یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم


قسمت دوم مصاحبه با استاد حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی سائلی 

در ابتدا ولادت سراسر سعادت امام رضا علیه اسلام را به همه تبریک عرض می کنم به همین مناسبت اشاره ای کوتاه به موقعیت امام رضا علیه السلام داشته باشیم تا خوانندگان ما بهتر و بیشتر با شخصیت امام علیه السلام آشنا شوند هر چند همه استحضار به این معنا دارند اما گاهی ممکن است نکاتی گفته شود که برای برخی تازه باشد .


بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت دوم مصاحبه با استاد حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی سائلی 

در ابتدا ولادت سراسر سعادت امام رضا علیه اسلام را به همه تبریک عرض می کنم به همین مناسبت اشاره ای کوتاه به موقعیت امام رضا علیه السلام داشته باشیم تا خوانندگان ما بهتر و بیشتر با شخصیت امام علیه السلام آشنا شوند هر چند همه استحضار به این معنا دارند اما گاهی ممکن است نکاتی گفته شود که برای برخی تازه باشد .

تقدم زیارت امام رضا علیه السلام بر سایر ائمه معصومین

در کتب فقهی ما وقتی بحث از زیارت میشود زیارت حضرت رضا بر زیارت سایر امامان مقدم داشته میشود حتی بر زیارت امام حسین  علیه السلام و این نکته مهمی است کسانی که به زیارت ابا عبد الله رفته اند و بارها مشرف به آن آستان ملک پاسبان شده اند بدانند بر اساس آنچه که از روایات فهمیده میشود فضیلت زیارت مشهد از زیارت کربلا برتر و جلوتر است و این مطلبی است مستفاد از روایات و نسبت به زیارت قبر پیامبر این ارحجیت استفاده نمی شود اما نسبت به زیارت سایر امامان این ارجحیت استفاده میشود حتی بر زیارات امام حسین علیه السلام و امیر المومنین (علیه السلام) بخصوص در رابطه با امام حسین (علیه السلام) چرا که در روایات ما روی زیارت امام حسین (علیه السلام) سرمایه گذاری شده است و اگر در مفاتیح الجنان هم سیری کنید می بیند که درطول سال حدودا زیارات مستحبه امام 84 مورد ذکر شده است 84 مناسبت برای زیارت امام حسین (علیه السلام)  بیان شده است اما درباره امام رضا (علیه السلام)  در این حجم تعدد زیارات ذکر نشده است و با تمام این احوال زیارت امام رضا مقدم شمرده شده است .

باز هم اگر به روایات مراجعه کنیم می بینیم که اگر امر دایر شد بین حج مستحبی  با همه آداب آن و زیارت امام رضا (علیه السلام)   زیارت امام مقدم است بر زیارت حج مستحبی 

امام رضا (علیه السلام) غوث و غیاث امت است

نکته بعد : در القاب امام علیه السلام لقبی آمده است که جای دیگر نمونه آن را نمی ینیم در روایت آمده است که امام علیه السلام ُ « غَوْثَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ غِیَاثَهَا» ( بحارالأنوار ج : 50 ص : 26 ) غوث و غیاث امت هستند این تعبیر ثنایی "غوث" و "غیاث" درباره هیچ یک از ائمه نیامده است

" غوث "به معنای کمک ، فریاد رسی و  دستگیری است و "غیاث" به معنای آنچیزی است که شما با آن دستگیری می کنید مثلا کسی گرسنه است و شما با دادن طعام  او را کمک می کنید و از گرسنگی خارج می کنید یا کسی دچار مشکل اقتصادی است با دادن مال او را کمک می کنید یا کسی دچار حیرت شده است  او را با راهنمایی از این حیرت خارج می کنید یا کسی دچار بحران معنوی است ، او را ارشاد می کنید و این را می گویند غیاث و درباره امام آمده است که او کمک و غوث این امت  است و خودش حبل الله المتینی است که از خلق خدا را دستگیری می کند لذا سرّ تقدم زیارت امام رضا ( علیه السلام ) فهمیده می شود درباره قرآن داریم که قرآن هم شفاست و هم طبیبی هم معالجعه می کند  هم ودش نسخه شفا بخش است هم دارو هست و هم بیمارستان و  شفا خانه هست چگونه قرآن دوا است و بالاتر از آن شفا هم هست ؟ اگر شما تفکر  در قرآن می کنید یا قرائت قرآن می کنید و یا به آن عمل می کنید  و ارتباط بر  قرآن برقرار  می کنید خود این ارتباط شفاست  و شاید خود شما هم توجه  به این معنا ندارید امام رضا ( علیه السلام )  هم در همین حد است خودش غیاث است هم "غوث" است و هم "غیاث" هم کمک است و هم کمک کار

 زیارت امام موجب آمرزش گناهان آینده و گذشته

نکته ای که در اینجا متذکر میشوم و در جایی دیگر ندیده ام این است که درباره زیارت امام رضا ( علیه السلام )   آمده است امام جواد ( علیه السلام )  فرمود : « مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی بِطُوسَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر » (کافی ج : 4 ص : 585) نظیر آیه دوم سوره فتح است « لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقیماً » این روایت می گوید کسی که زیارت کند امام ( علیه السلام )  در طوس خداوند گناهان گذشته و آینده او را میامرزد و اما فهم این مطلب نسبت به گناهان گدشته آسان است کسی در گذشته گناهانی انجام داده است و با زیارت امام ( علیه السلام )   گناهان او آمرزیده می شود اما نسبت به  گناهان آینده معنای پیچیده ای دارد سالها قبل درباره توبه بحث می کردم و به مفاد این آیه رسیده بودم که « إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً (سوره فرقان آیه 70 )» خداوند متعال می فرماید : ما سیئات ایشان را تبدیل به حسنا ت می کنیم و این مطلب عمق زیادی دارد و سئوالاتی را ایجاد می کند مثلا کسی در عمرش گناهی نکرده و 50 عمل صالح دارد و دیگری 100 گناه دارد و 10 عمل صالح با این توضیح مقام شخص گناهکار از او جلو می افتد ! در کتب کلامی و تفسیری هم این مطلب آمده است و دیگران هم این بحث را  مطرح کرده اند و این مطلب سر زبانها افتاده است پس از این بحث در آیات و روایات جستجو کردم که آیا در آیات و روایات مطلبی هست که از این بالاتر  باشد و هنوز بر سر زبانها نیفتاده باشد ؟ و با این انگیزه به بررسی آیات و روایات پرداختم تا اینکه به این مطلب رسیدم که در زیارت امام رضا ( علیه السلام ) آمده است که خدا گناهان گذشته و آینده را  می آمرزد و درک این مطلب نسبت به گناهان آینده مشکل است ممکن است کسی گمان کند نسبت به گناهان آینده عقابی نیست و این برداشت با مبانی اعتقادی منطبق نیست اما ممکن است اینگونه باشد که زیارات امام آنچنان تحولی در آدمی به وجود می آورد که نه تنها گناهان گذشته اش را پاک می کند بلکه نسب به آینده هم  مصونیت پیدا می کند و مرتکب گناه نمی شود نه اینکه برگه مغفرت در دست دارد و می تواند هر گناهی را که خواست انجام بدهد

رابطه امام شناسی و حلاوت ایمان

در ارتباط با بحث های حدیث مفصل امام شناسی ، حضرت در این حدیث زیبا می فرمایند : اگر از امت پیامبر کسی حق امام را بشناسید « فَمَنْ عَرَفَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَاجِبَ حَقِّ إِمَامِهِ وَجَدَ طَعْمَ حَلَاوَةِ إِیمَانِه‏ » (کافی ج : 1 ص :  203) حلاوت ایمان را خواهد چشید کسی که زیارت امام مشرف شده و حق امام را شناخته است و با بجا آوردن آن حلاوت ایمان را درک کرده است و کسی که حلاوت ایمان را درک کرده است دیگر مرتکب گناه نمی شود لذا سر مطلب روشن شد در مطالب قبلی معلوم شد که امام  "غیاث" این  امت می باشد و معلوم شد که گناهان آینده هم بخشیده می شود و در ادامه بحث واضح و روشن شد که علت اصلی این است که انسان حلاوت ایمان را درک می کند و انگیزه ای ندارد  تا گناه کند

چگونه هست که با وجود درک حلاوت ایمان گناه می کنیم ؟

 نیروی ایمان نیرویی است که قابل کاهش و افزایش است شما در جامعه با موارد اموری برخورد می کنید که نیروی ایمان را می کاهد مثالا با نیروی ایمان خشم خود را فرو می خورید و.. قاعدتا از این نیرو خرج می کنید و در واقع بخشی از ایمانتان را مصرف می کنید لذا برای اینگه گناه نکنید باید آن را با اموری تقویت کرد ایمان مانند نور است و تا شعاعی را روشن می کند باید ایمان را تجدید کرد با توجه به خدا و تامل در قرآن وحضور درمجالس معنوی و امثال آن .

با تشکر  


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد