یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


یکی از مهمترین مطالبی که در کلامات رهبری خودنمایی می کند مسئله توجه به فلسفه می باشد و با ادبیات و بیانات مختلفی اهمیت این مسئله را بازگو می کنند به نظر حضرتعالی علت تاکیدات فراوان رهبر انقلاب بر روی این مسئله چیست ؟

فلسفه متولی نگاه هستی شناسانه

بنده تشکر می کنم از زحمات شما و امیدوارم این بحث ها قدم مثبتی در اجرایی کردن منویات مقام معظم رهبری در حوزه های علمیه باشد همانطوری که شما اشاره کردید خطابات رهبری متوجه حوزه های علمیه می باشد و حوزه های علمیه یعنی حوزه هایی که باید در آن علم و آگاهی و معرفت محور قرار بگیرد و فلسفه هم یکی از شاخه های علم معرفت انسانی است و یکی از علوم اسلامی است و فلسفه یعنی هستی شناسی سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا قرآن و عترت نگاه هستی شناسانه ای مسبت به انسان جهان پیرامون آدمی دارد یا ندارد ؟ اگر بگوییم اسلام نگاه هستی شناسانه ندارد پس اسلام مکتب نیست و حال آنکه ما اسلام را به عنوان یک مکتب می شناسیم و مکتب مفهوم وسیعی دارد ، یک مکتب مجموعه ای از ایدئولوژی ها و جهان بینی هست که شامل اخلاق ، کلام ، احکام و ..دیگر مسائل می شود اگر می گوییم مکتب  اسلام تمام این جهات باید در آن مکتب موجود  باشد و فلسفه بخش جهان بینی و هستی شناسی علوم است و حوزه های ما اگر حوزه های علمی هستند باید به این مسئله بپردازند و متوجه این نکته باشیم که فلسفه جدای از  مکتب اسلام  نیست و اگر مقام معظم رهبری اینقدر روی آن تاکید می کنند بخاطر همین مطلب است و جامعیت مکتب اسلام را در نظر می گیرند


 نکته دیگر این است که امروزه بعد از تشکیل حکومت اسلامی ما ادعای جهانی داریم و اگر بخواهیم برای دنیا حرف بزنیم باید زبان بین المللی وجهانی داشته باشیم و زبان گفتمان جهانی شما عقل است و فلسفه و نمی توان از ابتدا با یک پرفسور و اندیشمند غربی با قال الباقر و قال الصادق وارد بحث شود بلکه ابتدا باید با متد عقلی وارد بحث شد تا نوبت به کلمات معصومین و انسان های کامل برسد لذا زبان گفتمان بین المللی ، عقل و فلسفه است و  یکی از علت های  تاکید رهبری به مسئله فلسفه این مطلب است که ما ادعای جهانی داریم و زبان فهم بین المللی فلسفه می باشد علت دیگر اهمیت فلسفه این مطلب است که فلسفه زیر بناست و جهان بینی زیر بنای ایدئولوژی است و ایدئولوژی مبتنی بر جهان بینی است و جهان بینی همان سئوالات هستی شناسانه و اساسی هر انسانی می باشد مسائلی مثل مبدء و معاد عالم ؛ هدف خلقت و حیات ؛ تعریف انسان ، ماهیت انسان ، حقیقت وحی ، حقیقت دین و امثال ذالک اینها بحث های فلسفه دین می باشد و امروزه یک سری پرسش های عقلانی درباره اصل دین مطرح است مانند اینکه آیا اصلا انسان می تواند محل نزول وحی قرار بگیرد  ؟ فلسفه دین می گوید : خود وحی چیست ، مبدء آن کجاست ؟ آیا انسان می تواند تلقی از وحی داشته باشد ؟ و این ها مسائل فلسفه دین است از طرف دیگر امروز شاهد فلسفه های مضاف هستیم فلسفه هایی مانند فلسفه سیاست ؛ فلسفه جامعه شناسی ، فلسفه روان شناسی ؛ فلسفه اقتصاد  و... اینها فلسفه های مضاف هستند که به یک سری مسائل عقلی راجع به این مسائل پرداخته است و همه این امور نشان دهنده اهمیت پرداختن به فلسفه می باشد

فلسفه زیر بنای علوم انسانی

مسئله دیگر دانشگاهها ی ماست با وجود گذشت سی سال  و اندی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هنوز آنچه در حوزه علوم انسانی در دانشگاههای ما تدریس میشود همان مباحث علوم انسانی غربی است  و متون درسی آنها ترجمان تفکرات عالمان غربی است و دانشجویان ما با این تفکرات رشد می کنند سئوال اینجاست که آیا اسلام در حیطه علوم انسانی حرفی برای گفتن دارد ؟

 فلسفه زیر بنای علوم انسانی است لذاست که رهبر معظم انقلاب نسبت به فلسفه تاکید فراوانی دارند دارند   و نکته بعدی این مطلب است که آینده کشور به دست همین دانشگاهیان است تفکری که فارغ التحصیلان ما در طول مدت تحصیل از آن برخوردار شدهاند بر اساس چه فلسفه ای استوار است ؟ فلسفه آمپریسم غربی ؟  یا پوزیتویسم یا اومانیسم ؟ یا اساس فکر او بر اساس فلسفه اسشلامی محقق شده است ؟ فلسفه زیر بنای فکر انسان است و نوع نگاه خروجی دانشگاه ما به انسان و علوم انسانی و عالم و آدم بر اساس همان فلسفه ای است که فکر او برآن استوار است  و لذا این مسائل در آینده نظام ما تاثیر گذار است چرا که همین دانشگاهیان در آینده مدیران جامعه هستند و تفکر اگر بر اساس یک تفکر فلسفی صحیح شکل نگرفته باشد بمرور  آثار خود را در جامعه نشان خواهد داد لذا همه این جهات اهمیت و سبب تاکیدات رهبری را نسبت به فلسفه نشان می دهد

شما فرمودید که فلسفه ، زبان بین المللی مکاتب می باشد و مقام معظم رهبری خطاب به حوزه می فرمایند : جواب شما باید ناظر باشد به نیاز و نیز ناظر باشد به پاسخ هایی که مکاتب و فرقه های گوناگون می دهد و اگر از جوابهای آنها غافل باشید پاسخ شما نمی تواند  کار خودش را انجام بدهد و این فرمایش حضرت آقا در کنار مطالبی که شما فرمودید ما را به سوی فلسفه سوق می دهد

در این مطلب جای هیچ شک و تردیدی نیست ده سال طول کشید تا آب شیرین از سر شاخه های دز به قم برسد ولی راجع به کرسی های نظریه پردازی بیش از ده سال از فرمایشات آقا می گذرد و هنوز خبری نیست ؟! یعنی کرسی های نظریه پردازی از آب شیرین سر شاخه های دز مهمتر است ؟ لذا باید دولت در این راستا سرمایه گذاری کند و بودجه های مناسبی اختصاص بدهد و کرسیه های نظریه پردازی یک امر حیاتی برای بقا و استمرار فکر ما در جهان امروز است

حضرت عالی فرمودید فلسفه باید  زیر بنای علوم  در دانشگاهها قرار بگیرد آیا این امر محقق شده است ؟

متاسفانه این مسئله محقق نشده است و در حال حاضر در دانشگاههای ما فلسفه تنها در رشته های معقول خوانده می شود و چون تسلط بر متون عربی ندارند تنها به ترجمه هایی اکتفا می شود و این کار ، کار حوزه میباشد و انتظاری از دانشگاهها نیست

در حال حاضر حوزه های علمیه در عرصه فلسفه و تولید فلسفه اسلامی در چه جایگاهی قرار دارد ؟

جو فلسفه حوزه های علمیه نسبت به سابق بهتر شده است هر چند هنوز جایگاه مطلوب خود را نیافته است زمانی بود که اصلا اسم فلسفه را نمی توانست به زبان آورد و حتی برخی از دوستان چندین بار در همایشهات و جلسات به من تذکر می دادند که کلمه فلسفه را به زبان نیاور  و بجای آن بگو معقول ، کلمه فلسفه در حوزه ممنوع است الحمدلله فضای فلسفی حوزه نسبت به گذشته بسیار بهتر شده است ولی متاسفانه هنوز به مرحله تولید علم نرسیده ایم

مهمترین خلاء ها را در عرصه فلسفه اسلامی چه می دانید ؟

هنوز در حوزه مطالبی گفته می شود که خوشایند نیست مثلا گفته می شود اگر فلسفه بخوانی شهریه ات قطع می شود و این مطالب باید حل شود و تشویق جایگزین تهدید شود  و لازم است حلقه های درس فلسفه و حکمت رونق و رواج بیشتری پیدا کند و اساتید و مدرسین در این راستا تلاش بیشتری کنند و الحمد لله با تشویقات و دور اندیش های مقام معظم رهبری کارهای بسار خوبی صورت گرفته است کارهایی مثل تشکیل مجمع عالی حکمت البته این مقدار حرکت کافی نیست و باید تلاش بیشتری صورت بگیرد

یکی از مباحثی که حضرت آقا مطرح کردند این بود که فرمودند اجتهاد تنها مخصوص  فقه هم نیست در علوم عقلی در فلسفه در کلام اجتهاد کسانی که در فلسفه فنان این علوم هستند امر لازمی است با توجه به این مطالبی که رهبر معظم انقلاب فرمودند فاصله ما تا اجتهاد در فلسفه به چه میزان است ؟

فلسفه جز اجتهاد نیست ، فلسفه تعقل محض است و شما باید بر اساس تعقل و برهان و استدلال حرف بزنید و اجتهاد به معنای حقیقی همین معناست و اجتهاد اولا و بالذات در محیط فلسفه محقق میشود کسی که بخواهد در زمینه فلسفه مباحث اجتهادی داشته باشد لازم است که به فلسفه های شرق و غرب اشراف داشته باشد و بداند در عالم اطرافش چه تعاریفی از هستی و مبدء و معاد و انسان ارائه می شود و اگر شخص فیلسوف با این نگاه به مباحث فلسفی بپردازد فلسفه ای که او  می گوید و می فهمد عمق بیشتری پیدا می کند و در نهایت می گوید من به این دلیل و به این استدلال فلسفه اسلامی را بر سایر فلسفه ها ترجیح می دهم خدا مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملی را رحمت کند ایشان می فرمودند : تحصیل سه مرحله دارد مرحله فهم کلام گذشتگان ، مرحله درک کلام موجودین از علما است و مرحله سوم این است که چه باید گفت و مسئله در فلسفه هم همینگونه است و باید بدانیم گذشتگان چه گفته اند و اندیشمندان موجود  چه می گویند تا برسیم به مرحله ای که چه باید گفت لذا کسی که می خواهد به اجتهاد در فلسفه برسد باید نظرات دیگران را هم بداند .

با این اوصافی که حضرتعالی فرمودید جایگاه دروس خارج فلسفه ما کجاست ؟

در حال حاضر ما بحث خارج فلسفه نداریم و نهایت همت این است که کتاب اسفار ملاصدرا و الهیات شفا و اشارات بوعلی خوانده  بشود ولی متاسفانه مباحث خارج فلسفه رونقی ندارد و شایسته استمسائل فلسفه بر اساس موضوع مورد بررسی قرار بگیرد و نظرات فیلسوفان اسلامی و فیلسوفان شرقی و غربی بررسی شود و تنقیح و غربال شوند .

آیا این مطلب را نقیصه می دانید ؟

 بله نسبت به ایده آلی که فلسفه باید به ۀن جایگاه برسد این یک نقص است البته در لابلای درسهای فلسفه اساتیدی که به فلسفه جدید آگاهی دارند ورودی به این مباحث دارند و نظرات افرادی مانند هگل و کانت و...را هم مورد بررسی قرار می دهند و البته تعداد استادانی که با فلسفه جدید آشنایی دارند بسیار معدود و انگشت شمار است

ما الان در  دنیایی زندگی می کنیم که همه مکاتب فکری مطالب خود را با زبان فلسفه بیان می کنند و نظام فکری دانشگاههای ما نیز متاثر از همین فلسفه های بیرونی است حال اگر پرچمداران فلسفه حوزه یان نباشند چه اتفاقی می افتد ؟

اگر حوزه علمیه فلسفه را در دست نگیرد از کاروان فکر و تعقل بشریت عقب می افتد و منفعلانه برخورد می کند یعنی اگر دیگر مکاتب ما را مورد سئوال قرار بدهند یا پاسخی به سئوالات ایشان نمی دهیم یا اگر پاسخی هم می دهیم پاسخ منفعلانه می دهیم مثلا شخص مدرسی که با اصطلاحات امروزه حاکم در فلسفه و کلام جدید دنیا و مکاتب غربی و شرقی آشنا نباشد ناگزیر از فهم اصطلاحات ساده این مکاتب بی خبر است لذا در مقام پاسخ یا جوابی ندارند یا منفعلانه برخورد می کند ولی الان این مطالب در دانشگاهها ما فراوان مطرح می شود چندین سال پیش آقای سروش در مناظره ای که با آیت الله جوادی آملی داشتند آقای دکتر سروش در آن جلسه از آیت الله جوادی آملی پرسیدند : ملاک معنا داری قضایا چیست ؟ آیت الله جوادی آملی ملاک صدق و کذب را بیان می کردند ولی دکتر سروش می گفت : من این سئوال را نپرسیدم و این سئوال یک مرحله قبل از مرحله صدق و کذب قضایا مطرح می شود و سئوال من درباره ملاک معنا داری قضایاست ؟ لذا در آنجا دیدم که این سئوال سئوال جدیدی است و آن سئوال این بود که آیا در فلسفه و منطق اسلامی ملاکی برای معنا داری گزاره ها بیان شده است یا خیر ؟ و این سئوالات برای ما هم جالب بود لذا می بینیم دانشگاههای ما با این مباحث مواجهند و ما برای پاسخ به پرسش دانشگاه باید تصور صحیحی از معانی و اصطلاحات جدید داشته باشیم و تصور مقدم بر تصدیق است 

متون فلسفی ما چه جایگاهی دارد ؟

 از نظر استحکام فلسفه اسلامی متون فلسفی ما متون محکمی می باشند اما از لحاظ کار تطبیقی ضعیف می باشند و باید این بعد در نظام آموزشی ما تقویت بشود  در جهان امروز هر چند سال کتابهای آموزشی بروز می شود اما در حوزه های علمیه این کار محقق نشده است و متون ما متون قدیمی است البته من نمی گویم آن متون کنار گذاشته شود بلکه باید در کنار آن مطالب جدید هم کفته شود و عالم در حال تحول است و ما نمی توانیم جلوی تحول را بگیریم بلکه ما باید تحول را مدیریت کنیم و مدیریت تحول در متون آموزشی این است که عده ای کارشناس مباحث جدید را رصد کنند و در تدوین کتب آموزشی آن مطالب جدید را لحاظ کنند

در دیدار  رهبری با نخبگان حوزوی بحث اولویت علوم مطرح شد و آقا فرمودند ما اولویت های علوم را  باید بر اساس نیازمندی های امروز باید تعیین بکنیم و اگر این اتفاق بیفتد ممکن است برعکس بشود  علومی مثل فلسفه از اولویت اول برخوردار بشوند تحلیل شما از این مطالب چیست ؟

 در میزگردی که در جامعه المصطفی برگزار شده بود گفتم : فیلسوفان ما همیشه پشتیبان فقها بوده اند و الان هم همینطور است فقه مجموعه ای از  قواعد است که مبتنی بر اصول است و در حال حاضر فقه در حوزه های ما حرف اول را می زند و اصول هم مبتنی بر کلام ماست و کلام ما مبتنی بر فلسفه ماست لذا میبینیم که فقه ما با واسطه مبتنی بر فلسفه است و فلسفه زیر بنای فقه ماست و احکام شریعت در فقه بیان شده است حال اگر کسی فلسفه شریعت را زیر سئوال برد چه کسی می تواند پاسخگو باشد ؟ فیلسوف باید این مهم را به عهده بگیرد زمانی که از شرق و غرب عالم در محضر آیت الله گلپایگانی ( ره ) مباحث و مسائل هستی شناسی و جهان شناسی مطرح می کردند ایشان به علامه طباطبایی ارجاع می دادند ، یا اگر زمانی از آیت الله بروجردی ( ره ) این مسائل سئوال می شد امثال هانری کربن را به علامه طباطبایی ارجاع  می دادند حتی چندین مورد بوده است که آیت الله گلپایگانی ( ره ) به علامه حسن زاده آملی ارجاع می دادند لذا فیلسوفان ما مدافعان فقها می باشند و نباید دوئیت را مطرح کرد

با توجه به مطالبی که بیان شد شما آینده حوزه در فلسفه را چگونه ارزیابی می کنید ؟

الحمدلله ما شاکریم بیانات حضرت امام و جانشین بر حق ایشان بسیار در پیشبرد فلسفه موثر بوده است شخصیت امام خود منروج فلسفه در حوزه بودهاند و بعد از ایشان شاگردان ایشان مانند آیت الله جوادی آملی این فضا را آماده تر کرد و بینش جهانی مقام معظم رهبری و تشویق های ایشان فضا را برای گسترده شدن و توجه بیشتر به فلسفه آماده تر کرد و الحمدلله فضلای جوانی داریم که در فلسفه اسلامی و غرب وارد شده اند

در بیانات مقام معظم رهبری گله هایی از کم کاری حوزه در زمینه فلسفه مشاهده می شود و به نظر شمااین کم کاری ها ناشی از چه امنری است و برای پیشبرد منویات رهبری در زمینه فلسفه چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید ؟

 کم کاری ناشی از سیطره فقه و اصول در حوزه می باشد و بعضی از بزرگان حوزه به این باوری که مقام معظم رهبری رسیده است نرسیده اند و ضرورت فلسفه را درک نکرده اند  لذا خیلی همدلی و همراهی نمی کنند اما نسل جدیدی از مدرسین فلسفه هستند که ایشان به فرمایشات مقام معظم رهبری عنایت می کنند و پیش می برند اما راه کارها می تواند به فعالیت در چند عرصه تشریح شوند ما یاید در حوزه چندین مجله فلسفه محض داشته باشیم ، فلسفه مقایسه ای و تطبیقی داشته باشیم ، کلاش های فلسفه بیشتری تشکیل بشود الان من مدرسین فلسفه ای می شناسم که کلاس درس ایشان بخاطر نداشتن کلاس و مکان تدریس دایر نشده است  این همه درس بحث فقه و اصول برگزار است و باید هم باشد اما ما چند درس فلسفه داریم ؟ باید تشویق و ترغیب به فلسفه بیشتر صورت بگیرد و کتابخانه های تخصصی فلسفی بیشتری احداث شود ، کرسی های نظریه پردازی فلسفی رونق پیدا کند و کارهای تبلیغاتی هم در کنار آن نقش خود را ایفا می کند .

با تشکر 

این گفتگو همراه با استاد ارجندم آقای حسن صدرایی عارف صورت گرفت


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد