یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار
 
A reporter's notes and interviews

بسم الله الرحمن الرحیم

روز دوم‏

متن : «اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ‏ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَةِ آیَاتِکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین‏» [1]


 ترجمه :« خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم و غضبت دور ساز  و براى قرائت آیات قرآنت موفق گردان به حق رحمتت اى مهربانترین مهربانان عالم».

خدایا در این روز دوم ماه رمضان کاری کن که به رضایت و خشنودی تو نزدیک بشوم ؛ در روایت وارد شده است که ؛، اگر میخواهی بدانی خدا از تو راضی هست ببین که تو از خدا راضی هستی یا نه ؟! [2]

بعضی ها از خدا راضی نیستند و به درگاه الهی گله می کنند که خدایا چرا همه دارند و من ندارم؟! یا چرا همه سالمند و من مریضم ؟! و نباید اینطور حالتی داشت بلکه باید در هر حالتی که هستی از خدا راضی باشی

حکایت:

یکی از اولیاء الهی 30 سال مریض بود ، از ایشان سوال کردند آیا دوست نداری خوب شوی ؟ و از این مسئله بیماری ناراحت نیستی ؟

ایشان اصلا ابراز ناراحتی نکرده بود [3]

پس اگر می خواهی بدانی خدا از تو راضی هست یا نه ؟! به دلت مراجعه کن و ببین در زندگی از خدا راضی هستی ؟ اگر راضی هستی بدان که خدا هم از تو راضی هست و اگر در گوشه دلت از خدا ناراضی هستی ؛  متوجه شو که خدا هم از تو نا راضی هست .

حدیث

در روایت آمده است که خدای تبارک و تعالی از سه نفر تعجب میکند !

1-   کسی که نماز می خواند و می داند مقابل چه خدایی ایستاده است ولی در نماز حضور قلب ندارند و حواسش به نماز نیست

یکی از من سوال کرد برای حضور قلب در نماز چکار کنم ؟

گفتم : موقع نماز در حال قیام به مهر نمازت نگاه کن و در حال رکوع نگاهت به بین دو پا باشد و در قنوت به کف دست نظر کن  و به خودت هم تلقین کن که شاید این نماز ، آخرین نماز من باشد

استادی داشتیم که می گفت : ما باید از نماز خواندن مان هم استغفار کنیم

عاصیان از گناه توبه کنند

عارفان از عبادت استغفار  [4]

حکایت :

60 سال پیش مرحوم آقاسید مهدی نجفی «پدر خانوم استادم» به ما می گفت : برای  نماز هایتان هم استغفار کنید .

2-   کسی که عمری است روزی خدا را می خورد و غصه روزی فردا را دارد

غم روزی مخور بر هم مزن اوراق دفتر را

که قبل از طفل ایزد پر کند پستان مادر را [5]

حکایت :

مرحوم شیخ رضا سراج نقل می کرد :

روزی در بازارچه نائب الامام [6] سگی را دیدم که هفت فرزند خود را شیر میداد به آن حیوان گفتم : شما چه غذایی می خوری که می توانی هفت فرزند خود را شیر بدهی ؟ خانواده ما با اینکه غذاهای خوب و مقوی می خورد ولی باز هم  شیرکافی  برای نوزاد خود ندارد ؟!

سگ با زبان حال گفت : غذای من همین آشغال گوشت ها ست که گاهی قصاب محل بیرون می اندازد

گفتم : چطور تو با خوردن این آشغال گوشت ها می توانی شیر بدهی ؟ و حال آنکه خانواده ما از پس شیر دادن یک بچه هم بر نمی آید ؟

سگ گفت : فرق من و شما این هست که ما خدا داریم .

3-   کسی که می خندد در حالی که نمی داند خدا از او راضی هست یا نه !

«وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ»

خدایا یک کاری کن که از غضب تو اجتناب کنم ؛ و کاری نکنم که در ماه رمضان از من ناراضی باشی [7]

«وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَةِ آیَاتِکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین»

خدایا مرا موفق به خواندن قرآن کن ؛ در قدیم رسم بود که در ماه مبارک رمضان چند ختم قرآن می کردند ؛ ولی طلبه ها چون درس دارند حداقل یک ختم قرآن به نیت امام زمان داشته باشید ، یا به نیت پدر و مادر و امواتتان حداقل یک ختم قرآن داشته باشید .

کسی که در ماه رمضان موفق به یک ختم قرآن نمی شود خیلی خسارت است ، ماه رمضان ماه قرآن است و باید قرآن خواند ؛ اگر کسی می خواهد زنگ دلش پاک بشود باید موقع سحر قرآن بخواند دل ما با گناه زنگ می زند برای پاک شدن زنگ دل چند کار را باید انجام داد

یکی اینکه در سحر ها قرآن بخوانی [8] ؛ دوم اینکه استغفار کنی و دیگر اینکه دست بر سر یتیم بکشی و کمک و مددی به ایتام داشته باشی [9]

خدایا در روز دوم ماه رمضان مرا موفق کن که آیات تو را بخوانم « برحمتک یا ارحم الراحمین » ای خدایی که از همه رحم کننده ها رحمت بیشتر است

 تنظیم و تحقیق : حمید کرمی 



[1] - اقبال الاعمال ؛ سید بن طاوس ( ره )  ج 1 ص 250.

[2] -

[3] - «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‏3، ص: 186»

 حسن بن محمّد الواعظ گفت: بکر بن علىّ المصّیصی از جمله ابدال بود، سى سال بود که بیمار بود. اصحابش او را گفتند: خواهى که بهتر شوى از این بیمارى؟گفت: نه. گفتند: خواهى تا بمیرى؟ گفت. نه. گفتند: چگونه؟ گفت: اگر از این‏ دو گانه یکى خواهم، خلاف آن خواسته باشم به خود که خداى به من خواسته است، و من نخواهم که خواست من در خلاف خواست خداى بود، مرا به این فضول چه کار است! من بنده مملوکم، خداوند من آنچه صلاح من باشد به داند، خود مى‏کند.

[4] - حکایت دوم گلستان سعدی

عذر تقصیر خدمت آوردم **** که ندارم به طاعت استظهار

عاصیان از گناه توبه کنند ****عارفان ار عبادت استغفار

[5] - مرحوم واعظ قزوینی به همین مضمون چنین گفته است :

«غم روزی مخور بیهوده تا جان در بدن داری ********که تا جاریست آب زندگی این آسیا گردد»

[6] - در قدیم نام این بازراچه « بازارچه  نائب السلطنه » بود

[7] - « الجواهر السنیة - کلیات حدیث قدسى ص391»

اى احمد، من تعجب مى‏کنم از بنده‏اى که داخل به نماز مى‏شود و مى‏داند که براى چه کسى دستش را بلند مى‏کند و در جلو چه کسى ایستاده است و با این همه چرت مى‏زند و کسل است. من تعجب مى‏کنم از بنده‏اى که ذخیره امروزش را دارد ولى براى غذاى فردایش تلاش مى‏کند. باز هم تعجب مى‏کنم از بنده‏اى که نمى‏داند من از او راضى هستم و یا این که بر وى خشمناک مى‏باشم، مع هذا خوشحال است و مى‏خندد.  

[8] -« ارشاد القلوب-ترجمه رضایى ج 1 ص 191 »

رسول خدا فرمود که همانا این دلها زنگار میگیرد همان طورى که آهن زنگار میگیرد و همانا جلای دلها بخواندن قرآنست.

[9] - «نصایح ص 219» ؛ آیت الله مشکینی ؛ ترجمه احمد جنتی  

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ): پنج چیز دل را صفا دهد و سختى قلب را برطرف کند: همنشینى علما، دست به سر یتیم کشیدن، نیمه شب استغفار کردن، و کم خوابیدن شب و روزه‏


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٦/٦ توسط ح.کرمی
تمامی حقوق مطالب برای یادداشت ها و مصاحبه های یک خبرنگار محفوظ می باشد