یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه  در مصاحبه یا سید رضا خسروشاهی از اساتید سطح عالی حوزه علمیه قم خطبه غدیریه رسول اکرم را مورد بحث و بررسی قرار دادند لازم به ذکر است جد ایشان علامه سید مرتضی خسروشاهی یکی از اساتید علامه بزرگوار امینی صاحب کتاب الغدیر می باشد و علامه در جلد اول الغدیر در آنجا که اسامی اساتید خویش را بیان می کند یکی از اساتید خود را علامه سید مرتضی خسرو شاهی می خواند [1]


به عنوان اولین سئوال بفرمایید که خطبه غدیریه رسول اکرم در چه کتاب هایی آمده است ؟

اگر بخواهیم درباره واقعه غدیر و خطبه غدیر صحبت کنیم و به تمام نکات آن اشاره کنیم مجال واسعی را می‌طلبد که چنین فرصتی نیست درباره خطبه غدیر باید عرض کنم بر حسب تحقیقاتی که انجام دادم این خطبه به طور کامل و جامع در کتب شیعه در 9  منبع ذکر شده است در 4 کتاب سند روایت آن به امام باقر علیه السلام منتهی می‌شود و آن  چهار کتاب عبارتند از : 1) روضة الواعظین 2) الیقین 3) احتجاج 4)نزهة الکرام این کتب خطبه غدیر را از امام یاقر علیه السلام نقل کرده‌اند و در 4 کتاب  دیگر این حدیث به زید بن ارقم متصل می‌شود و آن چهار کتاب عبارتند از : 1) التحصین 2) نهج الایمان 3) الصراط المستقیم 4) العدد القویه و تنها یک کتاب است که این روایت را از حذیفة بن یمان نقل کرده است و آن هم کتاب اقبال است آنچه گفته شد مربوط بود به نقل خطبه غدیر به صورت کامل و جامع اما نقل بعضی از قسمت هایی خطبه غدیر با سندهای معتبر در موارد زیادی مورد استناد قرار گرفته است که علامه در جلد  اول الغدیر تفصیلا با ذکر آدرس و مشخصات بیان نموده اند .

از مختصات خاص این خطبه بگویید ؟

این خطبه آخرین خطابه رسول الله است و در واقع وصیت نامه پیامبر اکرم برای کل بشریت و نسل بشر است و تنها خطبه‌ای است که پیامبر نه تنها شنیدن آن را بر تک تک  احاد مسلمین ضروری دانسته است ، بلکه امر به ابلاغ آن نیز فرموده‌اند و این تاکید و تکلیف در مورد هیچ خطبه‌ای از ایشان سابقه ندارد ، رسول مکرم اسلام در فرازی از این خطبه می فرمایند : « فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة » [2] مفاد این خطبه را حاضرین به غائبین برسانند و پدران به فرزندان خود این خطبه را تعلیم دهند و قید « إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة »  هم در ادامه می آورند ؛ یعنی این تکلیف الی یوم القیامه پا بر جاست

درباره کیفیت واقعه غدیر و مسائل جانبی آن توضیحی بفرمایید ؟

پیامبر پس از اینکه از مکه هجرت فرمودند سه بار به مکه عزیمت کردند سفر اول ) در سال هشتم هجری بوده است ؛ پس از صلح حدیبیه پیامبر به قصد عمره وارد مکه شدند و پس از بجا آوردن عمره بلافاصله بدون توقف از مکه خارج شدند و این به خاطر قرار دادی بودکه پیامبر با کفار مکه بسته بود و برای وفای به عهد بلافاصله از مکه خارج شدند .

 سفر دوم ) در سال نهم  هجری واقع شد که برای جنگ با کفار و بت پرستان به مکه عزیمت نمودند و پس از غلبه بر کفار و مشرکین به طرف طائف رفتند و هنگام بازگشت متوجه مکه شدند و عمره بجا آورده و سپس به مدینه مراجعت نمودند .

 سفر سوم ) در سال دهم هجری واقع شد که این سفر به نام حجة الوداع نامگذاری شده است و برای اولین بار بود که پیامبر رسما سفر خود را اعلام کردند و عده‌ای را به اطراف مدینه نمودند تا به مردم خبر دهند پیامبر می‌خواهد برای اعمال حج به مکه عزیمت ‌کنند و مردم را خبر کردند که این حج آخرین سفر پیامبر است و عمر شریف ایشان رو به پایان است و پس از این اعلان عمومی مردم به  از اطراف و اکناف مدینه و سایر بلاد به طرف مکه سرازیر شدند و برحسب آنچه نقل شده است هفتاد هزار نفر در مدینه گرد آمدند تا با قافله پیامبر و همراه او به مکه بروند در25 ذیقعده بود که پیامبر غسل کرد و لباس احرام خود را برداشت و سفر خود را آغاز  کردند و علاوه بر هفتاد هزار نفری که در قافله پیامیر حضور داشتند حضرت زهرا سلام الله علیها و  امام حسن و امام حسین علیهما السلام و سایر فرزندان پیامبر هم در این سفر همراهی ایشان می‌کردند و از دیگر خصوصیات این سفر حضور تمام همسران پیامبر بود بر خلاف سفرهای قبل که رسول الله یکی از همسران خود را به قید قرعه به مکه می بردند

آیا امیر المومنین علیه السلام در این سفر همراه رسول الله نبودند ؟

 امام علی علیه السلام از طرف پیامبر با لشکری به نجران و سپس به یمن سفر کرده بودند و هدف از این سفر جمع آوری ؛ خمس و زکات و جزیه و دعوت به اسلام بوده است و پیامبر در زمان خروج از مکه نامه ای برای امام علی نوشتند و به ایشان دستور دادند تا حضرت از یمن به مکه بیایند و به کاروان رسول الله ملحق شوند ، علی علیه السلام هنگامی که نامه را خواندند قصد پیامبر و سفر ایشان به مکه را و اینکه این سفر آخرین سفر پیامبر است را به اهل یمن و اطراف آن اعلام کردند در نتیجه دوازده هزار نفر به کاروان علی  بن ابیطالب علیه السلام  پیوستند حضرت با یک قافله دوازده هزار نفری به سمت مکه به راه افتادند و در نزدیک مکه حضرت به همراهان خود دستور توقف دادند و به تنهایی به خدمت پیامبر رسیده و کسب تکلیف کردند ، پیامبر دستور داد علی علیه السلام کاروان را به سمت مکه هدایت کند در نهایت روز سه شنبه پنجم ذالحجه کاروان علی علیه السلام همراه کاروان رسول الله وارد مکه شدند با فرا رسیدن زمان مناسک حج ؛ مراسم حج شروع شد ، در نهم ذالحجه به عرفات و مشعر و منی عزیمت کردند و اعمال حج را بجا آوردند و پیامبر گام به گام اعمال حج را به مسلمین تعلیم می‌دادند .

آیا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبل از خطبه غدیریه خطبه هایی دیگری هم ایراد نمودند یا تنها خطبه خوانده شده در این سفر همان خطبه معروف غدیر است ؟

رسول الله قبل از اینکه خطبه غدیر را ایراد نمایند دو خطبه دیگر قبل از آن ایراد نموده بودند ،

 خطبه اول در منی ایراد شد  : و در این خطبه پیامبر سفارش کردند که جان و مال مسلمین محترم هست ، حضرت در این خطبه سفارش به عفو یکدیگر کردند  و فرمودند: در زمان جاهلیت اگر در حق هم  ظلم کردید بر هم ببخشید و گذشت کنید و پیامبر با این روش می خواستند زمینه کینه توزی از بین برود و مودت و وحدت حاکم شود و در ادامه فرمودند اگر کسی تخلف کند علی در مقابل او ایستادگی می‌کند و توسط علی سرکوب خواهد شد .

خطبه دوم در مسجد خیف ایراد شد ، در این خطبه رسول الله مردم را به اخلاص دعوت کردند و فرمود اعمال را برای تقرب الی الله انجام دهید و از تفرقه بپرهیزید و حدیث ثقلین را هم در این خطبه بیان فرمودند و در واقع ذکر حدیث ثقلین زمینه سازی و مقدمه چینی برای خطبه غدیر بود .

 در ایام حضور رسول مکرم در مکه چه اتفاقات و رویدادهایی مهمی رخ داد ؟

در این بین اتفاقات مختلفی رخ داد که من به مهمترین این حوادث اشاره می کنم . اتفاق اول )  به پیامبر وحی شد عمر شریف شما رو به پایان است و شما باید میراث انبیای گذشته و اسم اعظم و علوم انبیاء را به علی بسپاری و در یک جلسه خصوصی  پیامبر اکرم جمیع ودایع انبیاء را به علی علیه السلام انتقال داد . اتفاق دوم )  جبرئیل به پیامبر نازل شد و فرمود یا رسول الله علی را با لقب امیر المومنین صدا بزن و لقب امیر المومنین برای علی علیه السلام انتخاب شد و پیامبر دستور داد تک تک اصحاب نزد علی بروند و همه با لقب امیر المومنین بر او سلام کنند و بگویند : « السلام علیک یا امیر المومنین » و این رفتار  و دستور پیامبر  نوعی اعتراف گیری بود بر اینکه بعد از من امیر مومنان علی علیه السلام است . اتفاقات دیگری هم در این اثنا رخ داد که پرداختن به آن‌ها موجب اطاله کلام می‌شود .

 

آیا پس از اتمام مراسم حج رسول الله بلافاصله از مکه خارج شدند یا چند روزی در مکه اقامت نمودند ؟

پس از اتمام مراسم حج انتظار می‌رفت رسول الله چند روری در مکه بمانند اما بر خلاف انتظار همه پیامبر به بلال دستور داد ندا بزند ؛ فردا از مکه خارج خواهیم شد و جز معلولین و کسانی که از برگشتن به بلاد خود عاجز هستند همه باید از مکه خارج شوند و در واقع حکم تخلیه مکه را  صادر نمودند ؛ فردا مردم از مکه خارج شدند و به منطقه‌ای به نام کراع الغمیم رسیدند و پیامبر دستور داد مردم به سمت راست جاده حرکت کنند و جمعیت به ببابان داغ و سوزانی رسیدند که همان غدیر است و در آنجا فرمودند : من رسول خدا هستم و هر چه به شما  دستور می‌دهم اطاعت و اجابت کنید و این جملات کنایه از این است که در این منطقه می‌خواهم پیام مهمی را برای شما اعلام کنم و اینجا منطقه ای است که باید نقش امامت تبیین شود و دستور داد منادی فریاد زند : مردم متوقف شوند و کسانی که جلو رفته‌اند برگردند و کسانی که در عقب هستند برسند ، مردم آهسته آهسته جمع شدند و دستورات پیامبر شکه شده بودند که در این بیابان سوزان و هوای گرم چه مطلب مهمی پیش آمده است ؟! و این حس در ایشان به وجود آمد که رسول الله پیام مهمی می‌خواهد بگوید ، به دستور پیامبر سنگ‌ها را روی هم چیدند و منبری ساختند و از جهاز شتران نیز کمک گرفتند و منبری ساختند که بلندی آن به اندازه قامت رسول الله بود و منبر را طوری ساختند که همه این منبر را ببینند و به آن اشراف داشته باشند لذا منبر را وسط ساختند تا از همه جهت رویت شود و در آن زمان چون بلند گو نبود شخصی به نام ربیعة بن أمیة بن خلف الجمحی‏ که صدای غرا و رسایی داشت ،خطبه پیامبر را با صدای بلند تکرار می‌کرد تا همه بشنوند پس از اینکه منبر آماده و زمینه مهیا شد پیامبر بالای منبر رفت و علی علیه السلام را فراخواند و به علی دستور داد از منبر بالا بیاید و علی بالای منبر آمد و سمت راست پیامبر ایستاد و یک پله هم پایین‌تر از پیامبر قرار گرفت و پیامبر قدری سکوت کردند تا مردم آمادگی یافته و فضای این اجتماع بزرگ برای ایراد خطبه پیامبر آماده شود و پیامبر خطبه خود را شروع کرد ؛ پیامبر بالای منبر دو کار را انجام دادند الف )  برای اینکه راه شبهه افکنی بسته شود و حرف و حدیثی باقی نماند مقصود خود را هم با زبان و هم با عمل خود به مردم نشان دادند تا مردم هم از طریق سماع و شنیدن آگاهی یابند و هم از راه احساس بصری واقعه را بینند و پیامبر  فرمودند : بطون قرآن را کسی برای شما بیان نمی‌کند مگر کسی  که من به شما معرفی می کنم و دست او را می‌گیرم وبلند می‌کنم و سپس با عمل هم نشان دادند و با دست مبارک بازوی علی را گرفتند و دستان هر دو بزرگوار به سمت بالا قرار گرفت سپس پیامبر علی را از جا بلند کرد تا حدی که پاهای علی موازی زانوهای پیامبر قرار گرفت و به قدری بلند کردند که سفیدی زیر بغل هر دو بر همگان نمایان شد و در این حال فرمودند : هر کس که من مولی و صاحب اختیار او هستم علی مولی و صاحب اختیار اوست . ب )  بیعت گرفتن از همه حاضرین آن اجتماع با شکوه که بین هفتاد تا صد و بیست هزار نفر بوده‌اند به صورت عادی عملا ممکن نبود و از طرفی هم اگر در این اجتماع بیعت گرفته نمی شد شاید بعضی انکار می کردند و به بهانه‌ای از پذیرفتن آن شانه خالی می کردند لذا پیامبر در همان جا یک بیعت عمومی گرفتند و بالای منبر فرمودند : ای مردم با این ازدحام و فرصت کم امکان بیعت انفرادی وجود ندارد پس همگی این سخن مرا تکرار کنید و بیعت خود را اعلام کنید و پیامبر فرمود : « ما فرمان تو را که از جانب خداوند درباره علی و امامان از اولادش اطاعت می‌کنیم و از آن رضایت داریم و با قلب و زبان و دست تورا بر این مدعی حمایت می‌کنیم » جالب اینجاست که پیامبر عبارتی را خود تعیین کردند تا از عبارات دو پهلو احتراز شود .

پیامبر چرا خطبه غدیر را در مدینه نخواندند ؟

سر مطلب این نکته است ؛ در واقع اگر پیامبر این خطبه را در مدینه ایراد می‌نمود چنین برداشت می‌شد که این دستور یک دستور جهانی نیست بلکه قومی و شهری است و حال آنکه رسول الله می‌خواهند بگویند این مسئله فرا منطقه‌ای است و باید از همه مناطق افرادی باشند تا این خبر را به اقصی نقاط بلاد اسلامی برسانند و این ها اهمیت واقعه غدیر را می رساند ، پیامبر با اعلام سفر حج و اینکه حج آخر ایشان است دو هدف را دنبال ممی کردند :

 اول)آشنایی مردم با ناگفته‌های حج و آداب آن  . دوم ) می‌خواستند وصی خود را به مردم معرفی بکنند و می‌خواستند این اجتماع هر چه با شکوه تر انجام شود تا کسی بعدها در جریان غدیر  شبهه نکند

حضرت چرا خطبه غدیر در اثنا مراسم حج ایراد ننمودند ؟

چون ذهن مردم متمرکز بر اعمال حج بود و اگر در همان اثنا خطبه غدیر را ایراد می‌نموند  شاید مردم اهمیت مسئله غدیر را متوجه نمی‌شدند و مردم توهم می کردند این مسئله مسئله‌ای عادی است و از اهمیت چندانی برخوردار نیست لذا در اثنا مراسم حج خطبه غدیر خوانده نشد .

درباره خطبه غدیر و اهمیت آن به این نکته هم اشاره کنم که رسول الله از جهت انتخاب زمان و مکان و... نهایت دقت را داشتند پیامبر می‌توانست خطبه غدیر را در یک زمین هموار و مسطح بخواند اما مردم را به زمین های شیب دار هدایت کردند تا موقعیت مکان طوری باشد که صف اول مانع دید صف  دوم نباشد  تا همه ببیند و هیچ شبهه ای باقی نماند و به همین اکتفا ننمودند بلکه فرمودند منبری هم به سازند تا همه این صحنه را ببینند همچنین پیامبر در جریان غدیر ابتدا به ساکن دست علی را بلند نکرد بلکه ابتدا مقدمه چینی کردند یعنی اول اوصاف علی را بیان کردند و از او تمجید نمودند و کمالات او را بر شمردند و بعدا دست او را گرفت و بلند کرد چرا که مردم بفهمند انتخاب علی علیه السلام به خاطر لیاقت ایشان است ولی اگر ابتدا به ساکن دست علی را بلند می‌کرد برای برخی سئوال می‌شد چرا علی را انتخاب کرد ؟ اما با ذکر اوصاف مردم همه فهمیدندن او شایسته‌ترین است و تعلیق الحکم بالوصف مشعر بالعلیة و پیامبر در واقع به این روش خطبه غدیر را پیش بردند و علی را به گونه ای نصب کردند تا چون و چرایی ایجاد نشود .لذا می‌خواهم نتیجه بگیرم پیامبر در تعیین جانشینی خود به نحو دقیق برنامه ریزی کردند و همه جوانب را در نظر گرفتند و این حاکی از این است که غدیر اهمیت فراوانی در اسلام دارد

نگاه ائمه معصومین و اهل بیت نسبت به حادثه غدیر چگونه بوده است ؟

اگر ما به احادیث و روایات مراجعه کنیم می‌بینیم سفارش به حفظ و نشر واقعه غدیر شده است ابن عقده در کتاب الولایة نقل کرده است از حضرت زهرا سئوال شد آیا پیامبر در زمان حیات چیزی درباره وصایت علی بن ابیطالب فرمودند : « هل نص رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم قبل وفاته علی علی بالإمامة ؟ » آیا پیامبر اکرم قبل از وفاتشان تعیین و تنصیص بر امامت علی بن ابی طالب کرد ؟ حضرت فرمود: « واعجباه أنسیتم یوم غدیر خم »  و پرسیدم آیا پیامبر چیزی اضافه بر غدیر به شما فرمودند : حضرت فرمود که خدا را شاهد می‌گیرم که پیامبر فرمودند :« أشهد الله تعالی لقد سمعته یقول : علی خیر من أخلفه فیکم » بهترین انسان‌هایی که من او را خلیفه قرار دادم علی است «وهو الإمام والخلیفة بعدی» و بعد از علی دو سبط من و بعد از آن‌ها نه نفر از ائمه ابرار و بعد پیامبر فرمود اگر از ایشان تبعیت کنید ایشان را هادی و مهدی می‌بینید و اگر با ایشان مخالفت کنید بین شما اختلاف و  دو دستگی است ؛ این حدیث را در کتب متعدد دیدم مانند اثبات الهدی و مناقب ابن شهر آشوب ؛  ائمه نسبت به واقعه غدیر و حفظ و نشر آن اکیدا سفارش کرده‌اند ابی نصر بزنطی از امام رضا نقل می  کند : « یَا ابْنَ أَبِی نَصْرٍ أَیْنَ مَا کُنْتَ فَاحْضُرْ یَوْمَ الْغَدِیرِ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ ... » [3]   هر کجا هستی روز غدیر حضور داشته باش این حضور یعنی چه ؟ یعنی روز غدیر هر کجا هستی دلت با امیر المومنین باشد در واقع امام رضا علیه السلام  آماده باش می‌دهند یعنی راجع به واقعه غدیر همیشه باید آماده باشید و این یک تهییج عمومی است و از این دو روایت فهمیده می‌شود هر کسی در هر جایگاهی که هست باید در حفظ و ابلاغ و نشر غدیر عمل کند و کلمه «فحضر» خیلی نکته دارد و آماده باش عمومی است یعنی با تمام وجودت باید در خدمت واقعه غدیر باشی

 امام هادی علیه السلام  در زیارت امام علی علیه السلام فرمودند :  من گواهی مدهم مدح خدا مختص توست لذا همه نسبت به واقعه غدیر وظلیفه داریم و باید در شناساندن واقعه غدیر و حفظ آن بکوشیم

چرا شبیعه به واقعه غدیر و خطبه غدیر اهمیت ویژه‌ای فائل است ؟

شیعه اگر در برابر بعضی مسائل بی تفاوت باشد اما نسبت به واقعه غدیر بی تفاوت نیستند با یک مقدمه‌ای به وجه اهمیت غدیر در بین شیعبیان می پردازم ؛ یکی از تفاوت های آشکار بین اهل سنت و شیعه نسبت به مسئله امامت این است که شیعه امامت را امر الهی و انتصابی می‌دانند در واقع تعیین امام را انتخابی نمی‌دانند ولی اهل سنت امامت را انتخابی میدانند و بعد از رحلت به رای گیری می‌گذارند و این مسئله بحثی کلامی است و نمی خواهیم وارد آن بشویم

اگر بخواهیم بفهمیم چرا شیعه چرا به غدیر اهمیت می‌دهد چون شیعه واقعه غدیر را یک واقعه تاریخی محض نمی‌دانند بلکه شیعه اسلام بدون امامت و ولایت دینی ناقص می‌دانند و امامت را استمرار ولاینت پیامبر می‌دانند لذا واضح است کسانی که منکر ولایت هستند نسبت به ایشان حساسیت قائل شوند و در تفسیذ ایه واعتصموا به حبل الله نقل سشده است مراد از حبل الله علی و اولاد او هستن ئ اگر کسی از ولایت منقطع شد کان از بل اله منقطع شده است لذاست ه به اسن میئله اهتمام ویژه‌ای دارند

 دوم : شیعه پیر واقعی رسول اله هستند و زرمانی که دسدند رسول اله به غدیر اینکوه اهمیت می‌دهد لذا ایشان همن به غدیر اهمیت می‌دهند پیابر فرمود این ولقعه را کسی به فراموشی نسپارد

 سوم : در خطبه غدیز تناها به وبلایت علی امتفا نشده است بعه لامامت سایبذرر ائمه هم اشارع شده و تصدیق غدیر تصدیق به امامت همه ائمه هست و در واقع غذیر مسیر امامت را ترشسیم کرده و اخفا غدیر اخفا امامت است

 4 .و در هخطبه غدیر به ظهور امام زملن اشاره شذه است و پیتمبر فرمود مهدی موعود حق خدا وحف ما را خواهد گرفت و خاتم امامان مهدی است و اهمینات اددن به غدیر اهمیت دادن به مسئله مهدویت است

 5 – تند روی‌هایی که بعضی از مخالفین مرتکب نی شوند معاویه برای جعل حدیث بر ضد علی ایشان را استخدام می‌کرد تا جعل حدیث کنند و صریحا می‌گفت جعل حخدیث بر ضد ولایت علی را ادامه‌ی دعهم تا در اینت ف     ا کودکان بزرگ شوند و بزرگان پیر شوند و در این فضا محبت علی را به باد فراموشی می‌دهند

 زمخشری ئر کتاب ربیع الابرار دارد در بیش از هقتاد هزار منبر علی را در عصر اموی لعن می مذدند و شیعه ووقتی دید ایشاتن اینکونه عکس العمب نشان می‌دهد طبیعب است که ایشان هم عکس العمب النجام می‌دهند

6 – پیامبر در واقعه غدیر مدل حکومتی ارائ اداه اند در واقع شیعه از این مدل حکومتی می خلهد دفاع کند و در واقع رسول اله الگویی برای حاکمیت معرفی نمده اند حکمئمت علی یعنی حکومت عدل و این چیزی است که کل بشریت تشنه آن است و در واقع واقعه غدیر ارائه یک نمونه حکومتی است که هیچ عیب و نقصی ندارد و سعادت بشر را نشان می‌دهد و امیت غدیر سیعنی سعادت بشریت لذا باید بخ این مسئله با یک دید کلایان نگاه کنیم اگر حکومت علی استمرار می افات عاشورایی نبود و در واقع پایه ظلم آنجا رخ داد که واقعه غدیر را بعضی تریف کردند و این تخریف موجب ضلالات و گمراهی شد

نکته پایانی :

 پیامبر قبل از ایراد نگرانی داشته و خدا به او قوت قلب می‌دهد و می‌گوید والله یعصمک من الناس در اینمجا ممکن است به ذهن بعضی بفتند پیامبر از چه هراس داشت ؟

علامه طباطبایی در المیزان در ذیل آیه می‌فرمایند نگرانی پیامبر نه به خاطر شخص خود بود بلکه پیامبر نه از شهاد می‌ترسید این نگرانی و دلهره از این بود که نکند این برنانهمه غدیر توسط منافقت و مشرکین بی اثر شود و این بیان جالبی است البته به جلا بود پیامبر نگران بشود علی جوان بود و داماد پامبر بود و ممکن بود انگ فامیلی بر ایشان بزنند

 گلایه :

 از بعض هنرمندان و نویسندگان گله می‌کنم که شعاع وناقعه غدیر را کوچک می‌کنند و فکر می‌کنند این مسئله شخصی نیست شعاع غدیر را محدود نکنیم بعضی نوشته‌ها و کسانی هستند که می‌خواهند به غدیر خدمت کنند اما متاسفانه اینکار ا انجام نمی‌دهند .



[1] - الغدیر، ج‏1، ص: 323

علامه امینی در ضمن نام کسانی که  کتابی در باب غدیر نوشته اند نام سید مرتضی خسرو شاهی را می برد و از کتاب او یاد می کند

الحاج السیّد مرتضى الخسروشاهی التبریزیّ المعاصر « وُلد فی النجف سنة 1299، و توفّی فی تبریز لیلة السادس من رجب 1372، و کان من أعلام تبریز البارزین، و طُبِع الکتاب فی قم ثانیة سنة 1398 باسم معنى حدیث الغدیر مع مقدمة لحفیده السیّد هادی فی ترجمة المؤلّف. راجع الغدیر فی التراث الإسلامی: ص 167.( الطباطبائی)»: أفرد کتاباً فی دلالة الحدیث و أسماه إهداء الحقیر فی معنى حدیث الغدیر، طبع فی العراق، أغرق نزعاً فی التحقیق، و لم یُبقِ فی القوس منزعاً.

                       

[2] -    الاحتجاج، ج‏1، ص: 62

[3] - تهذیب‏الأحکام ج : 6 ص : 24

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد