یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


  معرفی اجمالی استاد

استاد حمید رضا شاکرین  بیش از بیست سال است که مشغول نگارش و تحقیقات علمی هستندو بیشترین فعالیتهای علمی ایشان درحیطه تحقیقات فلسفی ؛ کلامی می باشد بخصوص در موضوع کلام جدید و فلسفه دین ؛ عقاید و بخشی هم در حوزه تحقیقات سیاسی و مدتی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در حوزه منطق فهم دین مشغول فعالیت علمی می باشند.

تعریفی دین در نگاه غرب و اسلام


دشواری تعریف جامعی از دین در جهان غرب

مسئله تعریف دین در واقع یکی از مسائل بسیار دشوار است ؛ اگر در جهان غرب نگاهی به تعاریف فیلسوفان از دین داشته باشیم ؛ اوضاع بسیار آشفته ای دیده می شود بیش از دو هزار تعریف از دین شده است که مرحوم علامه جعفری در کتاب فلسفه دین ؛ در بخشی از کتاب که در حدود صدها صفحه است فقط به تعریف دین اختصاص داده اند

تعریف دین در جهان غرب بسیار مشکل است چرا که غرب در یک نگاه بسیار وسیعی می خواهد که هر آنچه که در سطح جهان به نام دین معروف است را به تعبیر ما « دین واره ها » ؛ و هر آنچه که انسان از آیین های قبل و معتقداتی که از دوران باستان داشته و لو اینکه هیچ ریشه آسمانی هم نداشته باشد را به عنوان دین معرفی کنند لذا طبیعی است که دچار بحران در تعریف دین شده اند و نتوانسته اند تعریف واحدی از دین ارائه بدهند

 تعریف دین از نگاه اندیشمندان مسلمان

اما تعریفی که اندیشمندان مسلمان از دین دارند ؛ جامع و کاملتر است ؛ چرا که نوعا نگاه اندیشمندان مسلمان به دین نگاه الهی است و در نگاه ایشان ؛ دین مجموعه دستورات ، اعتقادات ، باورها و نظام ارزشی است که خداوند برای هدایت بشر از طریق ارسال رسولان و وحی رسانده است و در یک کلمه می توان گفت  ؛ تعریف دین در نگاه متفکران مسلمان ؛ آن پیام الهی است که از طریق انبیاء به بشر می رسد و هدف آن راهبری بشر به سوی هدایت و رستگاری است

ریشه اختلاف تعاریفی که از دین در غرب وجود دارد

اساسا در غرب نگاه به جنبه  آسمانی بودن دین ندارند به ویژه بسیاری از کسانی که وارد این عرصه شده اند مثل فیلسوفان دین؛دیندار نبوده و نیستند و ایشان هر آنچه را که بشر در منظومه اعتقادی خود نوعی دلبستگی به آن نشان داده است را به نام دین خوانده اند به این معنی که کلمه RELIGION  که در غرب به معنی دین بکار رفته است  با تعریفی  و معنایی که در نگاه اندیشمندان اسلامی از دین وجود دارد از لحاظ ماهوی متفاوت است و از آنجایی که  ایشان همه موارد تعریف شده را می خواهند در غالب دین قرار بدهند لذا در تعریف دین دچار مشکل شده اند .

دیدگاه مسیحیت نسبت به اسلام و قرآن

بشارت انجیل به رسالت حضرت خاتم الانبیاء

وقتی ما می خواهیم از مسیحیت صحبت بکنیم در ابتدا باید دید که آیا می شود از یک مسیحیت یک پارچه و یک دست صحبت کرد یا نه؟!

به نظر من این خیلی دشوار است ؛ نکته ای که قابل توجه هست این مطلب می باشد که فرق است بین آیین مسیح و مسیحیت ؛ در همین اناجیل فعلی [1] مطالبی وجود دارد که بشارت است بر رسالت حضرت ختمی مرتبت ( صلی الله علی و آله و سلم ) است در واقع اگر بخواهیم به آیین حضرت مسیح نگاه بکنیم ؛ در آنجا بشارت آمدن حضرت خاتم وجود دارد و حتی در حال حاضر در کتاب مقدس عهدین که در دست مسیحیان جهان می باشد مطالبی وجود دارد که علماء ما در اثبات حقانیت اسلام به آن مطالب استدلالات جدی نموده اند.  

احیای جنگ های صلیبی از اهداف صهیونیسم جهانی

اما آنچه که فعلا به عنوان جامعه مسیحیت ؛ نه آیین حضرت مسیح  می توان بر روی آن انگشت گذاشت ؛  و مطرح کرد این مطلب است که  جامعه مسیحیت چه نگاهی به اسلام داشته است ؟

جامعه مسیحیت در طول تاریخ نگاههای متفاوتی داشته است و رویکرد های متفاوتی را نشان داده است

اولا- تذکر این نکته لازم است که در بین مسیحیان چند گرایش بسیار متفاوت وجود دارد کاتولیسیزم ؛ پروتستانتیسم  [2] و همچنین مسیحیت ارتودوکس [3] هر یک از این سه رویکرد های متفاوتی نسیت به اسلام داشته اند ، به طور کلی در طول تاریخ ارتدوکس ها با اسلام مشکلی نداشته اند و کم موردی پیدا می کنید که ایشان علیه اسلام برنامه ریزی جدی  کرده باشند ؛ ولی مسیحیت کاتولیک و بعد از آن پروتستانتیسم بخصوص در آمریکا مسئله اسلام ستیزی را شکل داده اند و نسبت به این مسئله در طول تاریخ فراز و فرود هایی وجود داشته است و در یک دوره مسیحیت جبهه گیری هایی در برابر مسلمانان نشان داد و جنگ های صلیبی را به راه انداخت و با شکستی که از مسلمانان خوردند و آسیب هایی که جامعه مسیحیت دید احساس کردند که در دنیای آشوبناک نمی شود زندگی کرد و به این نتیجه رسیدند که اسلام را محترم بشمارند و جهان غرب رویکرد خودش را نسبت به اسلام تغییر داد و از اسلام و جامعه مسلمین عذر خواهی کرد ولی آنچه که امروزه وجود دارد جریانی است که در واقع صهیونیزم پشت سر آن می باشد

در نگاه صهیونیسم تعصب مذهبی به عنوان یک اعتقاد و واقعیت دینی مطرح نیست بلکه ایجاد یک سری تعصبات و جنگ هابا نام دینی بر علیه اسلام و خصوصا در گیر کردن جهان اسلام  با جهان مسیحیت از اهداف صهیونیسم جهانی  می باشد تا در سایه آن به اهداف از پیش تعریف شده خود برسد؛  در هر صورت  من این نکته را عرض کنم که در طول تاریخ علی رغم تلاش ها و تبلیغات وسیعی که علیه اسلام شد و سعی کردند اسلام را دین خشونت معرفی بکنند ولی همواره جهان غرب شاهد زیباترین چهر ه های مدار در برابر ادیان از اسلام بوده است به طوری که خیلی از  محققین ایشان به این مطلب اعتراف کرده اند؛ و حتی ادعا می کنند که ما از اسلام مدارا و زندگی مسالمت آمیز را آموخته ایم و در مقابل  ، زمانی جهان غرب مسیحی با جنگ های صلیبی بیشترین خشونت ها را در برابر مسلمانان به خرج دادند و امروز هم جریان صهیونیستی حرکت هایی را در سطح جهان  طراحی می کند  و می خواهد که مسیحیت را رو در روی اسلام قرار بدهد .

شما فرمودید که بعضی از شخصیت های غربی اسلام را دین مدارا نامیده اند ؛ اگر امکان دارد برخی از ایشان را نام ببرید ؟

از کسانی که بسیار معروف هستند آقای ویل دورانت [4] است که در کتاب «تاریخ تمدن» به این مطلب اشاره کرده اند همچنین آقای گوستاولوبون در کتاب «تمدن اسلام » [5] ؛ و آقای  زید رید هونکه در کتاب «خورشید اسلام در اروپا» و این ها همه کسانی بودند که در حوزه تاریخ تمدن کار کرده اند ؛ و شخصیت های علمی دیگری نیز هستند که تخصص های علمی دیگری دارند ؛ و بررسی هایی در باره اسلام داشته اند و مطالبی هم گفته اند از جمله ایشان آقای مارسل بورازا هست که چندین کتاب دربار اسلام دارد ؛ او معتقد است که  بنیان گذار اصلی  حقوق بشر آیین اسلام می باشد و این نوع مفاهیم از اسلام در جهان غرب راه پیدا کرده است .ایشان چندین کتاب دارد که بعض از کتب ایشان به زبان فارسی هم  ترجمه شده است بعض از کتاب های ترجمه شده ایشان عبارتند از کتابهای « انسان دوستی در اسلام» و «اسلام و حقوق بشر» ، و چندین کتاب دیگر دارد که بعض از آنها توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی در تهران ترجمه و چاپ شده است .

در حال حاضر موضع گیری جهان غرب نسبت به توهین به ادیان دیگر چگونه هست آیا جهان غرب نسبت به این مسائل دارای واکنش هست یا حالت بی تفاوتی در آن وجود دارد ؟

در خود جهان غرب هم تفکرات و جریانات متفاوتی وجود دارد ، یک بحث در سطح اندیشمندان و متفکران مستقل هست که از نیمه دوم قرن بیستم بیشتر به سمت مدارا گرایش داشته اند و حتی تا بدانجا مسئله را پیش برده اند که به لحاظ اعتقادی جریانی به نام پلورالیزم دینی را شکل داده اند ، شخصیت هایی مانند جان هیک [6] و شخصیت های دیگری با مبانی دیگری به این جریان نزدیک شده اند ؛ بنابراین در سطح این طیف از اندیشمندان رویکرد مصالحه و مدارا را شاهد هستیم و رویکردی را که دستگاه سیاست رسما اعلام می کند آن هم همین رویکرد است البته ایشان مکتب سکولار را مطرح می کنند و ادعا می کنند که نسبت به ادیان نگاه مساوی دارند ولی در عمل جریانی که در غرب شکل گرفته و خیلی شدید بر روی آن کار می شود بر خلاف این مطلب است و بخصوص دست های صهیونیستی در این داستان بسیار تاثیر گذار می باشد و بسیار کوشش می کنند که تاثیر اسلام را در جهان غرب کم بکنند ، شرایط زندگی برای مسلمانان را بسیار سخت بکنند  و تا آنجایی که می توانند سعی می کنند حرکت توده ها را به سمتی سوق بدهند که در برابر مسلمین بایستند و فضا را بر ایشان تنگ کنند و پروژه ای هم که امروزه خیلی جدی  در محافل سیاسی حاکم بر غرب حکومت می کند و دستگاه های تبلیغاتی هم برای ترویج آن تلاش می کند  پروژه اسلام هراسی است از اهداف این پروژه این هست که ؛ اولا -  نفوذ اسلام را در جهان غرب محدود کنند ؛ ثانیا -  بتوانند در صحنه اجتماعی فضایی را ایجاد کنند که تنشی بین مسلمانان و مسیحیان که اکثریت جهان غرب را تشکیل می دهند ایجاد بکنند و در پناه این مطلب بتوانند حرکت های هدف داری که در جهت منافع ایشان هست صورت بدهند  و اهدافی را که در شرایط عادی نمی توانستند بدست آورند  را در چنین فضایی دنبال نمایند.

آیا جهان غرب در پروژه - اسلام هراسی- موفقیتی هم کسب کرده است ؟

باید عرض کنم که این مسائل بی تاثیر نبوده است ؛ و حرکت هایی در جوامع غربی صورت گرفته است که بر خاسته از همین تبلیغات و تفکر است و گاهی خودنمایی هم  می کند اما در حدی که آنها را به همه اهدافشان برساند نبوده است و شکست خورده اند؛ به عنوان نمونه همین مسئله  قرآن سوزی که اخیرا مطرح هست را عنوان می کنم ؛ حرکتی که صهیونیست ها شروع کردند و یک کشیش نادان و به تعبیر خود غربی ها یک کشیش مشکل دار در جلو انداختند تا قرآن سوزی راه بی اندازد ؛   صهیونیست ها حرکتی را تست کردند و اوضاع نشان داد که ایشان شکست خورده اند .

اینها حرکتی راه انداختند که نه تنها در جهان اسلام و نهاد های دینی بلکه در داخل خود مسیحیت غلبه با کسانی هست که نمی توانند این نوع رفتار ها را بپذیرند و توجیه کنند و بخاطر همین هم هست که می بینیم آن چهره رویین دستگاه دیپلماسی و دستگاه تبلیغاتی فوری این قضیه را جمع می کنند .  وکوشش می کندکه این جریان به یک مسئله عملی و جدی بصورت تحققی و عینی درسطح  رسانه های جهانی  انعکاس پیدا نکند تا اینکه برای ایشان هم بد نشود و اوضاع آشوبناک نگردد .لذا هر حرکتی گرچه ممکن است که یک در صدی از توفیقات را کسب بکند ولی آنطوری که میخواهند نمی توانند نتیجه بگیرند و در عین حال باید خیلی هوشیار هم بود و این باید هم طوری هست که هم جهان اسلام و هم خود جهان مسیحیت باید به آن توجه داشته باشد .

از آنجایی که دین اسلام دین کاملی می باشد و نسبت به هر مسئله ای رویکرد و دستور العمل خاصی دارد نسبت به این حوادث اخیر چه دستوراتی دارد و به طور کلی وظیفه هر فرد مسلمان و حکومت اسلامی در قبال این مسائل  چه می باشد ؟

از آنجایی که مسئله ابعاد و لایه های مختلفی دارد لذا ما نباید یک دستور کلی را دنبال بکنیم ؛ بلکه باید به صورت جزئی تر وارد مسائل ریزتری بشویم اما در اینجا یک نکته کلی را عرض بکنم ؛ روایتی داریم که  ، « الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس » ‏[7] اگر چشمی بیدار و هوشیاری وجود داشته باشد بسیاری از خطرات و انحرافات به بهترین شکلی قابل حل و رفع می باشد و به نظر من مهمترین چیزی که امروزه ما باید از تعالیم اسلامی یاد بگیریم این مطلب است که جهان اسلام به یک بیداری جدی نیاز دارد و باید مسائل جهانی را درک بکند و درک مسائل جهانی فقط توجه به اخبار جهانی نیست بلکه مسلمانان باید بینش سیاسی و اجتماعی در سطح جهانی داشته باشند ؛ مسائل را خوب ارزیابی کنند و پشت صحنه ها را خوب ببیند اگر این گونه شود آنگاه ما درگیر حوادث و جریاناتی که دشمن برنامه ریزی می کند نخواهیم شد

الان آنچه در دنیا به عنوان یک جریان در حال راه انداری هست این مسئله است که می خواهند در دنیا جنگ اسلام و مسیحیت را راه بی اندازند و این یک مسئله بسیار بسیار جدی هست که یک هوشیاری جدی را هم می طلبد .

 و ما باید نسبت به این مسئله مدیریت داشته باشیم و بدانیم که برای اجرای همچین طرحی از چه راهی وارد می شوند و راه های ورودی ایشان و طرق مقابله با آن را شناسایی بکنیم و وظیفه جدی ماست که در عین حال که از مقدسات اسلامیمان بسیار قاطع و مدبرانه دفاع می کنیم این دفاعمان را باید طوری انجام بدهیم که اولا - ارزش مقدساتمان را به جهانیان نشان بدهد و ما را درگیر با یک دشمن فرضی نکند و وارد جنگ با دشمن تراشی فرضی که دیگران انجام داده اند  نکند و ما نباید وارد جنگ اسلام و مسیحیت بشویم بلکه باید درست حرکت صهیونیست ها را بشناسیم الیته وفتی ما می گوئیم صهیونیسم در خود مسیحیان هم صهیونیست وجود دارد و من در جایی مطالعه می کردم که حزب مسیحیت صهیونستی حدود صد میلیون عضو و هوادار دارد و بسیار هم فعال هستند و امکانات زیادی هم دارند و با تمام این حرفها این جریان نباید به عنوان مسیحیت و یک دین بزرگ جهانی تلقی گردد بلکه باید دقیقا دشمن را شناخت و هم دشمن را به جامعه خودی و به جامعه مسیحیت در سطح جهان شناساند

یکی از سئوالاتی که در بین مردم و بعض افراد مطرح است این مسئله می باشد که چرا خداوند صبر می کند و نسبت به این پرده دری ها و اهانت هایی که به قرآن و اسلام می گردد معجزه ای نشان نمی دهد ؟ شما چه توضیحی در تبین این مسئله دارید ؟

با مراجعه به نصوص و روایات دینی این مطب را در می بابیم که اساسا سنت الهی بعد از رسالت پیامبر اسلام در برخورد با مخالفان دین از لحاظ روشی با آنچه که در گذشته های دور اتفاق می افتاده متفاوت شده است در گذشته های دور و تاریخ انبیاء اگر حرکتی پیش می آمد و مخالفت های می شد ؛ در عین اینکه سنت الهی در درجه اول هدایت و روشنگری می باشد و همه این مطالب که به نحو احسن اتفاق می افتاد و جامعه ای عالما و عامدا در برابر دین خدا می ایستاد و مخالفت و عناد می داشتند و با همه هشدار هایی که داده می شد راه خودش را ادامه می داد در آخر عذاب الهی نازل می شد

اما بعد از بعثت پیامبر اسلام سنت الهی در مقابله با این گونه جریانات این است که برخورد با این قضایا توسط جامعه مومنان صورت بگیرد و اگر اعجازی هم رخ می دهد در حمایت و عنایتی هست که خداوند نسبت به مومنان دارد و یاری هست که نسبت به آنها انجام می دهد و توطئه های دشمنان را ناکام می گذارد  و بنابراین با توجه به نصوص دینی انتظار این نیست که اگر یک همچین جریانی اتفاق بیفتد یک بلای آسمانی اتفاق بیافتد و آنها نابود بشوند بلکه انتظار این است که امت به وظیفه اش عمل کند یعنی رسالت خود را بشناسد ، و به رسالتش عمل کند  و اینجا هست که اگر ما نسبت به وظیفه یمان درست عمل بکنیم خداوند امداد های خودش را شامل حال ما خواهد کرد و ما در صحنه های متفاوت این مطلب را مشاهده کرده ایم و در تاریخ انقلاب اسلامی این مسائل را دیده ایم ،  آن زمانی که مردم به پا خواسته اند و وظیفه دینی خود را شناخته اند و خوب هم انجام داده اند خدا هم حمایت کرده است و آن زمانی که دنیا در مقابل ما به جنگ برخواست خداوند از رزمندگان ما حمایت کرد و در این قضیه هم خداوند قطعا از مومنان حمایت می کند اما به شرطی که مومنان حرکت کنند و در در راه دفاع از دین در حالت آماده باش باشند و با بینش و آگاهی در صحنه حضور داشته باشند و قطعا خداوند دشمنان را رسوا خواهد کرد

و اتفاقا در همین جریانات نمونه ای از اعجاز الهی را مشاهده می کنیم ؛ به نظر من در این جریان صهیونیست شکست خورد و این خود یک امدادالهی و یک معجزه هست که آنها کلی برنامه ریزی می کنند تا یک آشوب جهانی ایجاد بکنند و این اتفاق نمی افتد امروز شما می ینید که خود سران آمریکا که پشتوانه اصلی این جریان هستند دارند با این طرح مخافت می کنند و این به معنی این است که ایشان فهمیده اند که در این تستی که داشته اند شکست خورده اند و باید مواضعشان را عوض کنند و گرنه در جهان اسلام جایگاهی نخواهند داشت و این مسائل نمونه هایی از اعجاز الهی هستند

اگر به عنوان جمع بندی و تکمیل سخنانتان مطالبی دارید بفرمایید ؟

ما باید بدانیم که این جریانات ادامه خواهد داشت و این نه اول ماجرا و نه آخر ماجراست لذا باید هوشیاری خودمان را حفظ بکنیم و این  جریان قرآن سوزی یکی از حلقه های سناریویی بود که اجرا شد و مهمترین چیزی که می تواند این جریانات را خنثی کند ؛ آگاهی و ایمان جهان اسلام هست و البته در برابر این جریانات همه جهانیان مسئول هستند و نهاد های دینی در سطح جهان نسبت به این مسئله وظیفه دارند و انتظار جدی ما از جامعه دینی مسیحیت این هست که  خیلی جدی در برابر این جریانات موضع گیری بکنند بخصوص انتظار جدی از جناب پاپ این است که این مسائل را پیگیری بکند و ایشان را محکوم بکند و همه باید از جریاناتی که به نام مذهب و به سود استعمارگران است  جلوگیری بکنند

 

 



[1] - التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏2، ص: 283

 و لیعلم أنّ البشارة بالنبیّ الأکرم مع التصریح باسمه واقعة فی الإنجیل للقدّیس برنابا، و قد طبعت و عرّبت أخیرا، و هو من أحسن الکتب فی المعارف و الأخلاق و لطائف الحقائق الإلهیّة.

إنجیل برنابا فصل 97- قال اللّه اصبر یا محمّد لأنّی لأجلک أرید أن أخلق الجنّة و العالم ... و متى أرسلتک الى العالم أجعلک رسولی للخلاص و تکون کلمتک الصادقة.

علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان  ج 3 ص 492 می فرمایند :

و از جمله آن انجیل‏هایى که نسخه‏هایش جمع‏آورى شد، انجیل برنابا است که یک نسخه از آن چند سال قبل کشف شد و به عربى و فارسى ترجمه شد، و این انجیلى است که تمامى داستانهایش مطابق داستانى است که قرآن کریم در باره مسیح، عیسى بن مریم آورده است و این انجیل به خط ایتالیایى پیدا شد و دکتر خلیل سعاده آن را در مصر ترجمه کرد. و دانشمند فاضل" سردار کابلى" آن را در ایران به زبان فارسى برگردانید.

و عجیب اینجاست که مواد تاریخیه‏اى که از غیر یهود هم نقل شده، از جزئیاتى که انجیل به دعوت مسیح نسبت مى‏دهد، از قبیل فرزندى عیسى براى خدا، و مساله فدا و غیر این دو ساکت است

[2] - Protestantism مذهب پروتستان شاخه ای از مسیحیت است که مبانی آن نخستین بار توسط مارتین لوتر مطرح شده است ؛ واژه انگلیسی پروتستان به معنی معترض و مخالف سر سخت است و به پیروان این مکتب پروتستانیسم اظلاق می شود که آنها در مقابل شماری از قوانین کلیسای کاتولیک روم ایستادند ( منبع : دانشنامه بریتانیکا )

[3] - orthodox این کلمه از ریشه یونانی اروتودوکسوس گرفته شده به معنی صاحب عقیده درست و اولین بار در مسیحیت در قرن چهارم میلادی توسط پدر روحانی یونانی به کار برده شده است ( منبع : دانشنامه بریتانیکا )

[4] - ویلیام جیمز دورانت ( 5 نوامبر 1885- 7 نوامبر 1981) میلادی ؛ فلسفه دان ؛ تاریخ نگار و نویسنده آمریکایی

[5] - مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏1 ص   349   

هم او مى‏گوید:

 «دنیاى اسلام در جهان مسیحى نفوذهاى گونه‏گون داشت. اروپا از دیار اسلام غذاها و شربتها و دارو و درمان و اسلحه و نشانهاى خانوادگى، سلیقه و ذوق هنرى، ابزار و رسوم صنعت و تجارت، قوانین و رسوم دریانوردى را فرا گرفت و غالبا لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد ... علماى عرب [مسلمان‏] ریاضیات و طبیعیات و شیمى و هیأت و طبّ یونان را حفظ کردند و به کمال رسانیدند و میراث یونان را که بسیار غنى‏تر شده بود، به اروپا انتقال دادند ... فیلسوفان عرب [مسلمان‏] مؤلّفات ارسطو را براى اروپاى مسیحى حفظ و ضمنا تحریف کردند. ابن سینا و ابن رشد از مشرق بر فلاسفه مدرسى اروپا پرتو افکندند و صلاحیّتشان چون یونانیان مورد اعتماد بود ... این نفوذ [اسلامى‏] از راه بازرگانى و جنگهاى صلیبى و ترجمه هزاران کتاب از عربى به لاتین و مسافرتهاى دانشورانى از قبیل گربرت و مایکل اسکات و ادلارد باثى به اندلس اسلامى انجام گرفت». «تاریخ تمدن ج 11 ص 319»

[6] - John Hick فیلسوف دین و نظریه پرداز تکثر گرایی دینی متولد 1922 میلادی

[7] - کافی ج : 1 ص : 27

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد