یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

یکی از ویژگی های ملاصدرا تنظیم، تدوین، تنقیح و برهانی کردن رشحات نظری حکما، فلاسفه و عرفای سابق و معاصر خویش است که حاصل آن نظام واره ای منسجم و بی سابقه از هستی ‌شناسی، جهان ‌شناسی و انسان ‌شناسی حکمت متعالیه است.


در ابتدا معرفی اجمالی از زندگی علمی خود ارائه بدهید؟

این‌جانب در سال 1358 در قم در خانواده‌ای اهل علم دیده به جهان گشودم. از ده‌سالگی مقدمات حوزوی را نزد پدرم درس گرفتم. باانگیزه غور بیشتر در علوم دینی رشته معارف اسلامی را در دوره دبیرستان برگزیدم و در سال 74 رسماً وارد حوزه شدم. علیرغم علاقه‌مندی به تمام رشته‌های حوزوی، همواره علوم عقلی شور و اشتیاق زائدالوصفی را در من ایجادمی کرد درنتیجه این اشتیاق عقلانی را با ورود به دوره کارشناسی ارشد فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم پی گیری نمودم. پس‌ازاین دوره به‌صورت جدی تدریس در عناوین درسی منطق، فلسفه، کلام و معارف را در حوزه و دانشگاه تعقیب نمودم. تألیف کتاب «فمینیسم، نظریات، آموزه‌ها و نقد» از فعالیت‌های پژوهشی این مقطع از عمرم است که پس از انتشار در جشنواره‌های متعدد حوزوی حائز کسب رتبه و عنوان گردید. به دلیل اهتمام به مطالعات همه‌جانبه در آثار اندیشمندان جهان و از سوی دیگر دغدغه نشر معارف ناب و بی‌بدیل اسلام در این دوره زمان معتنابهی را صرف یادگیری زبان انگلیسی نمودم. بهمن‌ماه 1389 تحصیل در مقطع دکتری را در رشته فلسفه اسلامی دانشگاه باقرالعلوم آغاز نمودم و در سال 1393 موفق به دفاع از رساله دکتری با درجه عالی شدم. همچنین در این مقطع، مباحث عرفان نظری (مبانی عرفان نظری، تمهیدالقواعد، شرح مقدمه فصوص الحکم) را به‌صورت غیرحضوری نزد استاد عالی‌قدر حجه الاسلام والمسلمین یزدان پناه آموختم. کسب عناوین دانش‌آموخته برتر و پژوهشگر برتر در هردو مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری از افتخارات علمی حقیراست که حاصل تفضل حضرت ربوبیت به این ذره سراپا تقصیر هست.

تاکنون چه آثاری از حضرت‌عالی منتشرشده است؟

کتاب «فمینیسم، تاریخچه، نظریات، آموزه‌ها، نقد» که در 1386 توسط مرکز تحقیقات زن و خانواده و سازمان ملی جوانان منتشرشده و در همان سال دو جایزه جشنواره علامه حلی و کتاب سال حوزه را به خود اختصاص داد. به‌علاوه مقالات متعدد علمی پژوهشی در موضوعات مختلف فلسفی از آثار منتشره این‌جانب تاکنون هست.

آیا آثار علمی دیگری نیز در دست اقدام دارید؟

به دلیل مطالعات تخصصی در دو زمینه فلسفه اسلامی و مباحث علم النفس و همچنین مطالعات زنان، موضوعاتی بین‌رشته‌ای که کمتر ازآنچه باید مورد مداقه علمی محققان قرارگرفته است مانند بحث رابطه جنسیت و نفس و یا تأثیر جنسیت در معرفت از مباحثی است که هم‌اکنون آن را دنبال می‌نمایم و تاکنون دو مقاله علمی در این دو موضوع تدوین نموده‌ام. همچنین طرح پژوهشی مباحث ناظر بر فلسفه برای کودک که اخیراً به‌صورت جدی وارد مراکز آموزشی کشور شده است به دلیل فرصت‌ها و چالش‌هایی که دارد مورد دغدغه پژوهشی این‌جانب هست.

تعریفی از نظریه تطابق عوالم از منظر ملاصدرا ارائه بدهید؟

 هستی ازنظر ملاصدرا دارای مراتب متعددی است که به جهت اختلاف آثار و احکام غالب در یک طیف از این مراتب، اسم «عالم» بر آن اطلاق می‌شود. بر این اساس، ملاصدرا از چهار عالم وجودی نام می‌برد: عالم اله، عالم عقل، عالم مثال و عالم ماده. تطابق به معنای نوعی این‌همانی و عینیت در عین غیریت است. تطابق عوالم که بیانگر چگونگی رابطه بین عوالم هست، به این معناست که عوالم هستی در حقیقت و هستی عین یکدیگرند و تنها در شدت و ضعف، تقدم و تأخر و سایر ملاک‌های تشکیکی باهم تفاوت دارند. به بیان ساده‌تر عالمی که در آن زندگی می‌کنیم، مطابق عالم بالاتر یعنی عالم مثال است. حتی می‌توان گفت همان عالم است و تنها ازنظر شدت وجودی، تضعیف‌شده و باوجودی رقیق‌تر در این مرتبه از هستی به شکل کنونی نمایان شده است. این مسئله وقتی جذاب‌تر می‌شود که در سلسله‌مراتب هستی بالاتر رفته به عالم اله برسیم. آنگاه عینیت عالم اله و عالم مادون و مغایرت آن‌ها صرفاً ازنظر شدت و ضعف و تقدم و تأخر وجودی چهره جالب‌توجهی را از ارتباط خالق و مخلوق به تصویر می‌کشد. طبق این اصل همه موجودات این عالم، در عوالم فوق نیز حاضرند؛ البته باوجودی برتر.

 

پیشینه اصل تطابق در کلمات عرفا و حکمای قبل از صدرا چگونه هست؟

پیشینه بحث تطابق عوالم، بیشتر صبغه‌ای عرفانی دارد. بحث از عوالم در عرفان نظری، ذیل عنوان حضرات خمس ذکرشده است و بحث از تطابق، در مباحث عرفانی، ذیل عنوان تطابق نسختین آمده است. این مباحث در اکثر آثار عرفانی ازجمله شرح فصوص الحکم قیصری، شرح فصوص الحکم ابن ترکه، مصباح الأنس ابن حمزه‌ی فناری و خصوصا تفسیر بحر محیط اعظم سید حیدر آملی، قابل‌مشاهده است.

تطابق عوالم را نمی‌توان در حکمت مشاء و اشراق جستجو کرد چراکه یکی از مهم‌ترین پایه‌های این اصل تشکیک وجود است که از اصول ابداعی حکمت متعالیه است و فلسفه مشاء و حکمت اشراق، قائل به آن نیست. البته این امر به معنای انسلاخ این مباحث در دو مشرب فلسفی مذکور از حکمت متعالیه نیست چراکه بسیاری از مقدمات مانند قول به‌مراتب هستی رابطه علی بین مراتب مذکور در مشارب سابق موجود است. حتی می‌توان از برخی کلمات ابن‌سینا در بحث علیت استلزاماتی غیرمستقیم ناظر به اصل تطابق عوالم استنتاج نمود.

 

هنر ملاصدرا در ارائه و تبیین این اصل چه بود؟

نکته جالب‌توجه در نظریات حکمی ملاصدرا که کمتر از آن یاد می‌شود حضور شاید کم اما عمیق یکی از حکمای یونان باستان به نام فلوطین است. مطالعه کتاب انئادها یا تاسوعات فلوطین برای ذهنی که آشنا به جهان‌شناسی صدرایی است به گونه قابل‌توجهی این تقارب فکری را متبادرمی سازد. به‌گونه‌ای که می‌توان گفت بسیاری از اصول برجسته حکمت متعالیه که مکتب صدرایی را متمایز از مکاتب قبلی نمود در اندیشه‌های فلوطین قابل رصد است. اصولی چون تشکیک، حضور عوالم مادون در عوالم بالا، وحدت در کثرت و کثرت در وحدت به‌علاوه بسیاری از اصول علم النفس فلسفی. جالب اینجاست که خود ملاصدرا با رعایت امانت‌داری شایان تحسین اقتباس فکری این نطریات را در جای‌جای آثار خود تذکر می‌دهد. لازم به ذکر است این امر نه‌تنها از ارزش و بدیع بودن حکمت صدرایی نمی‌کاهد بلکه نشانگر بعدی دیگر از نبوغ وی در فهم کلمات پیشینیان و بیرون کشیدن رگه‌های زرین حقیقت از بین سطور پر از ابهام حتی حکمای یونان است. جنبه دیگر نبوغ ملاصدرا تنظیم، تدوین، تنقیح و برهانی کردن رشحات نظری حکما، فلاسفه و عرفای سابق و معاصر خویش است که حاصل آن نظام واره ای منسجم وبی سابقه از هستی‌شناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی حکمت متعالیه هست.

کدام آثار ملاصدرا به این اصل به‌تفصیل پرداخته‌شده است؟

می‌توان گفت تمام آثار فلسفی ملاصدرا منعکس‌کننده این نظریه است. از اهم این آثار می‌توان به المبدأ و المعاد، مفاتیح الغیب، اسرار الآیات، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، المظاهر الالهیة فى اسرار العلوم الکمالیة، العرشیة، الشواهد الربوبیة فى المناهج السلوکیة، المشاعر، تفسیر القرآن الکریم،‏ کسر الاصنام الجاهلیة اشاره نمود.

آیا این نظریه از امهات درک فلسفه صدرایی است؟

یکی از فرضیاتی که در این پژوهش تعقیب شده و به نتیجه رسیده است نشان دادن جایگاه محوری اصل تطابق عوالم در حکمت صدرایی است. ملاصدرا درجای‌جای نظریات خود به این اصل اشاره می‌کند و مهم‌تر اینکه در تبیین بسیاری از آرای جهان شناختی، انسان‌شناختی و معرفتی خود از اصل تطابق عوالم کمک می‌گیرد  و نظریات متعددی را مبتنی بر این اصل توجیه عقلانی می‌نماید. این امر که در پژوهش مذکور با عنوان آثار و لوازم اصل تطابق عوالم در حکمت صدرا بیان‌شده است نشان‌دهنده موقعیت ویژه‌ی تحلیلی این اصل در حکمت متعالیه است.

بازتاب رساله علمی حضرت‌عالی در مجامع علمی چگونه بود؟

این رساله در هفدهمین همایش کتاب سال حوزه حائز رتبه برگزیده در گروه فلسفه شد.

سخن پایان حضرت‌عالی؟

فلسفه اسلامی به‌ویژه حکمت متعالیه دارای ظرفیت‌های محتوایی و نظری بسیار گران‌قدری است که متأسفانه به‌اندازه لازم از این اقیانوس معرفت بهره‌گیری نمی‌شود. این در حالی است که جوامع امروز در لایه‌های مختلف خود تشنه و محتاج آب حیات معرفت حقیقی است. درست است که طبق توصیه‌های گذشتگان، ماجراجویی نظری در بحر پرخطر فلسفه  کار هر نوآموز ناآزموده‌ای نیست لیکن دورنگه داشتن جامعه از جهان‌بینی‌ای چنین غنی، جذاب و مسحورکننده، لطمات عمیق بی‌هویتی و سبک‌سری فرهنگی را به دنبال دارد که امروزه در جوامع، شاهد آن هستیم. راه چاره، ورود اندیشمندان و متخصصان با اذواق مختلف در فضای نظری و فلسفی اسلامی است که نتیجه آن اشراب این‌گونه جهان‌شناسی و انسان‌شناسی در فرآورده‌های مختلف علوم انسانی ازجمله فرهنگ، هنر، سیاست، اقتصاد و ... است. عینی شدن، کارآمد شدن، و به خدمت گرفتن گنج‌های معرفتی بی‌بدیلی که حکمای مسلمان برای نسل ما به ودیعت نهاده‌اند از ضرورت‌های فرهنگی امروز است که البته این امر نیازمند نرم‌افزارهای تبدیل‌گر سرمایه‌های نظری سابق به بسته‌های معرفتی به زبان روز برای تزریق به سطح فرهنگ جامعه است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٥/٥/٢۳ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد