یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه در پی می آید حاصل گفتگوی سرویس علمی فرهنگی مرکز خبر حوزه با استاد حوزه و دانشگاه حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول سخاوتی می باشد که نگاهی کوتاه به زندگی و حیات علمی فرهنگی امام صادق (علیه السلام) پرداخته است

من به هم به نوبه خود میلاد  پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله  سلم ) و فرزند بزرگوار ایشان امام صادق (علیه السلام)را پیشوای مذهب تشیع و ششمین امام همام را تبریک عرض می کنم

 


 زندگی پر  هیجان و پر نشیب و فراز امام صادق (علیه السلام)را از صدها زاویه می‌توان بررسی کرد و هزاران گره کور را از هر زاویه می‌توان باز نمود

امام صادق (علیه السلام)علیه السلام نظام حکومتی چندین سلطان و حاکم  را تجربه نمود و حالت برزخی بین  این دو نظام برای این امام فرصت بسیار طلایی در اختیار ایشان گذاشت تا پیروان مکتب اهل‌البیت بتوانند عرض وجود کنند و از آن پس ادعا کنند مذهب جعفری دارند ؛ دوران واگذاری خلافت از بنی امیه به بنی العباس یک فرصت طلایی بود که اگر به خوبی مدیریت نمی‌شد یک تهدید به شمار می‌آمد ؛ امام ششم از این فرصت به خوبی بهره جست و در حقیقت همه امامان معصوم ما به دنبال آن بودند که سخن شیعه و اسلام ناب را بازگو کنند اما چنین فرصتی را نمی‌یافتند اما امام ششم از زمینه‌هایی که امام پنجم برای بیان حقایق آماده کرده بود کاملاً استفاده کرد و به بسط و گسترش فرهنگ اسلامی و تعلیم و تعلم همت گمارد

سیره علمی امام صادق (علیه السلام)علیه السلام شاید بزرگ‌ترین و مهم‌ترین سیره ایشان بشمار آید البته بزرگ‌ترین کار امام صادق (علیه السلام)علیه السلام مدیریت بحران و مدیریت زمان بود امام صادق (علیه السلام)علیه السلام شکل بندی و دسته بندی بسیار زیبایی در میان شاگردان خود ایجاد نمود  تا ایشان بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند و با این روایت شریف امام صادق (علیه السلام)همه آن‌ها را به گونه‌ای عالم به زمان قرار داد و به ایشان یاد داد که  « الْعَالِمُ به زمانه لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ » [1] یعنی کسی که عالم به زمان باشد نمی‌تواند شبهات او را از پای درآورد و عکس نقیض این قضیه این است که « من تهجم علیه اللوابس لیس عالم به زمانه»  کسی که او را شبهات از پای بیندازد او مردود شده است اگر دانشمند آگاه به زمان خودش نباشد نباید علم را از او فرا گرفت. آن حضرت چند کار موازی فکری فرهنگی را با هم انجام داد ؛ اول آنکه گرفتن مشروعیت حکام و قضات زمانه خودش :

 با روایاتی نظیر صحیحه ابی خدیجه [2] یا مقبوله عمر بن حنظله [3] و امثال مطالبی که به خواص خود می‌فرمود مشروعیت حکام و قضات زمان خود را ساقط می‌کرد و نه تنها مشروعیت آن‌ها را به زیر سئوال می‌برد بلکه مشروعیت ایشان  را ساقط می‌کرد در مقبوله عمر بن حنظله فرمود کسی که به حکام و قضات آن‌ها پناه بیاورد از  ما نیست و آنان مخالف فرموده خدای متعال عمل کرده‌اند ؛ که خدای متعال می‌خواهد انسان‌ها با طواغیت بجنگند ؛ ولی بعضی از  انسان‌ها بدون توجه یا با توجه نظام آن‌ها را کار آمد می‌کنند این مسئله در میان شیعیان و پیروان اهل بیت زلزله‌ای ایجاد کرد که هرگز به حکومت‌های ظلم و جور پناه نیاورند

 دومین محور خود دو جنبه دارد ؛ الف- رویایی با جریانات الحادی  ؛ در واقع بعض شاگردان خود را چنان مهیا می‌کرد که در مناظرات مختلف در مصاف با ملحدین و کفار آماده باشند نظیر ابو شاکر دیصانی و امثال ذلک ؛ مناظراتی بین بعض شاگردان امام و بعض کفار وجود دارد که در کتب تاریخی آمده است .

 همچنین مبارزه با غالیان که این رویکرد دیگری در حرکت‌های علمی فرهنگی امام صادق (علیه السلام)بود و نقش بسیار مهمی را هم برای آیندگان ایفا می‌کرد و می‌شود از همین مسئله فرع دیگری را هم برداشت کرد و محورهای علمی فرهنگی را سه گونه عنوان کرد  ؛ یکی مبارزه با جریانات الحادی ؛ دوم : مبارزه با غالیان و سوم راه صحیح فهم دین .

 ایجاد دانشگاه فکری فرهنگی و نهادینه ساختن علم و دین : امام در تمامی علوم انسانی و حتی فیزیک و شیمی تأثیر بسیار زیادی داشت و امام شاگردان خود را به سوی استعدادهای خودشان جهت می‌دادند و امام صادق (علیه السلام)از حرکت مسلحانه بر ضد حاکمان ظالم  زمان خود صرف نظر کرد و این مسئله نشان از شرایط زمانی آن حضرت است و حضرت عمیقاً کارهای انقلابی را درک می‌کرد امام صادق (علیه السلام)تلاش کرد که بدون سر و صدا و بدون کارهای سیاسی و انقلابی به سوی ایجاد جریان مردمی فراگیر و تربیت نخبگان صالح که ایشان چون نمایندگان ائمه علیهم السلام محسوب می‌شدند و نظارت به عملکرد و تنظیم خط مشی ایشان را به جبهه منسجم و متحدی در انجام  انقلاب فکری و ایجاد بستر مناسب  برای دگرگون کردن فساد موجود در کوتاه مدت یا بلند مدت بدل کند  امام در فعالیت‌های خود دو گونه از انحراف را مورد هدف قرار داد گونه اول : انحراف سیاسی که در رهبری دولت نمود ایفا می‌کرد و گونه دوم در انحراف عقیدتی و فکری و اخلاقی و پس از آن انحراف سیاسی که در میان امت اسلام  پیدا شده بود و امام جهت گیری حرکت خود را در دو زمینه مهم قرار داد اول تماس فراگیر با اقشار امت و جهت گیری‌های سیاسی و فکری ایشان و دوم پی گیری ایجاد دانشگاه اهل بیت چنانکه اشاره شد

چه جنبه هایی از زندگی امام باید بیشتر مورد برسی قرار بگیرد ؟

به نظر می رسد که طریقه مبارزه امام  صاق علیه السلام جای بحث و بررسی دارد چرا که هر یک از ائمه معصوم ما برای مبارزات سیاسی  طریقه خاصی داشته اند چنانچه امام حسین علیه السلام به میدان شهادت  خون می ذروند و امام سجاد علیه السلام با زبان ادعیه این کار انجام دادند ؛ امام باقر زمینه ای پیدا می کند که فضای علمی فرهنگی جامعه را در ست بگیرند و و به نشر معاف اسلام ناب بپردازند و امام صادق هم بیشترین جنبه ای که ایشان به آن ی پردازند در واقع نشر معارف علمی و تثبیت مذهب شیعه می باشد و شیوه های مبارزه امام که من تقسیم بندی کردم و اگر امروز انقلاب اسلامی ایران با محوریت بحث ولایت فقیه می تواند جا باز کند و امروز دنیا از این شکل و گونه نظام درس بگیرد چنانچه عده ای این مطلب را قبول کرده اند مثلا اخوان المسلمین مصر قبول دارند که این بهترین نظام هست و این  ظامی است که امام صادق علیه السلا آ را بین و تشریح فرمودند و با کمال جدیت این فرمایس را انشا فرمود که انی قد جعلته علیکم حاکما و این جمله انی قد جعلته حاکما در واقع حکم حکومت را در دست امام خمینی داد و امام بواسطه همین حکم حکومت تشکیل داد و ب واسطه همین حکم زیر مجموعه های خودش را نصب و انتصاب می فرمود البته امام می دانشت که بعد از خودش نمی تواند کسی را نصب کند لذا بعد از خودش کسی را نصب نکرد ولی به خبرگان و مردم شریف ایران کد و رمز داد که به نظر من مقام  معظم رهبری بعد از من بهترین گزینه برای اداره این سیستم امام صادقی علیه السلام است لذا خبرگان هم به ایشان رای داد و همه اینها براساس کدهای بود که آن حضرت سنگ بنای آن را نهادند و همچنین بحث تثبیت خمس که به واسطه آن بشود دوبخش را خوب نگهداری کرد از  یادگارهایی است که در زمان این امام همام تثبیت می شود که بواسطه خمس می شود هم سادات را با شرافت حفظ کرد و هم حوزه های علمیه اهل البت را با شرافت حفظ کرد و از دل این حوزه ها آنچه که خدا می خواهد می جوشد و به وجود می آید.



[1] - کافی ج : 1 ص : 2

[2] - وسائل الشّیعة. جلد 18، صفحه 100، حدیث 6.

بعثنی أبو عبد اللّه علیه السّلام إلى أصحابنا فقال: قل لهم، إیّاکم إذا وقعت بینکم خصومة أو تداره فی شی‏ء من الأخذ و العطاء أن تحاکموا إلى أحد من هؤلاء الفسّاق. اجعلوا بینکم رجلا قد عرف حلالنا و حرامنا، فانّی قد جعلته علیکم قاضیا. و إیّاکم أن یخاصم بعضکم بعضا الى السّلطان الجائر

[3] - محمّد بن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج 1، کتاب فضل العلم، باب اختلاف الحدیث، ص 67، حدیث 10 و ر. ک: شیخ طوسى، تهذیب الاحکام، ج 6، کتاب القضایا و الاحکام، ص 218، حدیث 514.

محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیى عن محمد بن الحسین عن محمد بن عیسى عن صفوان بن یحیى عن داود بن الحصین عن عمر بن حنظلة قال: سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن رجلین من أصحابنا بینهما منازعة فی دین أو میراث فتحاکما إلى السلطان أو إلى القضاة أیحلّ ذلک؟

قال: من تحاکم إلیهم فى حقّ أو باطل فإنّما تحاکم إلى الطاغوت و ما یحکم له فإنم یأخذ سحتا و إن کان حقا ثابتا له، لأنه أخذه بحکم الطاغوت و قد أمر الله أن یکفر به. قال اللّه تعالى: «یریدون أن یتحاکموا إلى الطاغوت و قد أمروا أن‏یکفروا به».

قلت: فکیف یصنعان؟

قال: ینظران (إلى) من کان منکم ممّن قد روى حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا فلیرضوا به حکما فانّى قد جعلته علیکم حاکما، فإذا حکم بحکمتنا فلم یقبله منه فإننّما استخفّ بحکم اللّه و علینا ردّ و الرّادّ علینا، الرّادّ على اللّه و هو على حدّ الشرّک باللّه.

قلت: فإن کان کلّ رجل إختار رجلا من أصحابنا فرضیا أن یکونا النّاظرین فی حقهما و اختلفا فیما حکما و کلاهما اختلفا فى حدیثکم؟

قال: الحکم ما حکم به أعدلهما و أفقههما و أصدقهما فی الحدیث و أورعهما و لا یلتفت إلى ما یحکم به الآخر ...؛

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد