یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews
اگر بحث ‌های مربوط به مبانی اندیشه امام امت همچون؛ اعتقادات، هستی شناختی، انسان ‌شناختی، ارزش شناختی و معرفت ‌شناختی را در کنار سخنرانی ‌های ایشان در حوزه ‌های سیاسی، اخلاقی و دیگر زمینه ها جمع کنیم، به ‌راحتی می ‌توان فرمایشات حضرت امام(ره) را تحلیل کرد.

مصاحبه با حجت ‌الاسلام ‌والمسلمین قاسم شبان نیا عضو هیئت ‌علمی مؤسسه امام خمینی(ره)


* اهمیت زنده نگه ‌داشتن یاد و راه امام

خطوط کلی انقلاب اسلامی را مقام معظم رهبری با توجه به خط امام(ره) نشان داده و در جایی بیان داشته‌ اند: «پیش از هر چیز، زنده داشتن یاد و راه و درس جاودانۀ امام خمینى (ره) است، که مشعل راه و ترسیم‏ کنندۀ خط اساسى حرکت و تعیین‏کنندۀ شاخص ‌های اصلى و حیاتى این جادۀ مبارک و فرجام تابناک آن است.

حیات و شخصیت خمینى کبیر، تجسم اسلام ناب محمّدى (صلّى الله علیه و آله و سلّم) و تبلور انقلاب اسلامى بوده و او خود، سخن و انگشت اشاره ‏اش، خضر راه این حرکت الهى و روشنگر نقاط مبهم و برطرف ‏کنندۀ همۀ تردیدها بوده و همچنان خواهد بود. ملت ایران و از همه بیشتر مسئولان کشور، باید این درس بزرگ را هرگز از یاد نبرند». (1)

مقام معظم رهبری تأکید دارند راه و یاد و درس حضرت امام (ره) باید برای ما باقی بماند و خطوط کلی انقلاب اسلامی که توسط حضرت امام (ره) چه در بیانات و چه در عمل اتفاق افتاده، به‌ عنوان مشعل راه انقلاب وجود داشته باشد و مشخص است که ایده و آرمان خود مقام معظم رهبری نیز این است که انقلاب اسلامی بعد از بیش از سه دهه که از عمر آن گذشته، همچنان در خط و مسیری حرکت کند که از ابتدا توسط حضرت امام(ره) مشخص ‌شده است.

* جایگاه بی ‌بدیل امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی

 نقش حضرت امام (ره) در انقلاب اسلامی را هیچ ‌یک از دیگر شخصیت ‌ها به این شکل نداشته ‌اند. چراکه ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نقش یک ایدئولوگ و فرمانده مذهبی انقلاب را به عهده داشتند و این انقلاب اسلامی را از تلاطم‌ های مختلف قبل از پیروزی انقلاب حرکت داده و به سرمنزل پیروزی رساندند؛ پیروزی انقلاب نتیجۀ حرکت امام(ره)، فرماندهی ایشان و تبعیت مردم از ایشان بود.

وقتی انقلاب به پیروزی رسید حضرت امام (ره) نقش دیگری ایفا کرد. بسیاری از نظام ‌های سیاسی هنگام پیروزی خود از خیلی مسائل غفلت کرده و در دام آسیب ‌های دیگری می ‌افتند، ولی این اتفاق در انقلاب ما رخ نداد؛ از باب نمونه در اتفاق هایی که در سطح منطقه با بیداری اسلامی رخ داد، شاهد بودیم مردم مسلمان این کشورها برای ساقط کردن نظام‌ های سیاسی به صحنه آمدند و موفق هم شدند، ولی به این دلیل که رهبر موفقی نداشتند تا بعد از پیروزی، مسیر آن ‌ها را تعیین و نظام سازی کند، به انحراف کشیده شدند و استعمار از بیداری اسلامی رخ داده در منطقه سوءاستفاده کرد، ولی در انقلاب اسلامی ایران حضرت امام (ره) و بعد از پیروزی، نظام سیاسی تثبیت ‌شده ‌ای را به مردم معرفی کردند و مردم هم در یک رفراندوم، به نظام سیاسی جدید رای دادند و این نظام پابرجا شد؛ از همان زمان نظام جمهوری اسلامی به ‌عنوان یک ‌شکل و الگو خود را در سطح منطقه و بین ‌الملل معرفی کرد.

مرحله بعد از انقلاب، همان مرحلۀ رهبری نظام جمهوری اسلامی بود و حضرت امام (ره) بعداز این که جمهوری اسلامی تثبیت شد تا زمانی که در قید حیات بودند، نقش رهبری آن را به عهده داشتند.

این سیر حرکتی را که در حضرت امام (ره) شاهد بودیم در هیچ ‌یک از دیگر شخصیت ‌های سایر انقلاب ها ندیدیم چون ایشان نقش بی ‌بدیلی در پیروزی انقلاب اسلامی داشتند و به همین جهت است که مقام معظم رهبری تأکید دارند؛ راهی را که امام(ره) رفته‌ اند، باید به ‌عنوان یک الگو، اساس و مبنای انقلاب دانست و استمرار پیدا کند. (2)

* آسیب ‌شناسی انقلاب اسلامی در آموزه ‌های امام(ره)

در جریان آسیب ‌شناسی نظام جمهوری اسلامی نیز باید به فرمایشات حضرت امام (ره) مراجعه کنیم تا این آسیب ‌ها بر اساس دیدگاه های حضرت امام(ره) تبیین شود؛ ایشان فرمایشات و عملکرد زیادی در مواجهه با بحران ‌ها و آسیب‌ هایی که جمهوری اسلامی ایران با آن ‌ها مواجه بوده، داشته ‌اند، اما وصیت ‌نامه حضرت امام (ره) باید به ‌طور  جدی برای ما به ‌عنوان یک منبع معتبر، یک متن و منشور همیشگی ، در راستای ادامه راه انقلاب اسلامی، پیش چشممان باشد.

اگر در وصیت ‌نامه بنیانگذار انقلاب اسلامی دقت کنیم، ایشان به ‌نوعی اقدام به آسیب‌ شناسی انقلاب اسلامی کرده و این آسیب ‌ها را به مردم و مسئولین و حتی به مردم منطقه و جهان اسلام گوشزد می ‌کنند؛ نگاه ایشان فراتر از ایران و به جهان اسلام بوده و برای مقابله با آن آسیب ‌ها راهکارهایی نیز ارائه داده اند. اگر می ‌خواهیم در آستانه ارتحال حضرت امام (ره) فرمایشات ایشان را به ‌طور عمیق تحلیل کنیم، باید انقلابمان را آسیب ‌شناسی کنیم و با کمک رهنمودهای آن یار سفر کرده، این آسیب ‌ها را برطرف کنیم.

* انقلاب و آسیب ‌های فرهنگی

یکی از ابعاد آسیب ‌هایی که حضرت امام (ره) در وصیت ‌نامه خود به آن اشاره‌کرده ‌اند، آسیب ‌های فرهنگی است که به ‌طورجدی به آن ‌ها توجه نموده ‌اند. چراکه حضرت امام(ره) انقلاب اسلامی را انقلابی فرهنگی هم می ‌دانستند، کما اینکه مقام معظم رهبری در چند سال اخیر در نامگذاری سال‌ ها به مسائل اقتصادی تأکید داشته ‌اند چون تا زمانی که مردم از نظر معیشت، کار و تولید در مشکل به سر ببرند، کار فرهنگی روی افراد جامعه هم مشکل خواهد بود؛ ولی مسائل فرهنگی در وصیت ‌نامه امام راحل به ‌طور جدی مطرح ‌شده و آسیب ‌های آن نیز بیان گردیده است؛ و شاید بتوان ادعا کرد دو سوم متن وصیت ‌نامه حضرت امام (ره) رویکرد فرهنگی دارد و ایشان آسیب‌ ها را شناسایی و ضمن رصد آن ها، راهکارهایی برای حل آسیب ‌ها نیز مطرح نموده ‌اند، هر چند که آسیب ‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی هم از نظر حضرت امام (ره) دور نمانده است.

* تفکر انحرافی جدایی دین از سیاست

در میان آسیب ‌های فرهنگی که حضرت امام (ره) اشاره فرموده ‌اند، بزرگ ‌ترین آسیبی که از نظر امام راحل در وصیت ‌نامه ایشان مطرح می ‌شود، بحث تفکر انحرافی «جدایی دین از سیاست» است و حضرت امام در متن وصیت ‌نامه و در فرازهای مختلف آن نسبت به این خطر توجه داده ‌اند؛ یک عده تفکر جدایی دین از سیاست و عده‌ ای افراد سکولار هستند که با مبنای انسان ‌محوری خدا را کنار زده ‌اند و انسان را به ‌جای خدا گذاشته ‌اند. حضرت امام(ره) نسبت به وجود این جریان در کشور در محافل علمی و اجرایی هشدار داده و چندین صفحه از وصیت ‌نامه ایشان به خطر وجود تفکر سکولار در عرصه ‌های علمی و اجرایی کشور، به ‌ویژه در دانشگاه ‌ها اختصاص دارد.

امام (ره) نسبت به این موضوع اهتمام خاصی داشته و اساتید دانشگاه و دانشجویان نسبت به این مسئله وظیفه ‌دارند و باید جلوی این انحرافات را بگیرند؛ البته این آسیب ‌ها همچنان محافل علمی ما را به ‌طورجدی در سطح دانشگاه ‌ها و حتی به ‌نوعی حوزه ‌های علمیه تهدید می ‌کند.

* خطر متحجرین مقدس ‌نما و تفکر سکولار

خطر دیگری که حضرت امام (ره) در بحث جدایی دین از سیاست مطرح فرموده ‌اند، خطر متحجرینی است که معتقدند در زمان غیبت باید گوشه ‌ای نشست و منتظر ماند تا حضرت حجت (عج) خودشان تشریف بیاورند و احکام الهی را اجرا کنند و در زمان غیبت دست ما بسته است. چنین شیعه ‌ای یک شیعه منزوی خواهد بود و امام امت این خطر را گوشزد کرده ‌اند.

با این تفصیل می توان گفت؛ حضرت امام (ره) با توجه به حجمی که به این مطلب اختصاص داده ‌اند و همچنین نکات دیگری که با این موضوع مرتبط است، بزرگ ‌ترین خطر تهدیدکنندۀ جمهوری اسلامی را همین تفکر جدایی دین از سیاست می ‌دانند؛ و البته ایشان در زمان حیاتشان نیز نسبت به این خطر هشدار می‌ دادند و در زمان جنگ نسبت به تفکرات متحجرانه ‌ای که سبب سرد شدن روحیه رزمندگان در جبهه ‌های جنگ می ‌شد و همین ‌طور در دوره ‌های بعد از جنگ که هرکدام از این ‌ها، آسیب ‌های جدی وارد می ‌کرد، هشدار داده اند.

تفکر سکولار نیز از آسیب ‌های فرهنگی است که امام(ره) نسبت به آن هشدار داده ‌اند. این تفکر در اوایل انقلاب اسلامی به ‌طور جدی محافل و مراکز علمی ما را اشغال کرده بود و متأسفانه امروزه هرچند به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری حضرت امام(ره) مقداری کمرنگ ‌تر شده، اما همچنان تفکرات سکولار در مراکز علمی وجود دارد و حتی حضرت امام نسبت به مراکز حوزوی هم هشدار می ‌دادند؛ گویا حضرت امام (ره) می ‌دیدند، زمانی خواهد آمد که در حوزه ‌های علمیه افرادی به دنبال القای این تفکر بربیایند که در عصر غیبت باید سکوت کرد تا خود حضرت تشریف بیاورند.

* خطر نفوذ و شبیخون فرهنگی

از دیگر آسیب ‌های جدی فرهنگی که حضرت امام نسبت به آن هشدار داده ‌اند، خطر نفوذ فرهنگی و به تعبیر مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی است. این مسئله در وصیت ‌نامه امام امت مورد توجه قرارگرفته و فرازهای مختلفی از وصیت ‌نامه ایشان به این مسئله و فاصله گرفتن از فرهنگ و ارزش ‌های دینی در نتیجه تأثیرپذیری از فرهنگ بیگانه، اختصاص یافته است.

متأسفانه این مسئله و آسیب فرهنگی هنوز هم کشور ما را تهدید می ‌کند، کما اینکه در زمان بنیانگذار انقلاب اسلامی هم این امر وجود داشت و اگر به ‌طور جدی دنبال راهکاری برای آن نباشیم، فرهنگ بیگانه در نظام اسلامی رسوخ خواهد کرد. حضرت امام در وصیت ‌نامه خود هشدار داده ‌اند در این صورت انگیزه الهی در جامعه کمرنگ خواهد شد و اگر انگیزه ‌های الهی کمرنگ شود، دیگر مردم از ارزش ‌های الهی و روحیه ایثار و شهادت ‌طلبی فاصله می ‌گیرند و به ‌جای آن، فرهنگ مصرف ‌گرایی و دیگر فرهنگ ‌هایی که از غرب به جامعه ما تحمیل ‌شده، حاکم می شود؛ این ‌ها همه آسیب ‌های سیاسی، خودباختگی و وابستگیِ اقتصادی به دنبال خود دارد؛ لذا حضرت امام فرهنگ را اصل قرار می ‌دهند و سایر آسیب ‌ها را به ‌نوعی به این آسیب ‌های فرهنگی پیوند می ‌دهند.

* خطر نفوذ افراد منحرف در حوزه ‌های علمیه

آسیب دیگری که حضرت امام(ره) به آن توجه دارند، نفوذ افراد منحرف در حوزه‌ های علمیه است و آن را به ‌عنوان یک آسیب فرهنگی ذکر کرده ‌اند. الآن ما به چشم خودمان می ‌بینیم اگر آسیبی هم در گزینش ‌های حوزه علمیه وجود داشته باشد، باعث می ‌شود افراد منحرف به مصادر بالاتری برسند و حضرت امام(ره) در متن وصیت ‌نامه از این افراد منحرف تعبیر به شیاد کرده و می ‌فرماید: «وصیت اینجانب به حوزه ‏هاى مقدسه علمیه آن است که کراراً عرض نموده ‏ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهورى اسلامى کمر به براندازى اسلام بسته ‏اند و از هر راه ممکن براى این مقصد شیطانى کوشش مى ‏نمایند و یکى از راههای با اهمیت براى مقصد شوم آنان و خطرناک براى اسلام و حوزه ‏هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‏ هاى علمیه است، که خطر بزرگ کوتاه ‌مدت آن بدنام نمودن حوزه ‏ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافى است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهى بر علوم اسلامى و جا زدن خود را در بین توده ‏ها و قشرهاى مردم پاکدل و علاقه‏ مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه ‏هاى اسلامى و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب مى ‏باشد» (3)

لذا حضرت امام (ره) نسبت به مسئولین حوزه تأکید می ‌کردند نسبت به نفوذ افراد منحرف در حوزه ‌های علمیه حساس باشند و طلاب و اساتید حوزه علمیه را نسبت به این مسئله هشدار داده و فرمودند؛ باید جلوی آن را بگیرند. این ‌ها بخشی از انحرافاتی بود که حضرت امام(ره) در وصیت ‌نامه خودشان مورد اشاره قرار داده ‌اند؛ البته آسیب ‌های سیاسی و اقتصادی هم هست که بنده آن‌ ها را در کتاب آسیب ‌شناسی انقلاب اسلامی بر اساس وصیت ‌نامه سیاسی الهی حضرت امام رصد و طبقه ‌بندی کرده ‌ام، ولی مهم ‌ترین محور، همین آسیب ‌های فرهنگی است که مورد تأکید امام(ره) است.

* چیستی و ماهیت خط امام راحل

برای اینکه به ماهیت خط امام(ره) برسیم باید اندیشه ‌های حضرت امام(ره) را به ‌صورت منظومه وار و نه به ‌صورت سطحی در نظر بگیریم و منظومه فکری ایشان را استخراج‌ کنیم.

اگر بحث ‌های مبانی امام امت همچون؛ اعتقادات، هستی شناختی، انسان ‌شناختی، ارزش شناختی و معرفت ‌شناختی را در کنار سخنرانی ‌های ایشان در حوزه ‌های سیاسی و اخلاقی و دیگر زمینه ها جمع کنیم به ‌راحتی می ‌توان فرمایشات حضرت امام(ره) را تحلیل کرد. 

برخی افراد تکه ‌ای از فرمایشات حضرت امام را جدا کرده و چون با تفکرات آن ‌ها سازگاری دارد از آن سوء استفاده می‌ کنند، ولی اگر این را به ‌صورت منظومه ‌ای ببینند، اندیشه امام(ره) روشن است. مثلاً حضرت امام جایی فرموده اند: مجلس در رأس امور است، آیا این فرمایش امام به این معنی است که جایگاه مجلس از اصل ولایت ‌فقیه هم بالاتر است، یا خود همین مجلس هم مشروعیتش را از ولایت ‌فقیه می ‌گیرد؟ اگر کسی فقط همین تکه صحبت حضرت امام(ره) را بگیرد، استفاده می ‌کند و می‌ گوید: حتی رهبری هم باید از مجلس مشروعیت بگیرد، چراکه مجلس در رأس امور است، در حالی ‌که این مطلب با مبانی حضرت امام(ره) و با صدر و ذیل فرمایشات ایشان سازگاری ندارد؛ اگر منظومه فکری حضرت امام تدوین بشود، هیچ‌ کس نمی ‌تواند به شکل امروزی از فرمایشات ایشان سوء استفاده کند. عده ‌ای به ‌طور صریح در مقابل تفکرات حضرت امام(ره) ایستاده ‌اند ولی چون می ‌بینند در فضای امروزی نمی ‌توانند مستقیماً در برابر فرمایشات حضرت امام بایستند تکه ‌ای از فرمایشات ایشان را می ‌گیرند؛ بخشی از حق را می‌ گیرند و بخشی از باطل را با آن مخلوط می ‌کنند تا تفکرات خود را القا کنند. برای مشخص شدن خط امام لازم است به ‌طور منظومه ‌ای به دیدگاه های حضرت امام نگاه کنیم و با نگاه سطحی نمی ‌توان به فرمایشات حضرت امام برسیم، چون منشأ سوءاستفاده برخی افراد خواهد شد.

* چگونگی آشنایی با خط و فکر امام امت

شناخت خط امام(ره) مرهون شناخت منظومه فکری ایشان است و تا این منظومه فکری به دست نیاید، خط امام(ره) برای افراد به ‌صورت مبهم باقی می‌ماند، جا دارد کسانی که قصد ورود به مباحث این ‌چنینی را دارند، ابتدا از مبنا شروع کنند و برای اینکه این کار را انجام بدهند، لازم نیست به کتاب‌ های حاشیه ‌ای مراجعه کنند، بلکه به خود صحیفه حضرت امام اما به ‌طور کامل مراجعه شود.

مراجعه به وصیت ‌نامه امام، کتب عرفانی و اخلاقی و سیاسی ایشان مانند کتاب ولایت ‌فقیه و برخی مباحث کلامی که در فرمایشات حضرت امام مطرح ‌شده ، ما را با اندیشه و خط امام(ره) آشنا می ‌کند و اگر کسی این ترتیب منطقی را در فرمایشات حضرت امام(ره) دنبال کند، خط امام(ره) را به دست می ‌آورد و کسی نمی ‌تواند در خط امام القاء انحراف کند. به نظر بنده صرف فرمایشات حضرت امام(ره) با چنین نگاهی خوب است. متأسفانه نگاه سطحی به فرمایشات مقام معظم رهبری هم باعث شده ما نتوانیم خط فکری مقام معظم رهبری را به دست بیاوریم و اینجا نیز همچنین باید منظومه فکری مقام معظم رهبری را به دست بیاوریم تا بتوانیم فرمایشات ایشان را تحلیل کنیم.

پی ‌نوشت ‌ها

(1)- مکتوبات، سال‏1369، ص: 47

(2)- نکته ‏اى که در اینجا باید مورد توجّه باشد، این است که تجلیل از امام بزرگوار ما فقط به‏ عنوان یک قدردانى و تجلیل از گذشته نیست، بلکه به معناى اصرار و پافشارى بر آن خطّ و راهى است که امام بزرگوار با انقلاب خود، با قیام خود، با سیرۀ خود، با درس ‌های خود، با وصیت ‏نامۀ خود، براى ملت ایران و همۀ مسلمانان عالم باقى گذاشت. امام به ‏عنوان یک الگو، به ‏عنوان یک معلّم، به ‏عنوان یک رهبر، در ذهن ما و در واقعیت جامعۀ ما حضور دارد. جسم او نیست، اما فکر او هست، راه او هست، درس او هست و این درس، همان چیزى است که ملت ایران و همۀ مسلمانان عالم به آن احتیاج دارند؛ دیروز هم احتیاج داشتند، امروز هم احتیاج دارند. لذا درس امام زنده است، راه امام زنده است، خطّ امام‏ زنده است، انگشت اشارۀ امام جلوِ چشم همه است. اگر ما بخواهیم این درس را براى مسلمانان عالم خلاصه کنیم، این خلاصه عبارت است از بازگشت به اسلام ناب؛ اسلامى که مى ‏تواند براى مردم و ملت ‌ها همه ‌چیز را به ارمغان آورد. «بیانات در دیدار با میهمانان داخلى و خارجى دهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره)12/ 03/ 1378»

(3)- وصیت ‌نامه سیاسى-الهى امام خمینى (س)، متن، ص: 51


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٥/٤/٢ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد