یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


آیت الله بهجت از همان ابتدا در مسیر عبودیت بود

ارزش و حقیقت انسان و بزرگی شخصیت بر محور عبودیت استوار است اینکه انسان به مقامی برسد که درک کند عبد است مطلب بسیار مهمی می باشد و آیت الله بهجت از این سنخ افراد بودند مقام عبودیت اجازه نمی دهد که عبد کاری بر خلاف اراده مولی انجام دهد کسی که می خواهد در راه سلوک عرفانی قدم بردارد باید به درک این حقیقت نائل شود که او عبد است  و اگر کسی به درک مقام عبویت رسید به همه مقامات می رسد و آیت الله بهجت از ابتدای مسیر در همان دوران نوجوانی و جوانی 


تصمیم گرفته بود که عبد باشد ، مقام عبودیت بقدری مهم است که حق متعال در ماجرای ملاقات موسی با شخصی که مامور به ملاقات او بود می گوید « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (کهف ؛ 65) »  حضرت موسی بن عمران عبدی را دید و بر این جنبه عبودیت تاکید دارد . ادعای عبودیت بسیار مشکل است نوعا انسان عبد اطرافیان ، زن و فرزند و تجارتخانه خویش است وابستگی انسان به مظاهر دنیا عبودیت را معکوس می کند و اگر انسان عبودیت های مجازی را قیچی کند و به عبودیت حق برسد به همه چیز رسیده است ؛آیت الله بهجت از ابتدا این مطلب را در خود یافته بود و آن یافته را پرورش داد .  عبودیت اصل و اساس سلوک الی الله است

« وَ کَمْ‏ مِنْ‏ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلًا لَهُ نَشَرْتَه‏ ؛ بخشی از دعای کمیل » گاهی خدا بر مبنای حکمت الهی خود صلاح می داند شخصی مثل آیت الله خمینی با لقب امام مطرح شود ، گویی میلیونها انسان یکباره منقلب شدند و گفتند " امام" ما اگر بخواهیم  نامی را در جامعه مرسوم کنیم سالها وقت می برد اما اینکه می بینیم یک شبه همه گفتند امام و نام امام بر سر زبانها افتاد بر اساس حکمت الهی و کار خداست در دعا می خوانیم من لیاقت بعض ثناها را نداشتم اما تو بر سر زبانها جاری کردی  اگر کسی کار خویش را به خدا واگذار کند خدا برای او عنوان انتخاب می کند ؛ اما اگر کسی خود به دنبال کسب عنوان برود این حرکت در مسیر عبودیت شیطان است امثال آیت الله بهجت از همان ابتدا در مسیر عبودیت الله بوده اند و هیچ چیزی جز رضایت حق متعال را لحاظ نمی کردند اگر  نام آیت الله بهجت و آیت الله کشمیری بر سر زبانها افتادند بخاطر همین مقام عبودیت ایشان بوده است .

زمینه های شکل گیری مقام عبودیت در آیت الله بهجت

 لیاقت های ذاتی و باطنی انسان حتی در زمان طفولیت و کودکی او ظهور و بروز دارد  و همین لیاقت های ذاتی زمینه را برای رسیدن به مقام عبودیت فراهم می کند ، خدا بنده خود و استعدادهای ذاتی او را به خوبی  می شناسد و چون می شناسد لذا  از همان کودکی به ایشان عنایت دارد درباره آیت الله کشمیری نقل شده است ایشان در 5 سالگی صدای قرآن خواندن همسایه را می شنیدند و به مادر می گوید فردا از این خانه صدای شیون می شنوید و همان هم می شود ، عده ای در سنین کودکی کرامت ها داشتند نفوس ما نفوس مستعده نیست اما اینکه چرا عده ای دارای نفوس مستعده هستند به اموری بر می گردد از جمله به زمان انعقاد نطفه ؛ حالات و روحیات پدر و مادر ؛ رعایت مسائل مربوط به نکاح و حالت نکاح که در روایات آمده است ، استعداد مربوط به ذات می شود و نمی توانیم بگوییم این قوه ای که در دل حبوبات است ذاتی آن نیست ، نفس انسان مانند هسته خرما است و باید استعداد ذاتی نخل شدن را داشته باشد و اینها مربوط به استعداد والدین اوست  وقتی به  مادر شیخ انصاری گفتند فرزندت به مرجعیت رسیده است گفت من بیش از این توقع داشتم چون اهل مراقبه بودم و همه این امور دست در دست هم می دهند انسانی مانند آیت الله محمد تقی بهجت بوجود می آید.

ابتلائات و آزمایشات الهی زمینه ساز شکوفایی استعداد ها

استادی که دید باطن دارد نورانیت ذاتی شاگرد را می بیند و به لحاظ آن نورانیت ذاتی سخن می گوید ، مرحوم آقای قاضی نورانیت ذاتی آیت الله بهجت را دید  و آن نورانیت روز به روز شکوفاتر می شود خدای متعال بعد از ابتلائات و آزمایشاتی که از آیت الله بهجت گرفت مقام عبودیت او را قبول کرد و این آزمایشات زیاد پیش می آید آیت الله بهجت و امثال او به این آزمایشان مبتلا می شدند ، اما مامور به ظهور و بروز آن نیستند ،کرامت ها و اموری  که بین اولیاء الهی و خدا هست باید مخفی بماند رابطه عاشق و معشوقی بین عبد و مولی سرّ است خدا عبودیت آیت الله بهجت را پذیرفت .

شخصیت های تاثیر گذار بر آیت الله بهجت

انسان در سیر منازل عرفانی و درک مقامات توحیدی نیازمند استاد طریق است اما قبل از استاد خدا از طریق الهام بنده خود را هدایت می کند و معرفت خود را در قلب عارف اشراق می کند ، استاد خود اوست و چون بنده خود استعداد ذاتی دارد حق متعال از او دست گیری می کند لذاست که در دعا هم از خدا می خواهیم که حجتش را به ما معرفی کند « اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی‏ رَسُولَکَ‏ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏ ؛کافی ج‏2، ص:149 » خدا رسولش را معرفی می کند ، استاد عرفانی خود خداست و بعد از آن استاد را در مسیر راه او قرار می دهد به قلب آیت الله بهجت  الهام می کند به نجف برو و باز الهام می کند که به نزد آقای قاضی برود به قاضی هم الهام می کند او را بپذیر لذا ریشه همه قضایا به خدا بر می گردد خدا بندگان خود را می شناسد و لاستعدادهای ایشان را به فعلیت می رساند  « أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ سوره واقعه آیه 64 » آیا شما هستید که کشت و زرع می کنید یا من خدا استعدادهای او را به فعلیت می رسانم  به مرحوم قاضی در عالم مکاشفه امر می شود بهجت را دریاب .انسان وقتی قوی شد تاثیر گذار است استاد کاملی مثل مرحوم قاضی در تکوین شخصیت آیت الله بهجت نقش داشته است و نفوذ کلام آقای قاضی و استعداد آیت الله بهجت موجب تربیت ایشان و دیگر افراد شد .

آقای بهجت چند صباحی خدمت آیت الله قاضی آمد و کمتر از یک سال شاگردی ایشان نمود  و عد های در نجف بودند که  رابطه استاد و شاگرد را به هر نحوی بود قطع می کردند و او را متهم به صوفی گری می کردند و حتی کار به جایی رسیده بود که جواب سلام مرحوم قاضی را نمی دادند و اینگونه همه را نسبت به او بدبین کرده بودند. جو حوزه آن روز نجف بگونه ای سده بود که لیستی از افرادی که به دیدن قاضی می رفتند تهیه کرده بودند و از باب حسادتی که نسبت به قاضی داشتند  فضا را چنان آلوده می کردند که کسی به  دیدن قاضی نرود و اگر ادامه می داد به پدر او نامه می نوشتند و نامه ای هم به پدر آقای بهجت سلمان بازار آن موقع فومن نوشتند و گفتند چه نشسته ای که پسرت صوفی شده است  و با صوفی رابطه برقرار کرده است  او هم نامه ای نوشت و گفت : محمد تقی به هیچ وجه راضی نیستم اگر به درس و بحث قاضی بروید و آیت الله بهجت اطاعت پدر کرد  و به واسطه همان عبودیت به مقامات عالیه رسیدند  .

غنای فقهی آیت الله بهجت در نجف :

آیت الله بهجت مجتهدا وارد حوزه علمیه قم شدند  اما فحل بودن غیر از اجتهاد است اجتهاد یک ملکه است و شکوفایی ملکه  اجتهاد ایشان در قم واقع شد به یاد دارم در سال 1372  با مرحوم  آیت الله موذی تهرانی به خدمت آیت الله بهجت رسیده بودیم  ، در آنجا مسئله شرعی از آقای بهجت سئوال  کردند و ایشان فرمود الان در خاطرم نیست اما در حاشیه ای که در نجف بر عروه زده ام  مسئله را بررسی کرده ام لذا ایشان قبل از ایران مجتهد بودند و حاشیه نوشتن بر  عروه کار اهل اجتهاد است .

فهم مسائل سنگین علم اصول و استفاده معنوی  از کمپانی اصفهانی

آیت الله سلطانی به من می فرمودند :  ما در نجف که بودیم به درس آقای میرزا محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی می رفتیم و آنقدر فهم درس اصول فقه ایشان سخت بود که افراد معدودی در آن جلسات حضور میافتند من جمله آیت الله بهجت ؛ این حرف را  آیت الله سلطانی می زند که اصولی طراز اول قم بود ، از نظر تسلط بر کفایه الاصول آخوند خراسانی که از کتب سطح عالی علم اصول است در حوزه قم  عدلی نداشتند ایشان می فرمودند : من مدتی درس مرحوم کمپانی می رفتم و آنقدر بحث ایشان سنگین بود که فهم مطالب بر من مشکل شده بود  لذا به درس مرحوم میرزا ابوالحسن  اصفهانی رفتم اما آقای بهجت می فهمید و ماند .

آیت الله بهجت کتوم بود اما جمله ای می گوید که معلوم می شود رابطه ایشان با مرحوم کمپانی تنها رابطه استاد و شاگردی نبوده است بلکه یک  رابطه معنوی هم با ایشان داشته اند آیت الله بهجت می فرمودند : در نجف اگر شب به دیدن آقای کمپانی می رقتیم آنقدر اشتغال به عبادت داشت که می گفتیم کی مطالعه می کند و صبح که درس می دادند  آنقدر عمیق درس می داد که ما با خود می گفتیم او دیشب تا صبح مطالعه کرده است و مشخص است که رابطه ای فراتر از رابطه استاد و شاگردی وجود داشته است و استفاده های معنوی نیز از آیت الله میرزا محمد حسین اصفهانی نیز می نمودند  .

 روابط آیت الله بهجت و آیت الله کشمیری در نجف

 زمانی که آیت الله کشمیری در نجف  ایشان سطح می خواند بخشی از رسائل شیخ انصاری در علم اصول را  در نزد آیت اله بهجت خوانده اند اما در درس های خارج و مباحث معنوی ،  در نجف بسیار با مرتبط بودند 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد