آیا رهبری از تفاهم نامه ژنو رضایت دارد؟

کالبد شکافی توافقنامه ژنو

این توافقنامه در تاریخ 3 آذر 1392 مطابق با 24 نوامبر 2013 در ژنو میان ایران- به ریاست آقای ظریف(وزیر امور خارجه دولت آقای روحانی) به همراه آقایان عراقچی و روانچی- و کشورهای 1+5 (آمریکا، روسیه، چین و سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان) به ریاست خانم اشتون-نماینده اتحادیه اروپا- منعقد گردید.

محتوای این توافقنامه یک قرارداد –یا معاهده و پیمان- است و باید مکانیسم خودش را طی کند، یعنی باید از سوی مجلس و یا شورای امنیت ملی به تصویب برسد، اگرچه نام آن را «برنامه مشترک برای عمل» گذاشته اند، اما تغییر نام، مشکلی را حل نمی کند، و باید به محتوای آن توجه کرد که برای دو طرف تعهداتی را ایجاد کرده است.

در این توافقنامه متن انگلیسی آن دارای اصالت است، و زبان دیگر، پیش بینی نشده است.

توافقنامه ژنو مرکب از 5 بخش است: مقدمه، گام اول، گام میانی، گام آخر و نتیجه نهایی.

در ابتدا سعی می کنیم که گزارشی از این توافقنامه در هر بخش داشته و سپس تاملاتی را بیان کنیم.

گزارشی از اجزای توافقنامه

چنانکه بیان گردید، توافقنامه ژنو مرکب از بخش‌های زیر است:

1- مقدمه

در مقدمه هدف از مذاکرات و نیز امور زیر بیان شده است:

1- هدف از این مذاکرات دستیابی به یک راه حل جامع بلند مدت مورد توافق طرفین است که یقین پیدا کنیم برنامه هسته ای ایران منحصرا صلح آمیز است.

2- ایران تاکید مجدد می کند که تحت هیچ شرایطی بدنبال دستیابی به سلاح هسته ای یا گسترش آن نیست.

3- این راه حل جامع مبتنی بر اقدامات اولیه بوده و در زمان مورد توافق در یک گام نهایی به نتیجه منتهی شده و به نگرانی ها پایان می دهد.

4- این راه حل جامع ایران را قادر می سازد که کاملا از حق انرژی هسته ای خود برای اهداف صلح آمیز تحت پادمان ان.پی.تی با توجه به تکالیف آن برخوردار شود.

5- این راه حل جامع متضمن یک برنامه هسته ای است که: با توافق طرفین تعریف شود، دارای محدودیت های عملی باشد، و با اقدامات شفاف ساز برای حصول اطمینان نسبت به ماهیت صلح آمیز آن برنامه همراه باشد.

6- این راه حل جامع منشأ یک کل منسجم است که: تا همه چیز مورد توافق نباشد هیچ امری مورد توافق نخواهد بود.

7- این راه حل جامع مشتمل بر یک روند گام به گام دو طرفه است و موجب رفع جامع تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، تحریم های چند جانبه و تحریم های ملی مربوط به برنامه هسته ای ایران خواهد شد.

8- کشورهای 1+5 و ایران مسئول نتیجه بخشی و تحقق اقدامات دوطرفه میان مدت و راه حل جامع با حسن نیت هستند.

9- یک کمسیون مشترک مرکب از: سه کشور اروپایی(آلمان، فرانسه و انگلستان)، اتحادیه اروپا، سه کشور دیگر (آمریکا، چین و روسیه) و ایران تشکیل می شود تا بر اجرای گام های میان مدت نظارت و به موضوعاتی که ممکن است پدید آید بپردازد، علاوه براین، آژانس مسئول راستی آزمایی اقدامات انجام شده مربوط به هسته ای خواهد بود.

10- این کمسیون با آژانس براه حل نگرانی های گذشته و حاضر همکاری می کند.

تاملاتی چند

1- هر توافقنامه ای به هدف رفع اختلاف دو طرف انجام می شود، اما متاسفانه این توافقنامه آغازگر اختلافات زیادی شده است؛ برای نمونه، بلافاصله پس از توافق میان دو طرف، اختلاف در مورد یکی از اصلی ترین مسأله مذاکرات –یعنی حق غنی سازی- آن هم در یک تضاد کامل و 180 درجه آغاز گردید، از یک سو، آقای جان کری –وزیر خارجه آمریکا- اعلام می کند براساس این توافقنامه ایران به هیچ وجه حق غنی سازی ندارد، و از سوی دیگر، آقای ظریف –وزیر خارجه ایران- اعلام می کند که در این توافقنامه حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته شده است.

2- در این مقدمه ایران به عنوان یک کشور با وضعیت ویژه تلقی شده که باید به وضعیت آن رسیدگی شود، به عبارت دیگر، پذیرفته ایم وضعیت هسته ای ایران موجب نگرانی هایی برای جامعه جهانی در گذشته و حال شده است که باید برطرف شود.

3- در صورت حل نگرانی ها و حسن نیت ایران و انجام وظایفی که آنها برای ما تعیین می کنند و در این توافقنامه آنها را پذیرفته ایم، و نیز آژانس پس از راستی آزمایی آنها را تایید کند، ایران می تواند یک برنامه غنی سازی با محدودیت ها و قیود زیر داشته باشد، یعنی اولا: توافق آنها را در «تعریف و تعیین آن» بدست آورد، ثانیا: دارای «محدودیت های عملی» باشد و ثالثا: به همراه «اقدامات شفاف ساز» باشد.

چنانکه ملاحظه می شود به هیچ وجه غربی ها در این توافقنامه ذکر نکرده اند که ایران «دارای حق غنی سازی» است، بلکه آنچه که در این توافقنامه تصریح شده است، این است که ایران صرفا می تواند «یک برنامه» غنی سازی داشته باشد، به عبارت دیگر، گاهی شخص مالک ماشین است و حق دارد به هر مکانی که مایل است سفر کند، اما گاهی دارای ماشین نیست و از دیگری ماشینی را به امانت می گیرد، مالک ماشین برای او محدودیت هایی را تعیین می کند و برای نمونه می گوید، بیش از سه نفر نباید سوار کنی، سرعت تو نباید بیش از صد کیلومتر باشد، به مکان دیگر با فاصله بیش از دویست کیلومتر حق نداری بروی و ... . آنچه که در این توافقنامه آمده است به همین صورت است، یعنی طرف غربی، صرفا به ما یک و آن هم یک برنامه غنی سازی را اعطا کرده است که دارای محدودیت های مختلف است. این برنامه نیز در مدت زمانی است که در گام نهایی مورد توافق قرار می گیرد.

علاوه براین، مراد از محدودیت های عملی چیست؟ البته در گام نهایی به این محدودیت ها اشاره کرده است.

نیز مراد از اقدامات «شفاف ساز» چیست؟ آیا این امور در تکالیف ان.پی.تی نیز آمده است؟ یا به دلیل اینکه در این توافقنامه پذیرفته ایم برنامه هسته ای ایران یک وضعیت عادی ندارد، لذا بیش از تکالیف مندرج در معاهده ان.پی.تی باید اقداماتی انجام دهیم تا نظر طرف غربی را جلب کنیم؟ در این صورت، آیا ایران به اهداف خود خواهد رسید؟

4- در جمله اول این مقدمه آورده است که هدف از مذاکرات آن است که «یقین» (ensure) پیدا کنیم که برنامه هسته ای ایران، منحصرا«exclusively» صلح آمیز است. روشن است که 2 قید بیان شده از قیود «کیفی» هستند و قابل تفسیرهای گوناگون. سوال این است که آنها اولا: چگونه یقین پیدا می کنند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است؟ آیا نمی توانند هر زمان ادعا کنند که ما هنوز یقین پیدا نکردیم که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است؟ مگر تاکنون در طول ده سال گذشته که در حال مذاکره هستیم چنین امری را نگفته اند که برنامه ایران، صلح آمیز نیست؛

ثانیا: جالب آن است که قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل که شدیدترین تحریم ها را علیه مردم ایران به تصویب و اجرا رسانده است –از جمله تعلیق تمام فعالیت های هسته ای ایران-، با همین ادعا بوده است که ما هنوز نتوانستیم به صورت یقینی نتیجه بگیریم که برنامه های ایران منحصرا صلح آمیز است. برای نمونه، در قطعنامه 1737 که تعلیق تمام فعالیتهای هسته ای را از ما خواسته است، با این مقدمه شروع کرده است که: «آژانس نمی تواند نتیجه گیری کند که هیچگونه مواد یا فعالیت های هسته ای اظهار نشده در ایران وجود ندارد.» معنای این سخن آن است که آژانس به یقین نرسیده است که فعالیت هسته ای اظهار نشده وجود ندارد، و چون به یقین نرسیده است کافی است که شورای امنیت براساس این گزارش، تحریم های سختی را علیه ایران وضع کند.

در این توافقنامه نیز راستی آزمایی به عهده آژانس است و آژانس باید به یقین برسد.

ثالثا: مراد از قید «منحصرا» چیست؟ در چه صورتی این انحصار فهمیده می شود؟ اگر ایران چند درصد غنی سازی داشته باشد، این انحصار معلوم می شود؟ چگونه است که ژاپن دارای برنامه غنی سازی بیش از 90% است اما برنامه هسته ای آن کشور منحصرا صلح آمیز است اما ایران اگر غنی سازی 20% داشته باشد، برنامه هسته ای آن صلح آمیز نیست؟ جالب آن است که در تمام قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل که تعلیق تمام فعالیتهای هسته ای را از ایران خواسته و نفت، بانک های ایرانی، شرکت های ایرانی، افراد و ... را مورد تحریم سخت قرار داده است، چندبار تصریح شده است که برنامه هسته ای ایران باید منحصرا برای مقاصد صلح آمیز باشد. این تعبیر دقیقا همان تعبیری است که در اولین جمله توافقنامه ژنو آمده است( چنانکه بیان گردید در اولین جمله توافقنامه ژنو آمده است: هدف از این مذاکرات دستیابی به یک راه حل جامع بلند مدت مورد توافق طرفین است که یقین پیدا کنیم برنامه هسته ای ایران منحصرا صلح آمیز است.) و در قطعنامه های شورای امنیت هم به بهانه دستیابی به یقین به منحصرا صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران است، تمام تحریم های سخت را علیه ملت بزرگ ایران تحمیل و تعلیق تمام برنامه های هسته ای از ایران خواسته شده است.

در صورتی که قیود بیان شده در متن توافق، شفاف و مقید و معین نباشد-چنانکه متاسفانه قیود مبهم زیادی در متن توافقنامه وجود دارد- در آینده و در مقام تفسیر در مذاکرات بعدی دچار مشکل جدی خواهیم شد.

5- در پاراگراف دوم مقدمه آمده است که ایران بدنبال سلاح هسته ای و توسعه آن نخواهد بود. این سخن به معنای پذیرش ضمنی این امر است که ایران تاکنون در حال توسعه سلاح هسته ای بوده و سخن غربی ها در متهم کردن ایران و بدنبال آن صدور قطعنامه های شورای امنیت و وضع تحریم های گوناگون شورای امنیت، یک جانبه و چند جانبه علیه ایران درست بوده است، در حالی که کذب این ادعا کاملا روشن است.

6- در مقدمه پس از اینکه تصریح می کند که ایران برای حل نگرانی ها باید گامهای مختلفی بردارد، آورده است ایران می تواند کاملا از حق انرژی هسته ای مطابق ان.پی.تی بهره مند شود، و بلافاصله تصریح می کند که ایران می تواند یک برنامه غنی سازی داشته باشد. اما نسبت به این برنامه غنی سازی هیچ سخنی از ان.پی.تی نیامده است؛ یعنی در آن ذکر نشده است که ایران می تواند براساس ان.پی.تی دارای برنامه غنی سازی باشد، (زیرا روشن است که داشتن غنی سازی برای کشورها در معاهده ان.پی.تی محدود به هیچ قیدی نیست، جز اینکه فقط مقید به صلح آمیز بودن است)، بلکه برعکس تصریح شده است این برنامه باید مطابق محدودیت هایی باشد که به توافق طرف غربی رسیده باشد، مانند محدودیت های عملی، انجام اقدامات شفاف ساز و حصول یقین به صلح آمیز بودن ماهیت برنامه هسته ای ایران.

بسیار مناسب بود که مذاکره کنندگان ایرانی بر این امر اصرار کرده و برنامه غنی سازی ایران را به همان صورتی که در ماده چهارم ان.پی.تی آمده است، می پذیرفته اند، نه براساس تعریف کشورهای غربی زیاده خواه و مستکبر و مطابق محدودیت هایی که آنها در نظر گرفته اند.

7- در مورد کمیسیون مشترک آمده است که این کمیسیون مرکب از ایران و در طرف دیگر، سه کشور اروپایی(یعنی آلمان، فرانسه و انگلستان)، سه کشور دیگر (یعنی آمریکا، چین و روسیه) و اتحادیه اروپا می باشند، (E3/EU+3)؛ علاوه بر این، آژانس نیز به عنوان ناظر باید نسبت به این تعهدات راستی آزمایی کند. معنای این امر آن است که ایران علاوه بر کشورهای 1+5 ، باید موافقت ده ها کشور اتحادیه اروپا را نیز بدست آورد. (جالب است وقتی این امر را در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به آقای عراقچی- مذاکره کننده و معاون وزیر خارجه- یاد آور شدم، ایشان با کمال تعجب در جواب من بیان کرد: «حتما اشتباه تایپی رخ داده است». این سخن بسیار تاسف برانگیز است، و انتظار ما این است که مذاکره کنندگان ما از دقت بیشتری برخوردار باشند.)

8- در مورد گام‌ها، گاهی به «measures» تعبیر کرده است، و گاهی به «steps». برای نمونه، در مقدمه آمده است: There would be additional steps in between the initial measures and the final step.

چه فرقی میان این دو تعبیر وجود دارد؟ اگر فرقی میان آندو موجود نیست چرا در یک توافقنامه حقوقی بین المللی که 10 سال روی آن در حال مذاکره بوده اند، این واژه به یک صورت بیان نشده است؟ فراموش نکنیم که بیش از یک سال و نیم است که مذاکره کنندگان ایرانی با آژانس صرفا نسبت به 9 پاراگراف -به سبب اختلاف معانی واژه ها- مذاکره کرده اند.

9- مراد از راه حل جامع همان امری است که به عنوان گام نهایی در متن توافقنامه ذکر شده است.

2- عناصر گام اول

گام اول، دارای زمان 6 ماهه است، البته این زمان قابل تمدید است.

در گام اول ابتدا اقدامات داوطلبانه ایران ذکر شده است و سپس به اقدامات طرف غربی اشاره گردیده است.

اقداماتی که ایران باید انجام دهد

1- نیمی از اورانیوم غنی شده 20% برای سوخت رآکتور تهران مصرف می شود و نیمی دیگر، به 05% تبدیل خواهد شد.

2- خط اعاده به وضع سابق نباید موجود شود.

3- ایران در این 6 ماه غنی سازی بیش از 05% نخواهد داشت.

4- هیچ پیشرفتی در تاسیسات غنی سازی سوخت نطنز انجام نگردد، یعنی در طول 6ماه به سانتریفیوژهایی که نصب شده اند ولی غنی سازی اورانیوم انجام نمی دهند گاز UF6 تزریق نگردد.

5- هیچ سانتریفیوژ جدیدی در نطنز نصب نگردد.

6- در طول اولین 6ماه، در مقام تعویض سانتریفیوژ ایران از همان نسل جایگزین خواهد کرد. (ذیل مورد چهارم، و موارد پنجم و ششم در پاورقی مربوطه ذکر شده است.)

7- هیچ پیشرفتی در تاسیسات غنی سازی سوخت فردو انجام نگردد، یعنی غنی سازی بیش از 05% در 4 آبشار فردو انجام نشود.

8- ظرفیت غنی سازی در فردو افزایش نیابد.

9- گاز UF6 به 12 آبشار دیگر فردو تزریق نگردد تا در حال غیر عملیاتی باقی بمانند. (یعنی سه چهارم فردو تعطیل شود و فقط به یک آبشار گاز تزریق گردد.)

10- بین آبشارها در فردو ارتباط برقرار نگردد.

11- در طول اولین 6ماه ایران در فردو سانتریفیوژ از همان نسل را جایگزین می کند. (ذیل شماره هفتم تا شماره یازده در پاورقی مربوطه ذکر شده است.)

12- ایران هیچ پیشرفتی را در مورد رآکتور اراک ایجاد نمی کند، ایران در مورد نگرانی ها نسبت به ساخت رآکتور اراک اعلام می کند که در مدت 6ماه، اولا: این رآکتور را راه اندازی نمی کند، ثانیا: سوخت و آب سنگین به رآکتور منتقل نمی کند، ثالثا: سوخت اضافی آزمایش نمی کند، رابعا: سوخت بیشتر برای رآکتور تولید نمی کند، و خامسا: اجزای باقیمانده رآکتور را نصب نمی کند. (این در امر پاورقی مربوطه ذکر شده است.)

13- مواد uf6 با غنای 05% -که جدیدا غنی شده اند- به اکسید تبدیل شوند.

14- مراکز جدید غنی سازی ایجاد نگردد.

15- فعالیت های مربوط به تحقیق و توسعه غنی سازی مجاز است مادامی که به قصد انباشت اورانیوم غنی شده نباشد.

16- بازفرآوری و نیز ساخت مکانی که توانایی بازفرآوری داشته باشد، مجاز نیست.

نظارت های بیشتر و ارایه اطلاعات خاص ظرف سه ماه

17- ارایه اطلاعات خاص به آژانس بین المللی در مورد برنامه های ایران در مورد تاسیسات هسته ای.

18- توصیف و شرح هر ساختمانی که در هر سایت هسته ای وجود دارد.

19- توصیف میزان و سطح فعالیت هایی که در هر مکان مربوط به فعالیت های هسته ای انجام می شود.

20- ارایه اطلاعات مربوط به معادن اورانیوم.

21- ارایه اطلاعات مربوط به کارخانه های تولید اورانیوم (کارخانه های نورد اورانیوم).

22- ارایه اطلاعات مربوط به مواد منبع.

23- تسلیم یک پرسشنامه به روز شده از اطلاعات طراحی رآکتور اراک به آژانس.

24- برداشتن گام هایی در موافقت با آژانس در جهت إعمال پادمان در مورد رآکتور اراک.

25- زمانی که بازرسان آژانس برای راستی آزمایی اطلاعات خاص، اطلاعات مربوط به بازدیدهای موقت و سرزده، اطلاعات مربوط به بازدید فیزیکی و بازدیدهای بدون اطلاع، حضور ندارند، باید بتوانند در نطنز و فردو به صورت روزانه به دوربین های ناظر که آفلاین هستند، دسترسی داشته باشند.

26- بازرسان آژانس باید دسترسی مدیرت شده به کارگاه های مونتاژ سانتریفیوژ داشته باشند، (پاورقی: تولید سانتریفیوژ ایران در 6ماه صرفا مختص به جایگزینی سانتریفیوژهایی است که خراب شده اند.)

27- بازرسان آژانس باید دسترسی مدیرت شده به کارگاه های تولید «روتور» سانتریفیوژ و انبارهای نگهداری آنها داشته باشند. [روتور به دستگاه چرخنده سانتریفیوژ گفته می شود که در هر ثانیه هزار دور می چرخد.]

28- بازرسان آژانس باید دسترسی مدیرت شده به معادن اورانیوم و کارخانه های نورد اورانیوم داشته باشند.

اقداماتی که در مقابل باید انجام گردد

اقداماتی که در مقابل از سوی 1+5 و اتحادیه اروپا باید انجام شود عبارتند از:

1- توقف موقت (pause) فعالیت ها نسبت به کاهش فروش نفت خام ایران، به طوری که مشتریان کنونی بتوانند به مقدار کنونی از ایران نفت بخرند.

2- ایران می تواند مبلغ مورد توافق از دارایی های بلوکه شده خود را وارد ایران کند.

3- نسبت به آن مقدار فروش نفت ایران، تحریم های اروپا و آمریکا نسبت به خدمات بیمه و حمل و نقل تعلیق می شود.

4- تعلیق تحریم های آمریکا و اروپا نسبت به صادرات پتروشیمی و خدمات مرتبط با آن (پاورقی: مراد از خدمات مرتبط هر خدمتی مانند بیمه، مالی و حمل و نقل است که تحت تحریم می باشد.)

5- تعلیق تحریم طلا و فلزات گرانبها و خدمات مرتبط با آنها.

6- تعلیق تحریم های آمریکا نسبت به صنعت خودروسازی ایران و خدمات مرتبط با آن.

7- صدور مجوز برای تأمین و نصب قطعات یدکی جهت امنیت پروازهای غیر نظامی و خدمات مرتبط با آن.

8- صدور مجوز برای بازرسی های مربوط به ایمنی پرواز و تعمیرات و خدمات مرتبط با آن. (پاورقی: رفع تحریم ها شامل هر خط هوایی تحریم نشده و نیز ایران ایر می شود.)

9- هیچ تحریم جدید هسته ای از سوی شورای امنیت سازمان ملل وضع نمی شود.

10- هیچ تحریم جدید هسته ای از سوی اتحادیه اروپا وضع نمی شود.

11- دولت آمریکا از تحمیل تحریم های جدید مرتبط با هسته ای خودداری می کند.

12- تاسیس یک کانال مالی برای تسهیل تجارت بشر دوستانه جهت نیازهای داخلی ایران با استفاده از دارایی های بلوکه شده نفتی ایران در خارج از کشور، که شامل: خرید محصولات کشاورزی، محصولات غذایی، دارو، تجهیزات پزشکی و نیز پرداخت هزینه های پزشکی در خارج از کشور می شود. این کانال مالی از یک طرف بانک معین خارجی است و از طرف دیگر، بانک تحریم نشده ایرانی است.

10- رفع تحریم نسبت به پرداخت مالی ایران به سازمان ملل از طریق آن کانال مالی.

11- رفع تحریم نسبت به پرداخت شهریه مستقیم دانشجویان ایرانی در خارج به دانشگاه ها و کالج های خارجی از طریق همان کانال مالی به مقدار مورد توافق در 6 ماه.

12- افزایش اندازه و سطح اختیارات نسبت به تراکنش های مالی اتحادیه اروپا در مورد تجارت های تحریم نشده به مقدار مورد توافق.

تاملاتی چند

1- هیچ توازنی میان داده ها و آنچه که گرفته ایم وجود ندارد.

2- مهمترین نکته ای که در این توافقنامه، آمریکا و سایر کشورهای زورگوی جهان بدست آورده اند، خارج کردن ایران از «نقطه گریز» و یا «نقطه جهش» است، به تصریح یکی از مسئولان آمریکا (جان کری یا اوباما) با این کار توانستیم امنیت اسرائیل را تامین کنیم.

براساس محاسبات هسته ای، هر کشوری که 270 کیلو اورانیم غنی شده 20% ، 10 تن اورانیوم غنی شده 05% و 20 هزار سانتریفیوژ داشته باشد، می تواند ظرف دو هفته به یک بمب اتمی اورانیومی 25 کیلوگرمی با غنای 95% دست پیدا کند. (به چنین حالتی نقطه گریز گفته می شود)

اگرچه ایران بدنبال سلاح هسته ای نیست، و فتوای مقام معظم رهبری در مورد حرمت تولید سلاح هسته ای و نگه داری آن برای ما از هر قرارداد بین المللی بالاتر است، اما داشتن مواد غنی شده فوق و نیز تعداد سانتریفیوژهای بیان شده می تواند دست برتر را به ایران داده و از حمله کشورهایی مانند اسرائیل به ایران جلوگیری کند. متاسفانه مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند که تمام مواد غنی شده 20% را از بین ببرند. (براساس بند 1 از مواردی که در گام اول مذاکره کنندگان ایرانی تعهد داده اند.)

از سوی دیگر، متعهد شده اند که بر ذخایر 05% نیز نیافزاییم، یعنی نباید بر مقدار 7تن مواد غنی شده 05% که داریم، هیچ مقدار دیگری افزوده شود.(براساس بند 13 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) نیز هیچ مرکز دیگری برای غنی سازی ایجاد نگردد. ( براساس بند 14 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.)

از ناحیه سوم، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند هیچ سانتریفیوژ جدیدی تولید و نیز نصب نگردد، (براساس بندهای 26 و 5 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) و نیز سه-چهارم فردو (براساس بند 9 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) و تقریبا نیمی از سانتریفیوژهای نطنز (براساس بند 4 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.) باید تعطیل شوند.

از سوی چهارم نیز مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند که رآکتور اراک و نیز آب سنگین اراک به صورت تعلیق در آمده و از کار باز ایستد. (براساس بند 12 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.)

از جهت پنجم هر گونه باز فرآوری و نیز تاسیساتی که توانایی بازفرآوری دارند، ممنوع شده است.(براساس بند 2 و 16 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند.)

(جالب است که در بیانیه توجیهی ای که سران آمریکا برای مردم خودشان در مورد تفاهمنامه ژنو صادر کرده اند همه نکات فوق آمده است، از جمله ذکر شده است که ایران: «ذخایر اورانیوم 3/5 درصدی خود را افزایش ندهد، بدین ترتیب به مقدار ذخایر در پایان 6 ماه افزوده نمی شود و تولیدات جدید نیز به شکل اکسید در می آید»؛ «نیمی از سانتریفوژهای نصب شده در نطنز و سه چهارم دستگاه های نصب شده در فوردو را غیرفعال نگه دارد به طوری که امکان استفاده از آنها برای غنی سازی وجود نداشته باشد»؛ «ساخت سانتریفوژ را فقط برای جایگزین کردن دستگاه های آسیب دیده ادامه دهد»؛ «از این رو ایران طی شش ماه آینده قادر نخواهد بود به ذخایر اورانیوم غنی شده خود بیفزاید؛ تاسیسات غنی سازی جدید نسازد»؛ «ذخایر اورانیوم 3/5 درصدی خود را افزایش ندهد، بدین ترتیب به مقدار ذخایر در پایان 6 ماه افزوده نمی شود و تولیدات جدید نیز به شکل اکسید در می آید»؛ «ایران تعهد کرده است که به پیشروی در فعالیت های رآکتور اراک ادامه ندهد و مسیر تولید پلوتونیوم را متوقف کند.ایران متعهد شد که:

رآکتور اراک را راه اندازی نکند، سوخت وارد رآکتور اراک نکند، تولید سوخت برای رآکتور اراک را متوقف کند، دیگر آزمایش های سوخت برای این رآکتور انجام ندهد، قطعات دیگر در رآکتور اراک نصب نکند، سوخت و آب سنگین به محل این رآکتور منتقل نکند، مرکز ویژه بازفرآوری نسازد. ایران بدون بازفرآوری نمی تواند پلوتونیوم را از سوخت مصرف شده جدا کند.»)

این امور از نکات مهمی بوده اند که ایران می توانست بر اساس آنها دست برتر را داشته باشد و حداکثر با قبول برخی از آنها لغو کل تحریمها به ویژه تحریم های سخت نفتی و بانکی را خواستار گردد. اما متاسفانه مذاکره کنندگان ایرانی همه این امور و امتیازاتی را که ملت بزرگ ایران با تحمل سالها رنج و سختی و با نثار خون شهدای گوناگون هسته ای بدست آورده بودند، به ثمن بخس فروخته اند.( در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو نیز در این مورد آمده است:امتیازاتی که ایران به عنوان بخشی از این قدم اولیه تعهد کرده است، شفافیت بیشتری فراهم می کند و امکان بازرسی های سرزده از برنامه هسته ای اش را ایجاد می نماید. در گذشته، نگرانی این بود که ایران از مذاکرات برای وقت کشی و پیشبرد برنامه اش استفاده می کند. اما این اقدامات کمک خواهد کرد وقتی برای رسیدن به یک توافق جامع بلند مدت مذاکره می کنیم، ایران نتواند از سپر مذاکرات برای پیشبرد برنامه هسته ای اش استفاده کند.

در عوض، به عنوان بخشی از اقدامات اولیه، گروه 1+5 تحریم های ایران را به صورت محدود، موقت، هدفمند و قابل برگشت لغو خواهد کرد. این کاهش تحریم به گونه ای سازماندهی می شود که بخش عمده شبکه تحریم از جمله تحریم های کلیدی در بخش نفت، بانکی و مالی پابرجا بماند.

گروه 1+5 با قاطعیت به اجرای این تحریم ها ادامه می دهد. اگر ایران نتواند به تعهدات خود عمل کند، ما لغو محدود را متوقف می کنیم و تحریم های جدید وضع خواهیم کرد.)

چنانکه ملاحظه می شود تمام بخشهای هسته ای ایران –یعنی فردو، نطنز و اراک- از کار افتاده و یا به صورت نیمه تعطیل در آمده است. حق تولید سانتریفیوژ، حق نصب سانتریفیوژ جدید (جز در موارد خرابی ها)، حق غنی سازی 20% ، حق غنی سازی 05% بیش از مقداری که داریم، (البته در نهایت، و در گام نهایی با محدودیت هایی که ایجاد کرده اند، ایران نمی تواند غنی سازی نیز داشته باشد.) حق برخورداری از آب سنگین اراک و نیز حق برخورداری از رآکتور اراک را نداریم.

از دست دادن تقریبا همه بخشهای هسته ای ایران به قیمت به دست آوردن چه چیزی بوده است؟ چنانکه خواهیم دید تقریبا تمام بخشهای تحریم نفتی و بانکی سخت علیه ایران به حال خود باقی مانده است، و معلوم نیست چرا مذاکره کنندگان ایرانی چنین توافقنامه ای را پذیرفته اند؟

سوال جدی قابل تامل آن است که چرا آمریکا و کشورهای مستکبر غربی حاضر به مذاکره با ما در سالهای اخیر شده اند؟ چرا آنها تحریم ها را ادامه نداده تا ایران روزی –به زعم آنها- کاملا تسلیم گردد؟ پاسخ آن است اگر آنها با زورگویی تمام از اهرم فشار تحریم استفاده می کردند، ایران نیز دارای اهرم فشار مختلفی بوده است، ایران دارای قدرت غنی سازی بالا، بیش از صدها کیلو مواد غنی شده 20%، دستیابی به تکنولوژی ساخت سانتریفیوژهای نسل های برتر (سانتریفیوژهای نسل دوم چهار برابر نسل اول کارایی دارند و سانتریفیوژهای نسل بعدی کارایی های بیشتری خواهند داشت)، دستیابی به آب سنگین و نیز رآکتوری که با آب سنگین کار می کند، دستیابی به قدرت بازفرآوری و ... بوده است. براساس موارد فوق، ایران می توانست به موادی با غنای مورد دلخواه خودش دست یابد و در هر موردی که صلاح بداند بکار گیرد.

این امور کافی بوده است که آمریکا را به میز مذاکره بکشاند. اما متاسفانه علیرغم اینکه بیش از 90% اهرم فشار آمریکا و طرف غربی –یعنی تحریم های اصلی نفتی و بانکی- به حال خود باقی است، ما در گام اول و گام دوم تقریبا همه امتیازات و اهرم های فشار خود را از دست داده ایم. از این رو، مذاکره کنندگان ایرانی کاملا زمین بازی را به صورت یک طرفه به نفع کشورهای زورگو و مستکبر آماده کرده اند. (سران آمریکا در بیانیه توجیهی خود در مورد تفاهمنامه ژنو به همین مسائل اشاره کرده و آورده اند: «این قدم اول به خودی خود یک معامله بزرگ محسوب می شود. بدون این توافق مرحله ای، ایران هزاران سانتریفوژ دیگر را به چرخش در می آورد و سانتریفوژهای نسل جدید که زمان رسیدن به مرحله آستانه هسته ای را کوتاهتر می کنند، نصب می کرد. همچنین می توانست رآکتورآب سنگین اراک را راه اندازی کند و ذخایر اورانیوم 20 درصدی خود را افزایش دهد. اما در شرایطی که این توافق ایجاد کرده است، ایران نمی تواند هیچکدام از کارها را انجام دهد.

افزون بر این، اگر توافق مرحله ای حاصل نمی شد، تحریم های بین المللی با خطر فروپاشی روبرو می شد زیرا ایران می توانست ادعا کند که در مذاکره جدی بوده اما غرب جدی نبوده است. در این صورت ما نمی توانستیم شرکای خود را به ادامه کار و اجرای تحریم متقاعد سازیم. حالا که توافق حاصل شده است، ما می توانیم برنامه ایران را متوقف کنیم و به عقب برانیم و به ایران یک گزینه بدهیم: به تعهدات خود عمل و برای رسیدن به معامله نهایی با حسن نیت مذاکره کند وگرنه جامعه جهانی با تحریم و فشار بیشتر پاسخ می دهد.»)

3- از سوی دیگر مذاکره کنندگان ایرانی حق نظارت بر معادن، تمام سایت های هسته ای ایران از جمله فردو، نطنز و اصفهان، راکتور و آب سنگین اراک، کارگاه های ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها و چرخنده آنها (که ممکن است در کارگاههایی تولید شوند که ابزار نظامی در آنها تولید می شوند) را به صورت سرزده و نیز با اطلاع و بدون اطلاع را برای آژانس پذیرفته اند (براساس بندهای 17 تا 28 از مواردی که در گام اول، مذاکره کنندگان ایرانی تعهد کرده اند)، نیز اطلاع یافتن آنها را از تمام برنامه ها و طراحی های هسته ای ایران، وجود ساختمانها در هر سایت هسته ای و سطح و گستره فعالیت های در حال انجام در آن سایتها را تعهد کرده اند، آیا می توان امنیتی برای دانشمندان هسته ای ایران و نیز تکنولوژیهای پیشرفته بکار رفته در آن سایتها تأمین کرد؟ هیچ کس تردیدی ندارد که حداقل برخی از بازرسان آژانس جاسوس هستند، و یادمان نرفته است که ویروس «استاکس نت» که از سوی همین عده وارد سانتریفیوژهای ما شده است، 3000 سانتریفیوژ را از کار انداخته است.

جای تعجب و سوال است که مذاکره کنندگان ایرانی براساس کدام منطق تقریبا تمام امتیازات ملت بزرگ ایران به دشمنان داده اند؟

براین اساس پیش بینی می شود –به دلیل اینکه دشمنان ما به پیروزی بزرگی دست یافته اند- هیچگاه این تفاهم نامه را نقض نخواهند کرد، و سخنان مغرضانه اسرائیل برای آن است که دست بالاتر را همیشه داشته باشند.

4- راستی در مذاکرات بعدی که باید تحریم های سخت نفتی و بانکی را برطرف کنیم، آیا چیزی برای مذاکره داریم؟ به قول آقای روانچی، در مذاکره باید چیزی بدهیم و چیزی بگیریم، حال در مذاکره اصلی چه چیزی را باید بدهیم تا دشمنان ما تحریم های اصلی یعنی تحریم بانکی و نفتی را رفع کنند؟ آیا می خو اهیم اصل فردو یا نطنز را نیز بدهیم؟ (قابل توجه است که به تصریح آقای عراقچی در کمیسیون امنیت ملی، اراک که خط قرمز ما بوده است را در همان مذاکرات اولیه برای تفاهم نامه ژنو از دست داده ایم.) در پاسخ همین سوال آقای تخت روانچی –از مذاکره کنندگان تفاهم نامه ژنو- در جلسه فراکسیون اصولگرایان مجلس در بعد از ظهر تاریخ 12/9/1392 که برای همین موضوع تشکیل شده بود، بیان داشته اند که ما در انتهای کار برای مذاکره: 1- 7تن مواد غنی شده 5/03% داریم، 2- اراک را داریم، 3- فردو را داریم و 4- پروتکل الحاقی را داریم. (همین اظهارات از سوی آقای عراقچی در جلسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در تاریخ عصر سه شنبه 19/9/1392 نیز بیان گردیده است.)

سوال این است که این امور از خطوط قرمز نظام است یا اموری هستند که قابل مذاکره هستند؟ با توجه به اینکه ما از دستیابی به بهره برداری از اراک در همین تفاهم نامه دست کشیده ایم، در فردو نیز قبول کرده ایم که غنی سازی 20% نداشته باشیم، روی چه امری می خواهیم مذاکره کنیم؟ آیا از غنی سازی 05% می خواهیم دست بکشیم؟ آیا می خواهیم 7تن ذخیره را نابود کنیم؟ روشن است که تنها برای سوخت رآکتور بوشهر برای تولید هزار مگاوات برق، نیازمند 30 تُن اورانیوم غنی شده 5/03% تا 05% در سال هستیم، در حالی که ظرفیت غنی سازی موجود در نظنز صرفا سالی 2 تُن است، در این صورت ما برای تولید سوخت یک سال رآکتور بوشهر نیازمند ظرف زمانی 15 سال هستیم. با عنایت به تعهد مذاکره کنندگان ایرانی به عدم نصب سانتریفیوژهای نسل جدید(براساس بندهای 6 و 11 از مواردی که در گام اول، طرف ایرانی پذیرفته است) –که قابلیت های زیادی در سرعت و نیز حجم غنی سازی دارند- معلوم نیست از دست دادن 7 تُن مواد غنی شده منتهی به چه وابستگی تمام عیار به دشمنان خواهد شد؟

در مورد پروتکل الحاقی نیز باید توجه داشته باشیم که متاسفانه بدون تصویب مجلس برخی از بندهای آن از جمله نظارت های سرزده بدون اطلاع و با اطلاع (براساس بند 25 از مواردی که در گام اول، طرف ایرانی داده تعهد کرده است) را مذاکره کنندگان ایرانی پذیرفته اند. از سوی دیگر، با عنایت به از دست دادن بخش غالب هسته ای کشور، پذیرش یا عدم آن هیچ امتیازی برای ایران نبوده و نمی تواند به وسیله آن تحریم های سخت نفتی یا بانکی را از بین برد.

5- اما آنچه که بدست آورده ایم، رفع تحریم های اصلی و سخت بانکی و نفتی نیست، بلکه به دو بخش وعده های نسیه و موارد نازل فعلی و نقدی تقسیم می شود، (در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو در این مورد آمده است:در ازای این گام‌ها از سوی ایران کشورهای 1+5 امتیازهایی محدود، موقت، هدفمند و قابل بازگشت به ایران ارائه خواهند داد و در عین حال بخش اعظم تحریم‌های ما، از جمله تحریم نفت، نظام مالی و بانکی در جای خود باقی خواهند ماند. اگر ایران نتواند به تعهدات خود عمل کند ما کاهش تحریم‌ها را ملغی اعلام خواهیم کرد):

الف- اما وعده های نسیه: به ایران وعده داده شده است که اگر به تعهدات خود عمل کند، تحریم های جدیدی در آینده از سوی شورای امنیت سازمان ملل (براساس بند 9 از مواردی که در گام اول، غربی ها تعهد کرده اند)، اتحادیه اروپا (براساس بند 10 از مواردی که در گام اول، غربی ها تعهداتی کرده اند) و آمریکا (براساس بند 11 از مواردی که در گام اول، که غربی ها تعهد کرده اند) وضع نمی شود.

ب- اما وعده های نقد: طرف غربی بیان کرده است (قابل توجه است که رقم های زیر در توافقنامه ذکر نگردیده است بلکه بیرون از آن از سوی مسئولین آمریکایی در بیانیه توجیهی بیان شده است و اگر آنها نسبت به اعداد و ارقام بیان شده مشکل ایجاد کنند، طرف ایرانی نمی تواند اعتراض کند):

از 100 میلیارددلاری که به زور از ایران بلوکه شده است، تقریبا 8 میلیارددلار را در طول 6ماه به صورت قسطی به ایران می شود، از فروش نفت ایران در طول 6ماه، ایران می تواند تنها به 20% آن دسترسی داشته باشد، (که معادل 2/4 میلیارددلار است، در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو در این مورد آمده است: «به شرطی که ایران به تعهداتش عمل کند 4/2 میلیارد دلار حاصل از این فروش به شکل اقساط به ایران منتقل می‌شود.») و با بخشی از بقیه پول نفت که به مقدار بلوکه شده های ایران افزوده می شود، می تواند خوراک، دارو و لوازم پزشکی تهیه کند، نیز با بخش دیگر آن بدهی خود را به سازمان ملل و نیز دانشگاه ها و کالج های خارجی پرداخت کند،(بدهی به کالج ها و دانشگاه های خارجی 400 ملیون دلار است که به ما اجازه داده اند این مبلغ را به آنها پرداخت کنیم. در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو آمده است: 400 میلیون دلار از سرمایه‌های دولتی ایران را مستقیماً به مؤسسات آموزشی شناخته‌شده در کشورهای ثالث منتقل کند تا هزینه تحصیل دانشجویان ایرانی پرداخت شود.) نیز بخش خودروسازی، صادرات پتروشیمی و طلا و فلزات گرانبها آزاد می گردد، (در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو آمده است: موارد خاص تحریم بر طلا و فلزات گرانبها، بخش خودروسازی ایران، و صادرات محصولات پتروشیمی را به حالت تعلیق در آورد، که این امر به طور بالقوه نزدیک به 1/5 میلیارد دلار برای ایران عایدات دارد.) نیز تامین قطعات هواپیما از تحریم رها خواهند شد، و اروپا نیز می تواند سطح معاملات خود را با ایران به 1ملیون دلار ارتقا دهد. (این آمارها از سوی آقای عراقچی نیز در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس در تاریخ 5/9/1392 بیان شده است.)

اندک دقتی در آمارهای فوق روشن می سازد که فاصله میان آنچه بدست آورده ایم و آنچه که متاسفانه از دست داده ایم، بسیار زیاد است. هر منصفی نیز به راحتی در می یابد که از دست دادن حداقل 90% امتیازات یک ملت مقاوم برای بدست آوردن حداکثر 10% معامله ای نادرست و تفاهمی زیانبار و بسیار خسارت آفرین است. (در بیانیه توجیهی آمریکا در مورد تفاهمنامه ژنو آمده در این مورد آمده است: در مرحله اول، ما به اجرای تحریم علیه ایران ادامه می دهیم و علیه کسانی که سعی می کنند تحریم ها را دور بزنند، اقدام خواهیم کرد؛ تحریم های مرتبط با فروش نفت خام ادامه می یابد؛ تحریم های مرتبط با صادرات محصولات پتروشیمی به ایران که موجب از دست رفتن میلیاردها دلار از درآمدهای ایران شده است، به قوت خود باقی می ماند؛ بخش عمده دارایی های 100 میلیارد دلاری خارجی ایران غیرقابل دسترس باقی می ماند.

- دیگر بخش های مهم تحریم ها دست نخورده باقی می ماند. از جمله:

1. تحریم علیه بانک مرکزی ایران و ده ها بانک بزرگ و نهاد مالی دیگر.

2. تحریم های ثانویه که بر اساس لایحه جامع تحریم های ایران (سیسادا) علیه بانک هایی وضع شده است که با شرکت ها و اشخاص تحریم شده همکاری می کنند.

3. تحریم کسانی که خدمات دیگر مالی همچون خدمات بیمه به ایران می دهند.

4 . دسترسی محدود به نظام مالی آمریکا

- همه تحریم ها علیه 600 فرد و نهاد که با برنامه موشکی و هسته ای ایران همکاری می کنند، به قوت خود باقی می ماند.

- تحریم بخش های مختلف اقتصاد ایران از جمله کشتی رانی و کشتی سازی به قوت خود باقی می ماند.

- تحریم سرمایه گذاری های بلند مدت و منع ارائه خدمات فنی به بخش انرژی ایران به قوت خود باقی می ماند.

- تحریم علیه برنامه نظامی ایران به قوت خود باقی می ماند.

- محدودیت های گسترده آمریکا برای تجارت با ایران به قوت خود باقی می ماند و ایران کماکان از داد و ستد با بزرگترین اقتصاد جهان محروم می ماند.

-کلیه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل پابرجا می ماند.

- همه تحریم های مرتبط با حمایت ایران از تروریسم، نقش بی ثبات کننده اش در بحران سوریه و سوابق بد حقوق بشری اش به قوت خود باقی می ماند؛ امروز گروه 1+5 و ایران به مجموعه ای از تفاهمات اولیه دست یافتند که مانع پیشرفت برنامه هسته ای می شود و ابعاد کلیدی آن را به عقب می راند. این تفاهم، اولین محدویت های معناداری است که ایران طی یک دهه گذشته در برنامه خود پذیرفته است.

6 ماه آغازین، شامل اعمال محدودیت های مهم در برنامه هسته ای ایران است که باید به تدریج فوری ترین نگرانی های ما را از جمله توانمندی غنی سازی ایران، ذخایر کنونی اورانیوم غنی شده اش، تعداد و توانمندی هایش در زمینه سانتریفیوژها و تو

/ 1 نظر / 24 بازدید