یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

حجت الاسلام والمسلمین نجف نجفی روحانی نماینده ولی فقیه در  بعثه مدینه در گفتگو با واحد علمی فرهنگی مرکز خبر حوزه به واکاوی مقام ختمیت پیامبر اکرم پرداخت

1) معرفی کوتاهی از کارهای علمی و پژوهشی و.. خود داشته باشید ؟


نجف نجفی روحانی ، بیش ازچهل سال حضوردر عرصه علمی ، فرهنگی ،تبلیغی واجرایی کشور ،  تدریس در حوزه ودانشگاه ها ونوشتن مقاله و کتاب

2) ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت رسول اعظم خاتم الانبیاء اگر مقدمه و ورودی در این موضوع دارید بفرمایید ؟

سالگرد رحلت یابه عبارتی شهادت پیامبرعظیم الشأن اسلام رابه پیشگاه مقدس امام عصر (عج) ،محضرمقام معظم رهبری ،علماء ، اندیشمندان  ، دانش پژوهان ،مسلمانان جهان بالاخص  ملت ولایت مدار وسلحشور ایران اسلامی عرض تسلیت دارم  واز خداوند منان توفیق  تأسّی به آن اسوه حسنه والگوپذیری و پیروی از آن حضرت را به همگان عنایت فرماید  در مورد حقیقت حضرت خاتم النبین عقل مدهوش  وزبان الکن است وهر کس هم چیزی گفته است اولا باندازه درک وبضاعت خودش بوده وثانیا او هم خوشه چینی از سفره ومادبه الهی، قرآن کریم وشخص پیامبر وعترت پاکش  نموده است این  بی بضاعت هم  حد اکثر ناقل سخنان دیگران خواهم بود

از منظر اهل معرفت عالم هستی  مظهر و جلوه خداوند است و هرموجودی  مظهر یکی ازاسماء وصفات الهی است یکی مظهر اسم «علیم» دیگری مظهر اسم «قدیر»  ویکی دیگر مظهراسم«هادی» و انسان کامل  مظهر همه اسماء وصفات  الهی  است

  پیامبر اکرم (ص)  انسان کامل وخلیفه حق تعالی،مظهر اسم اعظم خداوندی است همان گونه که این اسم شریف جامع بر همه اسما مقدّم ومحیط  است مظهر آن نیز بر مظاهر دیگر مقدم  ومحیط است وواسطه ظهور همه خیرات وبرکات و مخلوقات است و از کل موجودات  برتر وجامع تمام مراتب کمال پیامبران بوده و خاتم انبیاءاست ،شریعت او خاتم همه شرایع  وکتابش کامل تر وجامعتر از همه کتب آسمانی است که هم فرقان وهم قرآن  وهماهنگ با برهان است

3) اوّلین پرسشى که درمورد ختم نبوّت  وجود دارد اینکه چرا انسان اوّلیّه با همه بدویّت و بساطت، از طریق وحى و الهام دروازه‏هاى آسمان به روى او باز بوده است، امّا بشر پیشرفته کمال یافته بعدى از این موهبت محروم  شده است؟ آیا واقعاً استعدادهاى معنوى و روحى بشر کاهش یافته و بشریّت از این نظر تنزّل کرده است؟

بدون شک زمینه و استعدادهای  فکری وعلمی بشر امروز ازگذشته نه اینکه تنزل نیافته بلکه به تدریج ارتقاءهم یافته است ولی سخن این است که  ختم نبوت وقظع وحی به ‏معنی بسته شدن  راه  فیض نیست و ملازمه‏ای ‏بین این دو  وجود ندارد ودرنگاه قرآن کریم هم باب  الهام  بر روی  پاک پاکان  بسته  نیست  وهمان گونه که  انسان های زمان پیامبر(ص) ازمعنویات عالم بالا  بهره  می بردند  هم اکنون نیز  به گونه ای دیگراستفاده  می کنند زیرا  خاتمیت پیامبر اسلام  یایان نبوت وشریعت جدید بود و بعد ازنبی مکرّم اسلام  آنچه پایان یافت نزول وحى براى شریعت تازه یا تکمیل دین بود نه اینکه هرگونه ارتباطی با عالم غیب قطع شده باشد  زیرا وجود مقدس ائمه معصومین (ع)  و هم اکنون نیز امام عصر(عج )  به عنوان  وصی  ، ولی ،خلیفه  وانسان کامل  ومظهراسماء وصفات الهی  از خزائن غیب الهى برخوردار و احاطة کامل بر جمیع کلیة امور مُلکیه وملکوتیه دارند و بشر از دریافت فیض الهی محروم نیست البته منشاء این گونه شبهات نوعاً  از عدم وقوف وشناخت کافی  ازمقامات معنوی و ولایت تشریعی وتکوینی و علم  امام معصوم (ع) است. 

4) اسلام به واسطه کمال وکلّیّت و تمامیّت وجامعیّت اسلام  به نبوّت تشریعى پایان داده است، چرابه نبوّت تبلیغى نیز پایان داد این را باچه حساب وفلسفه‏اى مى‏توان توجیه کرد؟

بشر پیش از پیامبر اسلام ازنظر سطح فکری ،علمی  آنچنان  توان وقدرتی برای دریافت یک نقشه کلى براى مسیرزندگی خود رانداشت، به همین جهت لازم بودپیامبران منزل به منزل  او را راهنمایى کنند،با ظهوراسلام وپیامبر(ص)  بشر به تدریج رشد  فکری علمی پیدا  شد با وجود قرآن کریم معجزه خالده پیامبر(ص) یک   طرح  ونقشه کلی  ،جامع  ،کامل وهمه جانبه  و با  تعیین اوصیای  راه شناس  معصوم که درحدیث متواتر ثقلین  بدان تصریح شده است  و نبی مکرم اسلام بر لزوم تمسک به آن دو سفارش اکید  فرمود  اهداف نبوت تشریعی  را محقق  گشت بلکه با وجود جریان امامت  هدف  نبوت تبلیغی  به مراتب دقیق تر و کامل تر صورت  گرفت زیرا علاوه بر ارائه طریق  ایصال الی  المطلوب هم لحاظ شددر حقبقت محتوای نبوت تبلیغی درقالب امامت ووصایت تجلی یافت  وائمه اطهار (ع)  این رسالت را بر دوش داشتند  در زمان غیبت نیز علمای اسلام بااستفاده از قرآن ،سنت ،روایات ، اصول کلى و اجتهاد راه آنان را ادامه دادند

5) اسلام ضمن اعلام ختم نبوّت،جاویدان ماندن خویش رااعلام کرد:حلال محمّدحلال الى یوم القیامةوحرام محمّدحرام الى یوم القیامةمگرممکن است چیزى جاویدبماند؟

اگرچه در طول تاریخ اسلام  کسانی در صدد ایجاد شبهه بر آمده و گاهی هم برخی به  آن شکل فلسفی  داده  و پنداشته اند که ممکن نیست  است چیزى جاوید بماندزیرا براین جهان اصل تغییر و تحول حاکم است  تنها اصل« هیچ چیز جاودانى نیست» جاوید است ونتیجه گییری نموده که احکام  اسلام هم جاوید نیست  غافل ازاینکه آن چه همواره در مسیر تغییر و تحول قرارمی  گیرد  ماده ومادیات  است،اما قوانین  الهی که پدیده مادی نمی باشند تا دست خوش این امور قرار گیرند ، اما بی شک  اسلام ،دین جاوید وبرای همه اعصار وازمان وتغییر ناپذیر است زیرا بین سه کتاب قرآن وانفس و آفاق هماهنگی وموازنه  است واسلام با فطرت وحقیقت انسان  هماهنگ است وتا انسان انسان است  اسلام هم باقی و برایش کافی است و وتغییر پذیر وکهنه شدنی  نیست .

خداوند انسان آفرین برای انسان دین کامل وجامع وجاوید قرارداد که در آن  بین دنیا ،آخرت ،ظاهر وباطن ،روح وجسم  جمع  شده  و جامعیت بی نظیری  دارد و با وصع قوانین ثابت و  متغیر ، قواعد حاکمه‏ مانند قاعده لاحرج ولاضرر، ودادن نقش به عقل  واجتهاد ،اختیارات حاکم اسلامی ، تمام نیازهای هدایتی وفکری بشررا درهمه عرصه ها  برای همیشه برآورده می سازد 

6) در لسان اهل معرفت مقام ختمیّت ازاسماى مستأثره آنجناب است‏ توضیحی بر این مطلب بدهید ؟

بحث ازاسماء مستاثره  یکی ازمباحث   لطیف عرفانی است مشهورعرفا اسماء ذاتی حق را  دو قسم کرده اند یک قسم از این اسماء، حکم و اثرشان در عالم ظاهر می شود و در عالم مظهر دارند که  ازطریق همین مظاهر و آثارشناخته می شوند و یا از طریق کشف و شهود برای کمل از عرفا و اولیاء معلوم می گردند. قسم دیگر از اسماء ذاتی، اسمائی هستند که اثری از آنها در عالم ظاهر نمی شود و به همین جهت برای احدی معلوم نمی گردند. این قسم دوم همان اسماء مستاثره الهی هستند  بر طبق این نظر چون این اسماء طالب غیب و بطون هستند در خارج ظاهر نمی شوند و به همین لحاظ که در خارج موجود نیستند و مظهری ندارند، برگزیده حقنّد وبرای احدی معلوم نمی گردند.

برخی هم براین باورند  که هیچ اسمی از اسماء الهی بدون مظهر نیست و اسماء مستاثره هم دارای مظهر هستند مستاثر بودن این اسماء این نیست که در عالم مظهر نداشته باشند، بلکه به این معناست که مظهر این اسماء مثل خود این اسماء مستاثره  وبرگزیده بوده و کسی از آن آگاه نیست

 خاتمیت  پیامبر اکرم هم یک مقام استحصاری است که در این رتبه هیچ  شریکی ندارد وتنها او خاتم النبین است هم چنان که درمقام عبودیت  نظیرندارد وشاید کلمه «العصر» در قرآن به عصاری خداوند اشاره دارد که مقام جمعی همه مقامات  وعصاره تمام حقایق نظام هستی را به پیامبر اسلام عطا کرده و مقام ختمیت پیامبر اسلام تحقق یافته است

7) در روایات و کتب اهل معرفت آمده است ، که رسول الله نبى بود و آدم بین ماءوطین بود ؛ « کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین ؛ عوالی‏اللآلی ج : 4 ص : 120 » ،سپس به نشئه عنصرى‏اش خاتم نبیین است.! توضیحی بر این مطلب بدهید ؟

این موضوع  از جمله معارف بلند و سنگینی است که ازمنظرمعرفتی  تامل وتعمق خاصی را می سزاید زیرا اهل معنی بر این باورند که موجودات این عالم دارای دو وجودند یکی وجود علمی در نزد خداوند که از آن به وجود نوری تعبیر می شود، دوم وجود عینی است

 پیامبراکرم(ص) نیز پیش از آن که در هیئت و کالبد بشر درآید  درازل ، نوری بوده  به دلیل جامعیت و برتری او، قبل از همۀ موجودات و واسطه برای تحقق وجود نوری و به تبع آن واسطۀ در وجود عینی بقیۀ موجودات است نور او قبل از خلقت عالم وآدم موجود شده و اشتغال به تسبیح و تحمید ذات مقدس الهی داشته است

در روایات هم  وارد شده است که خود نبی مکرم اسلام فرمود:«اول ما خلق الله نوری ؛ بحارالأنوار ج : 1 ص : 9» اول چیزی که خداوند خلق کرد نور من بود یا  «اول ما خلق الله روحی ؛ بحارالأنوار ج : 54 ص : 30»اول مخلوق حق تعالی روح من بود

8) درشب معراج فرمود:  اوتیت جوامع الکلم رابطه کلام حضرت با مقام ختمیت ایشان چیست ؟ توضیحی بر جوامع الکلم داشته باشید ؟

برخی واژه «جوامِعُ الْکَلِم»  در حدیث نبوی«‌اُعطیتُ جوامع‌الکلم ؛ عوالی‏اللآلی ج : 4 ص : 121‌» راناظر به‌ سخنان‌ جامع‌، موجز و پرمعنای‌ پیامبر دانسته  که‌ آن حضرت  کلام‌ خود را  به طورموجز، پُرمعنی‌ و در عین‌ حال‌ بی‌تعقید بیان‌ می کرد

عده ای هم جوامع‌الکلم‌ را قرآن  ویاجمع میان‌ مقام  تنزیه‌ و تشبیه‌ دانسته اند ویا  گفته اند  منظور پیامبر از این‌ تعبیر آن‌ است‌ که‌ کمال‌ موسی(ع)‌ و امتش‌ در‌ آگاهی‌ از حقایق‌ عالم‌ اجسام‌ و صور و مراتب‌ آن‌  و کمال‌ عیسی‌ (ع)و امتش‌ در‌ آگاهی‌ از عالَم‌ ارواح‌ و صور و مراتب‌ آن‌، به‌ صورت‌  جمعی‌ به‌ آن‌ حضرت‌ داده‌ شده‌ است‌

برخی دیگر هرموجودی راکلمه وموجودات عالم  را کلمات  الهی  دانسته وگفته اند جوامع الکلم  به پیامبر(ص)  کمالات تمام موجودات ممکنه  عطا شده است که اگر نشر آن امکان داشت همه حقایق کمالیه‏اى که در او به نحو اتصال و قرآنیت هست به طور انفصال و فرقانیت بود.

حقیقتا کسی می تواند به مقام خاتمیت نائل  آید که  کمالا ت  همه موجودات را جامع وسرآمد همگان باشد  وشبستری در گلشن راز می گوید

ز احمد تا احد یک میم فرق است         جهانی اندر آن یک میم غرق است

بر او ختم آمده پایان این راه                در او منزل شده «ادعوا الی الله»

مقام دلگشایش جمع جمع است              جمال جانفزایش شمع جمع است

9) اگر انتقاد و پیشنهادی نسبت  به مرکز خبر حوزه و هفته نامه افق دارید بفرمایید ؟

ازخدای بزرگ برای جنابعالی وتمام کسانی که در حوزه های معرفتی ودر راستای ترویج اندیشه اهل بیت (ع)واسلام ناب واستحکام نطام مقدس جمهوری اسلامی تلاش می کنند آرزوی توفیق روزافزون دارم شایسته است در هر کاری با اهل فن مشورت و ازمخاطبین آن نظر سنجی وحتی المقدور ازکارهای موازی  اجتناب  وبه صورت اکمال بخشی انجام  شود.                                                                                            

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد