یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار

A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

محقق بزرگ و نسخه شناس سترگ علامه سید عبد العزیز طباطبایی یزدی از بزرگانی بودند و هستند که در مکتب اهل بیت خود را فراموش نمودند و همت والای خود را در ترویج و تحقیق و حمایت از حریم ولایت علوی به قربانی گذاشت آنچه می‌خوانید گفتگویی است توسط سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه علمیه قم با فرزند بزرگوار ایشان حجت الاسلام و المسلمین سید علی طباطبایی یزدی مدیر و مسئول کتابخانه ارزشمند محقق طباطبایی راجع به الغدیر و روابط والد فقید ایشان با علامه امینی


علامه امینی و الغدیر به نوعی نقطه عطف تاریخ اعتقادات شیعه می‌باشند لطفا در این مورد توضیح دهید ؟

یاد و نام علامه امینی با واقعه‌ای گره خورده است که تا اسلام زنده هست آن واقعه زنده هست و آن واقعه مسئله جانشینی امیر المومنین علی علیه‌السلام است و ما از غدیر به یاد علامه امینی و با یاد و نام علامه امینی به یاد الغدیر می‌افتیم و علت آن است که علامه امینی نقطه عطفی بود در تاریخ اعتقادات و کتاب‌های شیعه در حوزه امامت و خلافت

دلیل این نقطه عطف :

 شیعه در طول تاریخ دفاعیه‌های زیادی نگاشته و اعتقادات خود را تبیین کرده است و رسائل و کتب متعددی در این باب به قلم نگارش آورده است اما علامه امینی روشی داشت که سبب شد ایشان نقطه عطفی در این آثار باشد :

گستردگی منابع

منابعی که علامه امینی در الغدیر استفاده کرده است بسیار گسترده است یعنی حجم منابعی که ایشان ارجاع می‌دهد و از آن‌ها نقل می‌کند و به  خواننده ارائه می‌دهد نسبت به کارهای مشابه بسیار گسترده‌تر هست ؛ چون او در عصری زندگی می‌کند که صنعت چاپ وجود دارد آثار بسیاری چاپ شده و در دسترس اهل تحقیق قرار گرفته است و بر خلاف بسیاری از افراد که به کتب چاپی و در دسترس آسان مراجعه می‌کنند ایشان سخت می‌گیرند و به حجم بسیار بالایی از کتاب‌های خطی نیز مراجعه می‌کنند و حتی به مخطوطاتی که در نجف اشراف و بغداد و شهرهای نزدیک اکتفا نمی‌کنند و سفرهای متعددی به کشورهای اسلامی انجام می‌دهند سفر طولانی به هندوستان و سوریه و کشورهای دیگر و پرکاری علامه همه سبب فزونی چشمگیر منابع الغدیر شد .

از رابطه مرحوم محقق طباطبایی با علامه امینی بگویید ؟

یکی از پیوندهایی که مرحوم  پدر ما محقق طباطبایی با علامه امینی داشتند  تهیه منابع الغدیر می‌باشد و در سفرهایی که به ایران و کشورهای دیگر انجام می‌دادند همیشه به دنبال رد پای مباحث امامت و فضائل امیر المومنین بودند و محقق طباطبایی این منابع را سریعاً برای علامه تهیه و نقل می‌کردند و اگر امکان تهیه نبود حداقل امکان دست یابی را طوری آماده می‌کردند که مورد استفاده در مجموعه الغدیر قرار بگیرد

مدت همکاری مرحوم محقق طباطبایی با علامه امینی چند سال بود ؟

مرحوم پدرم از جوانی در نجف اشرف دمخور دو استاد بزرگ بودند البته ایشان در نجف از اساتید زیادی استفاده کرده بودند و شاگرد خاص آیت الله خویی و سید عبد الهادی شیرازی بودند اما نسبت به دو استاد بسیار شیفته بود و تقریباً بیشتر اوقات خود را با ایشان می‌گذارند یکی مرحوم آقا بزرگ تهرانی مؤلف دائرة المعارف الذریعة و دیگری مرحوم  علامه امینی بود لذا تمام حیات علمی خود را چه در زمان حیات این دو استاد و چه بعد از رحلت این دو عالم بزرگ متمرکز بر کارهای این دو شخصیت کرد و در نگارش الغدیر هم در جمع آوری منابع آن با علامه امینی مشارکت داشت و هم در کتابخانه امیر المومنین که علامه امینی در نجف تاسیس کرده بودند بسیار همکاری داشتند و فهرست نسخه‌های خطی آن کتابخانه که مرحوم پدر ما نوشته و تنظیم کرده‌اند در شرف چاپ است و آثاری که ایشان نوشته‌اند همه در همین راستاست

برخی از آثار محقق طباطبایی را نام ببرید ؟

ایشان کتابی دارد با عنوان "الغدیر فی تراث الاسلامی"  و در حقیقت کتاب‌شناسی غدیر است ، و کتاب را برای کنگره غدیر لندن آماده کرده بودند این کتاب یک بار در بیروت و یک بار هم در قم منتشر شد باز ایشان کتابی دارند با عنوان " علی زفاف الغدیر " که مطالب این کتاب در پنج کلاسور تنظیم شده است و هنوز منتشر نشده است و در واقع این کار استدراک روایان غدیر است یعنی راویان حدیث غدیر که علامه امینی در کتاب الغدیر نیاورده‌اند را ایشان در این کتاب آورده‌اند و دنباله کار علامه است ؛ باز از کتاب‌های دیگری که در این راستا توسط مرحوم محقق کار شده است کتاب شمس‌الدین ذهبی عالم تراز اول جامعه اهل سنت است ذهبی آثار بسیاری دارد مانند " سیر اعلام النبلا " و " تاریخ اسلام " آن هم با آن حجم  بزرگ ؛ این شخصیت علمی بزرگ اهل سنت که چندان هم روی خوشی به شیعیان نشان نمی‌دهد رساله مستقلی درباره حدیث غدیر تألیف نموده است با عنوان " طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه " و این اثر  یک برگ برنده خوبی در دست شیعیان است این عالم بزرگ اهل سنت در این کتابش اسناد حدیث غدیر را بررسی کرده است ، از این کتاب تنها نامی باقی بود یعنی در زمره تألیفات ذهبی می‌باشد  علمای قدیم آن را دیده‌اند و نقل‌های از آن نموده‌اند اما هیچ اثری و نسخه‌ای از آن یافت نمی‌شود و دلیل آن مشخص است

طبیعتاً کسانی که به فکر میراث ذهبی هستند ؛ یعنی اهل سنت دل خوشی از این رساله ندارند و به دنبال انتشار آن نیستند ؛ حتی انگیزه از بین بردن آن را دارند لذا عنایتی به آن نداشتند مرحوم محقق طباطبایی یک نسخه از این کتاب را در بین نسخ خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه  تهران می‌یابند و خود دانشگاه هم از ارزش این کتاب بی اطلاع  است و ایشان این نسخه را پیدا می‌کند و اسانید آن را می‌یابد و شیوخ آن را بررسی می‌کند و این کتاب را با تعلیقات فراوان احیاء می‌کنند  تعلیقتی که به اندازه خود رساله می‌باشد و بعد از فوت مرحوم والد این اثر در قم منتشر شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت خصوصاً در بین مجامع اهل سنت چرا که تألیف ذهبی بود و آثار دیگری هم از محقق طباطبایی در دست انتشار می‌باشد مانند " فهرست کتابخانه امیر المومنین " و دیگر کتاب‌ها

ضرورت  توجه به حدیث الغدیر

مسئله‌ای که هست این است که اهتمام به حدیث غدیر از طرف شیعه و سنی  یک زمینه‌ای دارد و زمینه آن هم جایگاه بلند حادثه غدیر است و غدیر جایگاه بلندی در زمان خودش داشته است به صورتی که 120 هزار صحابی آن را نقل کرده‌اند و هیچ حدیثی در مجامع حدیثی شیعه و سنی در هر بابی که تصور کنیم از قبیل اخلاق و فقه و ... به اندازه حدیث غدیر روایت نشده است و در میراث اسلامی متواتر تر از آن حدیثی وجود ندارد لذا رساله‌های خاص بر غدیر تألیف شده است و محققین نگاه ویژه‌ای به این حدیث داشته‌اند و در حقیقت توجهی که علامه به غدیر کرد بسیار جا داشت و جا دارد این توجه همچنان ادامه یابد .

امینی مدافع حریم ولایت

 علامه امینی از جوانی با فرقه وهابیت در افتاده بود چون در زمان ایشان وهابیت در تبریز تبلیغ داشته و افکار را وهابی زده می‌کرد ؛ لذا امینی از جوانی در عرصه دفاع از شیعه و معتقدات آن فعالیت کرده است و این خط فکری ادامه یافت تا به نوشتن الغدیر انجامید

 مرحوم پدر ما از قول علامه امینی نقل می‌فرمودند  : شیخ عباس قمی به من می‌فرمود:  الغدیر کی چاپ می‌شود تا ما الغدیر را ببینیم ؛ محدث قمی متوفی 1359 ه ق می‌باشد و این یعنی خیلی پیش از دیدار پدرم با امینی ، علامه این کار را آغاز کرده بود و یادداشت برداشته بود و به دنبال الغدیر بوده است و همه حیات و عمرش را در این راه گذاشته است کسی که بنا به قول مرحوم پدر ما روزی 18 ساعت در کتابخانه می‌نشست و کار می‌کرد

 

 

ما ارباب داریم

یکی از داستان‌هایی که محقق طباطبایی نقل می‌کردند این بود که ، زمانی که علامه در لامپور هند بودند پادشاهی داشت شیعی و کتابخانه خوبی هم جمع کرده بود لذا مرحوم علامه امینی در آنجا مشغول کار برای الغدیر بودند ، مدیر کتابخانه شخصی بود به نام "علی عرشی" و ایشان سنی متعصبی  بود و روی خوشی به علامه نشان نمی‌داد ، حاج آقا رضا فرزند مرحوم علامه امینی می‌فرمودند : به پدرم گفتم کار ما اینجا سخت می‌شود و به سختی کار پیش خواهد رفت ،  علامه امینی فرمودند:ما ارباب داریم و انشا الله درست می‌شود ، در آن کتابخانه نسخه‌های مهمی موجود بوده است و علامه از او نسخه‌ها را می‌خواهد و متصدی کتابخانه به اشتباه نسخه‌ها را به او می‌دهد چون  نسخه‌ها کهن است و اول و آخر آن افتاده است تشخیص آن‌ها دشوار بوده است و علامه می‌فرمودند : این تفسیر سفیان ثوری نیست و اشتباه داده‌ای و اقای عرشی می‌گفته : تا حالا که بوده و دوباره بررسی می‌کنند و همین‌طور ماجرا ادامه پیدا می‌کند و علامه کتاب‌های دیگری می‌طلبند و نوعاً آقای عرشی در تشخیص کتاب‌ها اشتباه می‌کنند و علامه کتاب شناس بوده‌اند تا اینکه علی عرشی در مقابل علامه خضوع می‌کند و منقلب می‌شود و می‌گوید: هر خدمتی بتوانم به شما می‌کنم و علامه گفته بود چند ساعت می‌توان در اینجا مطالعه کرد او گفته بود : شش ساعت و علامه گفته بود من می‌خواهم روزی 14 ساعت در اینجا باشم و او هم می‌گوید من کسی را موظف می‌کنم در را برای شما باز کند علامه می‌گوید : وقتی فردا به کتابخانه آمدم و در زدم دیدم خود او در را باز کرد و من گفتم دلم می‌خواهد کسی را که قرار است بماند و در را باز کند ببینم و او گفته بود : خودم در خدمت شما هستم و این‌گونه کوتاه آمد و ارتباط و گره خوردن علامه با امیر المومنین سبب می‌شد که کراماتی برای او محقق شود

اینجا تحویل بدهم یا نجف

باز از داستان‌هایی که پدرم نقل می‌کرد این بود که علامه برای چاپ الغدیر نیازمند کاغذ بود و بعد از جنگ کاغذ بسیار کم شده بود و به سختی تهیه می‌شد و علامه به بغداد می‌رود و به شیخ محمد رضا مظفر می‌گوید: من سیصد بند کاغذ برای چاپ الغدیر می‌خواهم ، مرحوم مظفر می‌گوید : من برای کتاب سقیفه خودم پانزده بند کاغذ می‌خواستم ، یک ماه است دوندگی می‌کنم و هنوز نتوانسته‌ام بگیرم و علامه در جواب می‌گوید: من برای الغدیر کاغذ می‌گیرم و ما ارباب داریم و به اداره‌ای که متصدی این کار بوده‌اند می‌روند و درخواست سیصد بند کاغذ می‌کند و مسئول آنجا در جواب درخواست علامه می‌گوید : اینجا تحویل بدهم یا نجف تحویل بدهم و سیصد بند کاغذ از می‌گیرد و مسئولین مافوق بعداً آن را شخص مورد سرزنش قرار می‌دهند که چطور بدون هیچ تعریف و برنامه‌ای شما به یک نفر سیصد بند کاغذ داده‌اید او گفته بود به قدری هیبت این شخص مرا گرفت که هر چه او دستور می‌داد من انجام می‌دادم این‌ها نبود مگر به خاطر گره خوردن علامه با امیر المومنین

آیا کتاب الغدیر مجلدات دیگری هم دارد که به طبع نرسیده است ؟

من پیگیری نکرده‌ام  ولی مرحوم پدر ما می‌فرمودند: ادامه الغدیر در نجف مانده است و زمانی هم که از حاج آقا رضا فرزند علامه امینی ادامه الغدیر را جویا می‌شدند ایشان می‌فرمودند : نجف است اما حالا چه صورتی یافته نمی‌دانم ؟! اخیراً تکمله ای بر الغدیر چاپ شد ولی آن تکمله ای نیست که علامه امینی داشت  و در حقیقت یادداشت‌های است که مربوط به ثمرات الاسفار است و تحت همین عنوان هم چاپ شد و به گونه‌ای این عنوان هم غلط است و هم درست چرا که یادداشت‌هایی است در سمت و سوی الغدیر می‌باشد که باید مرتب و چاپ می‌شد ولی ادامه الغدیر نیست و مرحوم پدرم می‌فرمودند : آن مقداری که از الغدیر چاپ نشده است در حد و حدود همین 11 جلد خواهد بود یعنی الغدیر 22 جلد می‌شود  

 چرا ادامه این کتاب ارزشمند طبع نشده است  ؟

 مسائل همه مربوط می‌شود به کتابخانه امیر المومنین نجف که مدیریت آن در حال عوض شدن است و هنوز شکل منظمی نیافته است که بتوان این کارها را به خوبی پیگیری کرد

آیا مرکز شما متصدی آن نیست ؟

کتابخانه الغدیر کتابخانه بسیار با عظمت و با فخامتی است و منابع خطی و چاپی بسیار سنگینی و با ارزشی دارد و به تازگی مدیریت آن به فرزندان علامه منتقل خواهد شود و بر این اساس  امید است برای نشر ادامه الغدیر کارهایی صورت گیرد انجام شود

امینی مورد عنایت امیر المومنین

شما خیلی مظلوم هستید هم در آن عصر و هم در الان

آن طور که از پدرم شنیدیم علامه امینی بسیار مورد عنایت امیر المومنین بوده‌اند ؛ کتابی بود به نام الصراط المستقیم اثر شیخ زین‌الدین عاملی و علامه قصد داشت آن را در الغدیر به کار بگیرد اما کتاب یافت نمی‌شد در همان ایام علامه متوجه می‌شوند که فلان شخص این کتاب را دارد و از او درخواست کتاب نمودند اما صاحب کتاب امتناع می‌نمود  ؛ علامه بسیار دلخور می‌شوند و به حرم امیر المومنین می‌روند و خطاب به حضرت می‌گوید :شما خیلی مظلوم هستید هم در آن عصر و هم الان و نه از جانب غیر شیعه  بلکه الان از شیعه‌ای که کتاب شما را در اختیار دارد و من برای کار شما می‌خواهم  و به من نمی‌دهد و از حرم بیرون می‌روند و از آنجا راهی کربلا می‌شوند ، عادت علامه امینی این بود  ابتدا به زیارت می‌رفت و در آنجا یکی از منبریان کربلا  را می‌بیند و او به علامه امینی می‌گوید : من کتاب‌هایی دارم که به دردم نمی‌خورد ؛ اگر به درد شما می‌خورد بردارید و اولین کتابی که از بین آن کتاب‌ها برمیدارند الصراط المستقیم بود

درخواستی که علامه از پدرم و علامه خرسان نموده بودند توسط شخص دیگری محقق شد

این قضیه بار دیگر هم اتفاق افتاد ، آقایی کتابی داشت و علامه امینی برای قصه‌ای ؛ راجع به ابوبکر آن که را نیاز داشت و صاحب کتاب کتاب را نمی‌داد ؛ مرحوم پدرم و علامه خرسان وارد بر علامه شدند - علامه خرسان الان در نجف هستند و زنده‌اند - و علامه به ایشان گفتند : شما بروید کتاب را بگیرید شاید آن شخص با من مشکل دارد و تاب را به شما بدهد پدرم مرحوم محقق طباطبایی می‌فرمود :  بعد که به دیدن علامه رفتم دیدم کتاب روی میز علامه می‌باشد و گفتم :کتاب را برای شما آوردند ؟!

 گفتند : او که به من کتاب نمی‌دهد

داستان را پرسیدم و علامه در جواب فرمود : شیخ اسد حیدر که کتاب "الامام الصادق و مذاهب الاربعة"   را نوشته است اینجا آمده بود و به من گفت من این کتاب را دیدم و برای من جالب بود و برای شما آورده‌ام شاید برای شما هم مفید باشد ؛ کتاب را گذاشت و رفت .

 و این درخواستی که علامه از پدرم و علامه خرسان نموده بودند توسط شخص دیگری محقق شد و این امور نشان  می‌دهد که علامه مورد عنایت بوده‌اند و این حجم کار قابل باور نیست بخشی از الغدیر استدلالات و احتجاجات است و علامه در بخشی از الغدیر اثبات کرده‌اند که همه شعرا از "من کنت  مولاه فعلی مولاه " همان معنای ولایت را می‌فهمیده اند  مطالب زیادی در احتجاجات است در جلد پنجم  الغدیر مفصلاً راجع به زیارت و آداب آن بحث نموده‌اند و جای این دارد که مجزا چاپ شود

علامه در الغدیر احادیث موافق و مخالف آورد است و تمامی اشکالات و خدشه‌هایی که در طول تاریخ  به حدیث غدیر شده است  از  زمان ابن تیمیه تا معاصرینی مانند احمد امین را تک تک بررسی و رفع کرده‌اند و علامه در الغدیر همه این شبهات را مد نظر قرار می‌دهد و این اثر را می‌نویسد

 و این حجم کار بسیار اعجاب انگیزه است تا جایی که مرحوم آیت الله العظمی سید عبد الهادی شیرازی در تفریظی که بر الغدیر دارد می‌گوید : اگر علامه امینی جلوی چشم ما نبود و در مرئی و منظر ما نبود هیچ‌گاه باور نمی‌کردیم الغدیر را یک نفر نوشته باشد و این واقعاً اعجاب انگیز است

آیا بعد از چاپ الغدیر علامه مورد حمله اهل سنت قرار نگرفت ؟

 الان مطلبی به ذهن ندارم اما انعکاس الغدیر در جامعه اهل سنت بسیار بالا بود

الان علامه امینی در نزد اهل سنت شناخته شده‌اند ؟

 بله اما ما کم کاری کردیم زمان که علامه این کتاب را چاپ کردند اثر بسیار زیادی گذاشت از باب نمونه

مرحوم پدرم می‌فرمود : من خدمت آیت الله بروجردی ( ره ) در ایران رسیدم و به ایشان گفتم الغدیر را دیده‌اید ؟

 ایشان فرمود الغدیر برای عده‌ای ضرر داشت و برای عده‌ای نفع

گفتم برای شما نفع داشت یا ضرر ؟

فرمودند: برای من ضرر داشت !

گفتم چرا ؟

فرمودند : این کتاب در سوریه و لبنان سبب تشیع عده زیادی شد و مرحوم سید شرف الدین عاملی در نامه‌ای برای من نوشته‌اند ، بسیاری از کسانی که به مذهب اهل بین گروید ه اند و شیعه شده‌اند  به خاطر اینکه شیعه شده‌اند از ادارات و کارهایشان اخراج شده‌اند و حقوقی که به ایشان داده می‌شد قطع شده  است ،  دستور بدهید ماهیانه‌ای به ایشان تعلق بگیرد لذا برای من ضرر داشت

الغدیر در مجامع اهل سنت انعکاس زیادی داشت مخصوص جملاتی که خود اهل سنت در وصف الغدیر گفته‌اند و نشان می‌دهد الغدیر برای ایشان اعجاب انگیز بوده است ولی ما کم کاری کردیم و این تأثیر گذاری را دنبال نکردیم و سبب خوشحالی اهل سنت و معاندین امیر المومنین شد چرا  که ما کم کم خاموش شدیم و محتوی الغدیر را احیا نکردیم .

 آیا بعد از الغدیر کار جدی صورت گرفت ؟

در زمینه اعتقادات کاری با این حجم و اطلاعات نوشته نشده است کتاب شب‌های پیشاور بعد از الغدیر نوشته شده است و کار بعد از الغدیر است اما استحکام الغدیر را در آن  را نمی‌بینیم هر چند کتاب تاثیر گذار و خوبی است چرا که الغدیر منابع فراوانی دارد و از خصوصیات آن ارجاع به منابع می‌باشد قدما زمانی که ارجاع می‌دادند مثلاً می‌گفتند فلان کس این حرف را گفته است اما علامه در ارجاعات از متد جدید استفاده می‌نمود و این  آدرس دهی‌های دقیق خصم را ساکت می‌کرد و این نوع کار تا قبل از علامه در کارهای اعتقادی ما رواج نداشت لذا گسترش منابع و روش جدید علامه در ارجاعات الغدیر و تبحر و مهارت ایشان در علوم مختلف در الغدیر به وضوح قابل مشاهده است

علامه تاریخ را به خوبی می‌شناسد ، احادیث را مو به مو و خط به خط بررسی کرده است ،  رجال را چقدر خوب می‌شناسد بهترین تراجم در بین مباحث الغدیر است لذا در صفحه به صفحه الغدیر فوائد فراوانی دیده می‌شود ؛ مثلاً اگر کسی بخواهد راجع ابوطالب مطالعه‌ای داشته باشد بداند در الغدیر هفتاد صفحه فقط راجع حضرت ابوطالب است ؛ در الغدیر هشتاد صفحه مفصل راجع عمر و عاص نوشته است و این‌ها همه به خاطر تسلطی است که علامه بر تاریخ و حدیث و رجال دارد و اگر این‌ها جمع شود چنین شاهکاری خلق می‌شود یعنی استعدادهای متعدد علامه و فرصت‌هایی که برای او پیش آمده است و مراجعه به کتابخانه‌های متعدد سبب شد که چنین شاهکاری خلق گردد

محقق طباطبایی ( ره ) تعلیقتی بر الغدیر علامه امینی دارند آیا این تعلیقات کامل است ؟

 مرحوم پدرم تعلیقتی بر الغدیر داشتند زمانی که بنا شد الغدیر به طبع برسد ؛ از ایشان خواستند تعلیقاتشان بر الغدیر را چاپ کنند مرحوم  پدرم  پژوهش‌ها و کارهای دیگر خود را کمتر کردند تا بتوانند تعلیقات کامل‌تری بر الغدیر بنویسند و این تعلیقات تا مجلد چهارم الغدیر نوشته شد اما در رمضان  سال 1416 هجری قمری برابر با 1374 هجری شمسی محقق طباطبایی رحلت نمودند و کار متوقف شد اما ما همه مطالب ایشان بر الغدیر را تحت عنوان "تعلیقات بر الغدیر" را برای چاپ آماده کرده‌ایم

این اثر کی منتشر شد ؟

انشا الله سال آینده در حال حاضر کتاب "الغدیر فی تراث الاسلامی" را چاپ مجددی داریم به خاطر اینکه ایشان به راین کتاب اضافاتی داشتند که هنوز چاپ نشده است

عکسی از مرحوم پدرتان و علامه امینی در دسترس دارید ؟

 مرحوم پدر ما و هم نسل‌های ایشان فرق عمده‌ای با ما داشتند و آن اینکه اصلاً نگاه ایشان به زندگی و کارهای علمی نه برای نام بود و نه برای نان و چنان شیفته امیر المومنین بودند که خود را فراموش کرده بودند سال‌ها پدرم با علامه امینی نشست و برخاست داشتند اما یک عکس  همراه علامه امینی  ندارد  ؛ عمری با آقا بزرگ تهرانی محشور بودند خیلی‌ها با او عکس گرفتند اما مرحوم پدرم یک عکس با ایشان ندارد  و این امور نشان می‌دهد که اصلاً خود را فراموش کرده بودند و خودی نمی‌دیدند .

 مرحوم پدرم نقل می‌کرد  :  علامه امینی به من فرمود:  الغدیر ما را از انسانیت انداخت چرا که همه به دید و بازید می‌روند اما امینی از حداقل‌های زندگی خود صرف نظر کرده بود و همه زندگی خود را بر روی الغدیر گذاشتند

برای عمومی شدن الغدیر در سطح جامعه چه پیشنهادی دارید ؟

عمومی شدن الغدیر ضرورت دارد چرا که مطالب متنوع و فراوانی در الغدیر به چشم می‌خورد و کتابی است مرجع و خواندنی کسی که به عنوان مرجع به آن نگاه می‌کند و به دنبال مطلب خاصی در آن می‌گردد از معارف دیگری که  در جای جای این کتاب آمده است بی بهره می‌ماند و کسی هم که به بخواهد آن را بخواند ؛ شکل مرجع بودن این کتاب برای ملال آور می‌شود لذا باید آثاری در حاشیه الغدیر نوشته شود و مطالب آن را دسته بندی و روان‌تر کند و جامعه علمی امروز ما حوصله این مراجعات  را ندارد و دوست دارد همه چیز شسته رفته و آماده در دسترس قرار بگیرد 

[ ۱۳٩۱/٦/٦ ] [ ٤:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ح.کرمی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه