یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


به مناسبت ایام اعتکاف  به محضر آیت الله میرزا محمد حسین احمدی فقیه یزدی رسیده ایم و آنچه در پی می آید حاصل این گفتگوست و معظم له به تشریح  ابعاد و حقیقت عبادت اعتکاف پرداخته اند


بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت ایام اعتکاف  به محضر آیت الله میرزا محمد حسین احمدی فقیه یزدی رسیده ایم و آنچه در پی می آید حاصل این گفتگوست و معظم له به تشریح  ابعاد و حقیقت عبادت اعتکاف پرداخته اند

حقیقت اعتکاف:

 اعتکاف از امور ارزشمندی است که سابقه آن به قبل از اسلام نیز برمی رسد و خصوصیات آن در اسلام به گونه دیگری مورد توجه و دستور قرار گرفته است اصل اعتکاف به معنی انقطاع عن الخلق و به سوی خدا توجه پیدا کردن است بطوری که پاسی از عمر ، خود را از افکار گوناگون تخلیه کند و برخی از مشتهیات نفسانی و بعض امور مباح را بر خود حرام بدارد و در اعتکاف اول اختیار و انتخاب است که انسان با اختیار و انتخاب سوی  خدا رفتن را در خانه خدا و مسجد برمی گزیند

فوائد اعتکاف :

چند جهت در اعتکاف خیلی روشن است ؛ اول دور شدن از خانه و مردم و آمدن به مکانی که فقط محض عبادت است یعنی مسجد جامع گرچه در مسجد جامع جمعیتی هست اما تنها کار ایشان عبادت است اعتکاف از جمعی به جمع دیگر رفتن است از جمع امور کاری و مردمی و عادی به سوی جمعی که فقط خود را برای عبادت مهیا کرده‌اند و توجه به خداوند متعال و رو به سوی معارف الهی کردن و انقطاع عن الخلق است  و چون با اختیار خودش انتخاب می کند ارزش بالایی دارد در فقه موارد متعددی است که انتخاب مستحب است اما بعد از انتخاب اموری بر تو واجب می‌شود و اعتکاف نیز این‌گونه است که ابتدا از مستحب و مباح شروع می‌شود و به واجباتی ختم می شود مثلا یکی از شرایط اعتکاف روزه است و بعد از اینکه معتکف دو روز را روزه گرفت روزه روز سوم واجب می‌شود

رابطه عبادت با اراده

عبادت با اراده انسان ارتباط مستقیم دارد یعنی پرورش وجود انسان با انتخاب و تصمیم است و اراده از امور بسیار ارزشمند است بوعلی در مباحثی که راجع به مراتب عرفان ذکر می‌کند اولین مرتبه عرفان را مرتبه اراده می د‌اند [i] و اولین مقام ، مقام اراده است یعنی اراده سبب می شود که انسان تصمیم درست داشته باشد و بزرگ‌ترین تحول در وجود انسان تحول در مقام اراده می باشد بطوری که  نیت و اخلاص و اراده مهم‌ترین مسئله در هویت انسان است و هویت انسانی به این قسمت مربوط است که هر انسانی چه تصمیم و اراده ای دارد لذا بیشترین اثری اعتکاف انسان سازی و به سوی حق و خداشناسی و معارف الهی رفتن است و به این صورت اعتکاف از مباح و مستحب شروع می شود و به یک واجب ختم می‌شود و درک حضور حق می کند .

شباهت اعتکاف با احرام حج

اگر انسان اراده‌ای کرد ولو مباح بود ؛ حال که به واسطه این اراده به  مراحل عالی رسید باید ارزشی برای او داشته باشد و برای او یک امر واجب و مسلمی پیش می‌آید که باید حرمت و اهمیت آن را بشناسد پس اصل هدف در اعتکاف انقطاع از همه تمایلات و شوائبی است که انسان را از درک معارف الهی مشغول می‌دارد ؛ اعتکاف شبیه احرامی است که محرم  در مکه می‌بندد و با احرام برای او واجباتی پیش می‌آید و احکامی تثبیت می‌شود و باید به آن احکام عمل کند و در برخی از موارد  اگر مرتکب حرامی شد باید کفاره دهد و توجه به خود باید در کار نباشد و در حقیقت اعتکاف به نوعی احرام بستن در خانه خداست و با غفلت و بی توجهی اعتکاف شروع نمی‌شود و باید توجه به این مطلب داشته بشد که من آمده‌ام تا اعتکاف کنم و او به حقیقت احرام می بندند هرچند لباس او مثل اهل احرام نیست اما از یک جهاتی مهم‌تر از احرام حاجیان است چون از محدوده داخل مسجد نمی تواند خارج شود و در واقع احرام  خود را در خانه خدا و مسجد قرار می‌دهد و اینکه ذکر شده در مسجد جامع اعتکاف صورت گیرد غیر از فضیلتش جنبه دیگری نیز  دارد که در عین حالی که فضیلت حضور در مسجد جامع را درک می کند  ارتباط با انسان‌های مؤمن نیز داشته باشد و با ایشان محشور باشد پس اعتکاف یک حرکت نفسانی و تربیت نفس است و با مهم‌ترین مقام که مقام اراده است شروع می شود و بواسطه  اعتکاف مقام اراده خود را بالا می‌برد که می‌توانم من از همه جهات دیگر دور شوم و به سوی خدا بیایم و محض عبادت بشوم که این تربیت نفس با اراده خودش محقق شده است به قول شاعر :

گر تو تربیت خود نکنی حیوانی

 انسان باید خودش را تربیت کند و حالت‌های حیوانی را کنار بگذارد و از جهات فراوانی احرام و اعتکاف شبیه بهم هستند گرچه تعیین در وظیفه که چقدر دعا و قرآن بخوانند نشده و هر کس به اندازه توان خودش می‌تواند بهره ببرد و اعتکاف زمان معینی ندارد و دوره سال وقت اعتکاف است البته ماه رجب و رمضان فضیلت بیشتری دارد و اوج و عظمت ماه رجب در این ایام البیض است هر چند ایام البیض هر ماهی  عظمت دارد یا تاکید فراوانی بر اعتکاف دهه آخر ماه رمضان شده است در هر صورت عبادت اعتکاف زمان معینی ندارد فقط نباید در زمان‌هایی باشد که روزه در آن ایام حرام است و مکان آن هم باید مسجد جامع باشد پس اعتکاف  به حقیقت انقطاع عن الخلق و تربیت نفسانی است و اصل آن هم به مقام اراده بر می‌گردد و عمده نتیجه عبادت به خود انسان برمی گردد که بتواند در تربیت نفسانی موفق بشود

اعتکاف سبب جهت دهی الهی

مطلب دوم جهت دار کردن است ما تا می‌توانیم باید جهات اعمالمان را درست کنیم مثل اینکه عبادت در جهت قبله می باشد مثلا اگر وارد اتاقی می‌شویم مستحب است جهت قبله را انتخاب کنیم تا جهت راگم نکنیم پس یکی از اموری که نباید آن را در مقام اراده فراموش کرد جهت دادن به اعمال است ؛ جهت را گم نکنیم جهت الهی و خدایی به اعمالمان بدهیم و اعتکاف پیدا کردن جهت است مثل قطب نما که جهت خودش را پیدا می‌کند و قطب وجود انسانی باید قطب کمال را پیدا کند و اعمال و فکر معتکف باید به سوی یک قطب جهت گیری کند و آن جهت را گم نکند و همه افکار و وجود او به سوی آن هدف جهت گیری کند عبادت هم دو قطب دارد یک قطب آن عبادت روح است و قطب دیگرش عمل است و اگر این دو قطب با هم توامان و رفیق شدند و عمل و ایمان با هم جمع شد إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات اگر این دو قطب با هم بودند و جهت یابی محقق شد مثل براده‌های آهن در مقابل آهن ربا همه اعمال و شهوات انسان و حب و بغض‌های او جهت خودش را پیدا می‌کند و وقتی جهت را پیدا کرد ارزش انسان بالا می‌رود و  انسان را بالا می برد آن وقت است که تمام خواسته او جهت الهی پیدا می کند و حقیقت اعتکاف برای این است که انسان با محدود کردن خود و مرزبندی خویش تمام وجودش قطب نمایی شود و به سویی حرکت کند که جهت او عبادی و الهی شود و این کار بزرگی است و معتکف در حقیقت خود را محک می‌زند که در جه حدی جهت الهی پیدا کرده است و به نوعی اعتکاف ارزش خود یابی هم دارد که انسان خودش را محاسبه می‌کند حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا [ii] در اعتکاف خودش را مقایسه می‌کند که من در کجا هستم و کجا می‌توانم بروم و کجا باید بروم و به چه سمتی باید هدایت شوم و این امور را انسان در اعتکاف می‌یابد و با این اعتکاف می‌داند که چه انسانی است و چه نعمتی دارد

توسعه ظرف وجودی انسان بواسطه اعتکاف

 بزرگ‌ترین  نعمتی که خدا به بشر داد است نعمت فهم و درک معارف است اگر این ظرفیت شناخت معارف را توانست خوب پر کند رشد می کند بهترین موقعیتی که  به او یاد داده‌اند تا ظرف وجودی خود را به خوبی پر کند اعتکاف است و انسان در اعتکاف ظرفیت خود را پر می‌کند چرا که هم جهت یابی پیدا می‌کند و هم ظرفیت خود را پر می‌کند و مهم‌ترین مسئله‌ در زمان اعتکاف ظرفیت معارف را پر کردن است و با عبادات و نماز های که انجام داده است و سجده‌ و رکوع های طولانی انسان را از این بدن دور می‌کند و هرچه بدن را با عبادت زجر دهد و توجه بیشتری به خدا پیدا کند موفقیت و راز و رمز اعتکاف را بدست آورده است و اگر با غفلت باشد مثل سایر اعمال است لذا جهت یابی و پر کردن ظرف وجودی دو مسئله مهم در اعتکاف است مثلاً ملائکه‌ای هستند که تنها در سجده هستند و ظرف وجودشان در حال رکوع و سجود پر شده است کسی که مقام رکوع و سجده و قیام را دارد ارزش فوق‌العاده و بالایی دارد و مقام با عظمتی دارد

اعتکاف بسوی انسان کامل شدن

 در رابطه ارزش وجودی انسان روایات خاصه فراوانی رسیده است که‌ای انسان «و تحسب أنک جرم صغیر **** و فیک انطوى العالم الأکبر » [iii] این هم قطبی است که من عرض کردم : تو فکر می‌کنی جرم صغیری هستی و حال آنکه تو موجود بزرگی هستی و تو ای انسان قطب عالم وجود و امکان هستی و مرکز پرگار کل عالم تو هستی و در این مرکز ارزش خود را در یاب و در حقیقت اعتکاف بعد از این خود یابی درک این مرکزیت است که انسان با این خلوتی که دارد خودش را دریابد امام راحل در انقلاب اصل محور انقلاب خود را خود یافتن قرار دادند و بیشترین فرمایشات ایشان این است که شما را گول زدند و به سمت غرب و جلوه‌های غرب سوق دادند و از آن ارزش‌ها و خصائص وجودی خودتان تهی شدید و یک خود کاذب درست کردند تا آن ارزش ها را در شرق و خودمان نبینیم و امام هدف انقلاب را این قرار دادند که انسان به سمت و سوی خدا برود و حقیقت خودش را درک کند و این یک حرکت اعتکافی بزرگی بود که امام انسان ها  را به این امر توجه داد که در وجود خودت معتکف شو و آن حقیقتی که در درون خودت هست را ببین تا بزرگ و آقا و انسان کامل بشوی لذا ؛ هدف انسان کامل شدن است و دریافت کردن همه آثار وجودی که در فطرت انسان است و تعبیر  امام هم همین است بازگشت به فطرت و انقلاب را انقلاب فطری دانستند و انقلاب اسلامی متکی بر فطرت است و کسانی که دور از انقلاب هستند منحرف از فطرت هستند ؛ یعنی  روح را معتکف در  وجود انسانی خودتان کنید تا حقایق را دریافت کنید و ما با این اعتکاف‌ها می‌خواهیم راز و رمز و حقیقت وجودمان را درک کنیم که « قَالَ النَّبِیُّ ص مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏ » [iv]

توجه و تامل به اسما الهی منشا خیرات و برکات

 معتکف گرچه به مسجد می‌آید و معتکف می‌شود ولی در واقع اعتکاف در وجود خود پیدا می‌کند که این مطلب بسیار مهم هدف اعتکاف است که از افکار بیرونی خارج شود و در مجموعه انسانی  خودش  معتکف شود و می‌خواهد باطن انسان را معتکف در وجود خودش کند تا دریافت معارف نصیب او بشود و همه‌ این ظرفیت ها را خدا به او داده تا بتواند این همه معارف را در وجود خودش دریابد و بشناسد که من می توانم عادل باشم و صفت عدل از صفات الهی است و همه کارهای معتکف بای بر اساس عدالت و اعتدال باشد و در این اعتکاف معتکف باید سعی کند تا صفات و اسما الهی را در خود بروز دهند و سفارش من به همه اهل اعتکاف این است که به اسما الله فکر کنند و معارفی از این اسما الله به انسان می‌رسد که اگر انسان آن را درک کند حقیقت و تبلور وجودش چیز دیگری می‌شود و با این اعتکاف باید بسوی خدا رفت کسی از جلوی پیامبر گذشت و طعنه‌ای به پیامبر زد که شما این افراد را دور خود جمع کرده ای و چه می‌کنید حضرت این آیه را خواندند که أدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی [v] من همه را دعوت می‌کنم به سوی خدا اما از روی بصیرت و این روش من و تابعین من هست و این بصیرت چقدر عظمت دارد همان طوری که در کارهایی دنیایی ما بصیرت مهم است خصوصا در برنامه های عبادی  بصیرت مهم است و وقتی ما این آیه را می‌خوانیم صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ[vi] یعنی انسان می خواهد صبغه الهی بگیرد و با این اسما الله آشنا بشود مثلاً اگر او هم صفت عدل را در خود احیا کرد او هم عادل می‌شود و همین‌طور که در آیه فرمود وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً چه کسی رنگ او بهتر از رنگ الهی است و ریخته شدن در قالبی که آن قالب فقط قالب توحیدی است و بعد فرمود وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ رنگ خدایی شدن با عبادت است و معلوم می‌شود که رمز و راز عبادت آن صبغه است و اعتکاف و عبادت باعث می‌شود انسان آن صبغه الهی را پیدا کند و ما در حال عبادت رنگ الهی  می‌گیریم و در مقام عبادت می‌خواهیم اوصاف الهی را در خود ایجاد و احیا کنیم پس هدف ار اعتکاف انسان کامل شدن است و به سمت عبودیت اهلی رفتن است و اگر عبودیت به مرحله عالی و کمال رسیدن البته خلیفه الله شده است مگر مقام خلیف اللهی مقام کمی است و انسان می تواند به درجاتی از خلیفه الهی برسد البته آنچه که معصومان و پیامبران اولوالعزم رسیده اند آن درجات عالی است اما درجات پایینی آن برای ما امکان دارد چرا که در عبادت تقرب است لذاست که انسان باید خود را به آن مقام پر عظمت برساند

رابطه اعتکاف و عبادت با مقام توکل

« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ » [vii] در واقع در وجود انسان این حالت است که دارد به تدریج خوذ را مهیا می‌کند تا به ترس از خدا به آن مقام عالی که مقام توکل است برسد و فرصت نیست که مقام توکل را بسط بدهم که چگونه می‌شود که انسان بعد از معرفت به مقام توکل می‌رسد اگر آدمی به اینجا رسید که درک مقام معنوی‌اش در وجود خودش پیدا کرد مقام توکل شروع می‌شود بعضی وارد مسجد کوفه می‌شوند و مقامات را می بینند و علت اینکه آن ستون های واقع در مسجد را مقام خوانده اند تنها این نبوده است که آنجا اولیا الهی نماز خوانده‌اند بلکه در آنجا نماز خوانده‌اند و به مقاماتی رسیده‌اند و در اعتکاف باید ما مقاماتی را طی کنیم وقتی خود را شناختیم و دریافتیم و جهت را پیدا کردیم باید حال مقاماتی را طی کنیم و آن مقام مقام مؤمنین است و به حدی برسد که « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وقتی به مسجد می‌روند و تلاوت آیات الهی می‌شود زادَتْهُمْ إیماناً  و در آخر به مقام توکل می‌رسند که این مقام مقام بسیار بلند و با عظمتی است

ایمان و تقوی لازمه اولیا الله شدن

در آیات قرآن ما را به نکته‌هایی توجه داده‌اند که من دو آیه را انتخاب کرده‌ام که راه گشای ماست در سوره یونس آیات 62-64   « أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (62) الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ (63) لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ (64) » مسائلی مطرح شده است  که قرآن آن را به عنوان فوز عظیم می شمارد معتکف با شروع اعتکاف بداند که او دارد بسوی اولیا خدا شدن می‌رود و او از دوستان خدا می‌شود خداوند ایشان را دوست میدارد در اعتکاف آنچنان وجود خود را می‌سازد که خدا او را دوست می دارد و به دل ترس غیر خدا را راه نمی‌دهد و فقط توجه اش به خدا ست و اصلاً حزن و اندوهی هم ندارند و در مقابل جز خدا چیزی نمی بیند و ارزشی هم برای غیر قائل نیست و بعد توصیف می‌کند که ایشان کسانی هستند که اهل ایمان و تقوی هستند و معلوم می‌شود که ما باید در عبادت ایمان و تقوی را زیاد کنیم که اگر ایمان و تقوی درست شد  لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ و ایشان بشارت در حیات دنیا و آخرت دارند بعد برای اینکه ما مطمئن باشیم این خبر غیبی را هم می‌دهد که همه این‌ها از سنن  الهی است لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ  و منظور از کلام هم حقیقت کلام است که مدلول و واقعیت کلام است لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ رابطه مستقیم است بین  ایمان و تقوی و اولیا الله شدن و رابطه آنچنان مستقیم است که نتیجتا فوز عظیم است ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ این یک آیه بود که برای معتکفین عزیز انتخاب کرده بودم که عزیزان انشا الله به فوز عظیم برسند

مواظبت بر حفظ داشته ها و پرهیز از غفلت

آیه دوم عکس این قضیه است ؛ نعمت هایی به انسان می رسد و ناسپاسی میکند و خیلی از جوانان این سئوال را می‌کنند که ما با مشکلاتی روبرو شده‌ایم و برای حل مشکلمان معتکف شده‌ایم و حرف من با این دسته از افراد این است از این آیه استفاده کنید و ظرفیتتمان را بالا بیرید نا سپاسی در مقابل نعمت عبادت و اعتکاف نداشته باشید و انسان وقتی زیان و مشکلی پیدا می کند در مقابل آن اگر ظرفیت و توان مندی داشته باشد ظرفیت انسانی‌اش را بالا می‌برد و الا ضایع می‌شود و نمی داند که با همین آه و ناله بدون تقویت روح و بالا بردن درجات به نتیجه‌ای نمی‌رسد آیه 12 یونس « وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ » کسانی که اعتکاف می‌کنند در مسجد می‌خوابند تا توان قدرت داشته باشند تا عبادت کنند حال کسانی که در مقابل مشکلات به سوی ما آمده‌اند و فهمیده‌اند باید به در خانه ما بیایند و به سوی خدا آمده‌اند و در همه حالات خدا را می‌خوانند و وقتی از اعتکاف نتیجه می‌گیرند و بیرون می‌روند مثل اینکه اصلاً از خدا حاجتی نخواسته اند و یادش می رود پس ممکن است انسان خودش را خوب بسازد مشکلاتش را هم خدا رفع کند ولی بعد از آن به سوی غفلت کشیده شود و این‌ها مسرفین هستند که عملی انجام دادهای و راه‌ها را خوب شناخته‌ای نتیجه‌ای هم گرفته‌ای و این‌ها را باید حفظ کنی در وجود خودت « وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ موقعی که ضرری به او می‌رسد ما را در همه حال می‌خواند فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّه وقتی مشکل او را دور کردیم انگار از ما خواسته‌ای نداشته است کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ معلوم می‌شود یکی از مصادیق اسراف اسراف در عمر و همت و عبادت است و اسراف در عبادت این است که انسان نتیجه اعمال عبادی خودش را ضایع کند و از دست بدهد ما کانُوا یَعْمَلُونَ  هر چه عمل کرده‌اند همه را اسراف کرده‌اند و انسان باید در مقابل قرآن کریم که « یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ » [viii] موعظه‌ای است برای مردم که قرآن و رسالت پیامبر برای شما موعظه آمده است وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ آنچه که در صدور شماست قرآن و روش پیامبر آن را شفا می‌دهد از بخل و حسد و نفاق و... نجات می‌دهد و این‌ها انسان را منحط می‌کنند و این موعظه باعث شفا می‌شود لذا شایسته است که اهل اعتکاف قرآن و روایات را در اعتکاف فراوان بخوانند و کتاب‌هایی را همراه خود ببرند مانند چهل حدیث امام یا اصول کافی و کتاب‌های خوبی که روایات ائمه در آن آمده است و این‌ها را مطالعه کنند که « وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ » که باعث هدایت اهل ایمان می‌شود . عمده توصیه من دوری از محرمات است و اعتکاف در مسجد داشته باشند و انسان کامل بشوند و اخوی ما آیت الله میرزا محمد حسن فقیه یزدی ( رحمت الله علیه ) خیلی اصرار داشتند که در این اعتکاف‌ها حضور داشته باشند و برای معتکفین صحبت می‌کردند و امسال جای ایشان خالی است و اگر بشود می‌توانم بگویم ایشان یک الگوی عبادت است و ایشان گاهی برای یک حاجتی به بیابان می‌رفتند و اعمال ام داود را انجام می‌دادند و زانوها را برهنه می‌کردند  و در خاک فرو می بزدند و حاجات خود را می‌گرفتند خداوند ایشان را رحمت کند و از همه اهل اعتکاف طلب دعای خیر دارم.

گفتگو : حمید کرمی

ادامه دارد



[i] - الاشارات و التنبیهات   ص   145   

أول درجات حرکات العارفین ما یسمونه هم الإرادة. و هو ما یعتری المستبصر بالیقین البرهانی، أو الساکن النفس إلى العقد الإیمانی من الرغبة فی اعتلاق العروة الوثقى فیتحرک سره إلى القدس لینال من روح الاتصال. فما دامت درجته هذه فهو مرید.

[ii] -  وسائل‏الشیعة  ج : 16 ص : 99

21082-  عَلِیُّ بْنُ مُوسَى بْنِ طَاوُسٍ فِی کِتَابِ مُحَاسَبَةِ النَّفْسِ قَالَ رُوِّینَا فِی الْحَدِیثِ النَّبَوِیِّ الْمَشْهُورِ حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَکْبَرِ

[iii] - دیوان‏الإمام‏علی(ع) ص : 178

دواؤک فیک و ما تشعر **** و داؤک منک و ما تنظر

و تحسب أنک جرم صغیر **** و فیک انطوى العالم الأکبر

و أنت الکتاب المبین الذی **** بأحرفه یظهر المضمر

[iv] -   بحارالأنوار ج : 2 ص : 32

[v] - یوسف 108

[vi] - سوره بقره آیه 138

[vii] - سوره انفال آیه 2

[viii] - مائده آیه 57


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد