یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

 در بخش دوم مصحابه حجت الاسلام و المسلمین صابر جعفری مهدوی پژوه و مدیر مسئول ماهنامه تخصصی مهدویت به بررسی ابعاد مختلف انحراف در مهدویت پرداخته و موضوع بحث را به نقد و توضیح مستند ظهور بسیار نزدیک متوجه کرده است آنچه در پی می آید  بخش دوم مصاحبه و گفتگو با ایشان است .


افراط و تفریط در مفهوم غیبت

گاهی ممکن است شخصی امام را  دور از دسترس تصور کند به گونه‌ای که گویا اصلا امام نیست مثل جریان شیخیه که امام علیه السلام را در عالمی به نام هورقلیا [1] می‌دانستند  و بر عکس این تفکر ممکن است افرادی تصور کنند امام در هر تصمیمی بی واسطه خودش وارد می‌شود و خدا نکند این تفکر انحرافی به تصمیم گیری‌ها انسان نفوذ کند مثلا شخصی بخواهد مسئولی را انتخاب کند و منتظر دستور امام زمان باشد یا بگوید : امام زمان به من نگفته است فلانی را بر سر کار بیاور و این امر یکی از آسیب‌های مهم مهدویت است و این ادعا را از هیچ کس پذیرفته شده نیست البته ممکن است در مورد خاصی اتفاق افتاده باشد اما این امر یک سنت

اما جریان سی دی که به تازگی منتشر شد به نام ظهور بسیار نزدیک است ؛ درباره این سی دی یکی از کارهایی ارزشمندی که حوزه علمیه انجام داد و معاونت تهذیب بعلاوه مرکز تخصصی مهدویت  در این زمینه نقش خوبی ایفا کرد خیلی سریع این  سی دی نقد و بررسی شد گرچه فرصت کم بود ولی کار بسیار خوب و ارزشمندی بود و من به سهم خودم تشکر می‌کنم و ای کاش این روش ادامه پیدا کند

این سی دی چه مشکلاتی دارد و چطور شد که این سی دی پدید آمد ؟

مشکلاتی که این سی دی دارد در چند بخش قابل بررسی است  

طرح مباحث غیر ضروری :

یکی از موضوعاتی که خود مقام معظم رهبری هم بر آن تاکید دارند این مطلب است که مبادا  مسائل حاشیه‌ای شما را از کار اصلی باز بدارد ، در زمانی که دو مسئله مهم در جامعه ما مطرح بود این سی دی مسائلی را مطرح کرد که اذهان نخبگان ما را در گیر کرد اول اینکه بعد از جریان فتنه 88 جامعه داشت  به سمت آرامش حرکت می‌کرد و حتی قرار بود با عده‌ای از عوامل فتنه برخورد قضایی شود دومین مسئله بیداری جهان اسلام است و در این فضا دو مدیریت در حال اتفاق افتادن بود اول مدیریت نظام سلطه  که سازمان سیاه در عربستان حضور پبدا کرد و در مصر و تونس هم کاری کردند که بعد از مبارک و شاه تونس همفکران ایشان بر سر کار بیایند و زمام قدرت را به دست بگیرند و عربستان را ترغیب به حضور در بحرین کردند و خود نظام سلطه در لیبی مستقر شدد و به مدیریت جامعه بر اساس مصالح استعماری خود پرداختند و هم زمان مقام معظم رهبری به مدیریت جامعه مسلمین پرداختند و خطبه عربی خواندند که شما ملت‌های مسلمان ایران را الگو قرار دهید و ببینید که چه مشکلاتی برای ملت ایران بوده است و از چه گردنه‌هایی عبور کرده است و وظیفه نخبگان ما هم کمک در این زمینه می‌باشد اما در این فضا سی دی توزیع میشود و می گوید : آیا مقام معظم رهبری سید خراسانی هست یا نیست ؟ و نخبگان ما از این دو مسئله مهم داخلی و خارجی کاملا جدا می‌شوند و به سراغ مسائل حاشیه‌ای می‌روند چرا که مقام معظم رهبری چه سید خراسانی باشد یا نباشد تکلیف ما نسبت به ایشان روشن است ؛ و جامعه در زمان غیبت باید به فقها مراجعه کنند و یکی از ایشان هم عهده دار مسائل اجرایی و سیاسی می‌شود ما درباره سید خراسانی تنها یک روایت داریم اما درباره ولایت فقیه و پیروی از فقها روایات متعددی داریم که فقها در زمان غیبت سنگربانان دین هستند و امام معصوم علیه السلام می‌فرمایند : اگر فقها نبودند که ایتام آل محمد را به مسیر حق هدایت کنند احدی باقی نمی‌ماند مگر اینکه اسیر دام‌های ابلیس قرار می‌گرفت [2] یا اینکه کسی که ایشان را رد کند مثل این است که اهل بیت را رد کرده است و در حد شرک با الله می باشد [3] این جایگاه که خیلی مهم‌تر است لذا طرح این موضوع چه ضرورتی دارد و چه مشکلی از معضلات جامعه را باز می‌کند ؛ یا اینکه در این سی دی می گوید : آقای احمدی نژاد شعیب بن صالح هست ؟! در جایی که وظیفه همه مسئولین روشن است این مباحث چه کمکی به دین می‌کند ؟مسئولین نظام تا زمانی که در خدمت امام  و انقلاب و مردم هستند مردم با ایشان همراه هستند و اگر از این مسیر تخطی کردند مردم هم ایشان را به کنار می‌زنند این اولین مشکل این سی دی است و فکر نکنیم به حاشیه بردن مسائل اصلی امر کمی است

به چالش کشاندن انقلاب و فضای دینی

کارهایی مانند این سی دی انقلاب اسلامی و فضای دینی را به چالش می‌کشاند ؛ اگر ما  بدون تعیین مصداق و زمان بگوییم سید خراسانی روزی ظهور می کند و با سفیانی وارد جنگ می‌شود مشکلی ایجاد نمی‌کند اما اگر شما گفتید سید خراسانی که رهبر نظام اسلامی است و رهبر جمهوری اسلامی ایران است و  اگر گفتید شعیب بن صالح رئیس جمهوری است آقای الف هست و با شاه اردن فعلی عبد الله اردنی می‌جنگد اینگونه صحبت کردن در  فضای ادبیات سیاسی به نوعی اعلان جنگ است لذا کشورهای بیگانه بسیار از این موضوع استفاده کردند و از طرفی اگر این شخصیت‌ها تغییر کنند یا از بین ما بروند مثل امام ( ره ) که عده‌ای او را سید خراسانی می‌دانستند در این صورت آیا به اعتقادات مردم آسیبی نمی‌رساند ؟ آیا مردم به اصل مهدویت بی اعتقاد نمی‌شوند ؟ گره زدن اشخاص به این مطالب چه تبعاتی دارد؟ اگر شخصیتی نتوانست امانت انقلاب را به مقصد برساند و نسبت به نظام زاویه پیدا کرد در این صورت چه اتفاقی برای انقلاب می‌افتد و چه تبعاتی دارد ؟ آیا این چالش نظام نیست ؟!

تطبیق نا صواب است

 به چه دلیلی می‌گویید مقام معظم رهبری سید خراسانی است و به چه دلیلی پادشاه اردن را سفیانی می‌خوانید ؟ اینگونه تطبیقات بدون دلیل و ناصواب است.

تعیین وقت ظهور

مشکل دیگر این سی دی وقت تعیین کردن است : خود اهل بیت می‌فرمایند ما زمان تعیین نمی‌کنیم [4] اما این مستند برای ظهور زمان تعیین کرده است  ؟ تعین زمان به چهار صورت قابل تصویر است الف- تعیین قطعی و دقیق زمان ظهور  مثلا بگوییم : عاشورای امسال یقینا ظهور محقق می شود ب- قطعی ولی حدودی مثلا گفته شود : در زمان رهبری آقا ظهور اتفاق می‌افتد که قطعی ولی حدودی است چون ما اطلاع از عمر شریف ایشان نداریم  ج- احتمالی  و دقیق مثلا گفته شود : احتمالا امسال سال ظهور است د- احتمالی و حدودی مثلا بگوییم احتمالا در زمان رهبری ظهور واقع می‌شود و تعیین وقت ظهور به هر یک از چند شیوه درست نیست و ما در روایات هیچ نوعی از این توقیت ها را نداریم و حتی خود اهل بیت هم حدود و زمان تعیین نکرده اند.

تحریف و حذف از روایات

اشکال دیگر این سی دی این است که بسیاری از روایات و سخنان بزرگان را حذف و تحریف کرده است و از ابتدا تا آخر اشکال دارد در ابتدای این مستند گفته می شود : بررسی شخصیت‌های ظهور بر اساس روایات و همین جا محل توقف است اگر گفتیم بر اساس روایات باید قواعد روایات را رعایت کنیم اگر شما می‌گویید روایت باید بدانی که این سخن که به عنوان روایت استناد می کنید از حسن بصری است و اصلا روایت نیست ! یا مطلبی که نقل کرده اید  سند ندارد یا از نعیم بن حماد است که خود اهل سنت او را قبول ندارند و یا این روایت مطالب نقض دارد لذا بحث تحریف روایات در این سی دی موج می‌زند و برخورد غیر علمی و استفاده از منابع غیر معتبر از دیگر اشکالات این سی دی است

 البته ممکن است سی دی در آغاز ایجاد امید کرده باشد اما با مسائل بعدی که به همراه دارد از جمله ایجاد بد بینی به ولایت فقیه و انقلاب و حتی مهدویت تمام آن امید اولی را هم ازبین می‌برد و حتی بحث تحریف سخنان بزرگان در این سی دی به چشم می‌خورد ؛ مثلا مقام معظم رهبری می‌فرمایند : ما امیدواریم که نسل کنونی فلسطین روزی را ببیند که فلسطین در دست صاحبان اصلی آن قرار می‌گیرد و سازندگان این سی دی گفته‌اند : آقا گفته است : نسل کنونی قطعا شکست اسرائیل را خواهد دید آقا می‌گوید امیدواریم ولی آنها می‌گویند قطعا و این یعنی ظهور و امثال ذلک ... یا می‌گویند اینکه آقا فرموده اند :

هر چند امین دلبسته دنیا نیم اما **** دلبسته یاران خراسانی خویشم

می‌گویند : شخص آقا خود را سید خراسانی می‌داند در حالی که اینگونه نیست ؟! آقای مصطفی محدثی خراسانی از شاعران به نام خراسان است ایشان می‌گویند : ما در خراسان انجمن ادبی  داشتیم و آقا چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن در این انجمن شرکت می‌کردند و مقام معظم رهبری این شعر را برای ما گفته است و این حرف آقای محدثی مربوط به خیلی وقت پیش است [5] و ربطی به این سی دی ندارد و ایشان در جواب شعر آقا گفته‌اند :

پا به گردون زدی و باز هم  از مهر  **** پا بند غزل‌های خراسانی مایی

و اصلا بحث یاران خراسانی در شعر آقا ربطی به سید خراسانی ندارد

چرا برای عده‌ای این اشکالات پیش می‌آید ؟

نداشتن نگاه جامع به دین:

 آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند اگر شما یک آیه را خواندید و پیامی داشت نمی‌توانید بگویید پیام دین این است بلکه باید بگویی پیام این آیه این است و اگر آیات دیگر را هم دیدی باید بگویی پیام قرآن این است ؛ روایت را هم دیدی و با عقل هم هماهنگ بود می توانی بگویی : پیام دین این است و به صرف دیدن یک روایت نمی‌توان گفت پیام دین این است مثلا اگر کسی یک روایت دیده که در زمان غیبت عالم پر از ظلم وجور می‌شود و می‌گوید پس کار به ظلم نداریم ، این یک اشتباه است یا یک روایت می‌بیند با عنوان بطلان علم‌های قبل از ظهور و توجه ندارد که این روایت چه معنایی دارد و آیا در روایات دیگر قیام‌هایی تایید نشده اند و آیا همان شخصیت قیام مردی از قم را تایید نکرده است .

ایجاد امیدهای بی جا

یکی دیگر از این اشکالات ایجاد امیدهای بیجاست مثل اینکه  گفته می شود : این انقلاب قطعا به ظهور متصل می‌شود و این تفکر غلط است زمانی بود که دعا می‌کردیم « خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار» و حال آنکه این اتفاق نیفتاد و الان هم دعا می‌کنیم «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما»  ولی هیچ تضمینتی وجود ندارد که « وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا» [6] اگر ما کوتاهی کنیم انقلاب ضربه می‌خورد و خود امام هم فرمودند اگر انقلاب شکست بخورد تا قرن‌ها اسلام سر بلند نمی‌کند [7]

برداشت ناصیحح از روایات

یکی از اشکالات دیگر این است که ایشان می‌گویند از انقلاب تاظهور به اندازه عمر یک انسان است در حالی که هیچ دلیلی نداریم و تحلیل ایشان غلط است  چون روایتی می‌فرماید مردمی از مشرق قیام می‌کنند و کشته‌های ایشان شهید هستند و در ادامه می‌فرماید من اگر بودم خود را  برای ظهور نگه می‌داشتم [8] معنایش این نیست که این انقلاب یقینا انقلاب اسلامی ایران است و این مدت به اندازه عمر یک انسان است

شخصیت زدگی :

 چون امام  یا مقام معظم رهبری شخصیت بی نظیری است نمی توانیم بگوییم ایشان حتما سید خراسانی هستند .

حرف‌های دو پهلوی بعض وعاظ و نویسندگان

گاهی اوقات سخنان مبهم و دو پهلوی بعض نویسندگان و گویندگان باعث انحراف است چرا صریح سخن نگوییم ؟ لذا در روایات هم آمده است که فقیه و دین شناس نه مردم را دچار رجا کاذب می کند و نه دچار ناامیدی می کند

 شوق ظهور و استعجال

بعض افراد تا اتفاقی می‌افتد می‌گوید این علامت ظهوراست و این گونه نگاه هم غلط است

انفعالی برخورد کردن در مقابل توقیت ها ی غربیان

چون غربی‌ها برای آخر الزمان وقت تعیین می‌کنند و مثلا می گویند : سال 2012 پایان دنیا است و امثال ذلک لذا اگر ما هم منفعلانه وقت ظهور را تعیین کنیم این هم یک اشتباه است آنها می‌توانند دروغ بگویند اما مکتب ما این اجازه را نمی‌دهد

عوامل پنهانی

دستگاه های امنیتی باید عوامل این سی دی را پی گیری کنند تا عوامل پنهانی آن نیز مشخص شوند

درباره هفته نامه افق و سایت حزه نیوز اگر انتقاد و پیشنادی دارید بفرمایید ؟

مجله افق مجله خوبی است که اعتماد حوزه را بدست آورده است لذا این اعتماد را حفظ کنید و افق به سوی مسیری برود که بتواند نیازهای سنگر بانان دین را برآورده کند و مطالب آن به روز باشد یعنی تا شبهاتی در جامعه مطرح می‌شود سریع و به روز پاسخ دهد

با تشکر  



[1] - منبع : سایت آیت الله مکارم شیرازی

 "شیخ احمد احسائی" با اعلام تفکری خاص، که احتمالا از "شیخ اشراق"[ فرهنگ فرق اسلامی، ص 266.] به عاریت گرفته بود، مسئله بدن هور قلیائی را مطرح کرد، و گمان کرد با اعلام این نظر، به سه اصل مهم در اسلام پاسخ داده که عبارت‌اند از: معاد، معراج، و حیات امام زمان(علیه السلام).

"شیخ احسائی" معتقد بود، بدن "هور قلیائی" در شهر "جابلقا" و "جابرصا" قرار دارد؛ و طبق این نظر شروع به تفسیر سه اصل ذکر شده یعنی: معاد، معراج، و حیات امام زمان (علیه السلام) از طریق آن نظر پرداخت، و معتقد بود هر سه مورد از یک باب می‌باشند؛ و نه فقط زمین محشر را از جنس "هور قلیائی" می دانست، بلکه معتقد بود امام زمان(علیه السلام) نیز با بدن غیر عنصری "هور قلیائی"، در شهر "جابلقا" و "جابرصا" زندگی می‌کند.[ ارشاد العوام، ج 2، ص 151.] وی معتقد بود که "هور قلیائی"، یک لغت سریانی است و از زبان صابئین گرفته شده.[ جوامع الکلم، قسمت سیم، رساله 9، ص 1.]البته این کلمات در بعضی از روایات نیز آمده، و "احسائی"، که خود اخباری بود، با مطالعه برخی کتب فلسفی به تلفیق آن‌ها پرداخت.[ تاریخ فلسفه اسلامی، ص 105.]

ظاهراً اولین کسی که از اصطلاح "هور قلیائی" در عالم اسلام استفاده کرد، "سهروردی" است. وی در "فلسفه اشراق"، در بحث احوال سالکین، می‌گوید: «آنچه ذکر شد، احکام اقلیم هشتم است که "جابلق" و "جابرص" و "هورقلیاى" شگفت در آن قرار دارد».[ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 2، ص 254. ترجمه حکمة الاشراق (دکتر سجادی)، ص 383.] همچنین در مطارحات آمده است: «جمیع سالکان از امم انبیاى سابق نیز، از وجود این اصوات خبر داده، و گفته‏اند که این اصوات در مقام "جابرقا" و "جابرصا" نیست، بلکه در مقام "هورقلیا" است که از بلاد افلاک عالم مثالى است».[ جموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 2، ص 494.]

در این عبارت بین دو شهر "جابلقا" و "جابرصا" با عالم هورقلیا، تفاوت گذاشته شده، و مقامى بالاتر از آن دو شهر شمرده شده است.

"قطب الدین شیرازى"، تفاوت "جابلقا" و "جابرصا" را این گونه بیان مى‏کند: «جابلقا و جابرصا، نام دو شهر از شهرهاى عالم عناصر مثل است، و هورقلیا، از جنس افلاک مثل‏ است. پس هورقلیا بالاتر است. پس از آن مى‏گوید: این نام‏ها را رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بیان کرده است، و هیچ کس، حتى انبیاء و اولیاء (علیه السلام) با بدن عنصرى، نمى‏توانند وارد این عالم شوند».[ شرح حکمة الاشراق، ص 556.]

بنابراین مراد از عالم هورقلیایى، همان عالم مثال است؛ و چون عالم مثال، بر دو قسم اول و آخر است، گفته‏اند که: این عالم داراى دو شهر "جابلقا" و "جابرصا" است. عالم مثال یا خیال منفصل، یا برزخ بین عالم عقول و عالم ماده، چیزى است که عارفان و فیلسوفان اشراق به آن معتقدند و فلاسفه ی مشاء آن را نپذیرفته‏اند.

"شیخ" در جواب "ملا محمد‌حسین انارى"، که از لفظ "هورقلیا" از وی پرسیده بود، می‌گوید: «هورقلیا به معناى ملک دیگر است، که حد وسط بین عالم دنیا و ملکوت بوده، و در اقلیم هشتم قرار دارد، و داراى افلاک و کواکبى مخصوص به خود است، که به آن‌ها جابلقا و جابرصا می‌گویند».[ جوامع الکلم، رساله 9، ص 1.]

"سید کاظم رشتى"، مهم‏ترین شاگرد "شیخ احمد" نیز گفته است: «جابلقا و جابرصا، در سفر اول، که سفر از خلق به حق است، قرار دارد. این سفر، داراى محله‏هاى متعددى است، که محله نوزدهم آن، حظیرة القدس، و محل پرندگان سبز و صور مثالیه است. جابلقا و جابرصا، دو محله از این شهر مى‏باشند، که هر کدام از آن‌ها داراى هفتاد هزار درب است، و در کنار هر درى، هفتاد هزار امت وجود دارد، که به هفتاد هزار زبان با یکدیگر صحبت مى‏کنند، و هر زبانى با زبان دیگر هیچ مشابهتى ندارد».[ شرح قصیده، ص 5.]

با توجه به آنچه گذشت، روشن مى‏شود که اولاً: "شیخ احمد"، اصطلاحاتى را از فلسفه اشراق گرفته، و بدون آن که به عمق آن‌ها پى ببرد، آن‌ها را به عنوان مشخصه‏هاى اصلى آیین و مذهب خود قرار داده است. پیروان مکتب او نیز در توجیه این کلمات، به تناقض‌گویى مبتلا شده‏اند. این روش تفسیری در کلمات "شیخ احمد"، توام با رمزگونه و تاویل و باطن‌گرائی در سخنان، باعث ‏شد که فرزندان او به نام‏هاى "محمد" و "على"، که از عالمان و فرهیختگان بودند، به انکار مذهب پدر، و گاه استغفار برای او، و حتی تکفیر او مشغول شوند.[ روضات الجنات، ج 1، ص 92. دائرة المعارف تشیع، ج 1، ص 502.]

ثانیاً: وقتى "شیخ احمد"، عالم "هورقلیا" را حد وسط بین دنیا و ملکوت معرفى مى‏کند، معلوم مى‏شود که هنوز ایشان معناى عالم ملکوت را، که همان عالم مثال است، نمی‌داند، و یا آن که بین ملکوت و جبروت را اشتباه نموده است؛ و باید از آنان پرسید: آیا بین عالم مادى و عالم مثال نیز، برزخى وجود دارد؟

 

[2] -  احتجاج-ترجمه جعفری، ج‌1، ص: 1

[3] - کافی ج : 1 ص : 67

 یَنْظُرَانِ إِلَی مَنْ کَانَ مِنْکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ به حکم اللَّهِ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّه

                       

[4] - کافی ج : 1 ص : 368

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْقَائِمِ ع فَقَالَ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ لَا نُوَقِّتُ

 

[5] -  مجله پنجره‌اش 58

[6] - سوره اسرا آیه 8

[7] -  صحیفه امام، ج‏15، ص: 146

اگر- خداى نخواسته- این نقطه‏اى که از اینجا شروع شده است مخالفت با تمام ابرقدرتها و با تمام شیاطین عالم، اگر این نقطه- خداى نخواسته- رکود پیدا بکند یا شکست بخورد، شکست همه مستضعفین جهان و همه مسلمین جهان و شکست اسلام در تمام ممالک اسلامى خواهد شد.

[8] - بحارالأنوار ج : 52 ص : 243

ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ یَحْیَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ

[ ۱۳٩۱/٦/٥ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه