یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


نگاه به شخصیت با عظمت حضرت معصومه مطلبی است که با ساعت ها گفتگو قابل درک نیست و تنها درک شعاعی از عظمت خورشید این بانوی  بزرگ عالم اسلام است آنچه می خوانید گفتگویی است کوتاه با استاد حسن رمضانی از شاگردان علامه حسن زاده آملی با موضوع نگاهی به زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها

به عنوان اولین سئوال در ابتدا نگاهی به سند زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها داشته باشید ؟


مرحم شیخ عباس قمی در مفاتیح از قول علامه مجلسی (ره ) چنینی نقل می کند که « رَأَیْتُ فِی بَعْضِ کُتُبِ الزِّیَارَاتِ حَدَّثَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ‏  عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَالَ قَالَ یَا سَعْدُ عِنْدَکُمْ لَنَا قَبْرٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى ع قَالَ نَعَمْ مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ فَإِذَا أَتَیْتَ الْقَبْرَ فَقُمْ عِنْدَ رَأْسِهَا مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ وَ کَبِّرْ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِینَ تَکْبِیرَةً وَ سَبِّحْ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ تَسْبِیحَةً وَ احْمَدِ اللَّهَ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ تَحْمِیدَةً » (بحارالأنوار ج : 99 ص : 266)  اما نام آن کتاب را نمی  آورد و امام رضا علیه السلام در این روایت می فرماید ما را در نزد شما قبری است کسی که او را زیارت کند در حالی که معرفت به حق او دارد بهشت بر او واجب می شود و در ادامه حدیث حضرت می فرماید زمانی که به زیارت او می روید در قسمت بالای سر رو به قبله بایستید و  34 مرتبه الله اکبر 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمد الله بگویید ؛ روایت از مجلسی نقل شده است و مجلسی این روایت را در بحاز و تحفة الزائر آورده است و سند این روایت را هم معتبر می دانند مخصوصا جناب مجلسی این زیارت را در کتاب تحفة الزاذر آورده اند و تعمد داشته اند که زیارات معتبر را در این کتاب جمع آوری کنند اما از آنجاییکه در سند روایت شخصیتی به نام " سعد " هست لذا مشکوک است که کدام "سعد" می باشد " علی بن ابراهیم " ثقة می باشد او از پدرش " ابراهیم " این روایت را نقل می کند و " ابراهیم " هم ثقه می باشد و کسی در وثاقت او هم تردیدی ندارد و هر دو از اعظم و بزرگان قمیین می باشند و تنها جایی که محل اشکال و تردید  است نقل کردن ابراهیم از سعد می باشد چون طبقه "ابراهیم " و "سعد" مختلف می باشد و از نظر علمای رجال مشکل است که "ابراهیم" از "سعد" مطلب را نقل کرده باشد و اگر این "سعد" در روایت به غیر از آن دو "سعد" مشهور در کاتب رجال باشد باز هم نسبت به شخصیت او مشکوک هستند و تنها مشکل در سند این روایت وجود "سعد" می باشد لذا از نظر سندی علما در آنت خدشه کرده اند و از نظر متن و محتوی مقداری اضطراب در آن دیده می شود مخصوصا در اواخر زیارت نامه که زائر اینگونه عرضه می دارد :« یَا سَیِّدِی اللَّهُمَّ وَ رِضَاکَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ » که در اینجا اگر مرجع ضمیر " سیدی " را به آقا رسول الله برگردانیم چگونه می شود که ناگاه خطاب از رسول الله منصرف شده است به خداوند تبارک و تعالی  و این انصراف خلاف فصاحت و بلاغت می باشد لذا از این جهت برخی از اهل علم اشکال نموده اند و جهات دیگری هم در آن هست اما بهر حال از باب ادله تساهل در سنن این زیارت را پذیرفته اند و اما این قیل و قال ها هست و حتی خود علامه مجلسی در کتاب تحفة الزائر در اینکه کل این زیارت نامه از امام معصوم باشد تردید دارد و احتمال می دهند صدر این روایت از امام رضا علیه السلام باشد و اما نسبت به بقیه آن احتمال داده می شود برخی از علما ابتکاری این زیارت را مرتب کرده اند و در اختیار زائر قرار داده اند  .

تسبیحاتی که در ابتدای زیارتنامه ها دیده می شود از جمله زیارت جامعه کبیره و زیارت حضرت معصومه چه سری می تواند داشته باشد ؟

در باره زیارت جامعه بزرگان گفته اند چون در این زیارت مقامات بلندی برای ائمه گفته شده است مثل اینکه معرفت به این ائمه معرفت خداست و عصیان این خاندان عصیان خداست و محبت این خاندان  محبت خداست و....مقامات بسیار عالیه برای ایشان ذکر شده است و چون اذهان متوسط و عامه ممکن است شائبه غلو در ذهن ایشان به وجود بیاید اما با این اذکار افراد را واکسینه نموده اند و با گفتن " الله اکبر " می گوید خدا بزرگتر ازاین هاست که تشبیه به خلقش بشود و خلقش تشبیه به او بشوند این راجع جامعه کبیره گفته شده است اما راجع فاطمه معصومه ( سلام اله علیها ) منتسب به نام فاطمه می باشد و از طرفی هم قبر خانم حضرت زهراء ( سلام الله علیها ) مخفی می باشد و جایی برای زیارت حضرت نیست و قبر حضرت معصومه مشخص است لذا شاید از این باب در ابتدا تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها گفته می شود و زیارت عوض زیارت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز صورت بگیرد

چرا تقدم و تاخر اذکار و تسبیحات ابتدای زیارت با ترتیب مشهوری که برای تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها شمرده شده است متفاوت است ؟

در خود تسبیح حضرت فاطمه زهرا هم اختلاف است و آنچه که الان گفته می شود مشهور است در حالیکه در ترتیب این تسبیحات طرق دیگری هم نقل شده است و ترتیب منطبق با ترتیب وارد شده در ابتدای زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها در تسبیحات حضرت زهرا نیز آمده است لذا در روایات این ترتیب به طرق مختلفی آمده است و نمی توان سری بر این مطلب قائل شد .

آیا می تواند ترتیب اذکار سر و رازی داشته باشد ؟

اگر بخواهیم یکی از اقاویل را در این مورد بگوییم مخصوصا در مورد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها که بعد از نماز ها صورت می گیرد می توان اینگونه گفت انسان مصلی و نماز گزار اگر اهل حضور قلب و مراقبه در نماز باشد تصویری از حق متعال  برای خود می سازد و از نماز که فارغ می شود باید بداند که خدا بزرگتر از آن چیری است که در ذهن خود آن را تصویر کرده است لذا باید خود را تطهیر کند به و در روایت آمده است  آنچه که شما درباره حق تعالی تصور می کنید مخلوق و ساخته ذهن شماست و خدا منزه از آن می باشد «  کلما میزتموه بأوهامکم فی أدق معانیه مخلوق مصنوع مثلکم مردود إلیکم‏ » (بحارالأنوار ج : 66 ص : 293) لذا در ابتدا تکبیر می گوید که خدا بزرگتر از آن است که شما تصویر کرده اید اما نمازگزار اهل حضور با این تکبیر ممکن است دچار آفت دیگری شود چرا که با گفتن الله اکبر ممکن است آنقدر خدا را بالا ببیریم که موجلب شود خدا را خلقش جدا و منعزل کنیم لذا بلافاصله بعد از این تکبیرات باید حمد الهی را بجا آورد و گفت « الحمدلله » یعنی درست است خدا از آنکه به وصف آید اما هر چه که از محامد و کمالات و جمال در عالم وجود دارد لمعه و شعاعی از خدای متعال است و خدا بریده از خلقش نیست و خلق بریده از حق نیست  و لذا این آفت را با ذکر شریفه « الحمد لله »  دفع می کنیم مخصوصا اگر الف و لام ابتدای الحمد لله الف و لام استغراق  باشد یعنی همه حمد ها برای خداست و اصلا " لا یقع الحمد الا علی الله " و با این گستره حمدی برای غیر باقی نمی گذارد و با گفتن « الحمد الله » ممکن است باز آفتی به وجود بیاید اگر با توجه به «الحمد لله» خداوند متعال را در همه جا در نظر گرفتید و همه کمالاتی که در عالم می بینید به خدا نسبت دادید نقص ها و محدودیت ها چه می شود ؟ کمالتی که در علم دیده می شد کمال مطلق نیستند و اگر گل زیبایی دارد بخش از زیبایی را دارد لذا محمود ها همه کمالات را ندارند  و محدودیت هایی دارند لذا برای اینکه این محدودیت ها به خدا استناد پیدا نکند بلافاصله بعد از « الحمد لله » می گوییم « سبحان الله » که خدا منزه است از اینکه این محدوددیت ها به او برگردد .

علت اینکه در زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها سلام بر پیامبران به صورت غائب اما نسبت به پیامبر اکرم و سایر ائمه به صورت مخاطب است چیست ؟

این مطلب اختصاص به زیارت حضرت معصومه ندارد اما ممکن است علت این مطلب سعه وجودی و سریان روح نبوی در همه مظاهر خلقیه  خاتم الانبیا باشد که در همه جا ظهور و حضور دارد و انسان آگاه می تواند در همه جا او را مخاطب خود بییند و مشافهتا با او سخن بگوید و سلام بگوید و این سعه برای سایر انبیا نیست « تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» ( بقره  آیه 253 ) چون این سعه وجودی و حضور برای ایشان نیست لذاست که خطاب نسبت به ایشان خطاب غائب می باشد و نکته زیبایی که در اینجا وجود دارد این خطاب نسبت به سایر ائمه و معصومینی که خلیفه رسول الله می باشند مخاطب به همین حضور می باشند و مشافهتا به ایشان سلام می کنیم و علت آن همان خلافت واقعی ایشان از رسول الله و سعه وجودی این ذوات مقدسه می باشد.

در فرازی از زیارت نامه حضرت   می خوانیم « السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن » چگونگی انتساب ایشان به امام حسن مجتبی علیه السلام  را توضیح دهید ؟

ظاهرا انتساب ایشان به امام حسن مجتبی علیه السلام از طرف امام محمد باقر علیه السلام می باشد چرا که امام باقر علیه السلام از طرف مادری به امام حسن مجتبی علیه السلام بر می گردد لذا بعد از امام باقر اولاد ایشان از جمله حضرت معصومه هم بنت الحسن و هم بنت الحسین  باشد

در فرازی از زیارت نامه حضرت عبارت « ِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن » را می بسنیم راجع به این شان توضیح دهید ؟

اگر به فراز قبل این زیارت نامه توجه کنیم می بینیم مقام شفاعت آن حضرت را مشاهده می شود  و طلب شفاعت از او می کنیم « َ یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن‏ِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن »  و بعد از طلب شفاعت می گویم برای تو شان بزرگی است و می تواند این دو با هم ارتباط داشته باشد و ارتباط آن هم به اینصورت ست که می پرسیم ؟ چه کسی می تواند دارای مقام شفاعت باشد ؟ در جواب می گوییم کسی که دارای مقام ولایت هست ، ولایت به معنی قرب به حق تبارک و تعالی ؛ « ولایت » مشتق از " ولی " است و " ولی " یعنی برطرف شدن فاصله و حجاب بین دو چیز به نحوی که بین دو چیز هیچ فاصله و حجابی وجود نداشته باشد و ما از " ولی " می توانیم یک " ولایت " – به کسر واو - مشتق بدانیم و یک "ولایت " – به فتح واو –  "ولایت"  - به کسر واو – شانی از شئون انسان کامل می باشد که بر اساس آن می تواند دست تصرف در ماسوی الله داشته باشد و " ولایت " – به فتح واو – یعنی عشق و محبت و در هر دوی اینها باز قضیه عدم حجاب و فاصله بین آنها و حق تبارک و تعالی  وجود دارد کسی که حجابهای بین او و حق از بین رفته است ولایت و دست تصرف دارد و می تواند ماسوی الله را هدایت و ارشاد کند و از قوه به فعل و کمال برساند و آن کسی که عشق به خدای متعال دارد و " ولایت " – به فتح واو – دارد نسبت به او هم فاصله بین او و خدا بر طرف شده است

میان عاشق و معشوق هیچ چیز حائل نیست **** تو خود حجاب خودی حافظ از میان بر خیز

و این مقام ولایت حضرت هست که موجب شفاعت ایشان می شود و هر کسی که دارای مقام " ولایت – به کسر واو – و مقام  " ولایت " – به فتح واو – میباشد او می تواند شفیع باشد و دستگیری از خلق کند و موجب وصال خلق به حق قرار بگیرد و فاطمه معصومه سلام الله علیها با توجه به این مطلب واسطه اتصال خلق به حق هستند و عجیب است که امام صادق علیه السلام می فرمایند : شیعیان ما با شفاعت ایشان به بهشت وارد می شوند و قید " اجمعین " را در ادامه می آورند و این خیلی عجیب است « قَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکُوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ  بحارالأنوار ج : 57 ص : 228 »

سئوالی اینجا مطرح می شود که با این وجود دیگر جایی برای شفاعت غیر باقی نمی ماند با اینکه مقام شفاعت برای دیگران هم هست ؟

جوابی که من می توانم در اینجا  بدهم این است که اجمعین در اینجا نسبی است یعنی در برهه ای از زمان و در مقطعی از زمان کار بجایی منتهی می شود که حضرت معصومه سلام الله علیها حجت بر همه جهانیان می شود و مایه هدایت همه شیعیان می شود و آن موقعی هست که بی بی فاطمه معصومه سلام الله علیها چراغ هدایت همه عالم و از جمله همه شیعیان می شوند و آن زمانی است که در گرد شمع وجودی ایشان علما یی اجتماع کنند و تشکیل حوزه علمیه بدهند و حوزه علمیه قم سر آمد همه حوزه های علمی در سراسر عالم  بشود یعنی همان فرمایش بسیار زیبایی که در روایت آمده است :« بزودى کوفه از مؤمنان تهى شود و دانش از او نهان گردد چنانچه مار در سوراخش نهان شود، سپس دانش در شهرى پدید شود که قمش گویند، و معدن علم و فضل گردد»(                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 185) از زمانی که قم مرکز حوزه علمیه شد و رونق پیدا کرد مخصوصا با ظهور شخصیتی مانند امام  خمینی در این حوزه و اعلی کلمه حق بدست ایشان این مسئله فعلیت پیدا کرد و یگانه مرجع هدایت در سراسر عالم شد و الان روز بروز این قضیه در حال شکوفایی بیشتر است و این بیداری اسلامی هم الان به شمع وجودی حضرت معصومه سلام الله علیها بر می گردد الان اگر کسی راه هدایت را می خواهد و در طلب رسیدن به جنت میباشد با یک لمحه ای ارتباط  به قم  پیدا کند و آن شعاعی که از قم به عالم منتشر می شود و این شعاع و نور به فاطمه معصومه سلام الله علیها برمی گردد و اگر این حضرت در این پایگاه نبود و اگر این حوزه ها در گرد وجود ایشان تشکیل منی شد آیا این قضایا رقم می خورد ؟ لذا در روایت گفتند : "اجمعین "

اگراز بزرگان حکایتی درباره حضرت معصومه سلام الله علیها بخاطر دارید  بیان کنید ؟

چندین سال قبل دانشگاه قم برای تجلیل از مقام حضرت معصومه سلام الله علیها گرد همایی تشکیل دادند و از من خواستند که واسطه شوم از حضرت استاد علامه حسن زاده آملی برای این مجمع دعوت کنم و معمولا حضرت استاد بخاطر کسالت و اشتغالات فراوانشان جواب نمی دهند  اما وقتی که این را مطرح کردم  در این مورد  با کمال صفا و صمیمیت و تمام وجود سریع قبول کردند و حتی به مسئولین آنجا تماسی نگرفتیم که وسیله ای بفرستند و خود ایشان به محل جلسه تشریف آوردند و شخصیت ایشان نیاز به تعریف ندارد و به محض حضور در مجلس جلسه منقلب شد و قرار نبود ایشان سخنی بگوید اما اصرار مسئولین و دیگران ایشان را به حرف آورد و جمله ای که با تمام وجود  فرمودند و ابراز کردند و همه را منقلب کرد این جمله بود :  « اگر برای من ممکن بود و مواجه با مشکل نمی شدم برای تجلیل از شخصیتی مانند فاطمه معصومه سلام الله علیها من این مسیر را سینه خیز می آمدم » و این خیلی جای تامل دارد علامه حسن زاده آملی شخصیتی است که فانی در ولایت و فانی در مقام انسان کامل میباشد و این معنا قابل تردید نیست و از آنجایی که فاطمه معصومه سلام الله علیها شعبه ای از مقام ولایت را دارا هستند ایشان می فرمودند : ما امام زاده زیاد داریم و خود موسی بن جعفر علیه السلام  فرزندان زیادی داشتند اما کدام یک از ایشان مانند فاطمه معصومه درخشید و منشا خیرات و برکات شد و باید یک مقام ثبوتی باشد که این مقام اثبات رقم خورده باشد و ای کاش من می توانستم در این مسیر اینطور به محضر شما تشرف پیدا کنم و این کاشف از مقام حضرت معصومه و فنای این شخصیت بزرگ حوزوی در ایشان بود .

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد