یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

ضرورت پرداختن به جنبه های انسانی قیام امام حسین علیه السلام

موضوع جنبه های انسانی در قیام امام حسین بخش مهمی از جنبه های این قیام است ، در شرایطی که شیعه مخاطب جهانی دارد و مخاطبان غیر مسلمان نگاه‌های کاوشگرانه خود را به شیعه و تفکر شیعه دوخته‌اند می‌تواند دستمایه های خوب و فرصت‌های مهمی را در اختیار شیعه و در اعلام مواضع و معرفی خود در قبال جهانیان ایجاد کند


شاید یکی دیگر از جنبه های اهمیت بررسی جوانب انسانی قیام امام حسین این باشد که این قیام چون خونین است و امروزه از سوی گروه‌هایی که خود را وابسته به اسلام معرفی می‌کنند و حوادث خونینی آفریده بحث از جوانب انسانی در قیام امام حسین می‌تواند یک بخش تمایز بخش و ایجاد کننده تمایزهای اصلی نسبت به این قیام در قبال آنچه که امروزه سلفی‌ها و گروه‌های دیگری که گروه‌های جهادی خوانده می‌شوند  ایجاد کند و از این نظر هم اهمیت پیدا می‌کند و می‌تواند یک فصل یا کتاب مطالعه‌ای را فرا روی جهانیان برای باز تعریف و فهم شیعه در اختیار ایشان قرار دهد البته پیشاپیش عرض کنم که جوانب انسانی در قیام امام حسین علیه السلام به معنای جوانب غیر اصلی نیست بلکه این جوانب در قیام امام جوانب اصلی هستند اما این جوانب جوانب نهایی نیستند امام حسین علیه السلام این وانب را که در قیام خود ایجاد نموده است جوانبی اصلی و اصیل هستند اما جوانب نهایی نیستند ؛ یعنی این جوانب در یک مرتبه پایین‌تر نسبت به جوانب الهی قرار دارند و آنچه که نهایی است در قیام امام حسین جوانب الهی است و جوانب انسانی در مسیر منتهی شدن به آن جوانب و در مراحل میانی نسبت به آن جوانب قرار دارد و بنابراین این‌ها در طول هم هستند و هیچگاه جوانب الهی و انسانی در عرض هم نیستند .

تعریف جوانب انسانی :

فعالیتی که برخوردار باشد از ابعاد و جنبه‌هایی که اگر به هر طیف و یا گروهی از انسان‌ها با هر مسلک  و هر دین و حتی فارغ از دین عرضه شود آن‌ها از آن خاستگاه مشترک انسانی خود با نگاه پر اهمیت به این جنبه می‌نگرند و احساس نزدیکی و الفت و انس با این جوانب پیدا می‌کنند و به تعبیر دیگر جوانب انسانی جوانبی هستند که حتی در شرایط عدم ایمان به دین نیز یک اصالت و یک وضعیت بین بشری را دارا می‌باشند و از این جهت مخاطبان غیر دینی و غیر الهی نیز دارد این جوانب انسان در زندگی پیامبر هم وجود داشته است یعنی پیامبر در زندگی خود به گونه‌های مختلف اخلاق انسانی را ارائه می ادند و برخورد کننده با حضرت و بیننده حضرت از هر طیفی و گروهی و از هر سطحی از نگاه به دین شیفته این رفتار و روش پیامبر می‌شدند و چه بسا بسیاری از مومنین به ایشان اخلاقی از نبی مکرم اسلام می‌دیدند و جذب ایشان می‌شدند و در نهایت اهل ایمان می‌شدند پس جوانب انسانی جوانبی است که در رفتار پیامبر هم مشاهده می شود و این ویژگی در رفتار امام حسین در یک سطح بالایی وجود داشته است . امام حسین علیه السلام شرایط ویژه‌ای دارد که بررسی جوانب انسانی او   ممکن است ابعادی را از خود نشان دهد که این رفتار در رفتار سایر امامان مجال به بروز پیدا نکرده است .

جوانب انسانی در رفتار امام حسین علیه السلام

امام آغاز کننده جنگ نبود

 یک جنبه آن است که در معرکه خونین به گونه‌ای شروع می‌شود که حضرت آغاز کننده به جنگ نیست و در رفتار خود به خوبی این را نشان دادند که امام ابا داشتند از اینکه آغاز کننده به جنگ باشندو حتی ابا داشتند از اینکه به استقبال جنگ بروند لذا باید بین استقبال از نهضت و ایجاد نهضت با استقبال از جنگ رفتن تفکیک قائل شد .

 

تمایل به ختم نبرد

وجه دیگری انسانی رفتار امام حسین علیه السلام آن است که امام حسین حتی بعد از اینکه جنگ آغاز می‌شود بسیار کوشش می‌کند تا دامنه این جنگ محدود بشود و ختم شود حتی بعد از اینکه عزیزان زیادی را از دست داده بودند و تنها شده بودند در چنین شرایطی اگر کسی هم از قبل   آماده جنگ نبوده است حالت خاصی پیدا می‌کند و حس جنگجویی و انتقام در او ایجاد می شود  اما نصوص و کلماتی  که از امام در دست است حاکی از این است که امام حسین در همه لحظات عاشورا خواهان خاتمه دادن به جنگ بوده است البته نه با قیمت بیعت کردن با یزید و ایشان  تا آخر بر سر کلام هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة (لعمات الحسین، ص: 71) خود ایستاده بود .

شرافت و عزت انسانی

جنبه دیگر جنبه انسانی امام حسین این بود که شرافت و عزت انسانی را به خاطر ترس  ؛ به خاطر خوف یا زور از دست نمی‌دهد و به صورت شفافی ذلت را نفی می‌کند در عین حالی که خواهان جنگ نیستند و این وجه هم یک وجه کرامت انسانی است و اگر این مطلب را به هر قومی و دینی عرضه کنند که حضرت در عین گریز از جنگ خواهان بالاترین سطح کرامت انسانی است و ذلت را در مقابل زور به هیچ وجه نمی‌پذیرد و مظهر عزت خواهی است این یک نکته اوج انسانی است که در امام حسین وجود داشته است و در قیامش مشهود است

تحریک انگیزه های انسانی

باز از جوانب قیام  امام حسین این است که امام در روز عاشورا اگر  در مواردی مایوس می‌شدند که آن انسان‌های از خدا بی خبر را به راه راست هدایت کنند در همان زمان سعی می‌کردند اگر انگیزه‌های الهی ایشان منتفی شده است انگیزه‌های انسانی ایشان را تحریک کند و آن جمله معروفی که از امام در یک شرایط حساس ایراد شده است که فرمود : وَیْلَکُمْ یَا شِیعَةَ آلِ أَبِی سُفْیَانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاکُمْ هَذِه‏ (اللهوف، ص: 120 )اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید این نشان می‌دهد که حضرت در پی آن بود  که گرچه انگیزه‌های انسانی به پای انگیزه‌های الهی نمی‌رسند اما حضرت در پی کار کردهایی انسانی بودند .

سعی در هدایت حتی در بدترین شرایط

دیگر از جنبه‌های انسانی قیام امام حسین است که حضرت در هیچ شرایطی ولو در لحظات بسیار حساس و شدیدی که کمترین  ترحمی نسبت به عزیزان و اصحاب او نمی‌شد هیچگاه روحیه انتقام گرایانه در قبال آن مردم نمی‌کرد بلکه ایشان را هدایت می‌کرد در یک موضع دلسوزانه‌ای قرار داشت نصیحت‌هایی که حضرت در روز عاشورا قبل از جنگ و در حین جنگ دارند نشان می‌دهد که حال حضرت به هیچگونه تغییری پیدا نمی‌کند در عین اینکه در یک موضع دلسوزی است در عین حالی که بیشترین سختی‌ها به او روی آورده است اما در عین حال موضع او نسبت به دشمنان موضع دلسوزانه هست و در پی هدایت و نصیحت ایشان است .

تحریک وجدان ها

امام حسین عزیزان خود را به گونه ای در جنگ به میدان می‌آورد که آن‌ها بتوانند بر وجدان انسان‌ها تاثیر بگذارند و هر کدام تاثیری از انسانیت نسبت به آن جمعیت باز کنند و به تحریک وجدان‌های  ایشان از طفل شیرخواره تا پیرمرد ترتیب عزیزانش برای به میدان آمدن به گونه ای بود که پیام‌های انسانی پرباری را به دنبال داشت در حالی که جنبه‌های دینی قوی‌تری را در بر داشت و این هم نشان می‌دهد حضرت در روز عاشورا در پی این است ک با وجدان‌ها سخن بگویند و وجدان‌ها را تحریک کنند یا حتی کودک شیر خواره را که می آورد نوع گفتگوی امام با جمعیت یک نگاه انسانی است و از یک جایگاه عاطفی سخن می گوید و این هیچگاه به معنای التماس نبوده است چرا که تسلیمی در کار نبوده تا بخواهد التماس کند و گفتگو در یک سطحی بوده است تا بتواند عاظفه ها را تحریک کند - وَ نَادَى یَا زِیْنَبُ نَاوِلِینِى وَلَدِىَ الصَّغِیرَ ؛بعضى از مقاتل دارد که عمامه پیغمبر را بر سر بست، قرآن آورد و خلاصه چهره یک چهره‏اى نبود که بخواهد بجنگد.این بچه را آورد در مقابل لشکر و روى دست بلند کرد، به طورى که زیر بغل‏هایش پیدا بود. بلند گفت‏  «إنْ لَمْ تَرْحَمُونِى فَارْحَمُوا هَذَا الرَّضِیعَ»  ؛اگر به من رحم نمى‏کنید به این بچه شیرخواره رحم کنید ؛ «ألَا تَرَونَهُ کَیْفَ یتَلَظّى عَطَشاً »؛ آیا نمى‏بینید که چگونه بى‏تابى مى‏کند؟  ؛ (موسوعة کربلاء، لبیب بیضون ،ج‏2،ص:52 ) - و اتفاقا در این قضیه عاطفه ها هم تحریک شدند .

ایثار

 از دیگر جنبه های انسانی این است که ایثار در روز عاشورا در یک درجه بالایی تبلور و تجسم پیدا کرده است و در آن روز سختی‌ها فراوانی وجود داشت و عزیزانی که به پای امام حسین فدا می‌شدند خود این ایثار در حد بالا و مبارزه با تشنگی و مصیبت‌های بیشمار و تکان دهنده درون انسان‌ها ولی ارامشی که این اصحاب و خانواده حضرت داشتند در اینکه یکدیگر را ترجیح دهند که اگر مختصر آبی در اختیار داشتند ایثار می‌کردند و این هم یک وجه انسانی است .

آمیختگی مظلومیت و عزت

دیگر از جنبه ها این است که در روز عاشورا یک مظلومیتی برای او و عزیزان او رخ داده است و اگر تصویری از این مظلومیت ایجاد شود و به سمع هر انسانی برسد او احساس می‌کند یک قوم  بسیار خونخوار در مقابل امام بوده‌اند و در مقابل این گروه ستمگر مجموعه انسانی قرار داردکه کمترین ستمی در سخن و زندگی و رفتارشان نیست مواجه هستند و در عین مظلومیت با عزت بوده‌اند و این آمیختگی عزت و مظلومیت مخصوص امام حسین علیه السلام و قیام اوست

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٦ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد