یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از اشاره کوتاهی به تاریخچه و نام گذاری‌ها و کتاب‌های یهود بحث نعمت‌های وی‍‍ژه الهی به بنی اسرائیل مطرح می شود ، به شهادت آیات قرآن و روایات و تاریخ بنی اسرائیل یگانه امتی هستند که بخاطر لبیک به نبی خدا موسی علیه‌السلام از نعمت‌های مادی و معنوی ویژه و اختصاصی برخوردار بودند که سایر امم از آن برخوردار نبودند و این نعمت‌ها می توانست زمینه هدایت بیشتر ایشان را فراهم کند ؛ ولی می بینیم  که قدر ناشناسی و روحیه عناد و کفران نعمت قوم بنی اسرائیل  سبب شدند که این نعمت‌ها به نغمت تبدیل شود و قوم یهود مستوجب غضب الهی شود و این جریان یک سنت الهی است و هر جامعه‌ای که قدر شناس نعمت‌های الهی بود و حق نعمت‌ها را ادا کرد خدا آن نعمت‌ها را افزون می‌کند و هر کس ناسپاسی کند خدا آن نعمت را تبدیل به نغمت می‌کند و اتفاقاً خدا این جریان را در داستان بنی اسرائیل بیان کرده است « وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ » [1] قرآن این قانون را پس از چگونگی جریان نجات بنی اسرائیل از تعقیب و تهاجم فرعون بیان می‌کند و در ادامه خداوند انتظار خود را بیان می‌کند که انتظار می‌رفت شما قدر شناس این نعمت باشید و اگر شما  قدر شناس این نعمت بودید خدا نعمتش را اضافه می‌کرد اما بنی اسرائیل این کار را نکرد با توجه به این مسائل در این گفتار بعض نعمت‌های الهی نسبت به قوم بنی اسرائیل را بیان می‌کنیم


      بنی اسرائیل قوم برتر  عصر خود :

قرآن در آیات زیادی از یهودیان زمان پیامبر می خواهد که از نعمت‌های الهی غفلت نکنند و در کنار به یاد آوری آن نعمت‌های ویژه بر این فضیلت اشاره می‌کند که شما را بر سایر امت‌های معاصر فضیلت دادم « یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی‏ أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ » [2] در ذیل این آیه اکثر قریب به اتفاق مفسرین اعتقاد دارند  « عَلَى الْعالَمینَ » مربوط به عالمین زمان خودش هست نه مربوط به تمام عصرها آن هم به واسطه هدایتی که توسط پیامبر الهی بر بقیه امت‌ها پیدا کرده بودند فضیلت یافته و امتیاز داده شدند لذا برتری یهود به نژاد نیست و همیشه هر امتی که قدر شناس نعمت الهی باشد خداوند او را فضیلت می‌دهد و این یک سنت و قاعده است بنی اسرائیل در ابتدای کار چون یگانه قومی بود که اطراف موسی را گرفتند لذا خدا ایشان را در عصر خود فضیلت داد و شواهدی نیز وجود دارد که عالمین مربوط به همه زمان‌ها نیست ؛ مثلا در آیه 71 سوره انبیاء « وَ نَجَّیْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتی‏ بارَکْنا فیها لِلْعالَمینَ » سرزمین شام را مبارک برای عالمین معرفی می‌کند و این مبارکی مربوط به زمان لوط و ابراهیم  بود و تردیدی نیست که با ظهور اسلام و پیامبر اکرم نه حضرت ابراهیم  و لوط اشرف هستند و نه سرزمین شام اشرف است و امتیازی دارد  بنی اسرائیل تا زمانی که پیرو موسی هستند شرافت داشتند  و همین قرآنی که ایشان را قوم برتر معرفی کرد در جای دیگر می‌گوید « وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّه‏» [3] لذا نشان می‌دهد که این برتری و شرافت ذاتی ایشان نیست و به اینجا رسیدند  که مهر ذلت و نیاز بر ایشان زده شد و به خشم خدا گرفتار شدند و در هر دو موردی که فضیلت برای بنی اسرائیل بیان شده است چه در آیه 122 سوره بقره و چه در آیه 47 سوره بقره بلافاصله امر به تقوی کرده است و خوف از معاد و روز قیامت را متذکر شده است و شایداین مطلب هم شاهد بر همین مدعای ما باشد لذا فضیلت همراهان موسی درعصر خودشان به خاطر طی کردن مسیر هدایت بوده است .

      پیامبران و هادیان آسمانی فراوان :

 هیچ نعمتی از نعمت های الهی به بزرگی نعمت هدایت و ارسال رسل نیست چرا که انسان بدون راهنمایی انبیا الهی راه به عالم اعلی نمی برد و مصداق « شر الدواب » میشود اما در پرتوی‌ هدایت انبیا به مقام خلیفه الله می رسد و بنی اسرائیل نسبت به بقیه امم از این نعمت برخورداری بیشتری داشتندو انبیا زیادی برای هدایت ایشان برانگیخته شد ؛ اولین ایشان حضرت موسی و آخرین ایشان حضرت عیسی می‌باشد و دربین این دو نبی بزرگ پیامبران و رسولان فراوانی از این قوم برانگیخته شدند و برخی تعداد  ایشان را نیمی از تمام انبیا برشمرده اند مثلا  مرحوم طبرسی در مجمع البیان می گوید : در برخی اخبار آمده است که تعداد کل انبیا 8000 هزار نفر بود که از این تعداد 4000 هزار نفر از بنی اسرائیل میباشد [4] و قرآن هم با صیغه جمع از انبیا بنی اسرائیل یاد کرد « لَقَدْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ رُسُلاً » [5]

      پیروزی بر طاغوت زمان :

« وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی‏ ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیمٌ * وَ إِذْ فَرَقْنا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْناکُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ) [6]  یکی از نعمت‌های آشکار الهی رهایی و نجات بنی اسرائیل از دست فرعون و سپاهیان اوست قرآن درباره فرعون تعبیرات مختلفی دارد مانند طغیانگر ؛ مفسد ؛ گمراه کننده ؛ عصیانگر ؛ مستکبر ؛ مسدود کننده راه حق ؛ تکذیب کننده آیات الهی  و خدا بنی اسرائیل را چنگال چنین موجودی به اعجاز  نجات داد ؛ قرآن این مطلب را در آیات مختلف قرآن بیان  می‌کند  ؛ مانند بقره  آیات 49 و 50 ؛  اعراف آیه 141  ؛ انفال آیه 54  ؛ یونس آیه 90 ؛  ابراهیم آیه 6 ؛ طه آیه 80 ؛ شعری آیه 65 و داستان هم معروف است و بنی اسرائیل آیات آشکار الهی را مشاهده نمودند و به محض اینکه از دریای نیل عبور کردند و قومی را دیدند که بت‌هایی زیبایی درست کرده‌اند سریعا به موسی گقتند « وَ جاوَزْنا بِبَنی‏ إِسْرائیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا یا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ » [7]  اى موسى، همان گونه که براى آنان خدایانى است، براى ما [نیز] خدایى قرار ده.» گفت: «راستى شما گروهى هستید که نادانى مى‏کنید.

نزول تورات :

 بی تردید بر موسی شریعت  و کتابی نازل شده است و قرآن از کتاب موسی با دو تعبیر  "تورات" و " الواح" یاد کرده است « إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فیها هُدىً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ » [8] ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم. پیامبرانى که تسلیم [فرمان خدا] بودند، به موجب آن براى یهود داورى مى‏کردند... و گاهی هم تعبیر به الواح می‌کند «  وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصیلاً لِکُلِّ شَیْ‏ء» [9] الواح جمع لوح به معنای ظاهر شدن و آشکار شدن است  و چون با کتابت مطالب بر صفحه آشکار می‌شوند به صفحه و آنچه بر روی آن نشته می شود لوح می‌گویند و در اینکه تعداد و جنس  الواح و نویسنده الواح  بین مفسرین اختلاف است  و ثمره‌ای هم بر آن مترتب نیست قرآن درباره تورات می فرماید :  « فیها هُدىً وَ نُورٌ » یعنی در آْن هدایت و نوری هست و نگفت همه هدایت‌ها در آن آمده است و درباره الواح هم گفت در آن موعظه و تفصیلی از شریعت است لذا معلوم می‌شود که تورات همه نیازهای بشر را پوشش نمی‌داده بلکه متناسب با نیاز بنی اسرائیل و مقتضیات زمان ایشان برخی از معارف الهی در آن بیان شده است اما درباره قرآن کریم داریم که « إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی‏ هِیَ أَقْوَمُ » [10] یا « وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء » [11] و این آیات عظمت قرآن را متذکر می شوند.

      عفو عمومی و حیات دوباره :

 یکی دیگراز آیات و نعمت های الهی درباره بنی سرائیل عفو عمومی می باشد که در سوره بقره « ثُمَّ عَفَوْنا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ » [12] بنی اسرائیل با اینکه معجرات بزرگ الهی را دیده بودند بار هم مرتکب گناهی بزرگ شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند و هلاکت ایشان قطعی شد ؛ بر اساس تفکر حس گرایی گفتند تا خدا را نبینیم ایمان نمی آوریم و لذا گرفتار صاعقه شدند و همه به هلاکت رسیدند و محکوم شدند که همدیگر را بکشند و طبق بعض نقل ها حدود هفتاد هزار نفر از بنی اسرائیل کشته شدند و به درخواست موسی مورد عفو قرار گرفتند و مردگان در میقات زنده شدند و بقیه افراد هم مورد عفو قرار گرفتند و خدا حیات و فرصت دوباره ای به ایشان داد شاید که شکر گزار باشند  

      نعمت های مادی فراوان :

 در داستان بنی اسرائیل قرآن نعمت های مادی فراوانی را نسبت به ایشان بیان می کند مانند « وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ »  و این جا جایی بود که تشنگی بر ایشان فشار آورد و خدا به موسی دستور داد تا عصا بر زمین بزند و 12 چشمه جوشید و  در ادامه دارد که شما احساس گرما کردید و  ما ابر را سایبان شما قرار دادیم « وَ ظَلَّلْنا عَلَیْهِمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‏ کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » [13] و خدا برای شما غذا از آسمان فرستاد  اما آنها قدر شناس این نعمت الهی نبودند و نسبت به آن هم ناشکری کردند  و عدس و خیار و پیاز و امثال آن را مطالبه کردند « وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها » [14] یعنی زیاده طلبی ایشان روحیه شکر را از ایشان گرفت .

      رهایی از بن بست ها ی اجتماعی :

در مواضع فراوانی خدا بنی اسرائیل را با تفضلات خود از بن بست های اجتماعی نجات داده است مثلا در جریان گاو بنی اسرائیل که شخصی کشته شد و قاتل مدعی خون مقتول شد اغتشاشی بین قبائل مختلف بنی اسرائیل ایجاد شد و و خدا به اعجاز این معضل را حل کرد و موسی از جانب خدا دستور گرفت و به ایشان گفت گاوی را بکشید و قسمتی از بدن اورا به مرده زنید تا او زنده می شود و شاید علت اینکه دستور به کشتن گاو داده شد بخاطر قداستی بود که بنی اسرائیل برای گاو قائل شده و گوساله پرستی کرده بودند تا با کشتن گاو از این تقدس خارج شوند « وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ » [15] با اینکه موسی اعلام کرد این امر و دستور الهی است  اما موسی را مسخره کردند و گفتند این مطلب چه ربطی به حیات دارد و بعد ازاینکه قاطعیت موسی رادیدند به بهانه جویی پرداختند و درسه مرحله راجع گاو توضیح خواستند و درنهایت مجبور به قبول شدند و گاو را ذبح کردند .

      آزادی و استقلال برسرنوشت خود :

« وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فیکُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً وَ آتاکُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمینَ » [16]بنی اسرائیلی که سالها در تحت سلطه فرعونیان بود با هدایت و رهبر ی موسی به استقلال رسیدند و نخستین حکومت دینی را تجربه کردند و برای نخستین بار حاکمیت و نبوت با هم جمع شدند و اگر قدر دان این نعمت بزرگ بودند می توانستند به عدالت و تعالی معنوی دست یابند ولی این کار را  نکردند .

      بشارت و معرفی پیامبر خاتم :

 الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیل‏» [17] تورات آینده را برای ایشان روشن کرد و نشانه هایی از پیامبر خاتم را برای ایشان روشن کرد تا ایشان با امیدواری راه هدایت را بپیمایند و نسبت به آینده حالت انتظار مثبت داشته باشند و این مطالب در انجیل و تورات هم آمده بود



[1]  - سوره ابراهیم آیه 7

[2] - بقره آیات 47 و 122

[3] - بقره آیه 61.

[4] - مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏8، ص: 830

و اختلفت الأخبار فی عدد الأنبیاء فروی فی بعضها أن عددهم مائة ألف و أربعة و عشرون ألفا و فی بعضها أن عددهم ثمانیة آلاف نبی أربعة آلاف من بنی إسرائیل و أربعة آلاف من غیرهم‏

[5] - مائده 79

[6] -  سوره بقره آیات 49 و 50

[7] - سوره  اعراف آیه 138

[8] - سوره مائده آیه 44

[9] - سوره اعراف آیه 145

[10] - سوره  اسرا آیه 9

[11] - سوره نحل آیه 89

[12] - سوره  بقره آیه 52

[13] - سوره اعراف آیه 160

[14] - سوره بقره آیه 61

[15] - سوره بقره آیه 67

[16] - سوره مائده آیه 20

[17] - سوراه اعراف آیه 157


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٥ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد