یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

نهم آذر روز بزرگداشت شیخ مفید

استاد محمد صفر جیرئیلی تحصیلات خود را در شهر ری شروع می کند و سالها از محضر آیت الله شبیری زنجانی  و آیت الله سبحانی در فقه و اصول استفاده کرده اند  وی تخصصا در کلام مشغول هستند و در حال حاضر بیشتر به تدریس و تحقیق مشغول می باشند کتاب ایشان با عنوان سیری در تطور کلام شیعه از غیبت تا خواجه به عنوان  کتاب سال حوزه معرفی شد


مهمترین شاخصه عصر شیخ مفید تعال تفکر عقلانی می باشد لطفا مهمترین عوامل این رویکرد را بیان کنید ؟

یکی از شخصیت هایی که در تاریخ اسلامی به طور عام و تشیع بطور خاص  در فقه و کلام و اعتقادات مورد توجه می باشد مرحوم شیخ مفید است ایشان در قرن چهارم و پنجم هجری زندگی می کنند و این قرن مصادف است با اوج اعتلای تفکر عقلانی است و این اوج و اعتلا ء ؛ معلول عوامل جغرافیایی ؛ سیاسی و اجتماعی می باشد

الف ) به قدرت رسیدن آل بویه (علت سیاسی و اجتماعی )

وزارت و صدارت آل بویه یکی از علل این رویکرد عقلانی در آن عصر می باشد ؛ قرائن زیادی داریم شیعه آل بویه در دست است و در تشیع ایشان بحثی نیست منتهی بحث در این است که ایشان شیعه زیدی هستند یا اثنی عشری و ما می دانیم که آل بویه در ابتدا  زیدی مسلک بوده اند ؛ اما ادله ای داریم که نشان می دهد ایشان امامی مشرب و شیعه اثنی عشری شده اند ؛  آل بویه از سال 332 تا 447 هجری قمری در راس حکومت بودند و دامنه حکومت ایشان در شهر های ری ؛ اصفهان ؛ شیراز و بغداد ساری و جاری بود  منتهی مهمترین و کلیدی ترین آنها حکومت عضد الدوله در بغداد می باشد شیخ مفید در زمانی زندگی می کند که آل بویه بر سر قدرت هستند هرچند حکومت حکومت عباسی است اما اداره امور در دست آل بویه است .

ب) بغداد پایتخت جهان اسلام ( علت جغرافیایی )

از نظر جغرافیایی بغداد شهری است که پایتخت جهان اسلام است و با ویژگی ها و اهداف خاصی ساخته شده است ؛ در قرن چهارم و پنجم بر اساس سیاست  آل بویه و شرایط جغرافیایی این شهر  ادیان مختلفی در بغداد مشاهده می شود ؛ ادیان مسیحیت ؛ یهود ؛ اسلام ؛ زرتشت و مذاهب اسلامی گوناگونی مانند زیدیه ؛ اسماعیلیه ؛ شیعه امامی و دیگر مذاهب اهل سنت در این شهر سکنی دارند لذا بقول یکی از دوستان بغداد در آن روز بندر الآرایی است که تفکرات گوناگون در آن موج می زند .

با توجه به رویکرد عقلانی در عصر شیخ مفید و معاصر بودن شیخ مفید ( ره ) و حکیم بوعلی ( ره ) آیا بین این دو بزرگوار ارتباطاتی گزارش شده است ؟

در مدرسه شیخ مفید و آثار  او رد پایی از ارتباط ایشان با فلاسفه اسلامی از جمله جناب بوعلی دیده نمی شود و با وجود معاصر بودن این دو شخصیت نشانی از ارتباط بین ایشان دیده نشده است و در آراء و کتب شیخ مفید هیچ اشاره ای به تفکرات فلسفی نشده است و من احتمال می دهم که هیچ ارتباطی بین ایشان و شیخ نبوده است

مهمترین ویژگی های مکتب شیخ مفید را بیان کنید ؟

از ویژگی های شیخ مفید نبوغ خاص ؛ مدیریت قوی و جامعیت علمی می باشد او هم فقیه است و هم مورخ و هم اصولی و متکلم و حداقل آثار شیخ نشان می دهد که شیخ در این چهار گرایش صاحب نظر است و اولین کتاب در اصول  فقه را شیخ مفید نوشته است با عنوان " التذکرة فی اصول الفقه " ؛ اولین فقه جامع و مبسوط از شیخ طوسی است  اما اولین کتاب فقهی ما که ساختار دارد و جامع میباشد کتاب المقنعه شیخ مفید می باشد  ؛ در تاریخ جامع ائمه اولین کتاب را شیخ نوشته است با نام " الارشاد " کلام جامع از شیخ مفید است به نام  " اوائل المقالات " و " النکت فی علم الاصول " لذا شیخ در این گرایشها و رشته ها صاحب نظر و تالیف است

اما مشهور این است که اولین کتاب در علم اصول را سید مرتضی نگاشته است ؟

این کلام مشهور است  اما اینگونه نیست اما تفاوتی که بین کتاب سید و شیخ هست در ایجاز و اطناب آن است کتاب سید مفصل است اصلا از ویژگی های شیخ مفید موجز نویسی است .

قوت در مناظره

از دیگر کارهای ارزشمند شیخ مفید مناظره با دیگران است شیخ در مناظره خیلی قوی بود و مخالفین هم از مناظره با او هراس داشتند و بقول بعضی از مخالفین : "اگر این شیخ بخواهد ثابت کند این ستون چوبی داخل مسجد از طلا است می تواند ثابت کند  "  و از توفیقات شیخ قدرت در مناظرات است و نتیجه این مناظرات کتاب " الفصول المختارة " می باشد و سید مرتضی در این جلسات مناظره همراه شیخ بود و البته آنچه در این کتاب آمده است همه مناظرات نیست و این مطلب از نام آن معلوم است ، سید برخی از مناظرات را اختیار کرده است و نوشته است و حرف از شیخ مفید است " الفصول المختارة " را بعضی در آثار شیخ و برخی در آثار سید فهرست کرده اند اما با مراجعه به کتاب می یابیم ،  حرف ها از شیخ مفید است و تقریر از سید مرتضی است .

مدیریت بالا و کار تشکیلاتی  

 از دیگر ویژگی های شیخ مدیریت اوست یکی از کارهای او این است که خیلی تشکیلاتی کار می کرده است و مدرسه داشته است و در محل های خاصی مثل کارگاهها و.. که بچه ها کار می کردند افرادی را می فرستاندند و بچه های مستعد را که پیدا می کردند و برای علم آموزی به  مدرسه می دعوت می کردند . شیخ صاحب مدرسه بود و بر امور این مدرسه نظارت می نمود  و قرائن زیادی داریم که حتی شیخ طلبه های شب خواب در مدرسه اش داشته است داماد او می گوید : گاهی پاسی از  شب که می گذشت شیخ به مدرسه می رفت و تدریس داشت لذا معلوم می شود که شیخ تشکیلات و مدرسه ای داشته است و برای شاگردان مدرسه راتب و شهریه می داده است

تربیت شاگردان مبرز

اقدام دیگر شیخ در همین راستای مدرسه ؛ مدرسه عالی و مستحکمی داشته است و شاگردانی مانند شیخ طوسی و سید مرتضی و علامه کراجکی ؛ ابو الصلاح حلبی و ...  را تحویل جامعه علمی داده است

مدرسه مسنجم شیخ مفید :

تفاوت شیخ با خیلی دیگر از متکلمان آن روزگار این بود که شیخ مدرس بوده است اما شیخ صدوق مدرس نیست ؛ مدرسه ندارد یک دلیل بر  اینکه شیخ صدوق مدرسه ندارد این است که شیخ صدوق ثبات ندارد و هر روز در شهر و دیاری است البته این سفرها ارزشمند بود اما شیخ صدوق مدرسه ندارد تنها در تحت یک شرایط سیاسی بود که دو سال شیخ در  بغداد نیست و تبعید شدند اما کجا معلوم نیست ؟!

چرا تبعید شدند  ؟

 یک تحلیل این است  که چون بغداد معرکه آراء بود و اختلاف شیعه و سنی و اختلاف بین خود مذاهب اهل سنت در آن شهر از قبل وجود داشت ؛ در محله کرخ ؛ مسجد براثا محل تجمع شیعیان بود و گاهی اوقات مخالفان شیعه مطالبی بر علیه اغتقادات شیعه می نوشتند  و شیعیان تحریک می شدند و متاسفانه یک منازعاتی در آنجا پیش آمد و دستگاه دولت و حکومت با احترامی که برای شیخ قائل بودند تصمیم گرفتند برای اینکه این مسئله بخوابد شیخ برای مدتی از بغداد بیرون برود مفید آنقدر شخصیت عظیمی دارد که خلا نبود او در بغداد احساس میشود اما او آنقدر تشکیلاتی کار کرده است که حتی اگر نباشد کسی مثل سید مرتضی دارد که مدرسه را اداره می کند

فقیه  متکلم :

در قرن 4 و 5 نوعا فقها ما متکلم بودند امثال سید مرتضی متکلم است و فقیه و ایضا شیخ طوسی و ... بسیاری از سئوالاتی که از شیخ مفید می شده اعتقادی است و اصلا فقه محض نیست مثلا المسائل السرویه سوالاتی است که اهل ساری فرستاده است ؛ المسائل العکبریه ؛ مسایل‏صاغانیه ؛ مسایل‏جرجانیه ؛  مسایل‏دینوریه ؛ مسایل مازندرانیه. سئواالت نوعا مسائل اعتقادی است البته سوالات فقهی هم می شده است و روش معمول  رساله هایی که آن موقع نگاشته می شد این بود که در ابتدای آن مباحث کلامی مطرح بوده است ؛ مقنعه که اولین کتاب فقهی ماست ابتدای آن کلام است ؛ الاقتصاد شیخ  طوسی مبسوط کلام است و آخرش فقه است و این قضیه رایج بوده است و متاسفانه گاهی اوقات سئوالات کلامی از بیوت بعضی از آیات عظام می شود و آن دفتر پاسح به این مسائل را نمی پذیرد و ارجاع به بعضی مراکز می دهند .و این کمر نگ شدن مباحث اعتقادی و کلامی در حوزه خطرناک است و آفات آن بعدها خود را بیشتر نشان خواهد داد

استاد علامه شهید مطهری می فرماید : هنگامى که انسان به کلمات بزرگانى مانند شیخ مفید و سیّد مرتضى و علّامه حلّى و مجلسى و امثال اینها برخورد مى‏کند و بیانات آنان را در این زمینه‏ها در کتب کلامى یا در شرح احادیث مى‏بیند، متوجّه مى‏شود که این شخصیّتهاى بزرگ از قرار گرفتن تحت تأثیر بیانات معتزله و اشاعره مصون نمانده‏اند؛ طرز تفکّرشان نزدیک به طرز تفکّر معتزله یا اشاعره بوده است و ناچار بوده‏اند تا حدّ زیادى آیات و اخبار را در این گونه مسائل تأویل و توجیه کنند. بدیهى است این نقصى براى آن بزرگان محسوب نمى‏شود. هر کس دیگر هم که در شرایط آنها مى‏بود نمى‏توانست از آنچه آنها مصون نمانده‏اند مصون بماند (مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏1، ص: 421 ) لطفا درباره  این مطلب توضیحی بدهید ؟

زمان شیخ مفید اوج دوران معتزله است و من با همه احترامی که برای شهید مطهری قائل هستیم   می گویم : بله ؛ متکلمین در آن عصر گاهی اوقات قرابت آراء و روش ایشان با معتزله کم نیست و بیشتر از شیخ مفید ؛ سید مرتضی است اما یادمان باشد که ی تفاوتی بین معتزله بغداد و بصره وجود دارد معتزله بغداد پسوند "الاعتزال المتشیع " دارند ؛  یعنی معتزله ای که میل به تشیع دارد و مبانی تشیع را می پذیرد این "الاعتزال المتشیع " حاصل زحمات خاندان نوبختی ها و شیخ مفید و سید مرتضی  است لذا این نکته یکی از خدمات شیخ است و شیخ نه تنها بر شیعه بلکه بر همه مسلمانان حق دارد " له علی کل امام منة " بعضی آن را تصحیف کرده اند و گفته اند " له علی کل امامی منة " در حالی که درست همان اولی است  " له علی کل امام منة " ولو ائمه اهل سنت و اعتزل و یکی از خدمات شیخ این است که اعتزال بغداد را خیلی به تشیع نزدیک کرد بگونه ای اعتزال بغداد را به شیعه نزدیک کرد که یکی از وجوه تفاوت بین معتزله بغداد و بصره در این است که معتزله بغداد قائل هستند به افضلیت امیر المومنین بعد از نبی اسلام  و معتزله بغداد کسانی هستند که انتقاد از صحابه حتی انتقاد از شیخین را نهادینه کردند ؛ شما کجا جرائت می کردید قبلا به این مسائل انتقاد کنید لذا بی دلیل  نیست که علامه حسن زاده آملی ( حفظه الله )  می فرمایند : شیخ مفید به تشیع آبرو داد . و مطمئنا اگر معتزله بغداد ادامه پیدا می کرد تفکر جهان اسلام غیر از این بود و لذا وقتی سلاجقه این مطلب را  فهمیدند جلوی گسترش ایشان را گرفتند و به اوج اشعری گری کمک نمودند تا معتزله بایکت شود که شد البته خود معتزله هم مقصر بودند که محل بحث نیست خود شهید مطهری  ( ره ) بر انقرض معتزله تاسف می خورد و می گوید : کاش معتزله منقرض نمی شد مخالفان می دیدند اگر اعتزال با این روش ادامه یابد موجب جلوه پیدا کردن تشیع می شود  لذا سیاست بر انقراض متعزله کمک کرد اگر خدمات شیخ مفید نبود مطمئن باشید هیچ گاه ابن ابی الحدید معتزلی این حرف را نمی زد که علی بن البطالب معصوم  است و تفاوت ما با ایشان این است که ما می گوییم علی بن ابیطالب معصوم است وجوبا ؛ اما ایشان می گویند واجب نیست اما عصمت دارد و این تفکر معتزله بغداد از خدمات شیخ است اصلا لقب مفید را اهل سنت به او داد .

موجز نویسی از دیگر ویژگی های شیخ مفید :

 از ویژگی های آثار شیخ موجز نویسی است و همین موجز ها 14 جلد شده است و این مجموعه یک دائزه المعارف مستند و عالی برای تفکر شیعی است.

روش کلامی شیخ مفید را چگونه هست ؟

 در کلام شیعه سه روش قابل مشاهده است الف )  نص گرا و اهل حدیث : مثل شیخ صدوق ب) عقل گرا مثل شیخ مفید ج)  فلسفی مثل خواجه و ملاصدرا ؛ موسس و رئیس روش عقل گرایی شیخ مفید میباشد و اتفاقا از جلوه های خوب شیخ این است که علی رقم آمدن دانشمندان نامداری مانند خواجه و ملاصدرا و لاهیجی و .. هیچگاه هیمنه شیخ او کم نشد . لذ از ویژگی های شیخ تاثیر گذاری او برکلام شیعه است و تاثیر او در کلام بیشتر است تا فقه .

آیا روش کلامی شیخ مفید در حال حاضر محل اقبال اهل فن می باشد ؟

خواجه روش کلامی شیخ مفید را تکمیل کرد و اتفاقا امروز تاثیر شیخ شیخ مفید بسیار زیاد است و از جمله مویدات این ادعا پاورقی های علامه طباطبایی بر بحار الانوار است علامه عالی مقام طباطبایی ( ره ) مرتب در می گوید : شیخنا المفید و علامه عاشق شیخ مفید است .

نظام دادن به افراط و تفریط هایی که در تشیع بود

یکی دیگر از خدمات شیخ نظام دادن به افراط و تفریط هایی بود که در تشیع دیده می شد ؛ ما دچار دو افراط بودیم اول افراط نوبختی ها که ایشان با اینکه شیعه هستند اما خیلی معتزلی مشرب هستند و در مقابل ایشان شیخ صدوق را داریم که نص گراست و شیخ مفید کلام میانه را تاسیس کرد یعنی میان شیخ صدوق و خاندان نوبختی را جمع نمود  لذا کلام الان ما همان کلام میانه شیخ مفید است .

اگر بخواهیم خدمات شیخ به تشیع را دسته بندی کنیم این مسئله در چند محور قابل بسط است ؟

الف :تثبیت هویت مستقل مکتب اهل بیت ؛ قبل از مفید مکتب کلامی اهل بیت استقلال ندارد و نوبختی ها میل به اعتزال دارند و امثال شیخ صدوق نص گرا هستند شیعه هنوز متهم هست که کلامش را از معتزله گرفته است و شیخ مفید همان موقع در اوائل المقالات جواب داد که استقلال از آن ماست ؛ حرف از آن ماست و معتزله خالفونا او وافقونا و معیار کلام شیعه است .

ب: مفید با نتسیس کلام میانه جمع منطقی بین عقل و نقل نمودند .

 ج: شیخ مفید تفکر اجتهادی را تبیین و ترویج کرد .

تنها در فقه منظور من نیست بلکه این تفکر بیشتر از فقه در کلام است ؛ در کلام بعضی اصحاب تقلید بودند و بعضی "اصحاب المعارف" بودند نظیر همین "مکتب تفکیک" و این اصطلاح " اصحاب المعارف" را شیخ طوسی به کار می برد و امروز هم تفکیکی ها از نامی که  آقای حکیمی بر ایشان کذاشته است اعتراض دارند  و خود را "مکتب معارفی خراسان" یا "مکتب معارفی اهل بیت" می خوانند مثل شیخ صدوق که می گویند معرفت فطری است و در مقابل ایشان اصحاب النظر هستند مانند شیخ مفید و سید مرتضی و دیگران .

 با تشکر .

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٦ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد