است و برای هر دوره‌ای فایده‌ای دارد. اگر جامعه‌ای روزگار خودش را با این نهضت وفق بدهد و سعی کند که با آهنگ این نهضت و با مقاصد و اهدافی که برای این نهضت هست، همسو و همگرا شود، قطعاً بهره‌های افزون‌تری خواهد برد و هنر مبلغان و متولیان فرهنگ عاشورا و نهضت کربلا،‌ این است که این نهضت را به‌روز ارائه کنند و با شرایط زمان سازگار نمایند؛ به‌گونه‌ای باشد که امام حسین(علیه‌السلام)  و نهضت ایشان در هر زمانی و مکانی پیامی ‌و رهنمودی برای جامعه داشته باشد.

این سخن مشهور که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» نشان این است که این نهضت همواره زنده و دارای پیام است و بشر باید خود را به آن نزدیک کند. هرقدر که ما این نهضت را در تاریخ و در جغرافیای مکانی و در تاریخ و زمان دفن کنیم، آن‌را از کارآیی و اثربخشی انداخته‌ایم و از این‌که بتواند جامعه را متحول کند، سلب قدرت کرده‌ایم.

 

* لزوم عرضه نهضت حضرت اباعبدالله(علیه‌السلام) با زبان روز به جامعه جهانی

 عصر ما بسیار پیچیده و پر رمز و راز است؛ چراکه شاهد قرابت‌های فرهنگی و مناسبات نزدیک اجتماعی هستیم و نظام بشری در یک نظام واحد جهانی در حال نزدیک شدن به یکدیگر است و اصالت مدل‌های فرهنگی در حال رنگ باختن است و جان‌مایه‌های اصیل فرهنگی کم‌کم از دست می‌رود و به یک سطح از فرهنگ عمومی ‌در کل جهان تبدیل می‌شود. حال که این‌گونه است، و در زمانی که فرهنگ جهانی می‌خواهد حاکم بشود، چگونه می‌توانیم نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) را با آن فرهنگ سازگار کنیم؟ نیازهای بشر در حال نزدیک شدن به یکدیگر است و نوع نگاه بشر نسبت به هستی و نسبت به مبدأ و منتها در حال نزدیک‌شدن است، نوع نگاه به انسان و آینده انسان در حال پیوند و گره‌خوردن به یکدیگر است، جهان بسیار پیچیده‌ای را ما در مقابل خود داریم و اگر نتوانیم فرهنگ عاشورا و نهضت عاشورا را بازسازی و بازخوانی نماییم و بخواهیم آن‌را در همان لایه‌های سنتی نگهداری کنیم، قطعاً کارآیی خاص فرهنگی خویش را نخواهد داشت و در زمان و مکان خاصی محصور خواهد شد و عده کمی ‌بهره محدودی از این حقیقت نورانی خواهند برد و اثربخشی و اثر حیات و زندگی و نهضت و قیام و شوری که از آن نهضت متوقع است، به دست نخواهد آمد و باید در این رابطه به درستی اندیشید و چاره‌جویی و تولید فکر و اندیشه نمود که چگونه این نهضت در عصر کنونی باید جهانی شود. لذا جهانی‌شدن را می‌توان به نوعی تهدید و به نوعی فرصت تلقی کرد؛ اگر اهل تولید و فرهنگ‌سازی باشیم و این مکتب را با آن سرمایه‌های فوق‌العاده درونی به لحاظ مباحث عرفانی، کلامی، اعتقادی و سیاسی، اجتماعی و ابعاد دیگری که در این نهضت وجود دارد، جهانی‌سازی کنیم و با زبان روز به تبلیغ آن بپردازیم، این برای ما یک فرصت است، اما اگر قدرت تولید و ارائه فکر نداشته باشیم و در حد یک نگرش تاریخی و محدود و با مناظر سنتی و محدود و لایه‌های نامعقولی که بعضاً ارائه می‌شود، ارائه کنیم، این برای ما یک تهدید است و هیچ‌گاه نمی‌تواند این نهضت در عمق لایه‌های اجتماعی دیگر جوامع بشری راه پیدا کند. اگر ما چنین نگاهی داشته باشیم که حضرت حسین‌بن علی(علیهما‌السلام) و این نهضت محدود و مقید به یک جمع خاصی است که جزء وفاداران و ارادتمندان به ایشان هستند و دیگر هیچ، قطعاً با یک شکست فکری و فرهنگی روبرو خواهیم شد، چون آن قدرت فرهنگی که امروز در جهان به صورت سیل‌وار در حال حرکت است، هرگز حاضر نیست یک مطلب سنتی بدون پشتوانه‌های علمی ‌را بپذیرد؛ اما اگر از جان‌مایه‌های عمیق نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) که بسیار فوق‌العاده است در همه بخش‌های آن، خوب ساخته و پردازش شود و به‌صورت علمی‌ و فنی در عین حال با آن شور حسینی همراه باشد، قطعاً برای جامعه اسلامی‌ما و مکتب اصیل و حقه تشیع اثنی‌عشری ما یک فرصت ارزشمند است.

 

* نجات دین و جامعه از اسارت هدف نهضت عاشورا

نگاه به قیام حضرت اباعبدالله(علیه‌السلام) متفاوت است. یک منظر این است که نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) یک نهضت سیاسی و اجتماعی است که می‌خواهد تحولی در جامعه ایجاد کند؛ قیامی‌است علیه ظلم و ستم و بیدادگری. و بناست که امام حسین(علیه‌السلام) با این قیام، جریان ظلم را کنار بزند و جریان حق و عدل را به جای ظلم و باطل بنشاند. اما گوهر نهضت کربلا این نیست و این مطالب از عوارض حرکت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) محسوب می‌شود.

عده‌ای نیز این قیام را به‌عنوان یک غم‌نامه و تراژدی نگاه می‌کنند. بیانات ائمه هدی(علیهم‌السلام) راجع به حزن و اندوه و غم‌بار بودن این نهضت بسیار است و شکی در این مسئله نیست، اما این را نیز نمی‌توان گوهر و جان‌مایه نهضت کربلا دانست.

رویکرد دیگری که برای این امر وجود دارد، رویکرد عرفانی است، عده‌ای بر آنند که حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) عاشقانه و عارفانه به سوی حق شتافتند و چیزی جز خدا را در این امر ندیدند و خود و زن و فرزندانشان را برای احیای دین حق به قربانی بردند و به شهادت و اسارت تن دادند و همه این مطالب برای این بود که به آن درجه قرب حق برسند و صاحب نفس مطمئنه گردند و به مقام رضا و شفاعت الهی راه پیدا کنند. این‌ بار معنوی و عرفانی را می‌توان در نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) یافت و می‌توان به نوعی این مطالب را از ثمرات و آثار این نهضت الهی شناخت و معرفی کرد؛ اما این نیز گوهر قیام محسوب نمی‌شود. عده‌ای هم با اقتباس از فرمایشات خود آن حضرت که فرمودند: « ألا ترون أن الحق لا یعمل به و أن الباطل لا یتناهى‏ عنه»؛ لهوف/138؛ جنگ با باطل و احیای سنن الهی را هدف نهضت اباعبدالله دانسته‌اند، اما این هم جان‌مایه نهضت نیست. گوهر و بنیان نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) در بررسی دقیق‌تر و عمیق‌تر از سخنان خود آن‌حضرت قابل دریافت است. با توجه به وظیفه و رسالت امام مشخص می‌شود، دو رسالت و دو تکلیف عمده را به‌عنوان وظیفه و تکلیف الهی برای امام بیان داشته‌اند؛ یکی زعامت و رهبری دین مردم است و دیگری زعامت جامعه و امت اسلامی. حالا عده‌ای به اسلام توجه ندارند یا احیاناً نمی‌خواهند زیر نظر امام باشند یا حکومت دیگری می‌خواهند تشکیل بدهند، جای خودش را دارد؛ اما آن جامعه‌ای که می‌خواهد بر مبنای دین عمل بکند و دین سالم در اختیارش باشد و یک زعیم و قائدی داشته باشد که آن جامعه را از پراکندگی و تفرق خارج کند، این دو رسالت امام است و در دوره هر امامی‌، مطابق با این رسالت، امام باید وظایف خودش را انجام بدهد.

حضرت علی‌بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) 25سال خانه‌نشین بودند.

ایشان امام بودند و هر جایی که نیاز بود از دین دفاع بکنند و حقیقت دین را بیان نمایند، بیان می‌فرمودند و تا آنجایی که مردم به ایشان مراجعه می‌کردند و از آن‌حضرت راهنمایی می‌خواستند، حضرت مضایقه نمی‌کردند و انجام می‌دادند و هم‌چنین سایر ائمه(علیهم‌السلام). اما در عصر بعد از حضرت علی‌بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) که نظام و حکومت معاویه مستقر شد و جریان صلح امام مجتبی(علیه‌السلام) پیش آمد، امویان این نظام اسلامی‌ را، هم به لحاظ دین و هم به لحاظ امت به‌گونه‌ای تصرف و غصب کردند. یعنی هم دین و هم امت را مصادره کردند. عمده مسائل به این دو مسئله بر می‌گردد و نقش امام این است که در آزادسازی این دو مسئله تلاش کند. قیام حضرت أباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) را حسب وظیفه امامت ایشان این‌گونه ارزیابی می‌کنیم و این اختصاصی به حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) ندارد و هر امامی‌که در آن عصر بود، همین مسیر را طی می‌فرمود. لذا حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) فرمودند: «یزید رجل فاسق، شارب‌الخمر، قاتل‌النفس‌المحرمة، معلن بالفسق و مثلى‏ لا یبایع مثله»؛ مقتل‌الحسین، خوارزمى/1/267؛ لهوف، سیدبن طاووس/10؛ یزید مردى فاسق و شراب‌خوار است که قاتل نفس محترمه مى‏باشد و فسق و فجور را علناً مرتکب مى‏شود و کسى مانند من با چنین فردى بیعت نخواهد کرد. مثل من امام حسین هرگز با مثل یزیدی بیعت نخواهد کرد.

حضرت أبا‌عبدالله(علیه‌السلام) بزرگ‌ترین مصیبت را مصیبت اسارت دین می‌دانند. وقتی بنا شد که یزید به‌عنوان والی مسلمین معرفی بشود، آن دو عنصر اساسی که باید یک امام و خلیفه الهی آن را عهده‌دار باشد، غصب شده است و با غصب این دو جریان، دیگر چیزی از اسلام باقی نخواهد ماند. لذا بر اساس فرمایش آیه شریفه «الذین إذا أصابتهم مصیبةٌ قالوا إنا لله و إنا إلیه راجعون»؛ بقره/156؛ وقتی حضرت اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) دیدند یک انسان جائر و ستمکاری به‌عنوان زعیم جامعه و به‌عنوان زعیم دین معرفی می‌شود، کلمه استرجاع را بکار بردند و حق هم همین است و هیچ مصیبتی بالاتر از مصیبت اسارت دین نیست.

نگرانی حضرت اباعبد‌الله(علیه‌السلام) از این‌که امثال یزید مفسر دین خدا شوند.

نکته دیگری که باید بیشتر به آن توجه بشود، این است که آن‌چه که باعث شد حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) کلمه استرجاع را بر زبان جاری کنند، این است که حضرت احساس کردند که دین به ظاهر هست، اما آن قرائتی که از دین باید باشد، به دست یک انسان جائر است. به دست کسی است که هیچ بویی از اسلام و دین و خدا نبرده است. انسان کافر فاسق شارب‌الخمری است که با همه جلوه‌های شیطنت، خباثت و شرارت، ردای دین را در بر کرده و بناست قرآن را برای جامعه تبیین کند!  او و پیروان و همفکران او، منابر، کرسی‌ها و دانشگاه‌هایی شکل خواهند داد که تفسیر و قرائت مثل یزید را به جامعه القا خواهند کرد. آن‌چه که امروزه ما باید بیشتر به آن توجه کنیم، این است که قرائت اصیل از دین را خوب بیابیم و آن تفسیرهایی که بر اساس بیدادگری و جور و ظلم از اسلام نشان داده می‌شود، از آن اسلام ناب و اسلامی‌ که اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) برای جامعه اسلامی‌ما تعریف کرده‌اند، جدا بشود. ما نیاز داریم که همواره اسلام را با قرائت علوی و حسنی و حسینی(علیهم‌السلام) به جامعه ارائه دهیم.

 

* چگونه این نهضت را مطابق با روزگار خودمان معرفی کنیم؟

اگر ما بخواهیم حقیقت نهضت حضرت اباعبدالله(علیه‌السلام) را در روزگار خودمان پیاده و معرفی کنیم، باید گوهر اصلی را که نهاد اصیل نهضت حضرت أباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) نمایان می‌کند، بشناسیم و آن‌را مطابق با روزگار خودمان ارائه دهیم. ما باید بگوییم حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) برای دینی قیام کردند که آن دین جز حق و عدل نمی‌گوید. دینی که از ظلم و ستم و نیرنگ و فریب و دروغ حمایت نمی‌کند. دینی که جز به اراده الهی و خواست الهی راضی نمی‌شود.

 دینی که همه ارزش‌ها و گزاره‌های اخلاقی را پاسداری می‌کند. دینی که به همه ناهنجاری‌ها و ضد ارزش‌ها دست رد می‌زند و آن‌ها را مردود می‌شمارد. دینی که به همه حقوق مسلم انسان‌ها احترام می‌گذارد. آزادی و حریتی که شایسته و مناسب با شأن انسانیت انسان است را حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) محترم می‌شمارند و برای چنین ارزش‌هایی قیام کرده‌اند. امروزه جامعه جهانی به دنبال ارزش‌هاست؛ به‌دنبال حقوق است به‌دنبال آن چیزی است که مسلّماً انسان‌ها آن‌ها را به‌عنوان حقوق پایه و اساسی خودشان شناخته‌اند. آن‌چه که امروز جامعه جهانی به‌دنبال آن است، هم‌گرایی و وحدت جوامع بشری، مناسبات درست و صحیح همه جوامع و همه اقشار جامعه بشری است. ما در پرتو یک دین الهی که به این معیارها مهر تأیید می‌زند، می‌خواهیم این‌ها را جهانی کنیم. اگر ما بخواهیم نهضت را در حد نظامات سنتی خودمان محصور کنیم، دیگر نمی‌توانیم این را در امواج وسیع جهانی ارائه کنیم و نمی‌شود که بخواهیم جامعه جهانی، به نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) نگاه دیگری داشته باشد. صرفاً با این عزاداری و این زنجیرزدن‌ها و شور حسینی نمی‌توانیم جهان را به این نهضت متوجه کنیم، جهان برای خودش شورهای فراوانی دارد. این‌گونه شورها برای ما مقدس است، اما آن‌ها مقدسات و شورهای دیگری دارند. ما می‌خواهیم این مقدس حقیقی و این شور حقیقی را توسعه بدهیم.

زمانی می‌شود این شور، عزا و صحنه مصیبت را برای همه جهان ترسیم کرد، که آن اندیشه‌ها و آن افکاری که حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) بر اساس آن این نهضت را اقامه کرده‌اند، به جهانیان منتقل شوند.

چون الان بحث دین‌گرایی و معنویت یک بحث جهانی است.

حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) دینی را معرفی می‌کنند که قابلیت این را دارد که در عرصه جهانی معرفی بشود. معنویتی که در اسارت افراد جائر و ظالم و جاهل و... قرار دارد، نمی‌تواند انسان را نجات بدهد. ما باید ادیان و دین حق را از دست کسانی‌که با قرائت‌های ظالمانه و جائرانه و جاهلانه تفسیر می‌کنند دربیاوریم. بحث دیگر، مباحث حقوق، اخلاق و ارزش‌های انسانی است.

نهضت حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) دارد حقوق انسان‌ها را مبتنی بر یک دین الهی تبیین و ارائه می‌کند، اخلاق، اصول و ارزش‌های انسانی را ارائه می‌کند. این نهضت جامعه جهانی را به هم نزدیک می‌کند و به یک آیین فرا می‌خواند. دینی که آمده تا همه انسان‌ها را در برابر پروردگار به عبودیت فرابخواند. یعنی وحدت اجتماع را که امروزه جامعه جهانی دنبال می‌کند، در این نهضت وجود دارد. بنابراین، در معرفی جهانی این نهضت احیاگر، آن اندیشه که این قیام را ساخته، باید مورد توجه باشد، آن اندیشه اگر باشد، امروز این قیام زنده است. حال آن اندیشه به دنبال چیست؟ دنبال اخلاق و ارزش‌های انسانی است؛ دنبال قواعد حاکم بر حقوق انسانیت است. آن اندیشه دنبال یک اعتقاد صحیح و سالم الهی و نابی است که از دسترس هر بشری مصون است. بنابراین برای تبیین این رفتار و این نهضت باید به آن بن‌مایه‌ها توجه شود. باید آن‌جایی که حضرت أباعبدالله(علیه‌السلام) کلمه استرجاع را بر زبان جاری می‌کنند، این‌جا باید تبیین بشود.

آن‌حضرت آمده‌اند که بر اساس رسالت اصلی‌شان، آن دین را از دست جائران، ظالمان، جاهلان و دیگر نااهلان نجات بدهند. بنابراین همه آن چیزهایی که امروز به‌عنوان گفتمان جهانی مطرح است، به‌عنوان حقوق انسانی و وحدت اجتماعی و جهانی، ارزش‌های انسانی، حقوق حاکم بر جوامع انسانی، مناسبات و روابط انسانی، اخلاق و...، همه این‌ها امروز به‌عنوان گفتمان جهانی مطرح می‌شود، مطالبات جهان است و دارد خودش را از همه گوشه‌های جهان فریاد می‌زند، مضافاً بر این‌که این گفتمان‌ها متأسفانه چون منهای عقبه دینی هستند، نمی‌توانند پایدار باشند.

[ ۱۳٩٢/۸/٢٩ ] [ ۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه