یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

با بلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی توسط رهبر انقلاب ضرورت و تاکید ایشان بر تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن بویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه طی جلسات متعددی درگفتگو با حجت الاسلام و المسلمین سید صمصام الدین قوامی ریاست محترم بنیاد فقهی مدیریت اسلامیبه واکاوی و بررسی بندهای مختلف این فرمان رهبری پرداخته است قسمت اول این گفتگو تقدیم می گردد


به عنوان شروع بحث در ابتدا بفرمایید که اقتصاد مقاومتی به چه معناست؟

 کلمه مقاومت از باب مفاعله است که به معنای قیام در مقابل قیام است، در همایشی که در سال گذشته تحت عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح شد و بنده بعنوان سخنران حضور داشتم، یکی از بحثهای مطرح شده مفهوم شناسی اقتصاد مقاومتی بوده که مطرح شد، دشمنی هست که قیام کرده تا شما را ریشه کن و مستأصل کند و از این سمت هم قیامی در مقابل آن دشمن هست که او را وادار به عقب نشینی کند که این دو قیام در برابر هم تبدیل به مقاومت می‌شود، مقاومت بدون دشمن متصور نیست کسی باید باشد تا تحریم و تهدید کند و ضد ما تبلیغ کند تا ما در مقابل او بایستیم و اینجا کلمه مقاومت معنا پیدا می‌کند.

مقاومت در عرصه نظامی

 گاهی مقاومت در عرصه نظامی مطرح است که بروز آن مانند حزب الله و حماس است که در مقابل صیهونیست قرار دارد؛ صهیونیست قیام کرده و مقاومت در برابر او شکل گرفته است.

مقاومت در عرصه سیاسی

 گاهی مقاومت در جنبه سیاسی است مثل مقاومت هسته ای و مذاکراتی که شکل گرفته قیام اتحادیه اروپا و در کل گروه  5+ [1] است که حق ما را ضایع کنند و ما هم در برابر آنها بسیج می‌شویم و قیام می‌کنیم تا آنها را از هجوم بازبداریم و به یک نقطه تعادل برسیم، در تمام عرصه‌ها مقاومت قابلیت تصور دارد، مهم قیام است، او تمام قد ایستاده و ما هم باید تمام قد بایستیم و پاسخ او را بدهیم.

مقاومت در عرصه اقتصادی(اقتصاد مقاومتی)

 اقتصاد مقاومتی هم همین مقاومت در عرصه اقتصاد است، باز اینجا هم او هست و ما هم هستیم، او قیام کرده، چون اقتصاد از یک دیدگاه جزو زیربناهای یک کشور است، یک کشور را شاید از لحاظ سیاسی، نظامی و فرهنگی نتوان شکست داد لذا اقتصاد نقطه امید کشورهای غربی است که اگر کسی را از لحاظ سیاسی، نظامی و فرهنگی نتوانند شکست دهند، در عرصه اقتصادی امیدوارترند، چرا که اقتصاد به معنای نان و آب مردم است و می‌تواند جلو توسعه یک ملت را بگیرد لذا دشمن به این مبحث امید زیادی دارد و از لحاظ ارزی و بانکها محدودیت بوجود بیاورد، و یا صادرات نفت و گاز را متوقف کند، اقتصاد اگر ضربه قوی بخورد ما دچار انفعال خواهیم شد و توانایی مقابله را از دست خواهیم داد و شرایط نارضایتی مردم را بوجود خواهد آورد، در فرهنگ می‌توانند ماهواره راه بیندازند یا با بی حجابی یا عرفانهای کاذب فعالیت کنند اما امید اصلی آنها به اقتصاد است، بنابر این اقتصاد مبحث بسیار مهمی است.

آیا اقتصاد مقاومتی را می توان  به عنوان یک نظریه جدید در عرصه اقتصاد معرفی کرد؟

در جنبش غیر متعهدها در تهران یکی از مسؤولان شرکت کننده از کشور اندونزی - آقای بودیانو معاون رئیس جمهور اندونزی-  خدمت مقام معظم رهبری رسید و عرض کرد من خود اقتصاد دانم ولی این دیدگاهها بسیار جالب و جدید است. و خود همین نشان می‌دهد که این نوع اقتصاد با اقتصاد ریاضتی متفاوت است.

آیا نظریه اقتصاد مقاومتی یک نظریه ثابت است یا مربوط به دوران بحران است؟

 اقتصادمقاومتی چیزی نیست که ما به صورت انفعالی به آن رسیده باشیم، اسلام همیشه طرف مقابل دارد؛ اسلام هراسان همیشه وجود دارند لذا این اقتصاد، اقتصاد مقاومت است، دستورات آن دستورات مقاومتی است که در تولید و توزیع و مصرف نقش دارد، نبوغ اقتصاد اسلامی همین است که هم برای تولید و هم برای توزیع و هم برای مصرف دستوراتی دارد.

اصلی ترین رکن اقتصاد چه رکنی می باشد و تفاوت اقتصاد ریاضتی و مقاومتی چیست ؟

 اصلی ترین رکن اقتصاد این است که تکیه بر منابع بومی و ملی داشته باشیم و از دشمن قطع امید کنیم، چون دشمن هیچ وقت صدقه نمی دهد و کمکی نخواهد کرد، اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی متفاوت است، اقتصاد ریاضتی ناشی از نداری است مثل کشورهای اروپایی که به نداری افتاده و از فرط نداری به ریاضت افتاده اند، کشورهایی مانند یونان، اسپانیا، پرتقال و اخیراً ایتالیا و کم کم تمام اروپا و خود آمریکا با بدهی های زیاد و کسری بودجه های فراوانی روبرو شده اند در نتیجه می‌گویند باید ریاضت کشید، یعنی باید به سختی افتاد، سخت زندگی کرد تا بتوانند دوام بیاورند، ولی اقتصاد مقاومتی لزوماً به این معنا نیست؛ اقتصاد مقاومتی ناشی از نداری نیست، ناشی از دارایی است و علت مقاومت ضربات دشمن است، یعنی اگر دشمنی نباشد دارایی‌ها به اندازه ای هست که کفایت و به توسعه همه  جانبه کمک کند، در اقتصاد ریاضتی دشمن وجود ندارد ضعیف است، الان اروپا را کسی تحریم نکرده ولی دارند ریاضت می‌کشند که به علت سوء تدبیر است، پولهایشان را در خاور میانه خرج کرده اند و بی پول شده اند و به ریاضت افتاده اند، ولی در اقتصاد مقاومتی همه چیز هست ولی دشمن اجازه بهره برداری نمی دهد بنابر این باید مقاومت کرد و از اینجا می‌توان تفاوت اقتصاد مقاومتی و اقتصاد ریاضتی را تشخیص داد.

مهمترین ارکان اقتصاد مقاومتی چیست؟

باور و تکیه بر دارایی ها مادی و معنوی کشور:

اولین رکن اقتصاد مقاومتی این باور است که ما همه چیز داریم و باید بر دارائی های خودمان تکیه کنیم، اگر این اتفاق بیفتد ما خواهیم دید که دو دریا، چندین رودخانه، معادن، نفت و گاز که از لحاظ مجموع ذخایر نفت و گاز بالاترین هستیم، از لحاظ هوش بهترین هستیم، انقلاب یک سرمایه است، اسلام اهل بیت یک سرمایه است یک ثروت است، قرآن، حوزه و روحانیت، فقه و معارف دینی ثروتهایی است که ما دارا هستیم و چقدر متخصص در زمینه های مختلف داریم و در هر زمینه ای که وارد می‌شویم بهترین هستیم، در دانش هسته ای، دانش شبیه سازی، در ربوتیک، رشته های ورزشی و... سرعت رشد بالای ما دشمنان ما را به وحشت انداخته که اگر جوان ایرانی بر علوم مسلط بشوند حریفی نخواهند داشت و می‌خواهند مانع توسعه کشور ما بشوند، به اولین رکنی که باید اعتقاد داشته باشیم تکیه به درون است و الگوی اقتصاد کشور را نیز باید مطابق با این اعتقاد تغییر داد و تکیه بر نفت را که یک آرزوی همیشگی است کنار بگذاریم و از این فرصت برای کنار گذاشتن نفت استفاده کنیم، محصولات نفتی مثل پتروشیمی خوب است اما تکیه بر صادرات غیر نفتی باشد؛ صادرات باید بیش از واردات باشد و واردات نباید به اقتصاد ضربه بزند. واردات می‌تواند مکمل صادرات باشد.

سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی که توسط رهبر انقلاب در سالروز انقلاب تبریز در 29 بهمن سال 1392 ابلاغ شد چه ویژگی هایی دارد؟

در 24 مورد سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی نکات زیبایی وجود دارد این سیاست‌ها چند ویژگی داردالف- یکی اینکه بر تمامی مشکلات اقتصادی فائق می‌آید، ب- دوم اینکه ایشان فرمودند دشمن با تمام صف آرائیهایش عقب نشینی می‌کند، ج- سوم این سیاستها می‌تواند بصورت یک الگو دربیاید، یعنی نه تنها برای ما مفید باشد بلکه برای سایر ملتها نیز مفید واقع شود و یک الگوی الهام بخش باشد و از دیدگاه رهبری این سیاست‌ها سه خصوصیت دارد، اولا) این جنگ؛ یک جنگ تحمیلی اقتصادی است و  اگر جنگ تحمیلی هشت سال طول کشید این جنگ ممکن است هشتاد سال طول بکشد، آن جنگ با پیروزی همراه بود و این جنگ نیز با پیروزی همراه خواهد بود و حلال کل مشکلات است، ثانیا )موجب عقب نشینی دشمن است ثالثا)  این سیاست ها می تواند الگویی برای دوستان ما باشد؛ این طرح دارای 24 سیاست کلی است که به رؤسای قوا ابلاغ شد تا عملیاتی بشود، هر کدام از قوا برای خودشان منشوری بنویسند و هر سه با هماهنگی یکدیگر منشور جداگانه ای بنویسند و گفتمان سازی کنند.

رهبر معظم انقلاب در ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد فرمودند که بحث اقتصاد مقاومتی بایستی بصورت یک گفتمان در سطح نخبگان، مسؤولان و مردم تبدیل شود[2]؛  چگونه می توان این سیاست کلی را به صورت یک گفتمان در بین عموم مردم رواج داد و مردم در تحقق این سیاست های کلی چه جایگاهی دارند؟

 گاهی گفتگوها در سطح مسؤولان و نخبگان باقی می‌ماند و این کافی نیست، مخاطب اقتصاد مقاومتی مردم هستند که بایستی این نوع اقتصاد را تحمل کرده و به پیش ببرند و الا مسؤولان به اندازه کافی با این مبحث آشنا هستند و قوانین آن را می‌دانند ولی تا مردم نخواهند این کار انجام نمی شود و بحث اقتصاد مقاومتی نباید تنها در همایشها محدود و منحصر بشود.

حوزه های علمیه در تبیین و تبدیل این سیاست ها به گفتمان علمی و عمومی چه جایگاهی دارد؟

حوزه علمیه در مجموعه نخبگان قرار می‌گیرد و یک جمع نخبه اجتهادی است ما می‌توانیم کرسی های درسی و نشست های علمی و نظریه پردازی ایجاد کنیم ؛ می‌توانیم این سیاست ها را در گروه اقتصاد حوزه مطرح کنیم که اخیراً بسیار فعال بوده است. رویکرد این طرح جهادی است، جهادی به این معنی که یک تلاش مخلصانه و در راه خدا بدون ساعت کار، ابتکاری، فرصت ساز، مولد، درونگرا، و دیگر اصطلاحات که بسیار اصطلاحات زیبایی است.

حوزه علمیه بدلیل اینکه به نوعی پدر نظام اسلامی است، این پدر نسبت به فرزندش مسئولیت دارد و باید اقتصاد  را به شکل مقاومتی طراحی و به فرزند خویش بیاموزد.

حوزه برای اقتصاد انجمن اقتصاد دارد اما مرکز تخصصی اقتصاد ندارد، در حالی که در انجمن اقتصاد نیروهای بسیار ورزیده ای حضور دارند که شاید در تدوین این سیاستها هم نقش داشته اند، اما حوزه چون خودش را آماده نمی کند دچار انفعال می‌شود، حوزه نقش ترویجی دارد و فاقد نقش تولیدی است تا بتواند یک نظریه جدید ارائه بدهد، مقام معظم رهبری خودشان یک شخصیت حوزوی هستند و این نظریه را به نمایندگی از طرف حوزه علمیه ارائه دادند، یعنی حوزه می‌بایست این کار را انجام می‌داد، اما مقام معظم رهبری از طرف حوزه این کار را انجام دادند، ما باید بگوییم نظریه اقتصاد مقاومتی را حوزه ارائه داده و یک گام جلوتر هستیم، الان حوزه علمیه می‌بایست راجع به اقتصاد مقاومتی تبلیغ و گفتمان سازی کند، از تریبونهای مختلف مردم را نسبت به این مبحث توجیه کنند، در تریبون نماز جمعه باید به این مبحث پرداخته شود همچنانکه به مبحث سبک زندگی پرداخته می‌شود، البته مبحث اقتصاد مقاومتی جزئی از سبک زندگی است، همچنین در پایان نامه حوزوی این 24 مورد  از اقتصاد مقاومتی به عنوان موضوع پایان نامه ها محل توجه قرار بگیرد.

حتی می‌توان همانطوری که کمیته معارف و قرآن و حدیث یا فقه و اصول داریم کمیته اقتصاد تشکیل بدهیم و ده‌ها پایان نامه با محوریت این سیاست ها نوشته بشود ، نشریه افق حوزه می‌تواند ستون مشخصی را تحت عنوان اقتصاد مقاومتی تشکیل دهد، الان کرسی فقه مدیریت آغاز شده است، آیت الله مؤمن درس ولایت فقیه را شروع کرده اند و بسیار خوب است، در اقتصاد نیز برخی از  فقها که دید حکومتی دارند ؛ داوطلب بشوند و مبحث اقتصاد مقاومتی را با نگاهی مجتهدانه و فقیهانه تدریس کنند، می‌توان کتابهای اقتصادی علمای سلف مانند کتاب اقتصادنا شهید صدر و کتب دیگران را احیا  و منتشر نمود، حوزه عادت کرده مباحث مکاسب و بیع و خیارات را بگوید، آنقدر در بحث خیارات ریز می‌شوند، اما در این مبحث وارد نمی شوند، چرا که کار تولیدی سخت است، نظیر ندارد ما می‌بایست در این سی و چهار سال این تئوری را در حوزه ارائه می‌دادیم که انجام ندادیم، حالا که ارائه شده حوزه در انفعال قرار گرفته است، اگر بخواهد آن را نقد کند مشکل است، بخواهد نپذیرد که امکان ندارد، در مقام تعمیق و ترویج و توسعه آن باید کار بکند، بحث های حماسی آن را ترویج کند تا خوب پیشرفت کند، می‌شود روی بند بند این سیاستها کار کرد، حداقل کاری که می‌توان انجام داد این است که کمیته ای بنام اقتصاد مقاومتی تشکیل بدهد و وظایف حوزه را نسبت به این سیاستها تبیین کند، اگر با دید فقاهت به این سیاستها نگاه بشود مبحث فقه الاقتصاد تقویت خواهد شد، تولید علم با ساختار موضوعی و زیر بنایی و نقشه راه انجام خواهد شد و الگویی ارائه خواهد شد، اگر شهید صدر زنده بودند امروز به اینجا می‌رسیدند، رهبر معظم انقلاب بعنوان یک متخصص فقیه که سی و پنج سال مدیریت کرده اند و اقتصاد جنگ، اقتصاد سازندگی، اقتصاد اصلاحات و اقتصاد اصولگرایان را دیده اند، تحریمها را دیده اند، حالا هم اقتصاد اعتدالیون است، شخصیت ایشان فعال شده و نازله ایشان مبحث اقتصاد مقاومتی شده است.

آیا در صدر اسلام نمونه هایی از مواجهه اهل بیت با چنین موضوعی موجود است یا خیر؟ آیا بدون اصلاح ساختار نظام بانکی می‌توان در اقتصاد مقاومتی به نتیجه مطلوب رسید؟

یکی از بندهای بیست و چهار گانه اقتصاد مقاومتی سیستم بانکی است که باید مبتنی بر اقتصاد اسلامی باشد، این نظریه مبتنی بر مبانی خاصی است که دائمی است، علت ا یجاد این اقتصاد مقابله با دشمن است، الان انقلاب ما دشمنان مختلفی مثل صهیونیست یا وهابیت دارد، آنها اقتصاد را در چنگ خودشان دارند و توسط اقتصاد می‌توانند حکمرانی کنند، به انقلاب ما ضربه بزنند، اما چون همیشه در اسلام مقاومت وجود دارد مانند صدر اسلام که پیامبر اکرم را تحریم کردند و ایشان را به شعب ابیطالب فرستادند، امروز اقتصاد جهانی است مثل ظروف مرتبط است به راحتی می‌توان ضربه زد، می‌توان سیستم ارزی را دستکاری کرد و کشوری را از این جهت محاصره کرد، نفس حضور انقلاب اسلامی برای دشمنانش خطر است اینکه مقام معظم رهبری می‌فرمایند دانش هسته ای بهانه است، عمده خود انقلاب اسلامی است، نظریه پردازان غربی مانند فوکویاما و تافلر می‌گویند انقلاب اسلامی مانند سیل در حال پیشروی است، اقتصاد مارکسیزم که شکست خورد و اقتصاد لیبرالی که مرکز آن وال استریت است در برابر این اقتصاد اسلامی قرار دارد، روح اقتصاد اسلامی مقاومت است، بعنوان مثال اسلام در بحث مصرف توصیه هایی دارد، « إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ ؛اسراء آیه 27» معلوم می‌شود شیاطین همیشه هستند و مقابله می‌کنند، « ٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین‏؛ اعراف 31 »، شیطان وعده فقر می‌دهد « الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ . بقره؛ 268)» بعد می‌گوید اگر از من اطاعت کنید شرایطتان بهتر می‌شود، امروز شیطان آمریکاست؛ فرهنگ دینی ما دائما روی مقابله با دشمن تکیه دارد این که خداوند متعال در قرآن می فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون‏، انفال آیه 60»  یعنی همه قوایتان را مجتمع کنید من جمله قوه اقتصادی را در برابر دشمن که آنها بترسند، قرآن کریم در آیه 60 سوره انفال بحث از مقاومت می‌کند، اقتصاد مقاومتی یک نظریه پشتیبان نسبت به اقتصاد اسلامی است، باید نظریه پردازی بشود و مبانی آن مشخص شود، اینکه مقام معظم رهبری فرمودند در بین مردم تبدیل به گفتمان بشود به این معنی است که همان اقتصاد اسلامی را در بین مردم بازگو کنیم، اگر بخواهیم اقتصاد اسلامی را بند بند کنیم خواهیم دید که همین 24 بند اقتصاد مقاومتی خواهد بود، مشکل سیستم بانکی رباست و راه حلش قرض الحسنه است ، جایی که بحث از اقتصاد بومی است، می‌فرماید «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُور، ملک آیه 15»زمین برای شما رام است، روی شانه های آن سوار شوید، و از معادن آن روزیتان را بیرون بیاورید و بخورید، وابسته به خودتان باشید، یا درباره دریا می‌فرماید «وَ هُوَ الَّذی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْکَ مَواخِرَ فیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏؛ نحل 14» ثروتها زیاد است سعی کنید به ثروت خودتان تکیه کنید، کسانی که قدرت نظریه پردازی دارند مبانی فقهی و حقوقی و نظری این سیاستها را بدست بیاورند، کما اینکه گروهی تلاش کردند مبانی فقی و حقوقی قانون اساسی را بدست آوردند، این تلاشها تبدیل به فقه سیاسی شد، حالا نیاز است فقه اقتصادی تشکیل بشود، روی این اصول 24 گانه تحقیق بشود، بعد هم ترویج بشود، در مباحث مدیریت، مدیریت اقتصادی وجود دارد که نگاه های کلی است، این مبحث نگاه های ریزتری می‌خواهد، در بحث بانکها که نگاه تخصصی لازم است.

ادامه دارد


[1] - گروه پنج به علاوه یک، از پنج عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) و آلمان تشکیل شده‌است. هدف این گروه هماهنگ کردن واکنش جهانی نسبت به برنامه هسته‌ای ایران است.

[2] - بند 21 ؛ - تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن بویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/۱٧ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد