یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

ما سه شخصیت برجسته در طول زمان در بغداد می شناسیم ؛ یکی مرحوم شیخ مفید ؛ مرحوم سید مرتضی و مرحوم شیخ طوسی که برجسته ترین شخصیت هایی هستند که وراء عصر خودشان بوده اند ؛ و هر چه انسان درباره عظمت ایشان فکر می کند می بیند که باید قرنها بگذرد تا ما منتظر چنین شخصیت هایی باشیم ولی در یک عصر کوتاهی سه شخصیت برجسته در کنار هم حضور پیدا می کند و این سه شخصیت عظمت فوق العاده ای داشتند ؛ و سبب می شده که در کنار ایشان شخصیت های برجسته ای که در کنار ایشان بوده اند دیده نشوند ؛ معاصر مرحوم  شیخ مفید شخصیت های مهم و برجسته ای را مشاهده می کنیم  که در سایه عظمت مرحوم شیخ مفید دیده نشد ه اند ، یکی از ایشان مرحوم حسین بن عبید الله عضائری است که مشاهده نشده و وقتی انسان در ترجمه و شرح حال او نگاهی بیندازید به شخصیت و عظمت او پی می برد .


شخصیتی که می خواهیم درباره او صحبت کنیم ؛ فقیه شیعی و شیخ الطائفه امامی  ابوعبد الله حسین بن عبید الله غضائری است ؛ یکی از مشایخ مهم بغداد محسوب می شود اگر ممکن هست نیم نگاهی به تاریخچه حوزه بغداد داشته باشید ؟

حوزه بغداد بعد از تاسیس در زمان منصور عباسی  خیلی سریع یکی از مراکز شیعی تبدیل می شود ؛ یکی از مراکزی که مشایخ بزرگ ما در آنجا حضور داشتند بغداد است ؛هشام  بن حکم ؛ یونس بن عبد الرحمن ؛ محمد بن ابی عمیر از شخصیت هایی هستند که از همان اوائل تاسیس بغداد در آنجا حضور دارند و بهر حال مرکزیتی برای شیعه در بغداد تشکیل می دهد در عصر وکلای اربعه امام عصر همه در بغداد حاضر بودند البته وکیل اول امام عثمان بن سعید در ابتدا در سامرا بودند و بعدا به بغداد آمدند و بغداد محل اصلی نواب اربعه بوده است و محله کرخ یکی از محله های اصلی بغداد از مراکز مهم شیعه نشین بوده است و به تدریج ما شخصیت های بسیار برجسته ای را در حوزه بغداد سراغ داریم مانند ؛ ابو علی محمد بن همام ؛ شخصیت برجسته ای که بخصوص در زمان حسین بن روح توقیعات ناحیه مقدسه را به مردم ابلاغ می کردند بخصوص در دوران زندانی بودن حسین بن روح وکیل ناحیه مقدسه ایشان توقیعات را به مردم ابلاغ می کردند ؛ بخصوص بسیاری از شخصیت های قم منتقل به بغداد می شوند مرحوم ابوالحسن محمد بن احمد بن داود قمی ؛ که یکی از فقهای قرن چهارم هست به همراه پدر که او هم از فقها و محدثین هست به بغداد می آیند ؛ مرحوم جعفر بن محمد قولویه [1] صاحب کامل الزیارات که ایشان از فقهای برجسته عصر خودش بوده است او هم به بغداد می آین و قبل از این بزرگوران ابوجعفر محمد ین یعقوب کلینی در سال 327 ایشان در بغداد بوده اند و در بغداد هم از دنیا می روند بهرحال عوامل خاصی جذابیت هایی برای بغداد ایجاد کرده است ؛ از جمله اینکه مرکزیت کشور اسلامی بغداد بوده است طبیعتا خود این عامل هم موثر بوده است و شاید حضور نواب اربعه هم در این امر بی تاثیر نبوده است ؛ و به تدریج بغداد به عنوان یکی از مراکز اصلی مهم حوزه های شیعی گشت ؛ سه حوزه در آن عصر فعال بده اند ؛ کوفه و بغداد و قم و در عرض هم این سه ؛ حوزه های اصلی شیعه بوده اند در ترجمه محمد بن مسعود عیاشی ؛   در رجال نجاشی از این سه حوزه حدیثی به روشنی نشانی می بینیم تعبیر نجاشی این است « سمع أصحاب علی بن الحسن بن فضال و عبد الله بن محمد بن خالد الطیالسی  و جماعة من شیوخ الکوفیین و البغدادیین و القمیین...» [2] سه حوزه کوفه و بغداد و قم  را ذکر می کند و بهر حال بغداد از مراکز اصلی شیعه ی باشد و از زمان هشام بن حکم که اواخر قرن سوم هست حدودا حضور جدی دارد و شخصیت های برجسته ای از این حوزه شناخته می شوند تا می رسد با حضور امثال کلینی ؛ ابن قولویه ؛ ابن داود قمی فعال تر می شود و با حضور شیخ مفید بغداد به یک نقطه عطفی می رسد ؛ زمانی شیخ مفید در بغداد حضور دارد که نشاط علمی در بغداد از جمیع مذاهب و فرق اسلامی مشاهده می شود و با حضور شیخ مفید حوزه بغداد یک نوع محوریتی نسبت به جمیع حوزه های علمی عصر خودش دارد

و در واقع ما سه شخصیت برجسته در طول زمان در بغداد می شناسیم ؛ یکی مرحوم شیخ مفید ؛ مرحوم سید مرتضی و مرحوم شیخ طوسی که برجسته ترین شخصیت هایی هستند که وراء عصر خودشان بوده اند ؛ و هر چه انسان درباره عظمت ایشان فکر می کند می بیند که باید قرنها بگذرد تا ما منتظر چنین شخصیت هایی باشیم ولی در یک عصر کوتاهی سه شخصیت برجسته در کنار هم حضور پیدا می کند و این سه شخصیت عظمت فوق العاده ای داشتند ؛ و سبب می شده که در کنار ایشان شخصیت های برجسته ای که در کنار ایشان بوده اند دیده نشوند ؛ معاصر مرحوم  شیخ مفید شخصیت های مهم و برجسته ای را مشاهده می کنیم  که در سایه عظمت مرحوم شیخ مفید دیده نشد ه اند ، یکی از ایشان مرحوم حسین بن عبید الله عضائری است که مشاهده نشده و وقتی انسان در ترجمه و شرح حال او نگاهی بیندازید به شخصیت و عظمت او پی می برد .

 حسین بن عبید الله غضائری استاد مرحوم شیخ طوسی و مرحوم نجاشی است ؛ مرحوم شیخ طوسی و نجاشی از چند نفر از اساتیدی که روایت می کنند و اگر بخواهیم از چند نفر از مشایخ برجسته  شیخ طوسی و نجاشی را ذکر کنیم باید از حسین بن عبید الله غضائری یاد کنیم ؛ نجاشی در رجالش از حسین بن عبید الله غضائری یاد می کند و لیست کتاب های او را ذکر کرده است [3]  ؛ در لیست کتاب هایی که ایشان نوشته اند معلوم می شود که ایشان شخصیتی بده است که در علوم مختلف زمان خودش کتاب تالیف کرده است ؛ در فقه کتاب های « النوادر » ؛ « مختصر مناسک الحج »  و کتاب « مناسک الحج » را تالیف کرده است ؛ در کلام کتاب هایی ایشان نوشته اند بخصوص در موضوع امامت مثل کتاب « التسلیم على أمیر المؤمنین [علیه السلام‏] بإمرة المؤمنین » و کتاب «  کتاب عدد الأئمة و ما شذ على المصنفین من ذلک » که در واقع در این کتاب به روایت هایی که به 12 امام تصریح شده است جمع آوری شده است ؛ کتاب «یوم الغدیر » که این کتاب را فقیه برجسته و محقق برجسته سید عبد العزیز طباطبایی ( ره ) در کتاب « الغدیر فی التراث الاسلامی » که نخست به صورت سلسله مقالات در مجله « تراثنا » چاپ می شد در شماره 21 ص 196 این کتاب را معرفی کرده بود ؛ و نخستین ترجمه خوبی که از مرحوم غضائری ارائه شده است از ایشان هست ؛ کتاب « کتاب مواطن أمیر المؤمنین علیه السلام »  کتاب « کتاب فی قول أمیر المؤمنین علیه السلام: أ لا أخبرکم بخیر هذه الأمة » از کتاب های ایشان است و از کتاب هایی که مرحوم غضائری نوشته است و ناظر به دید تاریخی ایشان است « کتاب فی فضل بغداد » است که احتمالا کتابی تاریخی است .

این کتب الان در دسترس محققین هستند ؟

متاسفانه هیچ یک از این کتاب ها موجود نیستند ؛ و از کتب ایشان تنها یک قسمت کوتاهی در اختیار ما هست به عنوان کتاب « تکمله ابی غالب زراری » و ابو غالب زراری یک رساله اجازه ای داشته که به عنوان اجازه برای فرزند فرزند خودش آن را تالیف کرده است و در آن از آل اعین یاد کرده است و اطلاعاتی که درباره آل اعین و نسل این خاندان مهم شیعی ارائه داده است ؛ و مرحوم  حسین بن عبید الله غضائری تکمله ای بر این کتاب زده است ؛ و نفس تکملة زدن بر کتابی که یک شخصیت مهمی که از خاندان آل اعین مثل ابو غالب زراری نوشته است خیلی مهم است  و معنای آن این است که ایشان تسلطی بر رجال و تراجم و بیوتات شیعه داشته اند بگونه ای که اطلاعات تازه ای وراء آن اطلاعاتی که یکی از افراد خود بیت آل اعین مرحوم ابو غالب زراری فراهم آورده است ارائه می دهد و این مطلب نشانه سعه اطلاع مرحوم  حسین بن عبید الله غضائری است که در این کتاب وجود دارد ؛ البته یک توضیحی درباره عبارت نخستین این کتاب داده بشود مفید هست ؛ « قال شیخنا أبو عبد الله الحسین بن عبید الله بن إبراهیم الواسطی الشهیر بابن الغضائری أعانه الله على طاعته‏ » [4] و ظاهرا الحسین بن عبید الله بن ابراهیم الواسطی همین حسین بن عبید الله معروف است و البته در بعض منابع اسم جد او ابراهیم ضبط شده است و در بعض منابع اسم جد او علی ضبط شده است .

 لطفا توضیحی درباره سنت تکمله زد بر آثار گذشتگان را بفرمایید ؟

مرسوم بود و سعی می کردند که یک کتاب را تکمیل کنند و مستدرک بر کتاب بنویسند ؛ و طبیعتا کسی می تواند بر یک کتاب تکمله بزند که در آن فن مسلط باشد مثلا ؛ ابن نوح سیرافی کتابی دارد به عنوان مکمل رجال ابن عقده ؛ ابن عقده حافظ معروف کوفه کتابی دارد در اصحاب الصادق نوشته بوده که به عنوان کتاب رجال ایشان معروف است و به گفته شیخ طوسی مستوفی ترین کتابی است که درباره اصحاب الصادق نوشته شده است [5] ؛ کسی می تواند تکمله برای این کتاب بنویسد که یک شخصیت برجسته ای باشد مثل ابن نوح که او از رجالیون برجسته و محدثین چیره دست ما هست که مستدرکی بر این کتاب نوشته است و نفس مستدرکی که حسین بن عبید الله غضائری بر رجال ابو غالب نوشته است نشانگر تسلط رجالی ایشان است که بعض اطلاعاتی نسبت به مشایخ و رابطه ایشان با مشایخ ایشان در همین رساله آمده است که قابل توجه می باشد به عنوان مثال اطلاعاتی که ایشان درباره آل زراره را ذکر می کند در انتهای آن مطالب می گوید « توفی أحمد بن محمد الزراری الشیخ الصالح رضی الله عنه فی جمادى الأولى سنة ثمان و ستین و ثلاثمائة و تولیت جهازه و حملته إلى مقابر قریش على صاحبها السلام ثم إلى الکوفة و نفذت ما أوصى بإنفاذه و أعاننی على ذلک هلال بن محمد رضی الله عنه‏ » در واقع ایشان وصی ابوغالب زراری بوده است و تجهیز و دفن ابو غالب زراری را به کمک هلال بن محمد دنبال می کرده اند و خود هلال بن محمد هم در همان سال 368 هـ ق که از دنیا می رود امور مربوط به غسل و تجهیزش را مرحوم حسین بن عبید الله غضائری عهده دار بوده است  و وصی او هم بوده است ؛ محمد بن احمد بن داود قمی هم در ذیحجه سال 368 هـ ق از دنیا می رود و گویا وصی او هم حسین بن عبید الله غضائری بوده اند ولی ایشان می فرماید که نگذاشتند که به وصیت او عمل کند «  ثم توفی هلال بن محمد فی شوال من هذه السنة فتولیت أمره و جهازه و وصیته و حملته إلى الشهیدین بمقابر قریش ثم إلى الکوفة و قبراهما رحمهما الله بالغری. ثم توفی فی هذه السنة فی ذی الحجة محمد بن أحمد بن داود رضی الله عنه بالبطیحة من شفثى و دفن هناک ثم نقل إلى بغداد و حیل بینی و بین إنفاذ وصیته و القیام بأمره رضی الله عنه و عن جمیع شیوخنا و جمع بیننا فی جنات النعیم و صلى الله عَلى‏ عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفى‏ أجمعین» [6] گویا وصی ابن داود هم حسین بن عبید الله غضائری بوده است ولی موانعی پیش آمده است که نتوانسته اند به وصیت ایشان عمل کنند.

مرحوم غضائری در علوم مختلف تخصص داشته اند و در علوم مختلف کتاب نوشته است ؛ مرحوم سید بن طاوس در کتاب فرج المهموم  از حسین بن عبید الله غضائری ص 229 با نام « الشیخ الفقیه ابن الغضائری» یاد کرده اند؛ نسبت به تاریخ بغداد تسلط داشته اند و کتابی به نام تاریخ بغداد نوشته است ؛ البته اشان تالیفاتی هم داشته اند که مشخص نیست در چه موضوعی نگاشته اند مثل کتاب « کشف التمویه و الغمة » به دلیل نبودن کتاب و عدم دلالت نام کتاب بر موضوع کتاب  یکی دیگر از کتاب های ایشان که کلامی است کتاب « الرد على الغلاة و المفوضة » می باشد و کتاب دیگر ایشان « سجدة الشکر » هست .

غضائری در رجال شیخ طوسی

در رجال شیخ طوسی آمده است « الحسین بن عبید الله الغضائری یکنى أبا عبد الله کثیر السماع عارف بالرجال و له تصانیف ذکرناها فی الفهرست سمعنا منه و أجاز لنا بجمیع روایاته مات سنة إحدى عشرة و أربعمائة» [7]

شیخ طوسی دو ویژگی برای او ذکر می کند اول : کثرت سماع و یادگیری حدیث است ؛ و او را مسلط بر علم رجال می داند و بعد در ادامه می گوید : و برای او تصانیفی هست که ما در فهرست آنها را یاد کرده ایم  ولی متاسفانه در نسخ موجود فهرست عین و اثری از این مطلب دیده نمی شود

نگاه ذهبی به غضائری :

ذهبی در سیر اعلام النبلاء عبارتی را دارد : « الغضائری شیخ الشیعة وعالمهم، أبو عبد الله ، الحسین بن عبیدالله بن إبراهیم، البغدادی الغضائری یوصف بزهد و ورع وسعة علم یقال: کان أحفظ الشیعة لحدیث أهل البیت » و در ادامه مطلبی را می گوید که نشان از کینه ای دارد که او نسبت به شیعه هست در ادامه عبارت دارد «غثه وسمینه روى عنه: أبو جعفر الطوسی، وابن النجاشی  الرافضیان » [8] و ابن نجاشی که او تعبیر می کند مراد همین نجاشی [9] معروف است .  

ذهبی در ادامه این عبارت را از شیخ طوسی نقل می کند که علی القاعده باید از کتاب فهرست شیخ طوسی گرفته باشد و عبارت ذهبی این است  : « قال الطوسی تلمیذه: خدم العلم، وطلبه لله، وکان حکمه أنفذ من حکم الملوک » [10] یعنی ؛  به دانش خدمت کرد و در جستجی دانش رفت و حکمش از حکم پادشاهان و ملوک نافذتر بود که این مطلب نشان از موقعیت اجتماعی غضائری است که علاوه بر اینکه عالم زمان خودش بوده ، از موقعیت اجتماعی بسیار بالایی برخوردار بوده است

نگاه ابن حجر به غضائری

مانند این عبارت را  ابن حجر  در کتاب لسان المیزان  از شیخ طوسی نظیر این عبارت را نقل می کند بیان می کند ؛  در میزان الاعتدال تحت چند عنوان ابن غضائری را ترجمه کرده است  « الحسین بن عبید الله بن إبراهیم بن عبد الله العطاردی الغضائری من کبار شیوخ الشیعة کان ذا زهد وورع وحفظ ویقال کان من أحفظ الشیعة بحدیث أهل البیت روى عنه أبو جعفر الطوسی وابن النحاس یروی عن الجبائی وسهل بن أحمد الدیباجی وأبی المفضل محمد بن عبد الله الشیبانی قال الطوسی کان کثیر السماع خدم العلم لله وکان حکمه أنفذ من حکم الملوک وقال بن النجاشی کتبت من تصانیفه کتاب یوم الغدیر وکتاب بواطن أمیر المؤمنین وکتاب الرد على العلاة وغیر ذلک توفی فی منتصف صفر سنة إحدى عشرة وأربع مائة » [11] و در جای دیگر اینگونه آورده است « الحسین بن عبید الله أبو عبد الله الغضائری شیخ الرافضة روى عن الجعابی صنف کتاب یوم الغدیر مات سنة 411 کان یحفظ شیئا کثیرا وما أبصر انتهى وقد ذکره الطوسی فی رجال الشیعة ومصنفیها وبالغ فی الثناء علیه وسمى جده إبراهیم وقال کان کثیر الترحال کثیر السماع خدم العلم وکان حکمه أنفذ من حکم الملوک وله کتاب أدب العاقل وتنبیه الغافل فی فضل العلم وله کتاب کشف التمویه والنوادر فی الفقه والرد على المفوضة وکتاب مواطئ أمیر المؤمنین وکتاب فی فضل بغداد والکلام على قول علی خیر هذه الأمة بعد نبیها وقال بن النجاشی ف ی مصنفی الشیعة وذکر له تصانیف کثیرة وقال طعن علیه بالغلو ویرمى بالعظائم وکتبه صحیحة وروى عنه أحمد بن یحیى » [12] به نظر می رسد عبارت « رجال الشیعة ومصنفیها » اشاره به فهرست شیخ طوسی باشد که مصنفین شیعه در آن جمع آوری شده اند و در ادامه کتاب های ابن غضائری را نام می برد که احتمالا از فهرست شیخ طوسی گرفته است .

البته ترجمه دیگری هم درباره ابن غضائری با عنوان حسین بن عبید الله بن علی الواسطی ذکر کرده اند ؛ که ظاهرا ایشان هم همین شخص است البته در جدش علی اختلاف شده است و از رساله ای که در تکمله رساله ابی غالب زراری هست معلوم می شود که این شخص همان شخص مورد نظر ما هست و مرحوم کراجکی در کنز  الفوائد با همین تعبیر آورده است که « اخبرنی شیخی ابو عبدالله حسین بن عبید الله بن علی الواسطی » در صفحه 81 و 181 و بدون « بن علی » در صفحه 199 این کتاب از ایشان یاد کرده است و همه اینها یکی ، باز ذهبی در سیر اعلام النبلاء تعبیر جالبی آورده است که البته با کینه ورزی تعبیر را خراب کرده است « قلت: هو من طبقة الشیخ المفید  فی الجلالة عند الامامیة، یفتخرون بهما، ویخضعون لعلمهما حقه وباطله» [13] و عبارت نشانگر این هست که ایشان همچون شیخ مفید از جلالت قدر برخوردار بوده است ، مایه افتخار شیعه بوده اند و همچون شیخ مفید به حسین بن عبید الله غضائری افتخار می کرده اند و در مقابل علم و دانش این دو بزرگوار خضوع می کردند و نسبت به این دو بزرگوار خاضع بوده اند ، و این نشانگر شخصیت برجسته حسین بن عبید الله است که وجود دارد متاسفانه به دلیل اینکه قسمتی از فهرست شیخ که در ترجمه حسین بن عبید الله در آن بده است و در نسخ موجودفهرست شیخ نیست و احیانا بعضی ها شخصیت حسین بن عبد الله را متوجه نشده اند و گاه در مورد وثاقت ایشان صحبت کرده اند و امثال حسین بن عبی الله بالاتر و برتر از این مطالب هستند ه درباره شخصیت هایی که شیخ طائفه هستند صحبت شود کسانی که به زهد و ورع و دانش گسترده موصوف بوده اند و یشان بالاتر از هستند که درباره وثاقت ایشان بحث شود و اگر اینگونه تعابیر سیر اعلام النبلاء و لسان المیزان و... هم نبود اگر کسی نحوه نجاشی را با حسین بن عبید الله می دید متوجه می شد که حسین بن عبید الله یکی از استوانه های اصلی حدیثی در عصر خودش بوده است ؛ شاید در حدود دویست ترجمه رجال نجاشی نام حسین بن عبید الله وارد شده است و  بیش از همه اساتید نجاشی از حسین بن عبید الله یاد می کند و این کم مطلبی نیست

اگر از کسی زیاد روایت کنند آیا نشان از این مطلب است که مروی عنه را ثقه می دانسته اند ؟

ما اگر مبنای اکثار روایت ثقات از یک نفر و دلالتش بر وثاقت مروی عنه را نپذیریم ، شخصیت هایی هستند که وراء این قاعده هستند ؛ یعنی تعداد روایت هایی که امثال نجاشی و بزرگان دیگر طائفه از ایشان نقل کرده اند نشان می دهد که محوریت اصلی حدیثی را در دوره خودشان داشته اند و ستون خیمه دانش حدیث محسوب می شدند و امثال حسین بن عبید الله برجسته ترین شیخ حدیثی نجاشی می باشد و شاید به همین علت هست که نجاشی درباره او تنها یک تعبیر را بکار می برد « شیخنا رحمه الله »   [14] و این یعنی ؛ نجاشی در امر حدیث بیش از همه به حسین بن عبید الله غضائری اعتماد داشته است حتی بیشتر از امثال شیخ مفید البته شیخ مفید به عنوان یک فقیه برجسته ؛ متکلم برجسته خصوصیات خاص خودش را دارد و هیچ یک از معاصرین عصر او اصلا قابل مقایسه با او نیستند و صحبت من در جنبه حدیثی حسین بن عبید الله است و حسین عبید الله یکی از اساتید اصلی شیخ طوسی هستند .

حسین بن عبید الله از افراد زیادی نقل می کند و فهرست مشایخ اش او در مشیخة النجاشی آمده است ؛ و جناب آقای محمود دریاب مقدمه ای بر این کتاب نوشته اند و عباراتی که علما درباره ایشان گفته اند یاد کرده اند ؛ مرحوم سید بن طاوس در فرج المهموم  ص 97 از ایشان با عنوان « الشیخ الثقة الفقیه الفاضل حسین بن عبد الله غضائری » یاد کرده است و شهید اول در مسئله بئر قول به اینکه چاه با ملاقات نجاست منفعل نمی شود را از ایشان نقل کرده اند

اساتید حسین بن عبید الله چه کسانی بوده اند ؟

جناب آقای دریاب در مقدمه ای که بر مشیخه نجاشی نوشته اند لیست مشایخ ایشان را آورده اند ؛ از مشایخ اصلی ایشان احمد بن جعفر بن سفیان بزوفری است و احمد بن محمد سلیمان ابوغالب زراری ؛ احمد ین محمد بن یحیی عطار قمی ؛ جعفر بن محمد بن جعفر موسی بن قولویه متوفی 369 هـ ق ؛ حسن بن حمزه ابومحمد طبری ؛ حسن بن محمد بن یحیی ؛ حسین بن علی بن سفیان بن خالد بن سفیان بزوفری ؛ علی بن محمد بن علی قلانسی ؛ محمد بن علی بن فضل بن تمام  دهقان ابوالحسین وایشان از مشایخ ایشان هستند و در رجال نجاشی 27 نفر را به عنوان مشایخ غضائری یاد کرده اند ؛ مرحوم خویی در کتاب معجم رجال الحدیث که مشایخ ابن غضائری را لیست کرده اند ابوالمفضل شیبانی از مشایخ ایشان هست  و به توسط عده ای از اصحاب از کلینی نقل می کند و لیستی که مرحوم خویی در معجم [15] از اساتید ایشان ارائه داده اند نشانگر کثرت مشایخ ایشان می باشد

شیخ طوسی در کتاب امالی 399 قسمتی از کتاب را به روایاتی که از حسین بن عبید الله غضائری تحمل کرده است اختصاص داده است و روایت های که حسین بن عبید الله غضائری از ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری نقل کرده است آنها را آورده است و مرحوم تلعکبری از مشایخ مهم شیعه در عصر خودش بوده است

در امالی هنگامی که شیخ طوسی روایت خودش را از حمویة بن حسن بصری در بغداد نقل می کند محل این روایت را غضائری می داند و تعبیر اینگونه هست « أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ حَمَّوَیْهِ بْنُ عَلِیِّ بْنِ حَمَّوَیْهِ الْبَصْرِیُّ قِرَاءَةً عَلَیْهِ بِبَغْدَادَ فِی دَارِ الْغَضَائِرِیِّ، یَوْمَ السَّبْتِ النِّصْفَ مِنْ ذِی الْقَعْدَةِ سَنَةَ ثَلَاثَ عَشْرَةَ وَ أَرْبَعِمِائَة...» [16] که در سال 413 هـ.قدر خانه و بیت غضائری بوده است و منزل غضائری دار العلمی تلقی می شده است ؛ باز شیخ طوسی در امالی روایات شیخ صدوق را از طریق حسین بن عبید الله غضائری نقل می کنند اگر ما روایت هایی که شیخ طوسی در بخش ای مختلف امالی نقل کرده است را استخراج کنیم می توانیم قسمتی از املائات حدیثی را می بابییم که مرحوم شیخ طوسی از طریق سماع یا قرائت یا طرق اینگونه از حسین بن عبید الله تحمل کرده است ؛ نام حسین بن عبید الله در امالی شیخ طوسی بسیار زیاد نقل شده است ؛ شاید بیش از چهل مورد نام حسین بن عبید الله غضائری به صراحت و در مواردی با ضمیر نقل شده است .

از مشایخ دیگر غضائری محمد بن احمد بن داود قمی هست که ایشان وصی مرحوم غضائری هم بوده است و این مطلب از رساله ابی غالب زراری استخراج می شود و نجاشی در باره محمد بن احمد بن داود قمی به نقل از استاد اینگونه یاد می کند « حکى أبو عبد الله الحسین بن عبید الله أنه لم یر أحدا أحفظ منه و لا أفقه و لا أعرف بالحدیث‏...» [17]

شاگردان حسین بن عبید الله غضائری ؟

یکی از ایشان شیخ طوسی ؛ مرحوم نجاشی ؛ کراجکی مولف کنز الفوائد ؛ و یکی از دیگر شاگردان او صاحب کتاب دلائل الامامة را می توان نام برد و یکی دیگر از شاگردان ایشان فرزند اوست که باید مستقلا به او پرداخته شود و او در کتاب الضعفا مطالبی را از پدر نقل می کند که نشانگر صبغه رجالی بودن پدر ایشان می باشد و اینکه در نزد پدر علم آموخته اند و دربره احمد بن حسین بن عبید الله غضائری به این نکته اکتفا می کنیم ؛ که صرف نظر از لینکه ما تا چه حد تضعیفات کتاب غضائری را بپذیریم و تا چه حد استنباطات ؛ اجتهادات و آراء رجالی او را معتبر بدانیم در اینکه ایشان یکی از دانشمندان برجسته رجالی می باشد تردید نمی شود کرد و کتاب او نشانگر تسلط احمد بن حسین بر رجال و ویژگی های رجال می باشد و به گفته بعضی از محققین علم رجال از نظر چیرگی و قوت رجالی بر نجاشی هم مقدم هست و خود نجاشی مکرر از او یاد می کند و ایشان در سن کمی که داشته است از دنیا رفته است و کتاب های دیگری هم داشته است که به دست ما نرسیده است مگر کتاب ضعفاء او .

کتاب هایی که او تدریس می کرده است ؟

از لابلای مطالب و شرح حال هایی که نجاشی در کتاب خودش آورده است می توانیم کتاب هایی که نجاشی آن کتاب ها بر حسین عبید الله قرائت کرده است آن کتاب ها را پیدا بکنیم و از این کتاب ها معلوم می شود که حسین بن عبید الله چه کتاب هایی را تدریس می کرده است بهر حال نجاشی کتاب ثعلبة بن میمون را در نزد حسین بن عبید الله به روش قرائت خوانده است ؛ اکثر کتاب های  جعفر بن محمد قولویه و مرحوم نجاشی  کتاب های فقهی ، حدیثی و احیانا تاریخی را در نزد حسین بن عبید الله و شیخ مفید خوانده است ؛ از کتاب های دیگر ی که نجاشی در نزد حسین بن عبید الله خوانده است کتاب کوفه تالیف محمد بن علی بن فضل بن تمام

حسین بن عبید الله غضائری در سال 110 نیمه صفر از دنیا می رود و محل دفن او مشخص نیست و به صراحت مطلبی درباره محل دفن او دیده نشده و امیدواریم خداوند به ما منت گذارد و بتونیم زحماتی که گذشتگان ما در باب حدیث کشیده اند را ارج بگزاریم و بتوانیم در انتقال فرهنگ اهل بیت به آیندگان نقش موثری داشته باشیم . [18]



[1] - الکنى و الالقاب (چاپ مکتبه صدر)، ج‏1، ص: 391

(ابن قولویه)

ابو القسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی الشیخ الفقیه المحدث الثقة الجلیل الصدوق السعید الاستاذ ابى عبد اللّه المفید من مصنفاته کتاب کامل الزیارات و هو کتاب نفیس طبع فی هذا الزمان (جش): کان ابو القسم من ثقات اصحابنا و اجلائهم فی الحدیث و الفقه روى عن ابیه و اخیه عن سعد و قال ما سمعت من سعد إلا اربعة احادیث و علیه قرأ شیخنا ابو عبد اللّه الفقه و منه حمل و کلما یوصف به الناس من جمیل و فقه فهو فوقه، له کتب حسان و عد کتبه، ثم قال: قرأت اکثر هذه الکتب على شیخنا ابى عبد اللّه و علی بن الحسین بن عبید اللّه انتهى.

و یروی عن الشیخ الکلینی (ره) ایضا، توفی سنة 368 أو 367 و دفن فی الحضرة الکاظمیة فی طرف الرجل و بجنبه قبر الشیخ المفید رحمه اللّه و اما ابن قولویه الذی دفن بقم و له مقبرة معروفة قرب الشیخان الکبیر، فهو والد هذا الشیخ الجلیل محمد بن جعفر الذی کان من خیار اصحاب سعد بن عبد اللّه الاشعری القمی ابو القسم شیخ هذه الطائفة و فقیهها و وجهها، کان سمع من حدیث العامة شیئا کثیرا، و سافر فی طلب الحدیث لقى من وجوههم الحسن بن عرفة و محمد بن عبد الملک الدقیقى و ابا حاتم الرازی و عباس البرقعی کذا عن (جش) و قال: توفی سنة 301 أو 299 و اصحاب سعد اکثرهم ثقات کعلی بن الحسین بن بابویه و محمد ابن الحسن بن الولید و حمزة بن القسم و محمد بن یحیى العطار، فهو اما ان یکون عداده مع هؤلاء أو من خیارهم و من کل منهما یستدل على ثقته و جلالته. و اما أخو ابن قولویه الذی یروی عنه فهو ابو الحسین علی بن محمد بن جعفر قال (جش) و مات حدث السن لم یسمع منه. له کتاب فضل العلم و آدابه.

[2] - رجال‏النجاشی ص :  351.

[3] - رجال‏النجاشی ص :  69 رقم 166 .

الحسین بن عبید الله بن إبراهیم الغضائری ؛ أبو عبد الله شیخنا رحمه الله. له کتب منها: کتاب کشف التمویه و الغمة کتاب التسلیم على أمیر المؤمنین [علیه السلام‏] بإمرة المؤمنین کتاب تذکیر العاقل و تنبیه الغافل فی فضل العلم کتاب عدد الأئمة و ما شذ على المصنفین من ذلک کتاب البیان عن حبوة الرحمن کتاب النوادر فی الفقه کتاب مناسک الحج کتاب مختصر مناسک الحج کتاب یوم الغدیر کتاب الرد على الغلاة و المفوضة کتاب سجدة الشکر کتاب مواطن أمیر المؤمنین علیه السلام کتاب فی فضل بغداد کتاب فی قول أمیر المؤمنین علیه السلام: أ لا أخبرکم بخیر هذه الأمة. أجازنا جمیعها و جمیع روایاته عن شیوخه و مات رحمه الله فی نصف [شهر] صفر سنة إحدى عشرة و أربعمائة.

[4] -  رسالة أبی غالب الزراری، ص: 187.

[5] - رجال‏الطوسی ص :  17.

أجد لأصحابنا کتابا جامعا فی هذا المعنى إلا مختصرات قد ذکر کل إنسان طرفا منها إلا ما ذکره ابن عقدة من رجال الصادق علیه السلام فإنه قد بلغ الغایة فی ذلک و لم یذکر رجال باقی الأئمة علیهم السلام‏.

[6] - رسالة أبی غالب الزراری، ص: 193.

[7] - رجال شیخ طوسی ص 425 رقم 6117.

[8] - سیر اعلام النبلاء ج17 ص 328.

[9] - توضیحی از استاد :بسیاری از اشخاص با « ابن » و هم بدون « ابن » معروف بوده اند ؛ و نجاشی نیز هم به تنهایی استعمال شده است و هم با کلمه « ابن » ؛ مولف معروف فهرست هم « ندیم » هست و هم « ابن الندیم » و... علت آن این است  که اسم ها اسمهای خانوادگی بوده است و هم پدر و جدش به این نام خوانده می شده و هم خودش به این لقب و گاهی اوقات چون پدر و جدش موصوف به این صفت هست ابن در کنار اسم ذکر می شود و گاهی اوقات به عنوان و اعتبار اینکه خودش موصوف به این صفت هست ابن ذکر نمی شود ؛ در مورد غضائری هم در مورد پسر ایشان غضائری ذکر می شود ؛ که صاحب کتاب معروف ضعفاست درباره احمد بن حسین عبید اه گاهی اوقات تعبیر به غضائری می شود ؛ و گاهی به ابن غضائری .

[10] - سیر اعلام النبلاء ج17 ص 329.

[11] - لسان المیزان ج2 ص 288.

[12] - لسان المیزان ج2 ص 297.

[13] - سیر اعلام النبلاء ج17 ص 329.

[14] - رجال‏النجاشی ص :  69

[15] - معجم‏رجال‏الحدیث ج : 6  ص :  19

طبقته فی الحدیث

قد وقع بعنوان الحسین بن عبید الله فی أسناد عدة من الروایات تبلغ مائة و ستة و ثلاثین موردا.

فقد روى عن أبی المفضل الشیبانی و إبراهیم بن محمد و أحمد بن أبی رافع أبی عبد الله الصیمری و أحمد بن محمد و أحمد بن محمد بن الحسن بن الولید و أحمد بن محمد بن یحیى و أحمد بن محمد بن یحیى العطار و أحمد بن محمد الزراری أبی غالب و جعفر بن محمد بن قولویه أبی القاسم و الحسن بن حمزة العلوی و الحسن بن حمزة العلوی الحسینی الطبری أبو محمد و الحسین بن أبی رافع الصیمری أبی عبد الله و الحسین بن سفیان البزوفری أبی عبد الله و محمد بن أحمد بن داود أبی الحسن و محمد بن الحسین البزوفری أبی جعفر و محمد بن الحسین بن سفیان أبی جعفر، و محمد بن الحسین بن سفیان البزوفری أبی جعفر و محمد بن عبد الله بن محمد بن عبید الله بن المطلب الشیبانی أبی المفضل و هارون بن موسى التلعکبری أبی محمد. و روى بعنوان الحسین بن عبید الله الغضائری عن عدة من أصحابنا عن محمد بن یعقوب، الإستبصار. الجزء 1، باب من نسی القراءة، الحدیث 1335، و 1336.

[16] - امالی شیخ طوسی ص 399 مجلس 14 رقم 38

[17] - رجال‏النجاشی ص :  385

[18] - در بعض منابع نسبت  به ایشان کثیر الترحال گفته شده است که ایشان سفرهای زیادی بر حدیث داشته اند ولی ظاهرا کثیر الرجال درست است که و غلط نسخه است چرا که در چاپ قدیم لسان المیزان کثیر الرجال است .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٤ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد