یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

 

بسم الله الرحمن الرحیم


در گفتگو با حمید رضا مظاهری سیف رئیس موسسه بهداشت معنوی

دیدگاه عرفانی امام فوق افق عرفانی ابن عربی است

حضرت امام به عنوان یک شخصیت نظریه پرداز در حوزه عرفان شناخته شده‌اند ، عده ای  ایشان را در حوزه  عرفان نظری در مکتب ابن عربی ارزیابی می‌کنند گذشته از اینکه امام نو آوری هایی در باب عرفان نظری داشته اند و از برخی تئوری‌هایی ابن عربی گذشته و تئوری‌های مستقلی تاسیس نموده اند  از جمله در باب ولایت معنوی یا ولایت عرفانی ایشان دیدگاه خاصی دارند که در کتاب " مصباح الهدایة " آن دیدگاه کاملا تبیین شده است ؛ اما نقطه برجسته تفکر عرفانی امام به بعد عرفان نظری ایشان بر نمی‌گردد امام در باب عرفان نظری بنا را بر این نگذاشته بود که با گذشتگان بحث نماید بلکه در رسیدن به قله‌های درخشانی که ایشان درباره آن فکر می‌کردند طرحی نو در  افکندعملا نشان داد .


تمایز اصلی عرفان امام  با سایر عرفان ها

 تمایز اصلی حضرت امام و نوآوری ایشان به سیره عملی وی مربوط می‌شود ؛ به عمل در آوردن عرفان باعث می‌شد بسیاری از نقدها و اشکالات و کج روی‌هایی که در بعض شخصیت‌های برجسته در حوزه عرفان نظری وجود داشت در افکار امام وجود نداشته باشد برخی از شطحیاتی که در گذشته وجود داشت در سیره امام دیده نمی شود  بلکه معیار و چهار چوب عرفان امام فقاهت است و اگر ما می‌خواهیم از جام عرفان بنوشیم باید در جام فقاهت بنوشیم و ظرف دیگری برای چشیدن شهد عرفان وجود ندارد و این مطلب را در سیره امام عملا می‌بینیم زمانی که فقه همراه با معنویت و عرفان مطرح می‌شود آن موقع است که فقاهت زنده و عرفان سالم است و این مطالب خود را در حوزه عمل نشان می‌دهد .

عرفان سالم بدون کج تابی که انتزاعی است و تنها در ذهن است مفید نیست و همینطور فقاهتی که در آن روح  معنوی دمیده نشده است فقاهت مرده است و باطن و حقیقت آن معنویت را متجلی نکرده است ؛ فقه تجلی گاه آن معنویت دینی است . امام در آداب الصلاه خیلی تند و با اعتراض نسبت به کسانی که دین و تعالیم فقهی را در لایه ظاهرش دیده اند می تازد همانطوری که ما باید از کسانی که ظاهر دین را به بهانه باطن آن رها می‌کنند خشمگین هستیم باید از کسانی ظاهر دین را می‌گیرند و باطن آن را فراموش می‌کنند ناراضی باشیم  امام فقاهت را با معنویت جمع می‌کند و روح و جسم را  یکجا می‌بیند لذا فقاهت امام یک فقاهت بیدار و تحول آفرین می شود و فقاهتی می‌شود که بر جامعه تاثیر می‌گذارد و تا روح دین درتشرع ما دمیده نشده باشد هیچ وقت نمی‌توانیم از همه چیز خود در راه اعتلای پرچم اسلام گذشت و این امری بود که در وجود امام دیده می شد .

تشکیل حکومت اسلامی برای انسان سازی است .

قبل از انقلاب بعض فقها که می‌دیدند فریاد های امام موجب شده است که عده‌ای از جوانان و مردم در حمایت ار خروش امام به شهادت برسند به امام می‌گفتند : این چه کاری است ؟ چرا  جوانان مردم را به کشتن می دهید !؟ اما کسی که درخشش اسلام و عظمت فقاهتی که  مبتنی بر عرفان و فقاهت است رادیده است احکام اسلام  را در اوج دیده است حاضر است نیمی از ملت اسلامی فدا شوند تا این دین زنده بماند و احکام شرعی برقرار باشد  ، این شجاعت و خروش و پیوند عمیق درونی  با فقاهت از دل آن روح معنوی بیرون می‌آید و همین جاست که می‌بینیم  برداشت‌های امام در افق فقاهتی ایشان تغییر می‌کند ، مثلا سایر فقها معتقد بودند بودند فراهم شدن مقدمات برای برپایی حکومت اسلامی از باب مقدمه وجوب است ؛ یعنی اگر آن مقدمات فراهم شد حکم وجوب برای فقیه صادر می‌شود و باید زمام امور را در دست گیرد اما امام می‌فرمود : این مقدمه واجب است و بر فقیه لازم است که زمام امور را در دست بگیرد  و بر اساس سنت نبوی جامعه مسلمین را بسازد  و هر چه که مقدمه این زمامداری است همه مقدمه واجب هستند نه مقدمه وجوب ؛ لذا امام قیام کرد و مقدمات را هم فراهم کرد تا احکام دین برپا شود و بارها فرمودند :  هدف از این حکومت تغییر و تحولات  سیاسی نبود بلکه هدف انسان سازی است « پیروزى نهایى وقتى است که اسلام- با همه ابعاد و با همه احکامش- در ایران پیاده شود؛ و پیروزى بالاتر آنکه در همه اقطار عالم اسلام حکومت کند. اسلام مایه سعادت بشر است. اسلام براى انسان‏سازى آمده است؛ براى این آمده است که انسانها را، آدمها را، از ظلمات بیرون کند و به نور برساند ؛   صحیفه امام، ج‏7، ص: 293» و این مطلب را در فرمایشات مقام معظم رهبری نیز می‌بینم که هدف حکومت اسلامی تزکیه انسان‌ها است  .

این پیوند فقاهت با معنویت نشان می‌دهد که ما بهایی گران برای فقاهت قائل هستیم و فقاهت را برای انسان سازی می خواهیم و به قول رهبر انقلاب همه حوزه‌های مختلف دین احکام و اعتقادات و .. همه برای انسان سازی است و این یعنی  عرفان عملی و این مطلب را در سیره امام می‌بینیم  لذا ظلم ستیزی و قبح ظلم بسیار برجسته می‌شود و از نگاه عرفانی زمانی که می‌بینیم دنیایی که ظلم در آن حاکم است و طاغوت در آن حکمرانی می‌کند این جامعه عرصه جلوه‌های الهی نیست و برای یک عارف غیور این مطلب غیر قابل تحملی‌است لذا است که در مقابل حکومت ظاغوت قیام می کند .

وصیت نامه شهدا کتاب عرفان عملی امام است

چیزی که به ما راه را نشان می‌دهد فقه است فقهی که نفی حاکمیت کفار بر مسلمین را بیان می دارد « اشاره به آیه وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً ؛ نساء آیه 141 »  اجازه نمی‌دهد طاغوت بر مومنین حکومت کند این نگرش‌ها را وقتی کنار قرار می‌دهیم می‌بینیم آن عرفانی که در پیوند وثیق با فقاهت قرار داردعرفان عملی پویا است که نه با یک ادبیات دست نیافتنی و غامض از عرصه جامعه سازی محروم می شود و نه به طور خشک و ظاهری یک سری مناسک را پیش پای ما قرار می‌دهد که معلوم نیست چه ثمره‌ای ‌خواهد داشت احکام برای احکام  نیست ؟ بلکه احکام برای قرب الی الله است و انسان در سیر قرب الی الله ساخته می‌شود و این نگرش امام در فضای عرفان عملی واقعا نو بوده است .

امام به تفصیل این مطلب را باز کرد و در هر مسئله‌ای از مسائل اجتماع با نگاه عرفانی وارد شدند بسیج عرفان عملی است ؛ جهاد سازندگی عرفان عملی است ،و در نگاه امام با تزکیه و جهاد نفس گره خورده است ؛ جهاد با کفار  در صحنه  نبرد از مصادیق دیگر سیره عملی امام است ؛ نورانی‌ترین محراب‌های عبادات از منظر امام سنگرهایی است جوانان بسیجی در آنجا عبادت می‌کردند و امام گاهی با دلخوری نسبت به کسانی که عمری به عبادات پرداخته می‌فرمود : هفتاد سال عبادت کردید قبول باشد ولی وصیت نامه شهدا را بخوانید و ببینید ایشان چه می‌گویند .

لذا می بینیم که آیین نامه سیر و سلوک امام منازل السائرین خواجه عبد الله انصاری نبود که باید صد منزل طی شود در عرصه جامعه امر دیگری لازم است ، کتاب عرفان عملی امام وصیت نامه ‌های شهداست  ، وصیت نامه شهیدی که شاید نمی‌تواند جملات خود را درست بنویسد اما قلب  او با سر چشمه حیات پیوند خورده است .

این سیره عرفانی امام در فضای عرفان عملی است که متمایز با دیگر عرفان‌هاست و امام وارد منطقه و قلمروی شد که دیگران در آن وارد نشده بودند و راه تازه‌ای را برای سیر الی الله تعریف می کند و من در کتاب "سیاست در دامن عرفان"  این مسئله را تبیین کرده‌ام ، امام از اسفار اربعه گذشته و می‌گوید اگر سیری به سوی خدا هست دو نحو است یک سیر فردی است و یک سیر جمعی و این دو سیر با هم باید پیش رود و اگر ما به تنهایی نزد خدا برویم خدا نمی‌پذیرد اما اگر دست چند نفر را هم گرفتی و در سیر همراه کردی خداوند متعال دست همه را می‌گیرد لذا رشد معنوی هم متفاوت است ؛ مقام معظم رهبری عبارتی دارد که خیلی جالب است ایشان می فرمودند :امامی که سال 57 وارد ایران شد با امامی سال 68 از دنیا رفت خیلی تفاوت کرد و امام در طی این سی سال خیلی رشد کرده است . اگر شما به اندازه دو قدم بسی خدا رفتی موظفی به اندازه همان دو قدم دست دیگران را بگیری و همراه خود کنی و اینجاست که حرکت خود تو هم پشتیبانی می‌شود با دعای دیگران و حمایت الهی و این فضایی که برای عرفان عملی امام قابل ترسیم است بسیار وسیع می باشد  .

مقام معظم رهبری می‌فرمودند این مرد نشان داد که نزدیک شدن به مرزهای عصمت افسانه نیست « او بتها را شکست و باورهاى شرک‏آلود را زدود. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، على‏وار زیستن و تا نزدیکى مرزهاى عصمت‏ پیش رفتن، افسانه‏ نیست ؛مکتوبات، سال‏1368، ص: 49 »‏  و این مطلب مطلب سنگینی است .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد