یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

به مناسبت ایام شهادت امیر المومنین علی علیه السلام  در گفتگو با استاد ارجمند حجت الاسلام و المسلمین  سید محمد طباطبایی یزدی فرزند مرحوم علامه بزرگ محقق طباطبایی (ره) پیرامون کتاب « فضائل امیر المومنین» که با همت ایشان به زیور طبع آراسته گردید رسیده ایم و آنچه می خوانید حاصل این گفتگوست


در ابتدا معرفی اجمالی از شخصیت مرحوم علامه محقق سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی داشته باشید.

مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (ره) از نوادگان مرحوم آیة الله العظمی سید محمدکاظم یزدی صاحب عروة الوثقی بودند و از جهت مادری و پدری به صاحب عروه متصل بودند، ایشان در نجف اشرف به دنیا آمدند و در محیط علمی نجف پرورش یافتند و از محضر عالمان بزرگی مانند مرحوم آیت‌الله العظمی خوئی (ره) و آیت‌الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی (ره) بهره‌ بردند.

مرحوم محقق طباطبایی از کدام یک از شخصیت های بزرگ علمی نجف بیشتر متأثر بودند؟

دو شخصیت علمی در نجف بودند که بر شخصیت محقق طباطبایی تأثیرگذار بودند، یکی شیخ آقابزرگ تهرانی صاحب الذریعه اعلی الله مقامه الشریف، که هر چه زمان می‌گذرد اهمیت و جایگاه این شخصیت بزرگ بیشتر برای دیگران مشخص می‌شود، چنان که در زمان حیات ایشان اهمیت کار ایشان برای برخی به روشنی مشخص نبود و گمان می‌کردند ایشان بین کتاب‌ها نشسته است و مطالبی می‌نویسد و بعدها کتاب الذریعه ایشان مرجع قریب به اتفاق همه پژوهش های اسلامی شد، و دیگری هم مرحوم آقا شیخ عبدالحسین امینی صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر رضوان الله تعالی علیه است. مرحوم والد 25 سال با این دو شخصیت بزرگ محشور بوده‌اند، منزل شیخ آقابزرگ درست مقابل منزل شخصی ایشان بود و خیلی برای ایشان سهل الوصول بود و محقق طباطبائی همچنان که در کتابخانه علامه امینی مشغول به شناسایی نسخ خطی بودند، نسخه ها را به محضر شیخ آقابزرگ طهرانی می بردند و در محضر ایشان شاگردی می کردند. و حتی به گونه ای بود که محقق طباطبائی در پژوهش های حدیثی  و نسخه شناسی ها، رابط بین این دو شخصیت بزرگ بودند. همچنین طی سفرهایی که به ایران و سوریه و ترکیه می رفتند برای علامه امینی و شیخ آقابزرگ طهرانی منابع خطی از کتابخانه های مختلف عکسبرداری یا استنساخ می کردند و برای الغدیر و الذریعه به اساتید خود می رساندند. این دو دانشمند ربانی، بر شخصیت مرحوم والد خیلی تأثیر گذاشتند. بعد فوت این دو بزرگوار یعنی شیخ آقابزرگ در سال 1389 و علامه امینی در سال 1390، یعنی در فاصله حدود شش ماه، سعی مرحوم والد بر این شد که راه این دو استاد را با همان سبک و سیاق ادامه دهد و لذا بیشترِ آثار بر جای مانده از مرحوم محقق طباطبایی تکمله و حاشیه ای است بر آثار علامه امینی و شیخ آقابزرگ تهرانی و یا در همان موضوعات کاری آنها و در راستای اهداف علمی آنان است.

دو کتاب اصلی آقابزرگ، کتاب «الذریعه الی تصانیف الشیعه» که کتاب‌شناسی علمای شیعه است و دیگری کتاب «طبقات اعلام الشیعه» که در شرح‌حال علمای شیعه طبقه به طبقه و قرن به قرن تحریر شده است. بخش عمده کار محقق طباطبائی ادامه حیات علمی آقابزرگ طهرانی در این دو پروژه بود.

 چنانچه مستحضر هستید کتاب الذریعه به صورت یکجا به چاپ نرسید و مجلد به مجلد چاپ شده است، تعدادی از مجلدات آن در نجف اشرف چاپ شد و تعدادی دیگر را مرحوم شیخ آقابزرگ به تهران فرستادند که پسر ایشان دکتر علی‌نقی منزوی و مجلدات بعد را فرزند دیگرشان احمد منزوی در تهران به طبع و نشر رساندند، که سبب شد با مشکلاتی همراه شود و تغییر و تصرفاتی در آن حاصل شد که شیخ آقابزرگ از این موضوع ناراحت بودند و به لحاظ مشکلاتی که روی الذریعه پیش آمد مرحوم محقق طباطبایی کارهایی روی الذریعه انجام دادند. ابتدا مستدرک الذریعه را گردآوری کردند، 11 هزار فیش تحقیقاتی ایشان محصول این کار است. متأسفانه در اواخر عمرشان بیماری قلبی و تنگی نفس مانع شد که ایشان با خیال راحت بتوانند کار را ادامه دهند.

 کار دیگر ایشان که خیلی مهم است به نام «أضواء علی الذریعه» که این را به دلیل احترامی که برای الذریعه دارند این طور نام گذاری کرده‌اند یعنی نمی‌خواستند بگویند که الذریعه خطا دارد بلکه می‌خواهیم روشن‌تر شود.

الآن در هر کتابخانه دنیا که بروید برای مطالعات اسلامی شما را به قفسه کتب شیعه که راهنمایی می‌کنند آنجا کتاب الذریعه را معرف طایفه شیعه می‌بینید، این کتاب همه میراث علمی و دینی و فرهنگی و ادبی شیعه را با استناد به نسخ خطی و آثار چاپ شده معرفی کرده است و شناسنامه میراث ماست. همچنین الذریعه مأخذ و منبع کتابها و مقالات و تمامی پژوهش هایی است که به نوعی با میراث علمی شیعیان مربوط باشد. متأسفانه چاپ این اثر در زمان و شرایطی بود که اشتباهات زیادی داشت. با این حال هر زمان که می‌خواهند الذریعه را چاپ کنند یا چاپ قدیمی را افست می کنند و یا از روی همان چاپ، با همان اغلاط حروف‌چینی می‌کنند. مرحوم محقق طباطبایی هم بر اساس احساس وظیفه و احترامی که به شیخ آقابزرگ داشت الذریعه را خط به خط از اول مطالعه کردند و روی آن کارکردند و همه اغلاط را اعم از اغلاط علمی و مطبعی همه را تصحیح کردند. همچنین اطلاعات بسیار زیادی را درباره همان مدخل ها که در الذریعه آمده است در حاشیه و در فیش های جداگانه ای افزودند که مجموع این تعلیقات در حاشیه ها و فیش ها عنوان «اضواء علی الذریعه» را گرفت.

نوع تصحیحات مرحوم محقق طباطبایی بر این کتاب شامل چه مواردی بود؟

ایشان در مواردی که خطایی رخ داده بود اصلاح کردند؛ مثلاً کتابی که متعلق به نویسنده‌ای سنی مذهب است و در الذریعه جزو نویسندگان شیعه شمرده شده است، چرا که «الذریعه» کتاب‌شناسی شیعه است نه اهل سنت، و گاه تاریخ تولد یا وفات شخصیتی اشتباه نقل شده بود یا اینکه بر اساس پژوهش های جدیدتر به نتایج دیگری رسیده، این موارد را مرحوم محقق طباطبایی اصلاح کردند. همچنین با سفرهای علمی بسیار زیادی که محقق طباطبائی داشتند و نسخه های خطی بی شماری که در کتابخانه های دنیا، از کتابخانه های بزرگ گرفته تا مجموعه های شخصی کوچک، در نقاط مختلف و شهر به شهر دیده اند، نسخه هایی شناسایی شد که مرحوم آقابزرگ طهرانی ندیده بود و اینها نیز در همین کار بر الذریعه افزوده شده است. مرحوم علامه شیخ آقابزرگ طهرانی در شرایطی الذریعه را آغاز کرد که هیچ فهرست نسخ خطی در دست نداشت و اولین فهارس نسخ خطی ایران یعنی مجلدات اول آستان قدس رضوی و مجلس شواری ملی در تهران، بعد از آن منتشر شدند. انتشار فهارس نسخ خطی در سالهای بعد، برای ادامه حیات الذریعه بسیار مهم بود و محقق طباطبائی با تلاش برای شناسایی نسخ خطی تقریباً همه فهارس نسخ خطی را چه از کشورهای اسلامی و چه از کشورهای دیگر منتشر شده بود در حد کمال توان خود دنبال می کردند و خط به خط مطالعه می کردند تا کتابشناسی شیعه را تکمیل کنند. در حاشیه فهرست هایی که اکنون در کتابخانه محقق طباطبائی هست، می توان دید که ایشان از سویی دنبال میراث علمی عالمان و ادیبان و محدثان و دانشمندان شیعه بودند و از سویی فضائل اهل بیت پیامبر علیهم السلام را در میراث اهل سنت پیگیری می کنند. گویی این فهارس از زیر چشم شیخ آقابزرگ طهرانی و علامه امینی گذشته است تا الغدیری و الذریعه ای تألیف شود. رحمة الله علیهم اجمعین.

بیش‌ترین دغدغه مرحوم محقق طباطبایی چه بود؟

می توان گفت هسته مرکزی تمام تلاش ایشان شخصیت امیرالمؤمنین بود، اگر کار کتاب‌شناسی و نسخه شناسی انجام می‌داد اگر در کتابخانه حرم مطهر رضوی و در شهرها و کشورهای دیگر نظیر ترکیه و سوریه و عراق و یمن و انگلستان و امریکا به کتابخانه‌ها می‌رفتند همه جا به دنبال این بودند که کتابی درباره فضایل امیرالمؤمنین بیابد و کتاب های روایی اهل سنت که اشاره‌ای به فضائل امیرالمؤمنین داشت را در دفاترش می‌نوشت؛ از تعبیرات ایشان در دفاع از فضائل امیرالمؤمنین و رد معاندان، کاملا ملموس است که ایشان واقعاً عاشقانه کار کرده است.

اخیراً کتابی با عنوان فضائل امیر المومنین با تصحیح و تحقیق مرحوم محقق منتشر شد که به عنوان منتخب کتاب سال حوزه نیز معرفی شد، لطفاً راجع به این کتاب توضیح بدهید.

در باره فضائل امیرالمؤمنین جناب احمد بن حنبل کتابی به نام فضائل الصحابه نوشته است که منتشرشده و فضائلی که از لسان پیامبر اسلام درباره صحابه نقل شده است را جمع‌آوری کرده؛ از خلیفه اول شروع کرده تا برسد به عبدالله بن عباس که اول فضائل عشره مبشره را بیان می‌کند که خود اهل سنت اعتقاد دارند به ایشان بشارت بهشت داده شده است تا برسد به بقیه شخصیت‌ها، و حتی فضائل حضرت زهرا هم در آن هست وقتی این کتاب را تدوین می‌کنند فضائل امیرالمؤمنین جزء مهم کتاب می‌شود هم به لحاظ تعداد که 369 روایت است و هم به لحاظ سندیت و قاطعیت، چشمگیر است، احمد بن حنبل امام حنابله سال 241 از دنیا رفته است و روایاتش را پسرش عبدالله بن احمد و شخص دیگری به نام قَطیعی جمع‌آوری کرده‌اند و وقتی تعداد روایات مربوط به فضائل امیرالمؤمنین جلب توجه کرد از همان سده‌های نخست، از کتاب فضائل الصحابه جدا شد و تحت عنوان فضائل علی در بین عالمان و محدثان استنساخ و تکثیر شد و عنوان مستقلی گرفت و نسخه های خطی آن هم از همان قرون کهن به صورت مستقل در آمد و در زمره آثار احمد بن حنبل کتابی جداگانه شد. یک عبارت زیبایی از احمد بن حنبل هست که محدثین نقل کرده‌اند که ما در ابتدای کتاب آورده‌ایم: «ما جاء لأحدٍ من أصحاب رسول الله من الفضائل ما جاء لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه» خود احمد بن حنبل است که می‌گوید: آنقدر از احادیث فضیلت، که در شأن علی بن ابی طالب آمده، در مورد هیچ کدام از صحابه پیامبر اکرم نیامده. هم حاکم نیشابوری که مستدرک بر صحیحین نوشته و هم ذهبی که عنادش با شیعه و امامیه روشن است بر این مطالب خدشه نکرده اند، به لحاظ اهمیت راوی این‌ها، که احمد بن حنبل است، و قدمت آن که یک منبع روایی است هم در شیعه و هم در اهل تسنن جلوه کرده. اما برخی سنی‌ها که نمی‌خواهند این واقعیت‌ها را بپذیرند این مطالب را تضعیف کرده‌اند. مثلا در کشور عربستان و زیر سیطره آل سعود، همین کتاب را به صورت مستقل چاپ کرده اند، اما در پاورقی ها، یکی یکی روایات و راویانش را با روشی غیرعالمانه و مغرضانه تضعیف کرده‌اند.

مرحوم محقق طباطبایی چه کارهایی روی این کتاب انجام داده‌اند؟

اهمیت این کتاب این است که مرحوم محقق طباطبایی تک تک احادیث آن را در پاورقی بررسی کرده‌اند. این‌ها در تضعیف حدیث گفته‌اند که این راویش فقط عبدالله بوده که از پدرش نقل کرده اما اگر عبدالله از یکی دیگر از مشایخ غیر از احمد بن حنبل نقل کند این سندش قوی نیست. مرحوم مرحوم محقق طباطبایی این احادیث را از طرق دیگر تقویت کرده‌اند. به تعبیر جناب آقای نواب رئیس دانشگاه ادیان روزی گفتند: «این کتاب بمب است، آن را ساده نگیرید، کتاب در فضائل امیرالمؤمنین باشد، از احمد بن حنبل امام حنبلیان باشد، محقق طباطبائی عالمانه احادیثش را تحقیق کرده باشد!». تقویت این احادیث به این معنی نیست که تمام این احادیثی که احمد بن حنبل روایت کرده صحیح باشد. تعدادی روایات را مرحوم محقق طباطبایی تضعیف کرده‌اند. معنای نقد هم همین است. وقتی شما روی مطلبی پژوهش می‌کنید این طور نیست که همه را بگویید خوب است یا بد است. باید جایی که اشکال دارد را بیان کنید.

غربی‌ها معمولا پژهش های جهان شرق را تأیید نمی‌کنند و آن را روشمند نمی دانند و بر طبق معیارهایی که خودشان دارند تحقیقات ما را ضعیف می‌دانند. اما خانم زابینه اشمیتکه از محققان بسیار فعالی آلمانی و مسئول مطالعات معتزلی و شیعه در آلمان، وقتی این کتاب چاپ شد، خبر آنرا در اینترنت عنوان کرد و تیتر زد: یک «تحقیق نمونه» در جهان اسلام.

در تصحیح این کتاب، از چه نسخه هایی استفاده شده است؟

 در تصحیح این کتاب از پنج نسخه استفاده شده است که در مقدمه کتاب معرفی کرده‌ایم. از آن میان یک نسخه از قرن ششم است در یکی از کتابخانه های ترکیه، و نسخه کهن دیگری از کتابخانه آیة الله العظمی مرعشی نجفی و نسخه ای یمنی در تملک مرحوم علامه سید محمدعلی روضاتی. دو نسخه دیگر نیز نسخ کهنی از کتابخانه های صنعاء یمن بود.

چه مشکلاتی در تحقیق این کتاب متحمل شده‌اند؟

اولاً راجع به تحقیق خود کتاب باید گفت مرحوم محقق طباطبایی خیلی جاها به نسخه‌های خطی ارجاع داده‌اند، الآن کتاب‌ها راحت در کتابخانه‌ها پیدا می‌شود ولی در آن زمان که ایشان روی این کتاب کار می کردند، کتاب‌ها در دسترس نبود، ایشان نسخ خطی را مطالعه می کردند و ارجاع می دادند. ارجاع مطلب به نسخه خطی خیلی مشکل است، برخی از این کتب خطی روایی که ایشان آدرس داده اند هنوز هم چاپ نشده است و این‌ها حاصل تتبعات ایشان است و در کتابخانه ای که وارد می‌شد چون نظرش به این بود که فضائل امیرالمؤمنین را جمع‌آوری کند، بعدها در این کتاب به کار ایشان آمده است و در آخر کتاب در فهرست مطالب این‌ها را آورده‌اند. تحمل مشقتی که بزرگوارانی مثل علامه امینی و شیخ آقابزرگ طهرانی و مرحوم والد در آن زمان متحمل شده‌اند، بسیار ستودنی است. امروزه کارها آسان شده و به عنوان مثال تصویر برخی نسخه‌ها را روی اینترنت می‌توان بدست آورد، وسایل ارتباطی گسترش پیدا کرده است و می توان از طریق ایمیل با کتابخانه ها و محققان ارتباط گرفت، سفر کردن راحت شده است، ایشان با اتوبوسهای چوبی که در نجف آن روزگار مرسوم بود مسافرت های طولانی می‌کردند. برای دیدن نسخه ای با همین اتوبوسها مسافت طولانی تا حلب و دمشق می رفتند و بر می گشتند. شرایط آن نسل ها بسیار با شرایط نسل ما متفاوت بوده. و در عین حال با همه این مشکلات، کارشان بسیار پر خیر و برکت بوده و حجم پژوهش و استحکام آن با کارهای ما فاصله بسیار زیادی دارد.

علامه امینی به ایشان فرموده بودند که شنیده‌ام یک نسخه اصلی ابن عساکر در کتابخانه ظاهریه دمشق وجود دارد و مرحوم پدر به آنجا رفتند و بعد از دسترسی به آن نسخه، سه ماه آنجا ماندند و مطالبی را که در شأن و فضائل امیرالمؤمنین بود را به خط خودشان از آن نسخه ها استنساخ کردند و این کارها را بعدها در قم به آسانی در دسترس محققان و مؤسسه های پژوهشی گذاشتند. نسخه های عکسی ارزشمندی که ایشان در این سفرها تهیه کرده اند، همه مبنای تصحیح و تحقیق بسیاری از کتابهایی شد که بعدها از سوی محققان منتشر شد. ایشان برای در اختیار گذاشتن این کارها به محققان دیگر منتی نداشت، چون خودش دنبال بهانه ای بود تا این مطالب منتشر شود و همه عالم، فضائل امیرالمؤمنین را بخوانند و بدانند. دنبال این بود که به هر طریقی پشتوانه عظیم و محکم تشیع، نشان داده شود.

تصحیح این کتاب فضائل احمد بن حنبل چه مقدار زمان برد؟

این کار مربوط به سال 1356 شمسی و یکسال قبل از مهاجرتشان به ایران است. در همان زمان نشر این کتاب تا مرحله حروف‌چینی هم پیش رفت، اما همینطور ماند و چاپ نشد. دستنوشته های ایشان باقی ماند. هدف ایشان در این دستنوشته ها این بود که یک مقدمه خیلی جامعی برای این کتاب بنویسند، برای بخش های مقدمه عنوان هم زدند، ولی برخی عناوین همینطور ناقص ماند، ولی یک مقدمه ای دارد به نام «الفضیلة والفضائل» که هر کس بعد از چاپ کتاب این مطلب را خواند گفت واقعاً چقدر زیباست. ایشان تحت این عنوان از این مطلب بحث می‌کند که اساساً فضیلت به چه معناست؟ فضیلت انسان به چیست؟ و بعد ادامه می‌دهند که تمام این فضائل در امیرالمؤمنین بود و علی علیه السلام مورد ستایش تمام ملت های دنیا هستند، حتی با وجود اینکه حضرت رسول شخص اول جهان اسلام است، ولی آثاری که در مورد امیرالمؤمنین نوشته می‌شود بیشتر است، و قبول این مطلب شاید برای عده ای سخت باشد، و بعد در این مقدمه شرح می‌دهند که با این همه فضائل که یک شخص در اوج است چه بلایی بر سر جهان اسلام آمد که نتوانستند فضائل امیرالمؤمنین را بگویند تا بعد از 200 سال احمد بن حنبل بیاید و این فضائل را بازگو کند و روایتی دارد که شخصی چقدر نزدیک به امیرالمؤمنین بوده و از ترس بنی امیه نمی‌توانسته حدیثی را که بسیار معروف بوده را روایت کند.

بازتاب این کتاب در دیگر کشور ها چگونه بوده است؟

 برای برخی محققان آلمان و فرانسه و انگلستان و دیگر کشورها این کتاب را فرستادیم که خیلی برایشان اعجاب آور بود، اول اینکه اغلاط چاپی کتاب بسیار کم است و همیشه کتب دارای اغلاط چاپی هستند. حتی از تایلند که کشوری بودایی است با ما تماس گرفتند و 50 نسخه درخواست کردند و من با خودم گفتم خدایا چه کسانی در تایلند این کتاب را می‌خوانند؟! و این همه در حالی است که ما کاری در جهت معرفی این کتاب به طور کامل انجام نداده‌ایم. این کتاب در زمستان سال 1391 در تهران جایزه کتاب فصل را گرفت و امسال هم به عنوان کتاب سال حوزه نیز برگزیده شد.

ظاهرا حضرت عالی در معرفی این کتاب مقاله ای نیز نوشته اید؟

در آبان ماه 92 بزرگداشتی برای مرحوم محقق طباطبایی در تهران از سوی کتابخانه ملی برگزار شد با عنوان حامیان نسخ خطی که امسال از ایشان و همچنین از دکتر محمد دبیر سیاقی به عنوان مصحح متون ادبیات فارسی تجلیل شد و در ویژه نامه ای که در آنجا منتشر شد چند صفحه راجع به فضائل نوشته ام که به چاپ رسید.

چرا کتابخانه و آثار مرحوم سید عبد العزیز طباطبایی اینگونه محل توجه خواص و اهل تحقیق است؟

 مرحوم والد به لحاظ وضعیت شغلی که داشتند و محقق و کتاب شناس بودند چنانچه کتابی را مفید برای مکتب اهلبیت تشخیص می‌دادند آنرا تهیه می‌کردند و به همین جهت کتب متعددی را تهیه می‌کردند و هم اینکه کتابخانه ای غنی به لحاظ کتب برگزیده داشتند. بنده خاطرم هست هر کتاب جدیدی که می‌آوردند مثل کتاب المنهل الصافی صبح آن روز آقایان آیات عظام حاج آقا موسی شبیری زنجانی، آقای رضا استادی و آقا شیخ جعفر سبحانی که همه از اعلام حوزه هستند می‌آمدند به پدر ما سر می‌زدند که کتاب را تورق کنند. کتابخانه شخصی ایشان محل آمد و رفت بسیاری از بزرگان و محققان حوزه و دانشگاه بود. همچنین ایشان این کتاب‌ها را در ضمن مطالعه تصحیح می‌کردند. مثلاً کتاب کشکول شیخ بهایی یک کتاب معمولی است، همه جا هم هست، ولی مرحوم والد کشکول شیخ بهایی را تصحیح کرده و جاهایی تعلیقه زده، اهمیت این کتابخانه صرفاً به این نیست که کتب منحصر به فردی داشته باشد، اهمیت کتابخانه به این است که ایشان کتب را حاشیه زده‌اند و خط به خط خوانده‌اند و مطالبی بر آنها افزوده اند مثلاً کتب منابع اهل سنت را یک بار کامل خوانده‌اند و مطالب را تحقیق کرده اند. ما معمولا مراجعه داریم اما ایشان کتبی مانند معجم کبیر طبرانی؛ مصنف ابی شیبه و مصنف عبدالرزاق و دیگر کتب را کامل خوانده‌اند و یا حتی کتب تراجم مانند تهذیب الکمال که 27 جلد قطور است را کامل خوانده‌اند و با مداد هر مورد را تعلیقه زده‌اند و نظر به اهمیت این کتاب ها، حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی بعد از فوت ایشان، دستور دادند که کتابخانه ایشان تبدیل به کتابخانه عمومی بشود تا استفاده همگانی بشود، ایشان که در سال 74 از دنیا رفتنتد یک سال بعد این کتابخانه دایر شد و مدیریت این کتابخانه با اخوی بنده جناب آقای سید علی طباطبایی است که باهم همکاری می‌کنیم تا آثار مرحوم والد احیا بشود و یکی دو سالی است که بنیاد محقق طباطبایی را به عنوان بنیاد ثبت کرده‌ایم که متکفل آثار ایشان باشد و کتاب فضائل امیرالمؤمنین را تبرکاً انتخاب کردیم تا به عنوان اولین سلسله این مجموعه باشد و بقیه را در شماره های بعدی به صورت سلسله آثار بچاپ برسانیم.

اگر خاطره ای در خصوص این کتاب از مرحوم محقق طباطبائی دارید برای ما بازگو کنید؟

سن بنده اقتضا نمی‌کند که در خصوص این کتاب چیزی از پدرم شنیده باشم ولی با توجه به اخلاصی که ایشان نسبت به امیرالمؤمنین و نسبت به مروجین فضائل امیرالمؤمنین داشت سال گذشته ما کتابی را چاپ کردیم بنام «المقاصد العلیه فی المطالب السنیه». که خیلی خوب است در جلسه‌ای جداگانه مطرح بشود.

در زمینه مشکلات کاری وقتی مشکلی پیش می‌آمد همین الآن هم برخی محققین می‌گویند آن طور که باید به ما کمک نمی‌شود، کسی قدر آثار پژوهشی را نمی‌داند، مخصوصاً برخی کارهایی که خیلی تخصصی است و برای عموم مردم مورد استفاده نیست، مانند فهرست منتجب الدین که ایشان تصحیح کرده و ما هم مجدد روی آن کارکرده‌ایم و اضافاتی دارد که آماده چاپ می‌شود. ما چیزی که از پدرم به یاد دارم این است که ایشان از علامه امینی نقل می‌فرمودند: «ما صاحب داریم»، خب یعنی اصلاً نباید فکر مشکلات را بکنیم و باید به هدفمان فکر کنیم و با نیت خالص پیش برویم. باید هر کسی هر چه از دستش بر می آید برای مذهب انجام بدهد. به هیچ بهانه ای نباید کوتاهی کنیم.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٤/٢٩ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد